‏نمایش پست‌ها با برچسب کروبی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کروبی. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، اسفند ۰۹، ۱۳۸۹

رهبر عزیزم، دقت کن(!)؛ دستگیری موسوی و کروبی ، نشانه قدرت تو نیست، نشانه ضعف فراوان تو است./ آنچنان در موضع ضعف است که خودش نیز حرمت خودش را نگه نمی دارد.

گفته می شود موسوی و کروبی دستگیر شده اند، البته که دستگیری آن دو هم نقض حقوق بشر است و هم چون طرفداران بپر شماری در ایران دارند، بی حرمتی به طرفداران و نقض حقوق آنها نیز هست.
اما نکته مهم این است که دستگیری این دو ، نه نشانه قدرت خامنه ای ؛ بلکه نشانه ضعف اوست. نشانه اینکه آنچنان آچمز شده که رییس مجلس چند دوره نظام و نخست وزیر چند ساله کشور را دستگیر می کند.
اگر خامنه ای قدرت داشت، به  این دو نفر حرمت می گذاشت، چه آنکه خود خامنه ای ، زمانی به این دو حرمت بسیار می گذاشت و دستگیر کردن آنها، نشان می دهد که آنچنان در موضع ضعف است که حتی خودش نیز حرمت خودش را نیز نگه نمی دارد.
به امید آزادی موسوی و کروبی.

چرا نوشته ام رهبر عزیزم:
یادم است زمانی در برنامه نود، عادل فردوسی پور پرسید که اگر داوری اشتباه کند، تماشاچی ها چه کار می کنند؟! مهمان برنامه گفت: می گویند داورعزیزم، دقت کن !!
البته همه می دانیم که شعار تماشاچی ها در این مواقع این است: توپ تانگ فشفشه، داور ما .... !! یا شیر سماور ، اگزوز خاور و.... داور !!

لینک این مطلب در ریشه ها --- لینک این مطلب در فرندفید----لینک این مطلب در آزادگی---لینک این مطلب در بالاترین 


دوشنبه، آبان ۱۰، ۱۳۸۹

اطلاح طلبان دینی با مردم ایران هم مسیر هستند،اما هم هدف نیستند / جنبش سبز ثمره صد سال نهضت آزادی خواهی مردم ایران است و ادامه دهنده جنبش مشروطیت

برخی تصور می کنند جنبش سبز متعلق به موسوی یا کروبی و یا دیگر اصلاح طلبان است و آنها به وجود آورنده این جنبش هستند، در صورتی که تصوری کاملا اشتباه است. در روز قدس سال گذشته دیدیم که مردم در خیابان ، بی پروا، فریاد زدند که نه غزه و نه لبنان ، جانم فدای ایران و یا فریاد مرگ بر اصل ولایت فقیه را سر دادند. 
به صورت کاملا مشخص این دو شعار در تقابل با اهداف و عقاید موسوی و کروبی بود ، تا آنجا که اصلاح طلبان ، سعی به تبری جستن از این شعارها کردند و گفتند این شعارها ساختار شکن است. 
شاید پر بی راه نباشد اگر بگوییم موسوی و کروبی و دیگر اصلاح طلبان، صرفا برای مدتی با جنبش سبز و مردم ایران هم مسیر هستند ولی هم هدف نیستند. 
چرا که هدف مردم ایران نیل به دموکراسی ، اجرای حقوق بشر، حذف دین از مسند حکومت و مخالفت با ولایت فقیه است، که البته اینها با خواسته های اصلاح طلبان در تناقض آشکار است، چرا که خواسته های فوق، با اهداف خمینی و اصول دین اسلام در تناقض آشکار است.
اصلاح طلبان به خوبی می دانند که در صورت روی کار آمدن رژیمی مردم سالار ، جایی برای آنها در ساختار قدرت وجود ندارد، بلکه بسیاری از آنها باید پاسخ گوی مشارکتشان در جنایات سی ساله رژیم ج.ا. نیز باشند، لذا آنها صرفا به دنبال راه و روشی هستند تا زیر لوای ولایت فقیه ، آنها باز نیز قسمتی از قدرت را در اختیار گیرند. 
شاید عدم حرکت جدی از سوی موسوی و کروبی در این مدت، نشانی از این نکته باشد. 
به هر حال ، نباید فراموش کرد که جنبش سبز، ساخته شده توسط موسوی و کروبی نیست، جنبش سبز ریشه در اعماق جنبش مشروطه دارد. قریب یکصد سال است که مردم ایران برای آزادی و دموکراسی می جنگند. بعد از تقلب انتخاباتی سال گذشته ، این جنبش، یکباره خودش را نشان داد، اما فقط آن موقع زاده نشد، این جنبش بزرگ ، یکصد سال است که مشغول جوشیدن است. 
محدود کردن جنبش سبز به موسوی (کسی که معتقد به دروان طلایی امام است) ، توهین به یکصد سال مبارزه آزادی خواهانه مردم ایران است. 

چهارشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۹

علت سکوت کنونی جنبش سبز:/ اصلاح طلبان حکومتی ، فقط در نظام مبتنی بر ولایت فقیه امکان در دست گرفتن قدرت را دارند؛ لذا موافق حذف ولایت فقیه نیستند.

تعارف که نداریم، جنبش سبز از تک و تا افتاده است ؛ رژیم به خیال این است که آنرا مهار کرده است و با گذشت بیش از یکسال از اولین تظاهرات گسترده رژیم ؛ ما شاهد هیچ اقدام عملی و سازمان یافته جدیدی نبوده ایم.
براستی مشکل چیست ؟
مشکل اساسی، ادعای رهبریت جنبش توسط اصلاح طلبان است، در حالی که اصلاح طلب ها به دموکراسی اعتقاد ندارند.
مشکل، رهبری این جنبش است، این جنبش فاقد رهبری منسجم و هماهنگ با خواسته های مردم است.
اکنون سال 2010 است و مردم ایران با مردم سال 1978 که خواسته های خود را بر اساس خواسته های خمینی تبیین می کردند، زمین تا آسمان فرق دارند. به دیگر سخن ، به صورت کاملا واضحی مردم ایران خواستار حذف دین از صحنه سیاست کشور هستند که این به معنای تغییر ساختاری در نظام است، ولی اصلاح طلب ها و موسوی ، صرفا خواستار اصلاح نظام ج.ا. و برگشتن اصلاح طلبان بر سر قدرت هستند،
لذا ، می بینم که اصلاح طلب ها عملا به ترمزی برای جنبش تبدیل شده است و تمایلی به مثلا دعوت مردم به تظاهراتی یکپارچه ندارد.
در چند تظاهرات اخیر دیدیم که اصلاح طلب ها از شعارهای ساختار شکن، بشدت انتقاد کردند، براستی آن شعارها مگر چه بود ؟ چرا آنها از شعارهایی مانند مرگ بر اصل ولایت فقیه و مرگ بر دیکتاتور ابا دارند ؟!
در یک نظام دموکراتیک، نه تنها اصلاح طلبان حکومتی از جانب مردم برای حکوت انتخاب نخواهند شد، بلکه باید به دلیل مشارکت در سی سال جنایت رژیم ، بابت بسیاری از اعمال خود در دادگاه ، پاسخگو باشند.
مشکل اصلاح طلب ها این است که آنها خواستار این هستند که خود بر سر قدرت برگردند، و چون در زمان قدرت گرفتن آنها ،اندکی اوضاع کشور بهبود می یابد، به مردم با ذکر مثال دوران خاتمی، وعده بهبودی اوضاع می دهند.
اما این بهبودی ، با خواسته مردم، زمین تا آسمان فرق دارد. مشکل مردم ایران این نیست که حکومت دست آقایان اصلاح طلب بیافتد تا وضع اندکی بهتر شود، بلکه خواسته آنها این است که حکومت دست خود مردم بیافتد، تا وضع کاملا خوب شود.
به صورت شفاف باید بگویم که ما فقط به دنبال کاستن از بدی اوضاع نیستم؛ بلکه دنبال خوب کردن اوضاع هستیم.
در بیست و پنجم خرداد سال گذشته، سه و نیم میلیون نفر در تهران به خیابان آمدند، دنیا به رفتار مسالمت آمیز آنها و اراده آنها احترام گذاشت، موسوی می داند که اگر همجهت با مردم باشد، به راحتی میلیونها نفر باز به خیابان خواهند امد و امکان اقدام عملی و کارساز، به راحتی فراهم است؛ اما اصلاح طلب ها ترجیح می دهند همین نظام ولایت فقیه به همین شکل کنونی حفظ شود ، تا انکه یک نظام دموکراتیک بر سر کار بیاید.
به دلیل فوق معتقدم که اصلاح طلب های حکومتی ، تبدیل به ترمز جنبش سبز شده اند و باید از آنها گذر کرد.
شاید منش اصلاح طلبان در خاتمی نمود پیدا کند، یادمان نرود که سال 76 و بعد از تظاهرات دانشجویی، خاتمی به جای حمایت از دانشجویان، از آنان خواست که به خوابگاه ها برگردند، اگر او واقعا به دموکراسی اعتقاد داشت، می توانست از موقعیت پیش آمده ، که خامنه ای در تلوزیون گریه می کرد، برای ایجاد تغییرات دموکراتیک استفاده کند.
ضمنا، پیشاپیش جواب کسانی را که می گویند اصلاح طلبان زیادی در زندان هستند را بدهم؛ اگر قرار باشد خوب بودن و مثمر ثمر بودن یک گروه سیاسی را به تعداد زندانیان آنان بسنجیم، مجاهدین خلق بیش از همه زندانی و کشته داده اند، لذا برای من استدلال نکنید که بسیاری از اصلاح طلب ها در زندان هستند.