جمعه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۸

فیر ترید یا تجارت منصفانه چیست ؟

فیر ترید، به معنای تجارت منصفانه است که به شکل یک جنبش اجتماعی در آمده است.

شاید پایه و اساسش با تعریفی ساده این باشد که کشورهای ثروتمند حق ندارند به دلیل اینکه پول دارند و کشورهای فقیر نیز ، نیازمند پول هستند، از آنها سو استفاده کنند و مثلا کارگران آنجا را وادار به کار کردن در شرایط غیر انسانی کنند.

تجارت منصفانه یک جنبش اجتماعی سازمان یافته است که هدفش کمک به تولید کننده ها در کشورهای در حال توسعه تا بتوانند بهتر تولید کنند و به صورت پایدار بهتوسعه پایدار ادامه دهند.

جنبش تجارت منصفانه بر این اعتقاد است که باید پول بیشتری به تولید کننده ها پرداخت شود تا آنها استانداردهای بالاتری برای کارگران و اجتماع تولید کننده و همچنین محیط زیست پدید آورند.

بیشترین تمرکز بر روی صادرات کالاهای اساسی از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته است. در سال 2008 ، کالاهایی که داری برچسب تجارت منصفانه بوده اند، فروشی بالغ بر 4.8 میلیارد دلار داشته اند که این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل بیش از 22 درصد افزایش یافته است.

فیرترید از چهار سازمان زیر تشکیل شده است:

(Fairtrade Labelling Organizations International,World Fair Trade Organization,Network of European Worldshops ,European Fair Trade Association)

اصول تجارت منصفانه بر مبناهای زیر بنا شده است:

فراهم آوردن دسترسی به بازار مصرف برای تولید کنندگانی که منزوی شده و در حاشیه قرار گرفته اند؛ ارتباط دادن تولید کنندگان منزوی شده با مصرف کننده ها با دلالان کمتر.

هدف تجارت منصفانه، ارایه حقوق بالاتر به همراه کمک به تولید کنندگان برای افزایش دانش و منابع آنها است تا کیفیت زندگی آنها افزایش یابد.

همچنین تجارت منصفانه در پی این است که آگاهی مصرف کنندگان را در کشورهای توسعه یافته افزایش دهد.

لینک به ویکی پدیا

نشان های تجارت منصفانه :






شنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۸

خیانت های اقتصادی احمدی نژاد به مردم ایران به زبانی ساده / یکصد و شصت میلیون تومان از جیب هر ایرانی

پنج سال از روی کار آمدن احمدی نژاد با شعار آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم می گذرد. در حالی که ایران یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا است، در حالی که قیمت نفت در زمان احمدی نژاد بالاترین در طول تاریخ بوده است، اما مردم ایران از فقر شدید رنج میبرند، به صورت خلاصه می خواهیم بررسی کنیم که عمکرد اقتصادی احمدی نژاد چه بوده است:


رئوس خیانت های احمدی نژاد :

مهمترین خیانت احمدی نژاد ایجاد بحران بین المللی است که در نتیجه آن وضع اقتصادی مردم به این وضع فجیع درآمده است.دو بحران توسط احمدی نژاد ایجاد شده است:

الف-) ایران در منطقه از دو گروه تروریستی حزب الله و حماس حمایت می کند خود مردم فلسطین و لبنان نیز از دو گروه یاد شده متنفر هستند و معتقدند این گروه های تروریستی یاده شده بشدت فاسد بوده و فقط بدلیل منافع خودشان از ایجاد صلح با اسراییل جلوگیری می کنند. بدلیل حمایت ایران از گروه تروریستی فوق، تمام کشورهای پیشرفته و متمدن دنیا با دولت ایران اختلاف دارند.

ب-) ایجاد بحران هسته ای و پیگری ساخت بمب اتم که تحریم های بین المللی را برای ایران به همراه داشته است.

بابت دو بحران یاد شده ، مردم ایران ضررهای زیر را متحمل شده اند:

یک- دولت روسیه در عوض حمایت از ایران، سهم ایران را در منابع نفتی و گازی دریای خزر از پنجاه درصد طبق قرارداد سال 1949 به یازده درصد کاهش داده است. با توجه به اینکه تاکنون بیش از پنجاه میلیارد بشکه نفت در میادین نفتی دریای خزر کشف شده است، این به معنی از دست رفتن بیست میلیارد بشکه نفت از ثروت مردم ایران است که به رقم افسانه ای دوهزار میلیارد دلار(دو تریلیون دلار) می رسد. این به معنی 30000دلار یا سی میلیون تومان پول از جیب هر ایرانی است.

دو- به دلیل بحران های فوق، شورای امنیت، تحریم های زیر را برای ایران در نظر گرفته است، و ما ضررهای زیر را متحمل شده ایم:

الف- علی رغم اینکه ایران بهترین موقعیت جغرافیایی را برای سرمایه گذاری دارد، اما به دلیل تحریم و ایجاد بحران های بین المللی توسط احمدی نژاد، هیچ شرکت خارجی در ایران سرمایه گذاری نمی کند. لذا در میادین مشترک نفتی با کشورهای همسایه چون قطر ، آنها مشغول استخراج هستند و سهم ما را نیز آنها می فروشند. میلیاردها دلار از ثروت کشور ها در حال تاراج به این شیوه است.

ب- به دلیل نبود سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت و گاز و از طرفی چون شرکت های صاحب تکنولوژی به دلیل تحریم حاضر به انجام کار در ایران نیستند، بهره وری ما برای استخراج نفت بسیار پایین آمده است و میلیاردها بشکه نفت برای همیشه در اعماق چاه ها باقی می ماند. ضریب برداشت نفت در ایران 24 درصد است در حالی که در نروژ ای نرقم 65 % است ، یعنی ما دو برابر نفتی که صادر می کنیم، را نابود می کنیم.این به معنی از دست دادن نه هزار میلیارد دلار پول است. (عصر ایران – یک اسفند به نقل از رییس پژوهش نفت ایران)

ج- به دلیل تحریم های بانکی بین المللی ما برای صادرات و واردات، ناچار هستیم از بانک های کشورهای ثالث استفاده کنیم که برای کشورما هزینه ای حدود ده درصد به همراه دارد. یعنی 10% تمام صادرات و واردات کشور را باید به یک کشور ثالث مانند امارات برای استفاده از سیستم بانکی آنها، باج بدهیم، یعنی رقمی حدود بیست میلیارد دلار در سال!

د-سالیانه بیش از 180000نفر از متخصصین تحصیل کرده ایرانی به دلیل نبود امنیت و فرصت شغلی از ایران فرار می کنند که طبق امار صندوق بین المللی پول، به معنی از دست دادن پنجاه میلیارد دلار پول است.در حالی که اگر امنیت اقتصادی بود، ما به بیش از این افراد تحصیل کرده برای ساختن و توسعه ایران نیاز داشتیم.

جمع بندی :
ضررهای درازمدت : تاراج یکصد و شصت میلیون تومان از جیب هر ایرانی
اولین ضرر درازمدت: تاراج سهم ایران در دریای خزر به ارزش بیش از دو هزار میلیارد دلار
دومین ضرر درازمدت: اتلاف منابع نفتی با برداشت غلط به دلیل تحریم به ارزش بیش از نه هزار میلیارد دلار
با یک جمع و تفریق ساده به عدد 157000 دلار به ازا هر ایرانی می رسیم. یعنی یکصد و شصت میلیون تومان پول از جیب هر ایرانی به دلیل سیاست های غلط دولت کنونی بر باد می رود.
ضررهای سالیانه :
به دلیل تحریم بانکی سالی بیش از بیست میلیارد دلار فقط هزنیه صادرات و واردات ایران افزایش یافته است. به دلیل فرار مغزها سالیانه بیش از پنجاه میلیارد دلار ضرر می کنیم.این دو مورد بالا به معنی هزار دلار ضرر از جیب هر ایرانی است.

