‏نمایش پست‌ها با برچسب نژاد پرستی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نژاد پرستی. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، آذر ۲۶، ۱۳۹۲

هشدار!/ هموطن جداشده از اسلام! آتئیست عزیز! مراقب باش که مانند سران رژیم اسلامی رفتار نکنی...!

نقد دین، حرکت بر لبه تیغ است، آگاه باشیم که بین نقد مذهب و روشنگری، تا نژادپرستی و نقض حقوق بشر، فاصله اندکی است...!
بین نقد دین (یا روشنگری و تلاش برای زدودن اسلام یا دیگر ادیان از جامعه)، با تحقیر پیروان یک دین (مثلا مسلمانان)، و یا بی احترامی به آنها، فرق زیادی است.
یک فرد روشنگر، بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، حق دارد که به نقد دین افراد بپردازد، و حتی با استفاده از نقد و یا طنز گزنده، به آن دین بتازد و آنرا مورد نقد قرار دهد. (بند نوزدهم)
اما یک فرد روشنگر، هیچگاه پا را از گلیم فراتر نمی نهد، هیچگاه به پیروان آن دین حمله نمی کند، و یا با زبان تحقیر، با آنها رفتار نمی کند.
هدف فرد روشنگر، تلاش برای کاهش نفوذ دین در جامعه، و بهبود شرایط جامعه است.
اما اگر همین فرد روشنگر، به جای تلاش برای نقد دین، به پیروان آن دین حمله کند و بی احترامی کند، او در جهت وخیم شدن وضع جامعه قدم برداشته است.
اصولا رفتار تحقیر آمیز با پیروان یک دین و یا عقیده خاص، به گسترش خشونت و تنفر در جامعه می انجامد، نتیجه ای که جز نابودی جامعه، هیچ اثر مثبتی را در پی ندارد.
 توجه به نکات ذیل ضروری است:
 یکم، نژادپرستی چیست؟ چرا تحقیر یک انسان به دلیل اینکه عقیده خاصی دارد، نژادپرستی است:
از نظر نگارنده، تعریف ساده نژادپرستی این است:
تعریف اول: هرگاه گروهی از انسان ها را صرفا به دلیل داشتن یک ویژگی "غیر اکستابی"، هدف یک رفتار تبعیض آمیز (چه مثبت ، چه منفی) قرار گیرند، آن رفتار نژادپرستی است.
مثال: ممکن است یک شهروند، سیاه پوست، توانخواه (معلول)، و یا برزیلی باشد. این فرد، در  تابعیت برزیلی خود، یا معلول شدن و یا انتخاب رنگ پوست خود، هیچ نقشی نداشته است. لذا اگر با این شخص، به صورت متفاوتی رفتار شود، نژادپرستی رخ داده است.
تعریف دوم: همچنین اگر یک انسان، هنگام بهره مندی از حقوق خود در اعلامیه جهانی حقوق بشر، مورد رفتار تبعیض آمیز قرار گیرد، باز نیز نژاد پرستی رخ داده است.
مثلا اگر یک انسان، به دلیل داشتن عقیده ای خاص، مورد تحقیر قرار گیرد، او قربانی نژادپرستی است.
ماده بیست و یکم اساسنامه حقوق بشر اتحادیه اروپا، هرگونه رفتار تبعیض آمیز، مبنی بر نژاد، رنگ پوست، زبان، مذهب و ...، ممنوع بوده و به صورت غیر مستقیم، آنرا نژاد پرستی دانسته است.
Anna maria Rivera معتقد است که نژادپرستی، الزاما به معنای برتری بخشیدن به یک نژاد ژنتیکی خاص نیست، بلکه هر عملی که به ایجاد شکاف در جامعه بیانجامد، و گروهی را صرفا به دلیل داشتن یک ویژگی خاص، برتر از دیگران بداند، نژاد پرستی محسوب می شود. (منبع)
بر اساس کنوانسیون بین الملی رفع هر نوع تبعیض نژادی، می توان گفت که تحقیر یک انسان به دلیل دین او نیز، نژاد پرستی خوانده می شود، چرا که در این کنوانسیون می خوانیم: (آدرس)
قبلا نگاشته بودم، الزاما نباید نابغه باشی تا بتوانی بفهمی که:
اینکه من چه دینی دارم، به خودم مربوط است، صد البته که شما می توانید آن دین را نقد کنید، اما حق ندارید به من توهین کنید، چون  من دین خاصی را انتخاب کرده ام، یا اینکه در جامعه ای بزرگ شده ام که به دین خاصی اعتقاد دارند! این گناه من نیست!
دوم: بر اساس پژوهش های علمی، افراد آتیست باهوش هستند، اما افراد نژادپرست احمق(!):
نیازی به تشریح و ارایه نظر نیست، تنها منبع این دو مطلب را بیان می کنم:
رابطه هوش و بیخدایی: همانطوری که در این پژوهش علمی می بینید، افراد آتیست، از آی کیو بالاتری برخوردار هستند، منبع: دیلی میل
ب: پژوهش علمی دیگری نشان داده بود که افراد نژاد پرست، معمولا از هوش کمتری برخوردار هستند و به دیگر عبارت، آدم های احمقی هستند! در این پژوهش می خوانیم:
There's no gentle way to put it: People who give in to racism and prejudice may simply be dumb, according to a new study that is bound to stir public controversy. The research finds that children with low intelligence are more likely to hold prejudiced attitudes as adults. 
لذا، افرادی که بیخدا هستند، خصوصا اگر با تحقیق و پژوهش از اسلام جدا شده باشند، به خوبی می دانند که چقدر نژادپرستی زشت و زننده است.
سه: اعتقاد افراد بیخدا و آتیست به اخلاق:
افراد آتیست، بیش از همه به اخلاق اعتقاد دارند،
برای اینکه ببینیم چقدر آتیئست ها به اخلاقیات احترام می گذارند و جایگاه آنها در جامعه چیست، این گراف را ملاحظه بفرمایید:  
درصد افراد آتئیست در امریکا  ، حدود بیست درصد جامعه آمریکا است. درصد حضور آنها  در مراکز علمی و دانشگاهی ، هشتاد و سه درصد است، یعنی  در مقایسه با افراد دیندار، احتمال حضور یک آتیست در مراکز دانشگاهی ، چهار برابر افزایش می یابد.
  اما در زندان های آمریکا ، تنها بیست صدم درصد آتئیست هستند، اما درصد زندانی در جامعه ، حدود دو درصد است. به دیگر عبارت،در مقایسه با افراد دیندار ،  شانس حضور یک آتیست در زندان ، ده برابر کم می شود. 
 به راحتی با مقایسه این آمار می توان نتیجه گرفت که افراد آتیست به نسبت متوسط جامعه ، کمتر جنایت می کنند و بیشتر به أصول اخلاقی معتقد هستند.
 تحقیر جمعی از انسان ها، صرفا به دلیل اینکه از عقیده خاصی پیروی می کنند، نقض ساده ترین أصول اخلاقی است.
 چهار- هیچ فردخداناباوری و اندیشمندی، به مسلمانان، بی حرمتی نکرده است:
به دلیل سی و اندی سال جنایت رژیم اسلامی، طبیعی است که تنفر عمیقی در جامعه، خصوصا در میان جوانانی که تازه به واقعیت های اسلام پی برده اند، و دین اسلام را ترک کرده اند، نسبت به اسلام به وجود آید.
اما باید به این واقعیت توجه کرد، که این تنفر نباید چشمان ما را کور کند، و رفتاری نادرست، مشابه رفتار رژیم اسلامی را پیشه کنیم!
هیچ یک از اندیشمندان خداناباور مشهور را نمی توانید بیابید که به جای نقد دین، به پیروان آن دین حمله کرده باشد. 
پنج- یک مثال شرم آور:
 حتما این را شنیده اید، برخی می گویند: آخوند خوب، آخوند مرده است!
این گفته ای زشت، زننده، و شرم آور است.
به یاد داشته باشیم، هر انسانی حق دارد که پیرو یک دین خاص باشد، و می تواند آخوند بشود، تا زمانی که حقوق انسانی دیگران را زیر پا نگذاشته است، او در مسلمان بودن و یا آخوند بودن، آزاد است.
رژیم اسلامی یا رژیم طالبان، افراد خداناباور را صرفا به دلیل اینکه مثلا از اسلام خارج شده اند و عقیده خاصی دارند را آزار می دهند، تهدید به قتل می کنند و یا حتی آنها را می کشند.
باید از افرادی که چنین عقاید زشت و زننده ای را ترویج می کنند، سوال کرد که: "چه فرقی بین شما و رژیم اسلامی است؟! آنها تهدید به کشتن افرادی می کنند که مخالف نظر آنها می اندیشند، و شما نیز همان کار را انجام می دهید!"
 به یاد داشته باشیم، آخوند بودن به خودی خود جرم نیست. یک هموطن ما نیز این حق را دارد که آخوند باشد و از حقوق مساوی با افراد بیخدا، و یا یهودی و یا بهایی برخوردار شود.
پیشنهاد می شود برای آشنایی بیشتر با آتئیسم و خداناباوری، این نوشته مرا بخوانید:

نوشته های چند روز اخیر این وبلاگ: 

/-------چگونه می توان برای لغو اعدام تلاش کرد، وقتی که قصاص و آدم کشی، جزو جداناشدنی اسلام است و هنوز برای تکریم اسلام تلاش می کنند؟!


/-----------/در ستایش فعالان سیاسی پناهنده: هموطنان آزاده ای که تن عزیز خود را شمع آجین کرده اند برای آینده ایران!

/-------/نقش ماندلا در جهانی شدن ubuntu/من هستم به خاطر تو/ انسانیت، وظیفه و بدهی هر کسی به دیگری است / ویدیو و توضیح

/--------/ماندلا، اثبات امکان مبارزه و رسیدن به دمکراسی بدون آدم کشی است!/راه ماندلای بزرگ دوای سرطان خشونت است

/-----------/هزار میلیارد دلار خسارت ادامه جنگ، دستاورد خمینی بود؛ و هزار میلیارد دلار خسارت اقتصادی برنامه اتمی، دسته گلی خامنه ای!
/---/یک مقایسه ساده، شرکت ملی گاز ایران و شرکت ژ-د-اف (شرکت گاز فرانسه) /---/ آیا امامزاده ها، بعد از مرگ هم سکس دارند که همچنان تعداد آنها به این شدت افزایش می یابد؟! 

