شنبه، دی ۱۶، ۱۳۹۶

پاسخی به پائولو کوئیلو: نظر شما در خصوص آینده کشورمان، به اندازه نظر خمینی برای ما ارزش دارد...!

بی بی سی فارسی، نگاشته ای را منتشر نموده است با این عنوان: انتقاد پائولو کوئیلو از رضا پهلوی جنجالی شد.  داستان از آنجا آغاز شده که پائولو کوئیلو، نویسنده برزیلی که در ایران بسیار شناخته شده است،  در تویتئی علیه رضا پهلوی، چنین نوشته است:
  • "ساکت شو! ساواک مرده است، و اگر تو به دنبال یک کودتای دیگر باشی، مانند کودتایی که سازمان سیا در سال ۱۹۵۳ سازماندهی کرد، مردم ایران برای حمایت از کشورشان بر می‌خیزند."
علت اعترض کوئیلو به شاهزاده رضا پهلوی این است که در پی تظاهرات اعتراضی اخیر و فیلتر شدن بعضی شبکه‌های اجتماعی در ایران، رضا پهلوی در گفتگو با رویترز، از دولت آمریکا خواسته بود تا به شرکت های ارتباطی همچون گوگل اجازه دهد تا به تظاهرکنندگان ایرانی، اجازه دهد تا به مردم معترض ایران، خدمات ویژه اینترنتی ارایه کند، تا بلکه مردم ایران بتوانند اینترنت را «دور»بزنند.
من نیز مانند بسیاری از ایرانیان، برخی از آثار پائولو  کوئیلو را دوست دارم، اما این تویئت او، مرا عجیب به فکر فرو برد، و نکات ذیل به ذهن من رسیده، که در زیر می آورم:
یک) کمتر کسی است که دغدغه عدالت را داشته باشد، و لااقل برای دوره ای، دلباخته کارل مارکس نبوده باشد! اما آیا کسی می تواند بگوید همه حرف های کارل مارکس درست بوده است؟! هیچ نویسنده ای، تمامی افکار و سخنانش درست نیست! یعنی اگر کسی فکر می کند مثلا کوئیلو، تمامی افکار و سخنانش درست است، سخت در اشتباه است. کویئلو، می تواند در یک زمینه خاص صاحب نظر باشد، اما در مورد تاریخ معاصر ایران، و یا رخدادهای کنونی، نظر و عقیده اش، چندان اهمیتی ندارد.
دو) مساله آنجا اهمیت می یابد که می بینیم کوئیلو، در ایران خیلی طرفدار دارد، و در توئیتر هم  چهارده میلیون فالور دارد. اما مساله اینجاست، آیا نظر کوئلو، چقدر بر روی افکار عمومی مردم ایران، اثر خواهد گذاشت؟!
سه) این نویسنده، با اشاره به ساواک، خواسته یادآور شود که در زمان شاه، نقض حقوق بشر بوده است. یکی از مهمترین ایراداتی که به محمدرضا شاه پهلوی می شود وارد کرد، نقض حقوق بشر و نبود آزادی سیاسی در زمان حکومت او است. عمادالدین باقی، بر اساس آمار بنیاد شهید، گزارش نموده که تعداد كل شهداي انقلاب در فاصله قيام 15 خرداد 1342 تا 22 بهمن 1357 را 3164 نفر است (منبع).
قطعا مرگ این تعداد انسان، واقعیتی آزار دهنده است. اما برای داشتن تصویری درست از ماجرا، به نکات ذیل توجه کنید:
  • الف) آن زمان، اوج جنگ سرد بود و این خطر وجود داشت که ایران به دامان سیستم کمونیستی بغلطد. خطر بزرگی که اگر رخ می داد، زندگی تمامی ایرانیان را به نابودی می کشاند.
  • ب) تعداد قابل توجهی از این افراد، پس از آن اعدام شدند که به ترور دست زدند یا به دلیل وابستگی به گروههای تروریستی کشته شدند.   مثلا به یاد بیاورید که در سال 1979، طرفداران سازمان چریک های فدایی خلق، به ایستگاه ژاندرمی حمله کردند. پس از اتمام درگیری، تعدادی از اعضای این گروه مارکسیستی، اعدام شدند.
  • ج) پس از روی دادن انقلاب، تنها یک میلیون انسان در طی جنگ کشته و زخمی شدند، و یا در تابستان سال 1367، و در طی چند روز، هزاران انسان توسط مقامات حکومت، اعدام شدند.
  • د) حکم اعدام، نقض حقوق بشر است. این یک واقعیت غیر قابل انکار است که در زمان شاه، حقوق بشر نقض شد، ولی براستی، در آن روزگار جنگ سرد، اگر کسی در بریتانیا و فرانسه، برای سرنگونی حاکمیت و ایجاد حکومت کمونیستی به آدم کشی روی آورد، پاسخ حکومت ها چه می بود!؟ برای شما مثالی بزنم، چند روز پیش در جایی می خواندم که پس از تلاش برای ترور رییس جمهور وقت فرانسه پس از جنگ جهانی دوم، نیروی امنیتی فرانسه، متهمین را شکنجه کرده بود!
  • ر) اصلا چرا راه دور برویم، همین الان گروه های القاعده و یا داعش، برای به دست گرفتن حاکمیت، به ترور روی آورند، مگر نه این است که آمریکا همین افراد را در گوانتانمو و جاهای دیگر، شکنجه کرده است؟! یادمان نرود، همین کشورهای غربی بودند که از نقض حقوق بشر در زمان شاه انتقاد می کردند و در سقوط شاه و روی کار آمدن خینی نقش مهمی ایفا نمودند. علت نیز این بود که شاه به آنها باج نمی داد، و در پی استقلال ایران بود.

  • پرسش من این است، چطور است که کشورهای غربی، زمان شاه در مخالفت با نقض حقوق بشر در ایران، همه کاری می کردند و از خمینی حمایت کردند، اما اکنون در مقابل نقض حقوق بشر توسط حکومت ج.ا. خفه  شده اند!؟ منظورم اقدامی جدی است، نه بیانیه آبکی...! (اینجا را ببینید)
  • ز) من در پی توجیه اقدامات شاه نیستم، اما بارها از خودم این سوال را پرسیده ام: اگر تو جای شاه بودی، در مقابل گروه های تروریستی چپ، چه کاری را انجام می دادی؟!   در پاسخ به سوال فوق، نفرمایید که آزادی سیاسی برقرار می کردم...! شاه پس از شدید شدن اعتراضات مردم، اختیار ارتش و کشور را به بختیار واگذار کرد و اصلا از ایران رفت!! انتخاب مردم ایران، واگذاری قدرت به گروه های تروریستی خمینی بود...! این یک واقعیت تلخ است.
  • اصولا دمکراسی تنها به برگزاری انتخابات آزاد نیست، بلکه دمکراسی به وجود شهروندانی آزاده و پرسشگر است. آیا در ایران آن روزگار، چنین شهروندانی وجود داشتند؟! دمکراسی زمانی شکل می گیرد که در کشور، یک نظام آموزشی قدرتمندی وجود داشته باشد، و چنین شهروندان آزاده را تربیت کند. مسیری که رضا شاه آغاز کرد و محمدرضا شاه به آن سرعت بخشید. وجود جامعه مدنی قدرتمند در ایران، ماحصل تلاش این دو شاه فقید است.
چهار) برگردیم به سخنان پائلو، او در توئیتر خودش، رضا پهلوی را به صورت تلویحی با ساواک همرده دانسته است و نوشته است که «ساواک مرده» است. و این مرا به شگفتی وا می دارد. لطفا به نکات ذیل توجه فرمایید:
  • الف) رضا پهلوی، بارها نقض حقوق بشر در زمان شاه و برخی از اعمال ساواک را محکوم نموده است (منبع
  • ب) تنها خواسته رضا پهلوی، ایجاد دمکراسی در کشور است. او بارها گفته است که بر روی نظام پادشاهی در ایران اصرار ندارد، و این انتخابی است که باید مردم ایران بکنند.
  • ج) در سالهای اخیر، رضا پهلوی نقش مهم و غیر قابل انکاری در افشای نقض حقوق بشر در ایران داشته و دارد! به دیگر سخن اینکه، رضا پهلوی، بیش از دیگرانی که ادعای آنها گوش فلک را کر کرده، در ارتقای حقوق بشر ایران، تلاش نموده است.
  • د) توجه به نکات فوق، می تواند غیر منصفانه بودن سخنان پائلو را نشان دهد.
پنج) پائلو در ادامه، به کودتا 28 مرداد پرداخته، و غیر مستقیم اشاره کرده که رضا پهلوی در پی کودتا است. در پاسخ به این سخن پائلو، نکات ذیل را به ذهن من می آورد:
  • الف) مگر در ایران یک حکومت مردمی و قانونی بر سر کار است که رضا پهلوی بخواهد کودتا کند!؟ البته یادم است که چند سال پیش، پائلو به ایران سفر کرده بود، اما برایم عجیب است که حکومت ج.ا. را قانونی بداند!!
  • ب) ایران الان مستعمره روسیه و چین شده است، تلاش برای برگزاری انتخابات آزاد و تغییر حکومت، به معنای آزاد سازی ایران است، نه کودتا!
  • ج) تکیه پائلو به ساواک و حکومت محمد رضا شاه، ما را به سمت نکته دیگری می برد. در تاریخ معاصر، هیچ حکومتی به مانند حکومت محمد رضا شاه، به فکر منافع ملی نبود، و برای استقلال ایران تلاش نکرده است.
برخی از شهروندان ایران علیرغم خطر مرگ، در خیابان های ایران، نام رضا پهلوی را صدا می کنند، آنوقت این نویسنده از طرف آنها حکم می دهد و خواستار سکوت رضا پهلوی است...!
جمع بندی: زمانی مردم ایران می توانند به رفاه و عدالت و آزادی دست یابند، که لایق نام «شهروندی» باشند، به دیگر عبارت، پرسشگر و آزاده باشند.
در زمان خمینی، بخش قابل توجهی از مردم، او را «بت» دانستند، و هر چه او گفت را «وحی منزل» دانسته، و چشم بسته پذیرفتند و حتی عکس او را در ماه دیدند! نتیجه این رفتار احمقانه، وقوع انقلاب بود.
چهل سال از انقلاب گذشته، و نسل جوان ایران از چنین رفتاری دوری می کنند! آنها هر سخنی را می سنجند، و پرسشگری می کنند.
اگر تعدادی از شهروندان نسل جوان، اسم رضا پهلوی را در خیابان فریاد می زنند، چون او را زیر ذره بین دارند. اگر اسمش را فریاد زده اند، به دلیل این است که رفتار و کنش او را در طی سالهای اخیر زیر نظر داشته اند، و تلاش او را برای ایجاد دمکراسی در کشورمان دیده اند. همین جوانان کشورمان، رضا پهلوی را همچنان زیر ذره بین دارند.
حکومت جمهوری اسلامی باید جایش را به یک حکومت دمکرات بدهد، و آنچه جلوی شکل گیری یک دیکتاتوری جدید را می گیرد، همین «نظارت» جوانان کشورمان است.