این بخشی از ضررهای مردم ایران است،ضررهای پنهان دیگری نیز وجود دارد:

از بین رفتن زیربناهای صنعتی،عدم توسعه کشور،عدم سرمایه گذاری خارجی در صنعت ایران، فساد بیش از حد دولت و اطرافیان احمدی نژاد و ...؛ براستی چه کسی مسول کیفیت پایین زندگی مردم، افسردگی بیش از اندازه ، کوتاه شدن عمر مردم و ... است؟بسیاری از ضررهای فوق را نمی توان با پول برگردانند و غیر قابل جبران است.وقت آن نیست که برای تغییر به پا خیزیم ؟!

شنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۸

در آستانه روز زن، خواندن کتاب زناشویی و اخلاق را به همه، خصوصا آقایان توصیه می کنم


معرفی کتاب: زناشویی و اخلاق / براستی چه شد که زن جنس دوم قرار گرفت و در قرن بیست و یکم ، باید برای برابری بجنگد؟

متفکر برجسته، برتراند راسل (لینک ویکی)، در کتاب با ارزش زناشویی و اخلاق (لینک ویکی) با نثری زیبا برای ما توضیح می دهد که رابطه زن و مرد چگونه در طی تاریخ شکل گرفت و چگونه این تفکر مضحک برتر بودن مردان به زنان ، به وجود آمد.

فکر می کنم با خواندن این کتاب، خیلی راحت تر می توانیم به ابلهانه بودن تفکر مردسالارانه پی ببریم.


ضمنا ، در آستانه روز زن و به جهت آشنایی بیشتر با فمنیست، پیشنهاد می کنم ویدیوی سخنرانی زیبای آیزابل النده درباره حس زنانه و فمنیست ببینید. با زیرنویس فارسی. این نویسنده معروف ، از اهمیت داشتن قلبی مشتاق و حس زنانه برای ایجاد تغییردر آینده دنیا می گوید.


راز شاد زیستن چیست ؟ دستگاه ایمنی روانی چیست؟ آیا باید شادی را یافت یا آنرا خودمان تولید کنیم

با زیرنویس فارسی،شاهکار دیگری از سایت با ارزش تد.

تصور ما این است که ما باید شادی را بدست آوریم، اما حقیقت این است که ما شادی را می سازیم.امکان شبیه سازی تجربه ها چیست؟ انسان ها قبل از اینکه کاری را بکنند، می توانند آنرا تصور کنند.

دو حالت مختلف را تصور کنید، اول یک نفر را که مبلغ سیصد میلیون دلار در لاتاری برده است و نفر دوم در اثر یک حادثه فلج شده است.بعد از گذشت یک سال کدام یک احساس خوشبختی بیشتری می کنند؟! جواب شما فرد برنده لاتاری است، اما تحقیقات علمی می گوید بعد از یک سال هر دو به یک اندازه احساس خوشبختی می کنند!

دستگاه امینی روانی ، دستگاهی است که در شرایط سخت، برای ما شادی مصنوعی تولید می کند .این سیستم، در شرایطی بهتر کار می کند که ما گیر افتاده ایم و قدرت انتخاب نداریم، به دیگر عبارت در شرایط سخت و نداشتن آزادی انتخاب ، امکان شاد بودن بیشتر است!

این سخنرانی را علی معینی برای تد ترجمه کرده است.

چهارشنبه، اسفند ۱۲، ۱۳۸۸

انقلاب در عرصه جراحی ، رباتی که آینده جراحی دنیا را رقم می زند.

با زیرنویس فارسی - این سخنرانی را من برای تد ترجمه کرده ام، اما هنوز بر روی سایت قرار نگرفته است.

انسان ها از کجا جراحی را شروع کردند؟ آینده جراحی و نقش ربات ها در جراحی چیست ؟

جراح و مخترع ، کاترین موهر برای ما از تاریخچه جراحی در عهد باستان، اختراع داروع های بی هوشی و و کشف اهمیت ضد عفونی کردن در جراحی می گوید و سپس از نقش با اهمیت ربات ها در آینده جراحی می گوید. به ما نشان می دهد که چگونه با یک ربات جدید، با یک شکاف کوچک در بدن، همه نوع جراحی امکان پذیر است و این وسیله کوچک که شاید آینده جراحی دنیا بر آن بنا شده باشد، چگونه به درمان سرطان و بیماری های قلبی کمک میکند.

این اختراع جدید را کاترین موهر، انقلاب آینده جراحی دنیا قلمداد می کند.

دوشنبه، بهمن ۲۶، ۱۳۸۸

به گزارش عفو بین الملل ، دامنه بازداشت روزنامه نگاران ، به خبرنگاران بخش هنری رسید!/ آنها مفقود شده و در خطر شکنجه هستند

اصل اعلامیه سازمان عفو بین الملل به زبان انگلیسی را اینجا ببینید

لطفا به لینک بالا بروید و پتیشن عفو بین الملل را در مورد آنها امضا کنید.

دو خبرنگار بخش مویسقی ، بهمن تنکابنی و کیوان فرزین از مجله ماهانه فرهنگ و آهنگ ، روز پنج زوئن دردفترشان بازداشت شدند. بهرنگ به خانواده اش بعد از بازداشت زنگ زده ،اما مجاز نبوده که بگوید در کجا نگه داری می شود و درخواست داروهایی که معمولش را کرده است. همچنین ، مادر بهرنگ، لیلی فرهادپور، که یک روزنامه نگار و عضوری از سازمان غیر دولتی مادران صلح است، در تاریخ بیست ژوئن بازداشت شده است

مقامات رسمی ایران اطلاعی از محل نگه داری سه نفر یاد شده نداده اند، علت بازداشت غیر مشخص است، اما ممکن است مربوط به اعتراضات اخیر ایران باشد، همانطوری که بسیاری از روزنامه نگاران ، فعالان حقوق بشر، و دانشجویان بازداشت شده اند.

پیش زمینه :

اعتراضات و تظاهرات در ایران از ماه جون و آگوست، بعد از انتخابات آلوده به تقلب ریاست جمهوری ، به شکل خشونت آمیزی از طرف پلیس و نیروهای شبه نظامی (بسیج)_که به شکل غیر لازمی از خشونت بهره می برده اند- زیر فشار و محدودیت بوده است.

از آن زمان ، اعتراضات در روزهای مهم ملی که اجازه تظاهرات به افراد عادی داده می شده است، ادامه یافته است. در این روزها ، هزاران تظاهرات کننده دستگیر شده اند، هر چند که برخی از آنها آزاد شده اند. بسیاری از بازداشت شده گان تابستان شکنجه شده اند یا مورد بد رفتاری قرار گرفته اند و حداقل سه نفر در بازداشتگاه کهریزک در اثر شکنجه کشته شده اند. نیروهای امنیتی خشن ترین برخورد را در بیست و هفت ماه دسامبر در فستیوال مذهبی داشته اند، سایت جرس از بازداشت بیش از 1300 نفر در سراسر ایران خبر داده است


یکشنبه، دی ۲۰، ۱۳۸۸

چرا سیستم قضایی در کشور ما اینچنین فاسد است؟ چرا یک آدمکش باید قاضی بشود؟

تابناک خبری را منتشر کرده است(اینجا) که گویا یک قاضی زن سوم خودش را کشته است. اخبار اینچنینی را همیشه می بیینم ، اما این خبر پشت مرا به لرزه انداخت. براستی این جامعه به کجا می رود؟

آیا باید در کشور ما یک آدمکش به مقام قضاوت برسد؟ آیا فاجعه ای از این بالاتر ممکن است؟

به یاد دارم چند سال پیش در زمان خاتمی گروهی از قوه قضایی ایران برای بازدید از سیستم قضایی انگلیس به لندن رفتند، در حین بازدید یکی از قضات ایرانی از میزبان پرسیده بود که اگر یک قاضی در کشور شما خلاف مرتکب شود، چگونه با چه روشی او را محکمه می کنید و مجازات ها در چه سطحی است؟

