مهمترین مولفه برای آزادی خواه بودن، اعتقاد به دمکراسی، حقوق بشر و آزادی بیان است، وقتی کسی در جنایات رژیم مشارکت داشته، به صورت عملی نشان داده به این اصول یاد شده اعتقاد ندارد!
پس نقش کسانی که در جنایات رژیم مشارکت داشته اند، قدرت را به دست داشته اند، حتی نظریه پرداز رژیم بوده اند، این میان چه می شود؟! آیا با چند فحش به خمینی و خامنه ای، تمام این گناه ها شسته می شود؟! عدم اعتقاد این افراد به دمکراسی و آزادی بیان چه می شود؟!
چند نکته کوچک وجود دارد که کنار هم چیدن آنها، ما را به نتیجه جالبی می رساند:
- آقای بنی صدر حاضر نیست مسولیت خودش را در تشکیل رژیم ولایت فقیه بپذیرد، حاضر نیست قبول کند که اعتقادات او بوده که ولایت فقیه را پایه گذاری کرده و فقط می گوید: «خمینی ما را گول زد و خمینی آدم بدی بود!»
- باید از آقای بنی صدر پرسید، اگر کس دیگری جای خمینی بود و قرار بود همین افکار اسلامی شما را اجرا کند، ایا حاصلش فرق می کرد؟! مثلا، دستور قران مبنی بر کتک زدن به زنانی که بنی صدر از آن طرفداری میکند و تلاش می کند بر آن ماله بکشد، وقتی اجرا بشود، حقوق زنان از نقض می گردد، حال چه توسط خمینی اجرا شود، چه توسط خود بنی صدر و چه توسط بن لادن!
- آقای بنی صدر و واحدی و ... ، مدعی هستند که خمینی یا خامنه ای، بد عمل می کنند، اما حاضر نیستند نقش خود را در شکل گیری نظام ولایت فقیه بپذیرند و یا قبول کنند زمانی جزوی از این نظام بوده اند و در جنایاتش شریک بوده اند.
- این آقایان تنها مسولیت جنایات را به گردن یک شخص دیگر (مثلا خمینی) می اندازند، اما حاضر نیستند بپذیرند که افکار آنها با خمینی هماهنگ بوده است. تنها مانند دخترکی شیطان که یک گلدان را می شکند و برای فرار از تنبیه، می گوید «ساناز بٙده» این کار را کرد، بنی صدر نیز می گوید «خمینی بٙده» این جنایات را کرده است!
- صرف اینکه کسی به خامنه ای بد و بیراه بگوید، او را مبارز راه آزادی نمی کند، باید دید که مثلا آقای بنی صدر، آیا واقعا به آزادی بیان و اندیشه و دمکراسی و جدایی دین از سیاست معتقد است؟!
- در داخل این رژیم، همیشه تنش و دعوا و جنگ قدرت وجود داشته است. بنی صدر می رود، هاشمی رفسنجانی می آید، موسوی می رود، کروبی می آید، خاتمی می رود، احمدی نژاد می آید...!
- کسانی که در جنگ قدرت شکست می خورند، دو راه پیش رو دارند، یا مانند آیت الله آذری قمی و یا موسوی اردیبلی، خانه نشین شوند و اجازه دهند خامنه ای تکه استخوانی جلو آنها بیاندازد و مثلا ریاست یک سازمان کوچک را بدست گیرند و مشغول چپاول آن شوند، یا روش اینکه رهبر آنها را مورد غضب قرار دهد و این اشخاص، معمولا از کشور نیز خارج می شوند (مثل بنی صدر)
- این روش کثیفی است که سی بعد از مشارکت در شکل گیری و جنایات رژیم، در جنگ قدرت شکست بخورد، بعد به بیرون از کشور بیاید و یک شبه؛ مدعی آزادی و دمکراسی شود!
- باید از این آقایان پرسید زمانی که قدرت را بدست داشتید، چرا حرف از دمکراسی و آزادی نمی زدید؟!
شاید بتوان این اشخاص را بابت جنایاتی که کرده اند، بخشید، اما هرگز نمی توان به آنها اعتماد کرد.
فرق بسیار است بین کسی که حاضر به قبول قدرت و مشارکت در جنایات رژیم نشده، برای آزادی جنگیده است، با کسی که در جنایات رژیم شریک بوده، حالا که از قدرت کنار گذاشته شده است، به خارج آمده و مدعی آزادی خواهی است...!!
آشفته بازاری است که جنایات کاران رژیم، کسانی که هنوز از دست آنها خون می چکد، مدعی آزادی شده اند!
پی نوشت:
دو ویدیو از سخنان آقای بنی صدر را در انتهای این نوشته آورده ام، همینطور در بخش کامنت ها، لینک دیگر نوشته های خودم درباره ایشان را قرار می دهم.
---------------------------نوشته های دیگر دیروز من:
/-------------/استعمار روسیه و چین کم نبود، قطر هم اضافه شد! از پارس جنوبی می دزدند و در زمین های کشاورزی خودمان، سرمایه گذاری می کنند!
------------------------چند نوشته اخیر من:


