سه‌شنبه، اسفند ۰۹، ۱۳۹۰

عجب شباهتی دارد مجتبی خامنه ای به پسران قذافی و صدام...!

آقای مجتبی خامنه ای، پسران صدام و قذافی هم از این دزدی ها و جنایت ها بسیار کردند، اما عاقبتشان به  سگ گشی انجامید...!

در اخبار آمده است که یک میلیارد و ششصد میلیون یورو از محل پول فروش نفت، به حساب مجتبی خامنه ای واریز شده است(منبع).

تنها مغولان بوده اند که در طول تاریخ ایران، اینچنین به غارت این کشور پرداخته اند. خامنه ای رسما به غارت و دزدی روی آورده است.  چنین رفتاری تنها یادآور جنایات و غارت های پسران صدام است.
باید به پسر خامنه ای یادآور شد که فرزندان صدام و قذافی نیز رفتار مشابه او داشته اند، آخر آنها چه شد؟!

این تصویر به خوبی نشان می دهد عاقبت چنین جنایتکارانی چه بوده است...!

پی نوشت:
آقایان اصلاح طلب و علی الخصوص آقای مهاجرانی، هنوز معتقدید در زندگی خامنه ای از نظر اقتصادی، نقطه سیاهی نیست؟

نوشته دیگر امروز من:








-------------------------لینک این مطلب در بالاترین---------------






ویدیو با زیرنویس فارسی از جرج کارلین/"چطور خدا می تواند ما را بیافریند، اما ناتوان از اختراع دستگاهی برای رابطه با ما است؟!"

آگنوستیک کسی است که به خدای مضحک مسیحیان و مسلمانان باور ندارد، چرا که خدای مسیحیان یا مسلمین، مشخصاتش موجود  است، دلایلی که پیامبران برای  برای اثبات وجودش نیز استفاده می کرده اند، هم موجود است.

فرد آگنوستیک، با این مشخصات و دلایل یاد شده، به این خدا اعتقادی ندارد (اگر اعتقاد داشت که می شد خدا باور!) و صد البته که فرد آگنوستیک، درصدی را احتمال می دهد که ممکن است خدای دیگری باشد.

اصولا فرد مسلمان، حتی ذره ای به وجود خدا شک داشته باشد، مشرک محسوب می شود و دیگر دیندار و مسلمان نیست.

فرد آگنوستیک  با قاطعیت نمی تواند وجود خدای دیگری را رد کند، چون از نظر او یک درصد بسیار اندک برای وجود چنین خدایی باقی گذاشت.

ولی فرد آتئیست می گوید اگر خدایی ما را آفریده باشد، باید نشانه ای از وجودش باشد، باید بتواند با ما را بطه برقرار کند؟

فرد آتئیست استدلال می کند که:

"چطور خدا  می تواند ما را بیافریند، اما ناتوان از اختراع دستگاهی برای  رابطه با ما است؟! آیا ممکن است که خدایی ما را آفریده باشد، اما بعد به صورت کامل ما و ارتباط با ما را فراموش کرده باشد؟ آیا ممکن است این خدا، آنقدر نادان باشد که یک فرد بچه باز را (چون محمد) به نمایندگی خود منصوب کند؟"

داوکینز در مقابل ادیان (چه اسلام و چه مسیحی و یهودی) موضع محکمی داشته و دارد، اینکه او ادیان را ریشه شر می داند، نشان می دهد که به اینگونه خداها، اعتقادی ندارد.

او شش سال پیش هم کتاب پندار خدا را نوشت، به صراحت گفته بود که در آخرین مرحله از بردار خداناباوری قرار دارد، او نمی تواند به صراحت بگوید خدا نیست، چون به عنوان یک دانشمند ابزار این کار را ندارد. او به صورت علمی با مسایل برخورد می کند، او درصد بسیار بسیار اندکی را احتمال می دهد که شاید یک آفریننده دیگری (صد البته غیر از خدای مسلمین یا مسیحیان) وجود داشته باشد.

او به صراحت می گوید که اعتقادش به احتمال وجود این خدا، به اندازه احتمالی پری ته باغ است...!

عجیب است که چطور دینداران از سخنان او سو استفاده می کنند و می گویند او از حرفش عقب نشسته است، او به صراحت همین سخن را شش سال پیش نیز در کتاب معروف خودش (پندار خدا) گفته است.

در بیانیه خودش نیز (که لینکش را در انتها گذاشته ام) او به صراحت تاکید می کند که چنین اشخاصی از حرف او سو استفاده کرده اند.

اصولا تمام تفکر و منش خداباوران، بر چنین رفتارهایی بنا شده است، طرف می گوید نمی تواند (چیزی را که وجود ندارد) ثابت کند، آنها می گویند او خدا را قبول کرده است...! 

در پایان دیدن این ویدیو نیز خالی از لطف نیست، در این ویدیو جرج کارلین به طنز مطالبی را درباره وجود خدا عنوان می کند.

---------------لینک این نوشته در بالاترین-------------


  

(ذکر این نکته لازم است که برای  این ویدیو در یک محیط کاملا عمومی و هنگامی که منتظر بودم، زیرنویس گذاشته بودم، هدفون نیز به همراه نداشتم و درست نمی شنیدم، فکر کنم یک یا دو اشتباه در آن باشد، بعدا آنرا تصحیح خواهم کرد.)





دوشنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۹۰

ویدیو با زیرنویس فارسی/پاسخ دندان شکن پرفسور ریچارد داوکینز به افرادی که سعی به سو استفاده از سخنان اخیر او کرده اند...!

همانطوری که شاید دیده باشید، برخی از خداباوران،با روشی غیر اخلاقی و  با ناقص نقل کردن سخنان پرفسور داوکینز، چنین عنوان کرده اند که داوکینز از حرف های خودش بازگشته و می گوید نمی تواند ثابت کند که خدا نیست...! 

در نوشته قبلی این وبلاگ، پاسخی درخور به چنین افرادی داده بودم، اما چند ساعت پیش نیز پرفسور داوکینز، نوشته ای بر روی سایت خود منتشر کرده است که خلاصه ای از ترجمه آنرا تقدیم می کنم. 

همانطوری که در زیر ملاحظه خواهید فرمود، پرفسور داوکینز به صراحت حرف شش سال پیش خودش را تکرار کرده و می گوید اعتقادش به امکان وجود خدا، به اندازه امکان پری ته باغ (مثل لولو خورخوره!) است. 

این نوشته، خلاصه ترجمه ای است از نوشته اخیر  پرفسور ریچارد داوکینز در سایت خودش، و جوابی است به سو استفاده برخی از خداباوران غیر منطقی به مناظره ایشان.

روزنامه دیلی میل (همانطوری که حدس می زنید!)، نوشته است:

"ریچارد داوکینز اذعان کرده که او آگنوستیک است،  پیشرو آتیست ها، ریچارد داوکینز که معتقد  به تکامل داروینی است، و کتاب پندار خدا را نوشته است، حضار را شگقت زده کرد، وقتی که در مناظره زنده به این امر اعتراف کرد."

اعتراف؟! شگفتی حضار؟!

کسانی که کتاب پندار خدا را خوانده باشد، شگفت زده نخواهد شد، در آن کتاب من یک بردار هفت مرحله ای برای آتیست بودن معرفی کرده ام، که در آن مرحله هفت آن، اشخاص  آتیست کامل خواهند بود و معتقدند که :"من می دانم خدایی نیست"،

در مرحله شش، افراد شانس بسیار کمی را برای وجود خدا در نظر می گیرند! در این مرحله که آتیست غیر رسمی محسوب می شود، فرد می گوید که نمی تواند صد در صد مطمین باشد، اما تصور می کند که احتمال وجود خدا بسیار ناچیز است و زندگی خود را بر این بنا می گند که خدایی وجود ندارد.

در آن کتاب من گفته ام:

" من شگفت زده خواهم بود که افراد زیادی را در این مرحله از بردار ببینم، من خودم را در مرحله شش این بردار در نظر می گیرم که صد البته تمایل بسیار به مرحله هفت دارد. من یک فرد آگنوستیک هستم، آگنوستیک بودن من (درباره خدا) به اندازه آگنوستیک بودن من درباره پری ته باغ است!"

در طی مناظره با اسقف نیز، من به خودم عدد 6.9 در بردار فوق داده ام، وقتی برای نوشیدن بعد از مناظره رفتیم، شخصی به من گفت عدد من در آن بردار، 6.999999 است و من نیز حرفش را پذیرفتم.

چیز عجیبی است، برخی از افراد مذهبی و روزنامه نگاران  از طرفی ما آتیست ها را به دروغ به پرخاشگری متهم می کنند، و وقتی با ما روبرو می شوند و رفتار متدمانه ما را می بینند، ما را متهم می کنند که عقب نشینی کرده ایم...! یا به چیزی اذعان کرده یا معترف شده ایم.
_________________________________________________________

در پایان این ویدیوی جذاب از پرفسور داوکینز را نیز ملاحظه بفرمایید، بر آن زیرنویس فارسی گذاشته ام. 
------------لینک این نوشته در بالاترین-----------------


نوشته های اخیر من:



جمعه، اسفند ۰۵، ۱۳۹۰

تصویر فتوا ! / زمانی که حتی مرجع تقلید شیعه در فتوای خودش، اسم امام نقی را ضایع و بی کلاس می داند...!

یکی از آخوندها گفته بود که شیعه ها به امام نقی کم توجهی می کنند و اصلا او را نمی شناسند. بعد از این سخن بود که یک صفحه فیسبوکی راه اندازی شد به نام (کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان!) و اعضا این صفحه فیسبوکی با ساخت داستان های بامزه، به شوخی با امام نقی می پردازند و به نوعی تابو خرافات و امامان را می شکنند.

من برای اسکل کردن (!) مراجع تقلید (طبق معمول)،  از آنها استفتا کرده بودم که آیا می توانیم خمس و زکات خودمان را به شهرداری پاریس بدهیم تا آنها یکی از پارک ها را به اسم امام نقی کنند؟!

چند نفر از مراجع جواب مرا داده اند که قبل منتشر کرده بودم، اما اخیرا آیت الله العظمی مکارم شیرازی، در جواب استفتا من،  فتوایی صادر کرده و گفته که می توانید برای تغییر نام پارک به نام امام نقی خمس و زکات خود را هزینه کنید، اما اسم پارک را امام هادی بگذارید...!!

سوال این است، چرا مرجع تقلید شیعه اسم امام نقی را اسمی ضایع و بی کلاس می دانند و می گوید اسم پارک را هادی بگذارید؟!

من در جواب فتوای او، ایمیل زدم و گفتم به عنوان یک نقوی(!)، من اگر قرار باشد پول خرج کنم، فقط خرج امام نقی می کنم، امام هادی را به را به رسمیت نمی شناسیم...!

در اینجا تصویر فتوای آیت الله مکارم شیرازی را ملاحظه می فرمایید:

------------------------لینک این مطلب در بالاترین-------------------






ویدیو با زیرنویس فارسی / مدیر موزه بریتانیا، نیل مک گروگر در کنفرانس تد به بررسی تاریخچه منشور کورش می پردازد.

اگر به خاطر داشته باشید، چند سال پیش مقاله ای در نشریه آلمانی اشپیگل منتشر شده بود که کورش را پادشاهی مستبد و خودکامه می دانست. ترجمه کامل این مقاله را در وبلاگ آقا اجازه می توانید ملاحظه بفرمایید.


البته بسیاری از متخصصین امر، این مقاله اشپیگل را باطل دانستند، شاید محکمترین جوابیه را دکتر کاوه فرخ ارایه کرده است که می توانید در این آدرس، آنرا ملاحظه بفرمایید.


نیل مک گرگوری می گوید

"در خاورمیانه کنونی، مجادله ها کر کننده است، اما، هوشمندانه ترین صدایی که وجود دارد، می تواند صدای خاموش یک چیز باشد، مشنور کورش!"


