‏نمایش پست‌ها با برچسب جنبش سبز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جنبش سبز. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۹۳

چرا اصلاح طلبان نیک آهنگ را کیسه بوکس کرده اند؟ ساده است، نیک اهنگ به پاشنه آشیل آنها ضربه وارد کرده است..!

 در این چند روزه، مجددا شاهد حمله گسترده و سازمان یافته اصلاح طلبان به نیک آهنگ کوثر بوده ایم.  سوال اینجاست، چرا اصلاح طلبان اینچنین نسبت به کوثر، حساسیت دارند؟

همه ماجرا، به افشای نوار مذاکرات نیک آهنگ و مهدی هاشمی رفسنجانی بازمی گردد، چون در آن نوار، به صراحت مهدی هاشمی اعتراف کرد که پشت پرده بازی جنبش سبز، هاشمی رفسنجانی و خانواده او است.  همچنین مشخص شده است که  مهدی هاشمی و خاندان رفسنجانی، چگونه در فضای مجازی و سایت های خارج از کشور نفوذ کرده اند و با پرداخت پول های کلان، آنها را در کنترل خود در اورده اند. 

خنده دار اینجاست، اصلاح طلبان داخل کشور، و توپخانه آنها در خارج از کشور، به صورت هماهنگی به نیک آهنگ حمله میکنند. به عنوان مثال، در حالی که نیک آهنگ جزو مخالفین رژیم است و کاریکاتور خامنه ای را می کشد، و اصولا انتشار مطالب او بسیار دور از ذهن است، اما روزنامه همشری متعلق به اصلاح طلبان،  یکی از کاریکاتورهای پانزده سال پیش نیک اهنگ از دوباره منتشر می کند، و بعد توپخانه اصلاح طلبان خارج از کشور، به او حمله می کنند.

یا در این نوشته، یکی از اصلاح طلبان عکسی از نیک آهنگ منتشر کرده و تنها نوشته است که نیک اهنگ در سفارت ایران در کانادا حاضر شده است.

یکی از روش های کثیف جنگ روانی که وابستگان رژیم به خوبی از آن استفاده می کنند، طرح یک موضوع بدون اشاره به پیش زمینه آن است.

این فرد، برای حمله به نیک آهنگ، عکس او را در سفارت کانادا گذاشته است، اما ننوشته که این عکس، متعلق به نمایشگاه کارتونیست های ایرانی در کانادا است، که موضوع نمایشگاه نیز، روز صلح است، و زمان آن نیز سال 2003 بوده است.

در این نوشته، به تفضیل، به این ماجرا می پردازیم:

ابتدا باید اصلاح طلب را تعریف کنیم:

اصلاح طلب ساخته و پرداخته کیست؟! یادمان باشد، اصلاح طلب از زیر عبای هاشمی رفسنجانی بیرون آمده است...!

اصلاح طلب، یک وطن فروش از جنس بسیجی است، تنها تفاوت او با بسیجی های چماق به دست این است که پیچیده تر عمل می کند. در حقیقت، اصلاح طلبان، در نقش سوپاپ اطمینان رژیم هستند، و هر گاه رژیم با فشار خارجی یا داخلی مواجه می شود، و در خطر سقوط قرار می گیرد، اصلاح طلبان پا به میدان می گذارند.

در حقیقت، سیاست  کلی اصلاح طلبان، بر کند کردن تیغ مبارزه با رژیم خامنه ای است، به این امید که خامنه ای تکه استخوانی جلوی آنها بیاندازد..!

در این چند ساله چندین بار شاهد خیانت این گروه به مردم ایران بوده ایم:

-         با روی کار آمدن خاتمی: خاتمی با بیست میلیون رای بر سر کار آمد، در حالی که مردم به او امید بسته بودند،تنها به جامعه ایرانی خیانت کرد و هیچ اصلاحاتی انجام نداد. 

-         فاجعه کوی دانشگاه:در سال 78 و حمله نیروهای لباس شخصی وابسته به خامنه ای به دانشجویان، در تهران تظاهرات قابل توجهی شکل گرفت، کار به جایی رسید که خامنه ای به گریه افتاد. در آن زمان خاتمی بیست میلیون رای داشت، به جای حمایت از دانشجویان، آنها را مجبور کرد که به خوابگاه های خود بازگردند. 