اینکه نزدیک چهل سال، مقامات جمهوری اسلامی علیه خاندان پهلوی دروغ پخش کرده اند، و میلیاردها برای بدنام ساختن این خاندان هزینه کرده اند، اما همچنان برخی از جوانان این کشور، نام رضا پهلوی را فریاد می زنند، نشان از یک واقعیت ساده دارد: 
مردم می اندیشند!! و حرف هیچ کسی را چشم بسته نمی پذیرند! 



مردم پرسشگر، بر کار حکومت و صاحبان قدرت نظارت می کنند، جلوی فساد و سواستفاده از قدرت را نیز می گیرند. 

چه رضا پهلوی در ایران قدرت را به دست بگیرد و چه هر شخص دیگری، جوانان کشورمان او را به زیر ذره بین دارند، پرسشگری می کنند، و بر اساس عقل و شعور، انتخاب خود را انجام می دهند، و بعد بر کار فرد منتخب نیز نظارت می کنند، و هیچ سخنی را نیز چشم بسته نمی پذیرند، خواه گوینده رضا پهلوی باشد، خواه یک نویسنده سرشناس. 

به همین علت نیز نوشته ام نظر پائلو، به اندازه نظر خمینی ارزش دارد! او در مسایل ایران صاحب نظر نیست، از وقایع کشورمان خبری ندارد، نقش و اثر رضا پهلوی را نمی داند...! 

واقعیت این است که استقلال کشورمان با کمک گرفتن از شرکت های غربی برای دور زدن تحریم، زیر سوال نمی رود! ابزار مبارزه ما برای به دست آوردن استقلال کشورمان و ایجاد دمکراسی، همین فضای مجازی است و دور زدن تحریم ها، تلاشی است در راه استقلال کشورمان...! 

حرف من این است:حرف هیچ کسی را بدون سنجش نباید پذیرفت، چه شاه، چه مصدق، چه پائلو و چه رضا پهلوی را...! هر حرفی باید سنجیده شود، و به دقت بررسی شود، وگرنه خمینی می آید با شعار همه با هم، ممکلت را به سوی نابودی می برد.
در بالا چند مثال زدم، که چطور می توان از شعار حقوق بشر سواستفاده کرد، باید هوشیار بود، و هر شعاری، همچون استقلال یا حقوق بشر را به دقت سنجید....
پی نوشت: من قبلا نظرم را در خصوص کودتای 28 مرداد، به شکل زیر نوشته ام: «پیوند: تعصب بر روی کودتای ۲۵ یا ۲۸مرداد ۱۳۳۲، چون دیدن خمینی در ماه، ناپخته و خام است
نوشته اخیر: 