مبزبان انگلیسی، از این سوال گیج شده بود و گفته بود: قاضی ممکن است که اشتباه کند ،برای اعتراض به اشتباه قاضی ، مدعی باید که به دادگاه بالاتر شکایت کند؛ اما مگر می شود که قاضی خلاف کند و جرم مرتکب شود؟! خلاصه بعد از کمی بررسی، میزبان برای میهمانان ایرانی خود توضیح داده بود که از صدها سال قبل یک یک شعبه از دادگاه مرکزی برای رسیدن به جرایم قضات اختصاص یافته است، اما نزدیک دویست سال است که فاقد قاضی است ، چرا که پرونده ای نداشته است و هیچ قاضیی هیچ جرمی مرتکب نشده است!

چرا در انگلیس سیستم قضایی اینقدر سالم است که سالها است که پرونده ای علیه هیچ قاضی تشکیل نشده است، اما در ایران ما متجاوزان و شکنجه گران به مقام قضاوت رسیده اند؟

چهار دلیل وجود دارد:

یک- هر آدم منحرف و جنایتکاری را مانند ایران به مقام قضاوت منصوب نمی کنند. برای رسیدن به مقام قضاوت غیر از شایستگی علمی و حقوقی ، فرد از فیلترهای متعدد رد می شود تا مطمین شوند که انسان شایسته ای است . در ایران، از سال 58 که خمینی مشتی جنایتکار روحانی را به مقام قضاوت منصوب کرد، فاتحه عدالت در ایران خوانده شد.

دو- در کشورهای مترقی ، قضات جایگاه اجتماعی و احترام فوق العاده ای دارند و وقتی شخصی به مقام قضاوت می رسد، خیلی مواظب حرکاتش است.

سوم- قضات در کشورهای پیشرفته از نظر مالی بشدت تامین هستند و مانند ایران نیاز ندارند که برای مایحتاج روزانه خود دست به کثافت کاری بزنند. حدود پانزده سال پیش یک روستایی از همسایه اش به دادگاه شهرستان خودش شکایت کرده بود که من الاغم را به همسایه ام اجاره داده ام اما همسایه ام ، اجاره مذکور را نمی دهد. به عنوان مدرک نیز قرارداد اجاره را ضمیمه کرده بود. مبلغ اجاره الاغ مذکور بیست هزار تومان بود و قاضی بعد از دیدن آن قرارداد، برق سه فازش پریده بود، چرا که حقوق خودش نوزده هزارتومان بود!(یعنی از اجاره الاغ مذکور کمتر!!). او کپی قرارداد اجاره فوق را به همراه فیش حقوق خودش برای آیت الله یزدی رییس وقت قوه قضایی فرستاده بود!

چهارم: مطبوعات مستقل دلیل مهمی برای سلامت سیستم قضایی در کشورهای پیشرفته هستند ، چرا که مطبوعات و رسانه های مستقل عمکرد قضات را زیر نظر دارند و مو را از ماست می کشند.

شنبه، دی ۱۹، ۱۳۸۸

آقای تابناک، زندگی این مردک معتاد در خانه ای ساده یا کاخ مساله نیست، مساله تاراج کشور به قمیت کشتار جوانان است

سایت تابناک و رجا نیوز عکسی از خ.ر. را منتشر کرده اند که مثلا ساده زیستی رهبر معظم انقلاب را نشان دهند. عکس خانه ای ساده با دری ساده است.البته که از شیپورهای مافیا، سایت هایی که با پول دزدی از مردم اداره می شوند ، توقع دیگری نمی رود. لابد می خواسته اند که اثر نامه سرگشاده مخلمباف مبنی بر تاراج اموال ملی توسط خاندان رهبری را کم کنند.

اما نکته اینجاست که اصولا مهم نیست که الان خ.ر. زندگی ساده ای دارد یا نه. فرض کنیم که الان در کاخ هزارمیلیارد تومانی زندگی می کند. این هزار میلیارد تومان فرضی در مقابل ثروتی که از مردم ایران به ازا مدیریت ناصحیح به صورت روزانه در حال تلف شدن است، هیچ است.