-         تظاهرات سه و نیم میلیون نفری خردادماه دو سال پیش(بعد از انتخابات ریاست جمهوری):در آن تظاهرات شاهد  حضور انبوه مردم بودیم، بیش از سه و نیم میلیون نفر در خیابان های تهران بودند، نیروی انتظامی از ترس مردم، عکس موسوی را بر ماشین خود چسباند، اما اصلاح طلبان، از ترس اینکه رژیم سرنگون شود، به مردم خیانت کردند و آنها را باز به خانه های خود بازگرداندند.

آخرین بار نیز سال گذشته، وقتی رژیم به دلیل تحریم ها در فشار قرار گرفته بود و رژیم در خطر بود، باز اصلاح طلبان، پا به میدان گذارند و یکی از مهره های قدیمی خود، به نام حسن روحانی را به میدان فرستادند.

چرا اصلاح طلبان، از سرنگونی رژیم اینچنین وحشت دارند و هر جا فشاری مضاعف بر رژیم می بینند، پا به میدان می گذارند؟!

دو دلیل ساده وجود دارد:

      -         بسیاری از این اشخاص اصلاح طلب، در سی سال جنایت رژیم آخوندی نقشی غیر قابل انکار داشته اند، آنها خوب می دانند اگر این نظام ساقط شود، بسیاری از آنها باید در دادگاه ها پاسخگوی اعمال خود باشند.

-         اصلاح طلبان به خوبی می دانند که اگر این نظام ساقط شود و یک حکومت مردم سالار بر سر کار بیاید،این اشخاص در ساختار حکومت آینده جایی نخواهند داشت، به دو دلیل ساده، یکی به سبب سابقه بد و مشارکت در جنایات رژیم و دیگری  توان مدیریتی ضعیف ! فراموش نمی کنم که سال گذشته، همین آقای مهاجرانی بی هیچ شرمی می گفت در زندگی آقای خامنه ای از نظر اقتصادی، نکته تاریکی نیست...!

در حقیقت، با اطمیمان می توان گفت که هر جا تیغی تیز به سمت رژیم خامنه ای نشانه می رود، این اصلاح طلبان هستند که برای کند کردن آن تیغ، پا به میدان می گذارند، به این امید که شاید خامنه ای تکه استخوانی را جلوی آنها بیاندازد...! 

موضوع انتشار نوار مکالمه مهدی هاشمی چه بوده است؟  

برای دانستن این موضوع، بهتر است این نوشتن وبلاگ مرا بخوانید، چون به صورت خلاصه و به صورت مستند، به این  موضوع پرداخته شده است: /-------/برای درست فهمیدن اتفاق رخ داده و انتشار مکالمه نیک اهنگ و مهدی هاشمی، این نوشته را بخوانید! 

نوشته های پیشین: 







دوشنبه، آذر ۲۷، ۱۳۹۱

این چند نکته را که کنار هم بچینیم، می بینیم که بازی دیگری از نوع دوم خرداد، در راه است! البته با کارگردانی مجدد رفسنجانی!


چرا به جای ترور شخصیت نیک آهنگ، ملت لحظه ای به این نکته نمی اندیشند که هاشمی رفسنجانی، پدر خوانده اصلاح طلبان است؟! 

حتما در جریان انتشار مکالمات مهدی هاشمی با نیک آهنگ کوثر هستید، خلاصه ماجرا را می توانید در انتهای این نوشته، ملاحظه بفرمایید. در این جنجال، که توپخانه اصلاح طلبان، تلاش می کند که نیک آهنگ را ترور شخصیت کند و به هر روشی متوسل می شود، توجه به نکات ذیل، ضروری است:

-          خاندان هاشمی، غیر از نقش غیر قابل انکاری که در پیروزی انقلاب و ادامه عمر رژیم داشته، غیر از آنکه بیش از همه در غارت اموال ایرانیان سهیم بوده است، در دو اتفاق مهم دو دهه اخیر نیز، کارگردان اصلی بازی بوده است.
-          یادمان نرود، این رفسنجانی بود که خاتمی را رییس جمهور کرد! اصلاح طلبانی چون خاتمی، در زیر عبای رفسنجانی پنهان شدند و با وجود اینکه پتاسنیل عظیمی در جامعه وجود داشت تا کشور را به سمت آزادی برده شود، آن پتاسنیل عظیم را نابود کردند. به عنوان مثال، یاد آور می شوم که بعد از کوی دانشگاه، این خامنه ای بود که در تلوزیون از ترس گریه می کرد!
-          با توجه به مکاله لو رفته، این رفسنجانی بوده که اصلاح طلبان و میر حسین موسوی را در سال 2009،  به صحنه آورده است و همه چیز، درباره جنگ قدرت بین رفسنجانی و خامنه ای بوده است. باز برای بار دوم، فرصت آزادی کشور مصیبت زده را از مردم ایران دریغ کرده است.
-          براستی، آیا تصور می کنید کسی مانند هاشمی، که مسولیت ادامه جنگ با او بوده (او کسی بوده که کمسیون معاملات اسلحه به جیبش می رفته)، غم مردم ایران را دارد؟! آیا او حاضر است قدمی برای آزادی کشور بردارد؟!
-          این رفسنجانی بوده که دو بار، مردم ایران را بر سر انگشت بازی داده و از آنها به عنوان یک بازیگر، در دعوای خود با خامنه ای، استفاده کرده است!
-          خامنه ای به شدت با بحران مشروعیت رژیم روبرو است، از طرفی به دلیل تحریم ها، اقتصاد در حال نابودی است و رژیم او به شدت در معرض فروپاشی است.
در جمع بندی، تنها می توان گفت که بازگشت مهدی هاشمی به ایران، تنها به منظور این بوده که او بازی دوباره ای را به مانند دوم خرداد علم کند، یک نفر از اصلاح طلبان مورد اعتماد، بر سر کار بیاید، با غرب توافقی برای تعلیق برنامه اتمی و رفع تحریم ها داشته باشند و رژیم را دوباره پا بر جا و مستحکم کنند.

وای به حال مردمی که هاشمی رفسنجانی، با چنین پیشنیه کثیفی، تبدیل به مظهر فعال سیاسی برای آنها شود...!

چند نوشته قبلی نگارنده درباره خاندان هاشمی:






-------------------خلاصه ماجرای افشای مکالمه بین نیک آهنگ و مهدی هاشمی: 