۱۴ نظر:

  1. این نویسنده است یا راننده تریلی?!!!
    ادبیاتش که خیلی شبیه راننده تریلی میمونه تا نویسنده
    من کتابخون هستم ولی خدا را شکر که وقتم را صرف خوندن کتابهای این به اصطلاح نویسنده لات نکردم.
    این مردک بهتره بره مشکلات و فساد خراب شده خودش همون برزیل را حل کنه و در مورد کشور خودش نظر بده.
    یا رب مباد آن که گدا معتبر شود

    پاسخحذف
  2. یادداشت شما را آقای پارسا خواندم و با وجودی که در زمینه اشکالات فرهنگی مردم ما با شما موافقم به نظر می رسد شما سعی دارید خانواده پهلوی را از هر گناهی مبرا کنید. صحبتهای شما در باره ترس از کمونیست و غیره برای توجیه شکنجه هم مرغ پخته را می خنداند. حرف زدن در باره کودتا را هم که دشمن دارید. خوب دیگر چیز دیگری نمی ماند که همان احترام دیرینه ما ایرانی ها برای دیکتاتورها. با یک دیکتاتور دشمنیم و دلمان برای نزدیکی به دیگری غنج می زند. از قول پائولو کویلو که ارجاع به نوشته اش داده اید هم که دروغ که زیاد گفته اید. و اما این آقا یا خانم ناشناس که کتاب زیاد خوانده است و نویسنده بزرگی مانند کویلو را مردک می خواند، احتمالا این هم از کتابخوانی ایشان است. حرف آخرش خود یک کتاب از کتابخوانی ایشان است که از خدا می خواهد گدایی مثل کویلو معتبر نشود، زهی به این فهم و شعور! از تریلی خودتان پیاده شوید و بیخود راننده های تریلی را با یک تریلی سوار شدن همپایه خود به حساب نیاورید. آنها انسانهای زحمتکشی هستند که وجودشان هزاران بار از کتابخوانانی چون شما و رهبرانی چون خامنه ای و شاه نافع تر است.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود و سپاس از پیام شما
      عزیز جان، باید یاد بگیریم که هیچ کسی معصوم نیست. من به شاه ایرادات زیادی را وارد می دانم، در بالا هم نوشته ام،
      شما گفته اید که صحبت از ترس از کمونیسم، مرغ پخته را به خنده می اندازد!
      عزیز جان، شما منکر وجود شوروی و شرایط وخیم زندگی مردم در آن کشور در آن بازه زمانی هستید؟! آیا شما اگر به جای شاه بودید، از خطر کمونیسم، وحشت نمی کردید!؟

      من مصدق را خیلی دوست دارم، ولی نه از شاه، و نه از مصدق، بت نمی سازم. حرف من این است:
      حرف هیچ کسی را بدون سنجش نباید پذیرفت، چه شاه، چه مصدق، چه پائلو و چه رضا پهلوی را...!
      هر حرفی باید سنجیده شود، و به دقت بررسی شود، وگرنه خمینی می آید با شعار همه با هم، ممکلت را به سوی نابودی می برد...

      حذف
    2. ضمنا، من استدلال هایی را مطرح کرده ام، و بعد یک نتیجه گرفته ام.

      شما می توانید یک جمله را کپی کنید و بگویید این استدلال و یا آمار، غلط است...،

      حذف
  3. رضا پهلوی، رضا جان ماست. کوئیلو هم به تفاوت فرهنگی ولایت فقیه علاقه‌مند شده است. عرعری کرده از عشق ولایت، ارزش پرداختن ندارد.

    پاسخحذف
  4. من یک سوالی از این کمونیستها و چپی های عزیز دارم
    ممنون میشم یکی از این عزیزان جواب من را بده
    همه شما سالهاست از مزام سوسیالیسم و کمونیسم دفاع میکنید و آنرا بهترین نسخه برای ملتها میدانید.
    با اینکه با این مساله شدیدا مخالفم به دلیل اینکه مبدا و خواستگاه این ایدئولوژی که همان بهشت زحمت کشان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود فروریخت و بعد از هفتاد سال بدبخت کردن مردم و قتل عام به این نتیجه رسید که با این سیستم به جایی نمیرسند.
    ولی فرض میکنیم اصلا این سیستم بهترین سیستم برای ملتهاست.
    من نمیفهمم پس چرا همه این دوستان کمونیست دران در کشورهای غربی و امپریالیستی زندگی میکنند و از مزایای این کشورها لذت میبرند!!!!!
    چرا نمیرن در کوبا و کره شمالی زندگی کنند?
    دوستی دارم اینجا که از توده ای های قدیمی شرکت نفتی بوده در ایران و الان هنوز هم از افکار مزخرف چگوارا حرف میزنه و عاشق سینه چاک این مزدور شوروی سابقه
    باورتون نمیشه هر سال میره کوبا سر قبر چگوارا!!!
    بعد هر دفعه ما را میبینه از اتومبیل مرسدس بنز لوکس و جدید خودش تعریف میکنه و پز میده
    خونه ای که توش زندگی میکنه فرقی با خونه سرمایه داران غربی نداره
    در ضمن این نویسنده برزیلی و کمونیست هم الان در شهر ژنو در سویس زندگی میکنن!!!