هفتاد میلیون ایرانی در بدترین شرایط روحی و مالی زندگی می کنند، اموال عمومی به بدترین نحو اداره می شود، به دلیل سیاست های ابله هانه رژیم ، سرمایه گذاری خارجی صورت نمی گیرد و سرمایه داران ایرانی نیز جرات سرمایه گذاری در تولید را ندارند. نخبه های کشور ناچار به فرار از کشور شده اند. صنعت کشور به انحتاط رسیده است. به دلیل اینکه رژیم ناچار به تکیه به روسیه است تا در مقابل آمریکا از رژیم دفاع کند، سهم 50 درصدی ما در دریای خزر به12 درصد کاهش یافته که برابر با حداقل ده هزار میلیارد دلار خسارت برای کشور است! این مبلغ معادل ساخت یکصد میلیون خانه در ایران است، یعنی به ازا هر ایرانی بیش از یک خانه مدرن و شیک. این مبلغ معادل یکصد هزار کاخ گرانقیمت است.

حال زندگی این مردک معتاد در خانه ساده یا کاخ چه تفاوتی برای ما دارد؟البته که یادمان نرفته است شش ماه پیش فقط یک حساب بانکی مجتبی خامنه ای در انگلیس که توقیف شد ، معادل یک میلیارد و شش صد میلیون پوند موجودی داشت، یعنی چهار هزار میلیارد تومان!معادل چهل هزار خانه !




چهارشنبه، دی ۱۶، ۱۳۸۸

آیا بی بی سی یک شبکه کاملا بی طرف است؟ بررسی سیاست شبکه بی بی سی فارسی





آیا بی بی سی در شرایط موجود قابل اطمینان است ؟ آیا می توانیم به بخش فارسی بی بی سی اعتماد کنیم ؟
قدیمی ترین شبکه خبری دنیا است .The British Broadcasting Corporationبی بی سی یا

بی بی سی اولین بار توسط شرکت پست سلطنتی انگلیس در سال 1927 بنا شد.

منبع مالی بخش داخلی بی بی سی از تی وی لایسنس (television licence fee)

تامین می شود، این تی وی لایسنس یک صورت حساب است که هر خانه و یا شرکت دارنده تلوزیون باید به صورت سالیانه بپردازد و اکنون به ازا هر خانه دارای تلوزیون حدود یکصد و چهل پوند است.در سال 2009 این مبلغ حدود پنج میلیارد پوند (برابر با هفت و نیم میلیارد دلار)بود! یعنی پانزده برابر بودجه صدا و سمیای ایران ! به عبارت دیگر بی بی سی تقریبا به ازا هر خانه در انگلیس چیزی حدود یکصدو چهل پوند دریافت خواهد کرد تا صرف تولید برنامه های خبری و یا سرگرمی کند.

مواضع بی بی سی بارها توسط مردم و یا رسانه های بی طرف مورد انتقاد قرار گرفته است، شاید اولین و وحشتناک ترین رفتار غیر رسانه ای بی بی سی ، دخالت آشکارای بی بی سی در کودتای بیست و هشت مرداد باشد. در آن بخش خبری ، گوینده اخباربه جای ساعت دوازده شب است، گفت ساعت(دقیقا)دوازده شب است. و این اضافه کردن کلمه دقیقا رمز آغاز کودتا بود. می توانید یک گزارش مستدل و کامل تهیه شده توسط کانال شبکه چهار را اینجا گوش کنید.

داستان از چه قرار است؟ بی بی سی در داخل انگلیس به شبکه خبری مستقل و قابل اطمینانی شهره است ، اما در قضایای بعد از انتخابات ایران ما دیدیم که در بسیاری از موارد مواضع بی بی سی بین الملل به راحتی بازیچه قرار می گرفت.
نکته در اینجاست که ما دو شبکه بی بی سی داریم:

یک - شبکه ای که برای مردم داخل انگلیس پخش می شود ، بودجه اش توسط همان تی وی لایسنس تامین می شود و لذا به صورت مستقیم به مردم پاسخ گو است و نمی تواند در هیچ موردی موضع یک طرفه ای را بگیرد. سیاست های این شبکه نیز توسط یک گروه مدافع آزادی بیان همیشه مورد بررسی قرار می گیرد و به قول معروف مو را از ماست می کشند.