1.      نیک آهنگ زمانی در ایران، برای یکی از شرکت های نفتی کار می کرده که مدیر آن، مهدی هاشمی بوده است. (یعنی کارمند بوده است)
2.      طبیعی است که نیک آهنگ، اقای مهدی هاشمی را می شناخته است. نیک اهنگ به عنوان یک خبرنگار، بعد از اینکه مهدی هاشمی به خارج از کشور آمد، با او در تماس بوده و با او مصاحبه می کرده است.
3.      بنا به گفته نیک آهنگ (در مصاحبه با احمد باطبی)، بارها مهدی هاشمی به نیک اهنگ و خود نویس، اخبار غلط می داده است و بعد که دروغ بودن اخبار تکذیب می شده، مهدی هاشمی مسولیت آنرا نمی پذیرفته است. لذا نیک آهنگ تصمیم می گیرد صحبت های خودش را با مهدی هاشمی، ضبط کند. (منبع)
4.      ضبط صحبت ها، کاملا قانونی است، یعنی طبق قانون آمریکا و یا انگلیس، هر کدام از طرفین مجاز هستند که صحبت های تلفنی خود را ضبط کنند. (منبع)
5.      شخصی به نام دکتر هوشنگ بوذری در کانادا، از مهدی هاشمی، به دلیل شکنجه، اخاذی و آدم ربایی شکایت می کند، علی رغم اینکه بارها دادگاه کانادا، برای مهدی هاشمی اخطاریه می فرستد، مهدی هاشمی در دادگاه حاضر نمی شود. مهدی هاشمی می دانسته حضور در دادگاه، برای او بسیار خطرناک است، و باعث می شود گند بسیاری از کثافت کاری های دیگر خاندان هاشمی نیز بالا بیاید. (منبع)
6.      نیک اهنگ با مهدی هاشمی درباره آقای بوذری و پرونده او صحبت می کند. مهدی هاشمی به نیک آهنگ می گوید که:«بوذری را می شناسد، دروغ می گوید، و تایید می کند که در جریان پرونده دادگاه نیز هستد.» و حتی مهدی هاشمی به نیک آهنگ قول می دهد صدها صفحه مدرکی که علیه دکتر بوذری دارد را به خودنویس تحویل دهد.(منبع و اینجا)
7.      چون بارها برای مهدی هاشمی اخطاریه صادر شده بود و در دادگاه حاضر نشده بود، دادگاه کانادا، بنا به اسناد موجود، مهدی هاشمی را به پرداخت سیزده میلیون دلار خسارت به دلیل شکنجه محکوم می کند. (منبع)
8.      بعد از اینکه مهدی هاشمی در دادگاه محکوم می شود، او بازی کثیف دیگری را شروع می کند، او ابتدا ادعا می کند که اصلا در جریان این پرونده و روند دادگاه نبوده است! آنهم در حالی که در تمامی روزنامه ها درباره آن نوشته شده بوده است و ده ها احضاریه برای او فرستاده شده است! مهدی هاشمی گروهی وکیل استخدام می کند و  وکلا، تقاضای دادگاه مجدد می کنند. 
9.      دادگاه باید تصمیم می گرفته که آیا مهدی هاشمی، اصولا در جریان تشکیل دادگاه قبلی بوده است یا نه؟! چرا که اگر در جریان تشکیل آن دادگاه نبوده، باید دادگاه دیگری با حضور او تشکیل شود، اما اگر در جریان بوده ولی حاضر نشده، دیگر نیازی به دادگاه مجدد نیست.
10.  دادگاه نیک آهنگ را به عنوان مطلع احضار می کند و از او می پرسد:«آیا مهدی هاشمی درباره این دادگاه، چیزی گفته بوده است؟ آیا در جریان تشکیل این دادگه بوده است؟» نیک آهنگ بنا به مصاحبه (شماره  شش همین نوشته) به دادگاه می گوید: «با آقای مهدی هاشمی مصاحبه داشته و مهدی هاشمی در جریان این دادگاه بوده است»
11.  وکلا مهدی هاشمی به دادگاه می گویند اصلا آقای مهدی هاشمی، شخصی را به نام نیک آهنگ نمی شناخته! و نیک آهنگ دروغ می گوید. بعد از به دادگاه می خواهند که به نیک آهنگ دستور دهد همه مکالمات و یا مکاتباتی که بین نیک آهنگ و مهدی هاشمی بوده را به دادگاه بدهد. به این روند، اصطلاحا "سوپینا" می گویند. یعنی وکیل یک طرف، به طرف ثالث می گوید هر مدرکی داری، باید ارایه کنی تا عدالت برقرار شود.  سر پیچی از سوپینا و حکم دادگاه، زندان دارد.
12.  نیک آهنگ به وکیل مهدی هاشمی و دوستان مهدی هاشمی پیغام می دهد که مدارک بسیاری دارد و این به ضرر مهدی هاشمی است. به نفع مهدی هاشمی نیست که چنین مدارکی را بخواهد، اما وکلای مهدی هاشمی به دریافت این مدارک، اصرار می ورزند. (منبع)
13.  نیک آهنگ تمامی مدارک موجود را به دادگاه می دهد، این مذاکرات تلفنی و صحبت ها، به این دلیل برای دادگاه با ارزش بوده که نشان می داده مهدی هاشمی در دادگاه و در حالی که سوگند خورده، دروغ می گفته است! او با نیک آهنگ در ارتباط بوده و او را کامل می شناخته است!
14.  بر طبق مصاحبه آقای دکتر بوذری با احمد باطبی، وکلا مهدی هاشمی به وکلا آقای دکتر بوذری گفته اند که این مدارک را برای ترجمه، به ایران فرستاده اند! یعنی مثلا دفتر خانه فلان در تهران، این مدارک را داشته و ممکن است وزارت اطلاعات به آن دست یافته باشد.
15.  مدتی بعد این مدارک، توسط فردی ناشناس، منتشر می گردد.
16.  اگر نیک آهنگ قرار بود خودش آنرا منتشر کند،لااقل آن بخشی که خطاب به مهدی هاشمی می گوید «صحبت ها خصوصی است» را حذف می کرد که کسی نتواند به او انتقاد کند که چرا صحبت خصوصی را منتشر کرده ای!
17.  اگر خود نیک آهنگ می خواست آنرا منتشر کند، در حالی که دو سال است که نیک آهنگ، این مکالمه را در اختیار دارد، چرا قبلا آنرا منتشر نکرده است!؟
18.  بعید است دکتر بوذری چنین مکالمه ای را منتشر کرده باشد. چون مدارکی که دادگاه به طرفین می دهد، طبق قانون باید محرمانه بماند. چنین خطایی از طرف دکتر بوذری، می تواند بسیار به ضرر او در دادگاه تمام شود و دادگاه برده را ببازد!
وقتی که او دادگاه را برده است و مهدی هاشمی به پرداخت ده ها میلیون دلار خسارت محکوم شده، چرا باید او چنین کند؟!

دوشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۹۱

برای درست فهمیدن اتفاق رخ داده و انتشار مکالمه نیک اهنگ و مهدی هاشمی، این نوشته را بخوانید!


این نوشته، حاصل قریب بیست ساعت مطالعه مطلب مختلف است، و برای تمامی بندها، مدرک لازمه موجود است.

درگیری بین نیک آهنگ و اصلاح طلبان، به زمانی بر می گردد که نیک آهنگ، به انتقاد های او به سران اصلاح طلب، در زمان جنبش سبز باز می گردد. همان زمانی که نیک آهنگ، سوالاتی را مانند «کشتار سال 67» مطرح کرد. حال انتشار مکالمه بین نیک آهنگ و مهدی هاشمی، آنچنان اصلاح طلبان را بر آشفته که به بدترین شکلی به نیک آهنگ حمله می کنند.

ابتدا، به خلاصه ماجرا بپردازیم:

1.      نیک آهنگ زمانی در ایران، برای یکی از شرکت های نفتی کار می کرده که مدیر آن، مهدی هاشمی بوده است. (یعنی کارمند بوده است)
2.      طبیعی است که نیک آهنگ، اقای مهدی هاشمی را می شناخته است. نیک اهنگ به عنوان یک خبرنگار، بعد از اینکه مهدی هاشمی به خارج از کشور آمد، با او در تماس بوده و با او مصاحبه می کرده است.
3.      بنا به گفته نیک آهنگ (در مصاحبه با احمد باطبی)، بارها مهدی هاشمی به نیک اهنگ و خود نویس، اخبار غلط می داده است و بعد که دروغ بودن اخبار تکذیب می شده، مهدی هاشمی مسولیت آنرا نمی پذیرفته است. لذا نیک آهنگ تصمیم می گیرد صحبت های خودش را با مهدی هاشمی، ضبط کند. (منبع)
4.      ضبط صحبت ها، کاملا قانونی است، یعنی طبق قانون آمریکا و یا انگلیس، هر کدام از طرفین مجاز هستند که صحبت های تلفنی خود را ضبط کنند. (منبع)
5.      شخصی به نام دکتر هوشنگ بوذری در کانادا، از مهدی هاشمی، به دلیل شکنجه، اخاذی و آدم ربایی شکایت می کند، علی رغم اینکه بارها دادگاه کانادا، برای مهدی هاشمی اخطاریه می فرستد، مهدی هاشمی در دادگاه حاضر نمی شود. مهدی هاشمی می دانسته حضور در دادگاه، برای او بسیار خطرناک است، و باعث می شود گند بسیاری از کثافت کاری های دیگر خاندان هاشمی نیز بالا بیاید. (منبع)
6.      نیک اهنگ با مهدی هاشمی درباره آقای بوذری و پرونده او صحبت می کند. مهدی هاشمی به نیک آهنگ می گوید که:«بوذری را می شناسد، دروغ می گوید، و تایید می کند که در جریان پرونده دادگاه نیز هستد.» و حتی مهدی هاشمی به نیک آهنگ قول می دهد صدها صفحه مدرکی که علیه دکتر بوذری دارد را به خودنویس تحویل دهد.(منبع و اینجا)
7.      چون بارها برای مهدی هاشمی اخطاریه صادر شده بود و در دادگاه حاضر نشده بود، دادگاه کانادا، بنا به اسناد موجود، مهدی هاشمی را به پرداخت سیزده میلیون دلار خسارت به دلیل شکنجه محکوم می کند. (منبع)
8.      بعد از اینکه مهدی هاشمی در دادگاه محکوم می شود، او بازی کثیف دیگری را شروع می کند، او ابتدا ادعا می کند که اصلا در جریان این پرونده و روند دادگاه نبوده است! آنهم در حالی که در تمامی روزنامه ها درباره آن نوشته شده بوده است و ده ها احضاریه برای او فرستاده شده است! مهدی هاشمی گروهی وکیل استخدام می کند و  وکلا، تقاضای دادگاه مجدد می کنند. 