او که مدیر موزه بریتانیا است، در کنفرانس معتبر تد، به بررسی نوشته های منشور کورش می پردازد و می گوید، اگر چه این منشور، آسیب دیده و بخشی از آن شکسته است، اما این منشور، نمادی قدرتمند از چند فرهنگی و تساهل مذهبی است.

او که نویسنده و مجری برنامه مشهور یکصد اثر تاریخی در رادیو بی بی سی(کانال چهار) است، تاریخچه 2600 ساله منشور کورش را به اختصار توضیح می دهد و به بحث هایی می پردازد که بعد از قرض دادن منشور کورش به موزه ملی ایران، به وجود آمده است.


در اینکه کورش بت (!) نیست و نباید عکس او را در ماه ببینیم، هیچ شکی وجود ندارد، اما اینکه او در 2600 سال پیش، به حقوق انسانی دیگران احترام گذاشته است، صد البته که قابل تامل است.


-------------------------لینک این نوشته در وبسایت بالاترین-------------






گوساله عرزشی که ایمیل تهدید آمیز می فرستی، این هم عکس من، ببینم چه غلطی می خواهی بکنی؟!

عطف به فحاشی عرزشی ها در بخش کامنت های این وبلاگ و همینطور ایمیل های متعدد و تهدید آمیز آنها، در اینجا عکسی از خودم منشتر می کنم و هویت خود را افشا می کنم.

می خواهم ببینم مزدوران خامنه ای چه غلطی می خواهند بکنند؟! این تصویر من، می خواهم ببینم چه غلطی می توانید بکنید!؟









پنجشنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۹۰

هموطنم،ارزش رای من و تو نزدخامنه ای کمتر ازدستمال توالت است،به رژیم خامنه ای مشروعیت نده،در انتصابات فرمایشی شرکت مکن!


هموطنم، شرکت در انتخابات در حکم بیعت با خامنه ای است، خامنه ای با  این انتخابات فرمایشی، برای رژیم جنایتکار اسلامی، مشروعیت می خرد.

هموطنم، لحظه جگر سوز کشته شدن ندا را به یاد بیاور، شرکت تو در انتخابات، به سخره گرفتن چشمان معصوم ندا به هنگام مرگ  است.

نامزدی و رای دادن در انتخابات، خیانت و بی حرمتی به خون ندا است...! توهین به شعور خودت  و هموطنانت است...!

هموطنم، این واقعه پیش رو، انتخابات نیست، انتصاباتی از پیش تعیین شده است.

مثال ساده ای می زنم، تصور کنید که من چند گلابی در یک ظرف می گذارم و به کودکی شش ساله می گویم هر میوه ای که می خواهی انتخاب کن! حتما او به من می گوید فقط یک میوه در این ظرف است، من چه میوه ای انتخاب کنم!؟ مرا مسخره کرده ای؟!

حال حکایت این انتخابات فرمایشی است، در این انتخابات (که در حقیقت انتصابات است)،  خامنه ای تعدادی از مزدوران و مجیزگویان خود را قبلا انتخاب کرده و بعد به شما می گوید از بین مزدوران او، نماینده انتخاب کنیم!

طبیعی است که مزدور خامنه ای ، نماینده من و شما نخواهد بود.

قبول این انتخابات و شرکت در آن، تنها توهین به شعور خودمان و هموطنانمان است!

 شرکت در انتخاباتی که آزادی خواهان رد صلاحیت می شوند ولی جنایتکاران و دزدان وابسته به رژیم تایید صلاحیت می شوند، مشروعیت بخشی به جنایتکاران به عنوان نماینده مردم ایران است، این خیانت به تک تک فرزندان آینده ایران و خیانت به کشور ایران است.

----------------------------------لینک این نوشته در بالاترین--------------------



چهارشنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۹۰

/ بانو، نامت بلند آوازه بادا...!/ کلاه از سر بر می داریم در مقابلت! ماریا کولوین قهرمانی بود که تنش را به خاطر مردم سوریه در مقابل گلوله قرار داد...!