دو - اما شبکه ای که برای بخش بین الملل برنامه پخش می کند ، بودجه اش توسط وزارت امور خارجه انگلیس تامین می شود و فقط هم به وزارت امور خارجه انگلیس پاسخ گو است!لذا خیلی راحت هر جا سیاست های وزارت امور خارجه انگلیس حکم کند ، به راحتی حقیقت را زیر پا می گذارد و اخلاق حرفه ای را لگدمال می کند. هر جا لازم باشد ، حقیقت را قلب خواهد کرد و با مثلا با دولت ایران معامله می کند.
با جمع بندی نکات بالا به این نتیجه می رسیم که نمی توان به بخش فارسی بی بی سی به عنوان یک رسانه مستقل اعمتاد کرد.

سه‌شنبه، دی ۱۵، ۱۳۸۸

برج دوبی با سرمایه گذاری بیش از یک میلیارد دلار افتتاح شد تا نشان دهد امارات چه مقدار عقب افتاده است

برج دوبی بلندترین ساختمان روی زمین است، برجی که از فاصله نود کیلومتری قابل رویت است و هنگامی که بر طبقات فوقانی آن می ایستی ، به شرط تمیز بودن هوا و شرجی نبودن می توانی سواحل ایران را از پهنه خلیج فارس ببینی.

اما این برج نشان از چه چیزی است؟ چرا همیشه کشورهای جهان سوم علاقه دارند (ترین ها) را در اختیار داشته باشند ؟نمونه اش هتل بزرگ در کره شمالی، مردم این کشور فقیر از گرسنگی در حال مرگ هستند ، اما رهبر دیکتاتور آن برای ارضای عقده خود این پروژه مضحک را رها نمی کند، پروژه ای که حتی اگر تکمیل شود، گردشگری وجود ندارد که از آن بهره ببرد! یا ساخت سدهای بزرگ بر روی نیل در مصر و یا ایران خودمان.

شاید مهمترین دلیل علاقه به داشتن برترین ها این است که آنها می خواهند با داشتن یکی از (ترین ها) در دنیا عقب ماندگی های خود را بپوشانند. در مورد برج دوبی، غیر از عدد ارتفاع و تعداد آسانسورها که به انداره کافی توسط دیگر دوستان به آن پرداخته شده است، باید نکات ذیل را در نظر گرفت:

یک- به سخره گرفتن ارزش های دنیای مدرن در این پروژه : احداث این پروژه توسط بسیاری از گروه های مدافع حقوق بشر و مدافع حقوق کارگری به شدت مورد انتقاد است. آنها معتقدند برای احداث این پروژه از کارگران به شکل (برده داری) استفاده شده است. کارگران در این پروژه و یا پروژه های مشابه با حقوقی کمتر از پنج دلار به ازا هشت ساعت کار در شش روز هفته در هوای شرجی و پنجاه درجه سانتی گراد دوبی مشغول به کار هستند. آنها هیچ سندیکا و تشکلی ندارند و در بسیاری ازموارد بدون گرفتن حقوق از کشورامارات اخراج شده اند. هزینه احداث این پروژه در صورتی که قرار بود حقوق کارگران در آن لحاظ شود بیش از دو برابر می شد.

دو- اقتصادی نبودن پروژه : این پروژه اصلا اقتصادی(فیزیبل) نبوده است. مانند پروژه برج العرب اولین هتل هفت ستاره دنیا که سیصد و پنجاه سال طول خواهد کشید تا اصل سرمایه و بهره آن بازگردانده شود. اگر نکته یک را نیز در نظر بگیریم خواهیم دید که این پروژه چه قدر خنده دار است. در حالی که دوبی فاقد نفت است ، اکنون بیش از پنجاه میلیارد دلار بدهی دارد.