9.      دادگاه باید تصمیم می گرفته که آیا مهدی هاشمی، اصولا در جریان تشکیل دادگاه قبلی بوده است یا نه؟! چرا که اگر در جریان تشکیل آن دادگاه نبوده، باید دادگاه دیگری با حضور او تشکیل شود، اما اگر در جریان بوده ولی حاضر نشده، دیگر نیازی به دادگاه مجدد نیست.
10.  دادگاه نیک آهنگ را به عنوان مطلع احضار می کند و از او می پرسد:«آیا مهدی هاشمی درباره این دادگاه، چیزی گفته بوده است؟ آیا در جریان تشکیل این دادگه بوده است؟» نیک آهنگ بنا به مصاحبه (شماره  شش همین نوشته) به دادگاه می گوید: «با آقای مهدی هاشمی مصاحبه داشته و مهدی هاشمی در جریان این دادگاه بوده است»
11.  وکلا مهدی هاشمی به دادگاه می گویند اصلا آقای مهدی هاشمی، شخصی را به نام نیک آهنگ نمی شناخته! و نیک آهنگ دروغ می گوید. بعد از به دادگاه می خواهند که به نیک آهنگ دستور دهد همه مکالمات و یا مکاتباتی که بین نیک آهنگ و مهدی هاشمی بوده را به دادگاه بدهد. به این روند، اصطلاحا "سوپینا" می گویند. یعنی وکیل یک طرف، به طرف ثالث می گوید هر مدرکی داری، باید ارایه کنی تا عدالت برقرار شود.  سر پیچی از سوپینا و حکم دادگاه، زندان دارد.
12.  نیک آهنگ به وکیل مهدی هاشمی و دوستان مهدی هاشمی پیغام می دهد که مدارک بسیاری دارد و این به ضرر مهدی هاشمی است. به نفع مهدی هاشمی نیست که چنین مدارکی را بخواهد، اما وکلای مهدی هاشمی به دریافت این مدارک، اصرار می ورزند. (منبع)
13.  نیک آهنگ تمامی مدارک موجود را به دادگاه می دهد، این مذاکرات تلفنی و صحبت ها، به این دلیل برای دادگاه با ارزش بوده که نشان می داده مهدی هاشمی در دادگاه و در حالی که سوگند خورده، دروغ می گفته است! او با نیک آهنگ در ارتباط بوده و او را کامل می شناخته است!
14.  بر طبق مصاحبه آقای دکتر بوذری با احمد باطبی، وکلا مهدی هاشمی به وکلا آقای دکتر بوذری گفته اند که این مدارک را برای ترجمه، به ایران فرستاده اند! یعنی مثلا دفتر خانه فلان در تهران، این مدارک را داشته و ممکن است وزارت اطلاعات به آن دست یافته باشد.
15.  مدتی بعد این مدارک، توسط فردی ناشناس، منتشر می گردد.
16.  اگر نیک آهنگ قرار بود خودش آنرا منتشر کند،لااقل آن بخشی که خطاب به مهدی هاشمی می گوید «صحبت ها خصوصی است» را حذف می کرد که کسی نتواند به او انتقاد کند که چرا صحبت خصوصی را منتشر کرده ای!
17.  اگر خود نیک آهنگ می خواست آنرا منتشر کند، در حالی که دو سال است که نیک آهنگ، این مکالمه را در اختیار دارد، چرا قبلا آنرا منتشر نکرده است!؟
18.  بعید است دکتر بوذری چنین مکالمه ای را منتشر کرده باشد. چون مدارکی که دادگاه به طرفین می دهد، طبق قانون باید محرمانه بماند. چنین خطایی از طرف دکتر بوذری، می تواند بسیار به ضرر او در دادگاه تمام شود و دادگاه برده را ببازد!
وقتی که او دادگاه را برده است و مهدی هاشمی به پرداخت ده ها میلیون دلار خسارت محکوم شده، چرا باید او چنین کند؟!
نوشته های قبلی من درباره خاندان هاشمی:

/----------/اگر کسی مکالمه خامنه ای را نیز ضبط کند، آیا باز هم شاکی می شوید؟! چه فرقی است بین مهدی هاشمی و خامنه ای؟! آیا کار نیک اهنگ، اخلاقی و قانونی بوده است؟! 