    پاسخحذف
  5. در جواب به این هموطن چپی
    من همون کتابخوانی هستم که به عشق ات گفتم مردک
    هیچوقت از خودت پرسیدی چرا کتابهای این مردک در جمهوری خفقان اسلامی چاپ میشه?
    چون به موقعش میاد از جمهوری اسلامی هم دفاع میکنه
    حالا تو خودت را ناراحت نکن
    چپی ها و اسلامی ها سالهاست که از یک آغول تغذیه میکنن
    یادمون نرفته رفیق کیانوری چجوری برای خمینی خوش رقصی میکردولی بعدش همون آخوندها مثل دستمال کاغذی انداختنش توی فاضلاب.
    درضمن شماها که قلبتون برای زحمتکشان میتپه باید افتخار هم بکنی که من عشقت را راننده تریلی کردم.
    مردک کچل

    پاسخحذف
  6. آقای کوئی لو لر است و نام پدرش مهندس پرویز کوئی لو است، که پس از اصلاحات عرضی همراه همسرش ژیلا به برزیل می‌رود. مادر بچه‌ها در برزیل به لیژیا تغیر نام می‌دهد.

    پاسخحذف
  7. چپ و راست بهتره همتون برید بمیرید رضا پهلوی عامل انگلیسه.
    تنها راه نجات ایران ری استارته
    زنده باد سید محمد حسینی

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عامل انگلیس شرف داره به عامل روسیه و نوکر عرب ها

      حذف
    2. حسینی عامل هیچ کس نیس ریالی هم از کسی پول نگرفته و نخواهد گرفت
      کاملا مستقل عمل می کنه با 2 دلار و دو تا سیم کارت شروع کردن یه رادیو پستو دارن که اگه حمایتای بچه های ریستارت نبود که اونم تا الان نبود.با دو تا کانال تلگرام که اونم فکر نکنم پول بخواد.
      رضا پهلوی رو دائما من و تو داره تبلیغ می کنه بایدم بکنه چون عامل خودشونه.
      چرا کسی از حسینی و ری استارت حمایت نمی کنن چون میگن اینکه الان به قدرت نرسیده بهمون باج نمیده وای به اون روزی که بیاد و به قدرت برسه معلومه یک ریالم بهمون باج نمیده.
      اینو بفهم

      حذف
  8. مرگ بر آمریکا حرومزاده که شاه فقید از ایران بیرون کرد و این اخوندای جاکش رو وارد ایران کرد. بجای مرگ بر دیکتاتو بگید مرگ بر امریکا کثیف

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. هر گونه عمل خشونت آمیزی، تنها به ضرر ملت ایران است.
      =-====
      نظرم را قبلا نوشته ام:
      فکر می کنم خیلی از ما، علی رغم اختلاف نظر، یک هدف مشترک را داریم، و آن هم رسیدن به یک ایران آزاد، سربلند است، ایرانی که رفاه دارد و مردم با هم برابرند.

      اما در مورد رسی استارت: من با هر خشونتی مخالفم.
      هر خشونتی، به رژیم کمک می کند تا اعمال جنایت کارانه خود را سطح بین المللی و داخلی، توجیه کند.

      باید فرقی بین یک دمکراسی خواه، و مقامات حکومتی باشد.

      یادمان نرود، مجاهدین خلق بعد از انقلاب، به جنایتکارانی که اکنون قدرت را به دست گرفتند، بیشترین خدمت را کردند تا جامعه مدنی را سرکوب کند...، چون بهانه پیدا کرد که برای هر کار غلطی، از توجیه ترورهای مجاهدین خلق بهره جوید...


      هر کسی که خشونت را تبلیغ کند؛ و هر کسی که خشونت را دامان بزند، تنها به نفع حکومت عمل کرده است.

      حذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.