سه-این پروژه کلا توسط شرکت های خارجی انجام شده است و علی رغم اینکه امارات مرتب بر نشان ملی بودن آن تاکید می کند، اما این ادعا نیز خنده دار است.

چهار- امارات از نظر تولید سرانه تولید گاز دی اکسید کربن در رده چهارم دنیا است . با راه اندازی این پروژه مقدار انرژی مصرفی آن برای خنک سازی ، معادل ذوب روزانه دوازده هزار و پانصد تن از یخ های قطب شمال است! به عبارت دیگر این پروژه مضحک به هیچ وجه سازگار با محیط زیست نیست.

در پایان باید گفت، در دنیای مدرن چیزهای مهمتری از بزرگترین برج یا ساختمان وجود دارد. نکاتی مانند حقوق بشر، دمکراسی و یا توجه به محیط زیست. داشتن صرفا یک ساختمان هزار متری نه نشان از تکنولوژی یک کشور است و نه نشان از پیشرفته بودن آن. این یک مثال خوب است که اگر در کشوری دمکراسی نباشد ، حتی منابع اقتصادی فراوان نیز داشته باشد، تصمیم گیری ها به بدترین شکل و مضحک ترین شکلش خواهد بود. مانند همین پروژه!

دوشنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۸

پیشنهادی برای استفاده از تظاهرات رژیم برای راهپیمایی،مانند ترافیک سبز، اما کارآتر

طرح ترافیک سبز را اولین بار من داده بودم که یکی از دوستان با کم لطفی آنرا سعی کرد به اسم خودش تمام کند و آخر هم با تکروی طرح به گند کشیده شد، لذا، جان مادرتان این یکی را به گند نکشید! این طرح مانند سرنگونی دیکتاتور رومانی است:

آخ جون! رژیم روز چهارشنبه می خواهند تجمع برای محکومیت جنبش سبز برگزار کنند. مرسی از ایجاد امکانات ، ما می توانیم در تجمع به صورت میلیونی شرکت کنیم ، رژیم نیز نمی تواند جلوی ما را بگیرد، چرا که خود رژیم بانی این تجمع خواهد بود.

به گزارش تابناک:( شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی اعلام کرد تجمع بزرگ عاشوراییان در محکومیت حرمت شکنی فته گران روز چهارشنبه ساعت 15 درتهران برگزار می شود)

سناریو پیشنهادی من به این شکل است:

1-تمام تلاشمان را برای اطلاع رسانی در این چهل و نه ساعت باقی مانده خواهیم کرد که همه در این تجمع شرکت کنند.

2- سر ساعت پانزده و پنج دقیقه همه ما اول سکوت می کینم. این سکوت باعث می شود که برتری خودمان از لحاظ تعداد به بسیجی ها ببینیم.

3-سر ساعت پانزده و ده دقیقه ما شروع به شعار دادن می کنیم و بهترین گزینه برای شعار نیز الله اکبر خواهد بود. آنها نمی توانند با ما به خاطر شعار الله اکبر برخورد کنند!

4- بعد می تواند شعار های ما تبدیل به شعارهای تندتری شود، مانند مرگ بر خامنه ای

چرا این طرح کارا است؟

طرحی شبیه به همین طرح و به همین سادگی باعث براندازی حکومت دیکتاتوری شایسکو در رومانی شد، او برای سخنرانی و تظاهرات به ساختمان مرکزی حزب کمونیست آمده بود و اصلا توقع نداشت که از میان جمعیت کسی جرات شعار دادن علیه او را بکند، چرا که طبق معمول همیشه اکثریت جمعیت را طرفداران او تشکیل می دادند، ولی روز سرنگونی شایسکو ، غیر از جمعیت همیشگی مردم آزادی خواه نیز آمده بودند.

من امتیاز لازم برای ایجاد موضوع داغ ندارم، اگر یکی از دوستان موضوع داغ درست کند تا راجع به این طرح صحبت شود ، ممنون می شوم.