/----------/بازی پلید دیگری از خاندان هاشمی: انتشار مکالمه نیک آهنگ و مهدی هاشمی! /این رخداد، شبیه کتک خوردن فائزه هاشمی از انصار حزب الله است!


/-----------/حکایت گیس کشی مهدی هاشمی و مجتبی خامنه ای...!/زمانی که همسر مهدی هاشمی در مطبوعات، مجتبی خامنه ای را عقیم می خواند!

 


/----------/ چرا سگ خامنه ای، صد شرف دارد به هاشمی رفسنجانی؟!/ یادمان نرفته، فائزه پول می داد تا انصار حزب الله، او را کتک بزنند!


یکشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۹۱

اگر کسی مکالمه خامنه ای را نیز ضبط کند، آیا باز هم شاکی می شوید؟! چه فرقی است بین مهدی هاشمی و خامنه ای؟! آیا کار نیک اهنگ، اخلاقی و قانونی بوده است؟!

کسی به این نکته توجه نمی کند: چرا وکلا مهدی هاشمی، از نیک آهنگ خواسته اند تمامی مدارک را به دادگاه بدهد؟!

در نوشته قبلی، به تفضیل به این موضوع پرداختم که نکات مشکوک در انتشار مکالمه بین نیک آهنگ و مهدی هاشمی چه بوده است. در نوشته به اخلاقی و قانوی بودن این عمل می پردازم:

قانونی بودن این عمل در آمریکا(محل سکونت نیک آهنگ):
در قانون آمریکا، به صراحت ذکر شده:

قانون فدرال:
Federal law requires that at least one party taking part in the call must be notified of the recording (18 U.S.C. §2511(2)(d)).

(قانون فداران، تاکید می کند که حداقل یکی از طرفین، از ضبط مکالمه آگاه بوده باشند)

در واشینگتن:

(4) An employee of any regularly published newspaper, magazine, wire service, radio station, or television station acting in the course of bona fide news gathering duties on a full-time or contractual or part-time basis, shall be deemed to have consent to record and divulge communications or conversations otherwise prohibited by this chapter if the consent is expressly given or if the recording or transmitting device is readily apparent or obvious to the speakers. Withdrawal of the consent after the communication has been made shall not prohibit any such employee of a newspaper, magazine, wire service, or radio or television station from divulging the communication or conversation.

به دیگر عبارت، به صورت پیش فرض، وقتی یک روزنامه نگار به کسی تماس می گیرد، فرض بر این است که آن روزنامه نگار، این صحبت را ضبط می کند.

قانونی بودن این عمل در انگلیس (محل سکونت مهدی هاشمی)

تنها آگاه بودن یکی از طرفین، برای ضبط مکالمه کافی است و آن ضبط قانونی است. اما برای انتشار آن در مطبوعات، باید طرف مقابل نیز آگاه باشد. یعنی قانون انگلیس، سختگیرانه تر از قانون آمریکا است. (منبع)

اگر نیک آهنگ این مکالمه را شخصا منتشر نکرده باشد (که هم تکذیب کرده و هم چنین به نظر می رسد)، کار او چه در آمریکا و چه در انگلیس، قانونی است.

چه کسی درخواست ارایه این اسناد را به دادگاه کرده بوده است؟!

این وکلا مهدی هاشمی بوده اند که از قاضی خواسته اند تا به نیک آهنگ (به عنوان شاهد) دستور دهد که تمامی مدارکی که در اختیار دارد را به دادگاه بدهد. طبیعی است که طبق قانون، یک نسخه از مدارک برای شاکی (دکتر بوذری) و متهم (مهدی هاشمی) می رود.

نیک آهنگ موظف بوده همه چیز را به دادگاه بدهد، اگر بخشی از اطلاعات را نمی داد یا از دادن اطلاعات سر باز می زده، با زندان روبرو می شده است.

سوال اینجاست، چرا خاندان مهدی هاشمی، خواستار ارایه این مدارک به دادگاه شده اند؟!

اخلاقی بودن این عمل:

نیک آهنگ می گوید تنها صدا را ضبط کرده و قصد انتشارش را نداشته است، او نیز آنرا منتشر نکرده است. من اگر جای نیک آهنگ بودم، حتی همان صدا را نیز ضبط نمی کردم، چرا که اعلامیه جهانی حقوق بشر، به صراحت می گوید:
 ماده ی ۱۲:هیچ احدی نمیبایست در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مکاتبات شخصی، تحت مداخله [و مزاحمت] خودسرانه قرار گیرد. به همین سیاق شرافت و آبروی هیچکس نباید مورد تعرض قرار گیرد. هر کسی سزاوار و محق به حفاظت قضایی و قانونی در برابر چنین مداخلات و تعرضاتی است.