گلوی ماریا کولوین، بلندگوی مردم سوریه بود....! 


در خوی وحشی و درنده بشار اسد، هیچ شکی نیست؛ صد البته که اگر فشار بین المللی نبود، رژیم بشار اسد چون پدرش، از دست یازیدن به هیچ جنایت دیگری فروگذار نمی کرد.

در این میان، اهمیت نقش خبرنگاران بین المللی مشخص می شود، بدون شک اگر این قهرمانان حاضر نمی شدند جان خود را به خطر بیاندازند، تن خود را جلوی گلوله بشار اسد قرار دهند و اخبار جنایات بشار اسد را منعکس نمی کردند، مردم کشورهای متمدن از وقایع سوریه با خبر نمی شدند و همین فشار مختصر نیز به بشار اسد وارد نمی کردند.



واقعیت این است که خبرنگاران حاضر در سوریه، جلوی وقوع یک فاجعه بزرگ را گرفته اند، تصور کنیم اگر اینها در صحنه حاضر نبودند، صد البته که بشار اسد جنایات خود را صد مرتبه افزایش می داد.

امروز چند نفر از این خبرنگاران جان خود را از دست دادند، ماریا کولوین، خبرنگار سرشناس و معتبر بین المللی که برای ساندی تایمز کار می کرد، در اثر حمله نیروهای سوریه جان خود را از دست داد.

روزنامه ساندی تامیز در باره او امروز بیانیه ای صادر کرده و گفته است:

"She believed profoundly that reporting could curtail the excesses of brutal regimes."

"او معتقد بود که اطلاع رسانی می تواند از جنایات رژیم بکاهد..."

او یک قهرمان بود، قهرمانی که هر انسان آزاده ای به احترامش کلاه از سر بر می دارد، سی سال گذشته دنیا شاهد گزارش های او از مناطق بحران زده دنیا بوده است، از سری لانکا گرفته تا بیروت.

قبل از حادثه کشنده امروز، او دو بار به شدت مجروح شده است، یک بار در سری لانکا که چشم چپش را از دست داد.

ماریا کولوین (خبرنگار) و  عکاس مشهور، اوچلیک بیست و هشت ساله،  هفته گذشته را در باب-الامر در منطقه حماس به سر بردند و از وقایع خونین انجا، گزارش تهیه کرد.

به همراه اوچلیک و کولوین، بلاگر سوریه ای رامی-ال-سید نیز کشته شده است. بنا به گزارش منابع معتبر به روزنامه اشپیگل، دولت سوریه از حضور او در محل حادثه خبر داشته و از قصد برای کشتن او اقدام کرده است. 


صد البته که دلیل آن نیز مشخص است، این زن شجاع و قهرمان، با گزارش های خود دنیا را از جنایات بشار اسد آگاه ساخته بود. 



سخنان او را در سال 2010، به درستی مبین اهداف و شخصیت این زن است! در مراسمی که نامش (حقیقت، به هر هزینه ای) گذاشته بودند و به یاد صدها خبرنگار کشته شده در مناطق جنگی بود، ماریا کولوین، به زیبایی چنین گفت: 

"Your Royal Highness, ladies and gentlemen, I am honored and humbled to be speaking to you at this service tonight to remember the journalists and their support staff who gave their lives to report from the war zones of the twenty-first century. I have been a war correspondent for most of my professional life. It has always been a hard calling. But the need for frontline, objective reporting has never been more compelling.
Covering a war means going to places torn by chaos, destruction, and death, and trying to bear witness. It means trying to find the truth in a sandstorm of propaganda when armies, tribes or terrorists clash. And yes, it means taking risks, not just for yourself but often for the people who work closely with you."



در ویدیو زیر، آخرین گزارش این زن دلاور را از سوریه می شنوید...، یادش گرامی! 

-----------------------لینک این نوشته در بالاترین--------------------

هشدار:این ویدیو حاوی صحنه های نامناسب برای کودکان و افراد حساس است