حتی در برخورد با مهدی هاشمی، باید رفتاری منصفانه پیشه کرد. 

البته نمی توان منکر شد که نیک آهنگ به عنوان یک روزنامه نگار معمولی، از حق خود برای ضبط صدا استفاده کرده است، و بعد به دلیل دستور دادگاه، آنرا ارائه کرده است. 

اگر نیک آهنگ، صدای یک شهروند معمولی را ضبط کرده بود، صد البته کارش زشت و زننده محسوب می شد، اما بعید می دانم که ضبط صدای یک سیاستمدار، آن هم زمانی که در حال اظهار نظر درباره آینده یک کشور است، کار چندان زشتی باشد.

چرا تصور می کنید مردم آن کشور حق ندارند بدانند آقای مهدی هاشمی، درباره آنها چه می اندیشد و تصمیم دارد چه آشی برای آینده آنها بپزد؟! از کی مردم ایران غریبه شده اند و حق ندارند بدانند چه می گذرد؟!

مثالی می زنم:

در انگلیس، پخش ویدیویی که محرمانه گرفته شده باشد، در بسیاری از اتفاقات، ممنوع است، مگر اینکه «سود عمومی» در آن باشد و اکثریت مردم خواهان دانستن واقعیت باشند. (منبع)

حال سوال اینجاست، چگونه است که مهدی هاشمی، اجازه دارد آینده ایرانیان را رقم بزند، اما نباید نظرات او در بین مردم ایران، پخش گردد و مطرح شود؟!

مهدی هاشمی، متهم به نقض حقوق بشر، غارت اموال ایرانیان و کمک به قوام این رژیم است. یادمان نرود: 

-          مهدی هاشمی، بخشی از این رژیم است، در جنایات آن دست داشته، پدرش یکی از اصلی ترین جنایتکاران این رژیم است.
-          مهدی هاشمی، نقض حقوق بشر کرده و در دادگاه، به شکنجه و اخاذی محکوم شده است. (منبع: گاردین)
صد البته که حتی مهدی هاشمی نیز از دامان پر مهر اعلامیه جهانی حقوق بشر، بهره مند می گردد، حریم خصوصی او نیز باید محفوظ بماند. اما مساله اینجاست که در این مصاحبه، فیلم زندگی خصوصی او لو نرفته است، بلکه نظرات او درباره آینده مردم ایران مطرح شده است.

سوال ساده ای را مطرح می کنم، اگر به جای مهدی هاشمی، صدای مجتبی خامنه ای ضبط شده بود، آیا برخی از هموطنان باز هم ناراحت می شدند و اینچنین به نیک آهنگ حمله می کردند؟!

براستی، چه فرقی بین مهدی هاشمی و علی خامنه ای است؟! مگر نه اینکه هر دو نقض حقوق بشر کرده اند و هر دو در جهت استقرار این رژیم جنایتکار، قدم برداشته اند؟! 

مصاحبه احمد باطبی با نیک آهنگ و دکتر بوذری نیز شنیدنی است. شاکی مهدی هاشمی، آقای بوذری، می گوید وکلا مهدی هاشمی، خودشان این مدارک را برای ترجمه به ایران فرستاده اند....!! (منبع)

نوشته های قبلی من درباره خاندان هاشمی:

/---------/برای درست فهمیدن اتفاق رخ داده و انتشار مکالمه نیک اهنگ و مهدی هاشمی، این نوشته را بخوانید!


/----------/بازی پلید دیگری از خاندان هاشمی: انتشار مکالمه نیک آهنگ و مهدی هاشمی! /این رخداد، شبیه کتک خوردن فائزه هاشمی از انصار حزب الله است!

/-----------/حکایت گیس کشی مهدی هاشمی و مجتبی خامنه ای...!/زمانی که همسر مهدی هاشمی در مطبوعات، مجتبی خامنه ای را عقیم می خواند!

 


/----------/ چرا سگ خامنه ای، صد شرف دارد به هاشمی رفسنجانی؟!/ یادمان نرفته، فائزه پول می داد تا انصار حزب الله، او را کتک بزنند!