نوشته های اخیر این وبلاگ:


و چند نوشته اخیر این وبلاگ:


جمعه، دی ۱۵، ۱۳۹۱

احترام هر انسان، به محض تولد و به دلیل انسان بودن او، با او زاده می شود، شغل و پول و نژاد، آن احترام را کم و زیاد نمی کنند...!

مردم اروپا شغل توالت شویی را چیز بدی نمی دانند، لذا توالت های آنها تمیز است، اما در ایران این شغل، انسان را از انسانیتش ساقط می کند...!

ایرادات جامعه و کشور ایران، تنها به رژیم جمهوری اسلامی باز نمی گردد، بلکه شامل تمامی ابعاد فرهنگی این کشور مصیبت زده می گردد.

ایرادات نیز یکی دو تا نیستند، و بسیاری نیز ریشه ای و عمیق محسوب می شوند.

مثال ساده ای می زنم:

در کشورهای پیشرفته، خیلی از مردم در ایام دانشجویی، به  صورت پاره وقت، کار می کنند، و کارهای دانشجویی نیز، کارهایی عمومی مانند کار در رستوران ها و یا کافی شاپ یا مغازه ها است. کمتر فردی را می توانید بیابید که کار دانشجویی انجام نداده است.
فرض کنید آقای ایکس که استاد دانشگاه است ممکن است در دوران دانشجویی، توالت هم شسته باشد، و از چنین کاری نه خجالت می کشد و نه شرمسار است!
حال نگاهی به جامعه ایران بیاندازیم، شستن توالت، انسان را از انسانیت ساقط می کند و بخش قابل توجهی از مردم ایران، به چنین شخصی، به دیده تحقیر می نگرند...!

حاصل فرهنگ اروپا، این است که توالت های عمومی در این کشورها، بهداشتی و تمیز است و در  کشور ایران، تولت های عمومی، به فجیع ترین وجهی است...!

این یک مثال ساده است، اصولا در نگاه بخشی از جامعه ایران، برخی از پارامترها، براحتی می تواند یک انسان را مجترم و یا غیر محترم کند، مثلا مقدار پول، شغل، خانواده و یا قوم فرد، می تواند او بی حرمت و یا محترم کند!

صد البته که مثلا در اروپا نیز، شغل و پول می تواند برای اشخاص و در مواقعی خاص، احترام به همراه بیاورد، اما به صورت کلی، چنین نیست و مانند ایران، رفتار بخش قابل توجهی از مردم را تغییر نمی دهد.

رفتار دوگانه با اشخاص، به دلیل نژاد آنها، نژادپرستیخوانده می شود و در تمامی جوامع و کشورهای پیشرفته، قبیح و زننده است.

اجازه بدهید قدمی جلوتر بگذاریم و بگوییم رفتار دوگانه با دیگران، به دلیل شغل و پول آنها نیز، تبعیض است و به اندازه نژاد پرستی قبیح و زننده است.

هر انسانی به صرف انسان بودن، محترم است، احترام هر انسان، به محض تولد و به دلیل انسان بودن او، با او زاده می شود، شغل و پول و نژاد، آن احترام را کم و زیاد نمی کنند...!

جمعه، شهریور ۱۰، ۱۳۹۱

آی کیو! توهین به مسلمانان، نشان از روشنفکری تو نیست، دلیل کندذهنی توست که نمی فهمی بین روشنگری و نژادپرستی فرق بسیار است...!

خلاصه:
تحقیر و فحاشی به پیروان یک دین خاص، از منظر حقوق بشر //حال حکایت افرادی است که فکر می کنند فحاشی به مسلمانان، روشنگری است/ فرق بسیاری است بین اینکه من بگویم اسلام بد است، با اینکه بگویم مسلمان ها انسان های بدی هستند...!/می توان یک عقیده را نقد کرد، حتی به آن عقیده توهین کرد و مسخره اش کرد، اما نمی توان به پیروان آن عقیده توهین کرد. / احمق بودن نژادپرست ها(!): / الزاما نباید نابغه باشی تا بتوانی بفهمی که:اینکه من چه دینی دارم، به خودم مربوط است، صد البته که شما می توانید آن دین را نقد کنید، اما حق ندارید به من توهین کنید، چون  من دین خاصی را انتخاب کرده ام، یا اینکه در جامعه ای بزرگ شده ام که به دین خاصی اعتقاد دارند! این گناه من نیست!

مبری باد جنبش روشنفکری ایران، از وجود اشخاصی که با فحاشی به مسلمانان، تصور می کنند روشنگری می کنند! روشنفکر برای روشنگری از زبان منطق و عقل استفاده می کند، نه آزار و تحقیر همنوعان خود! 

حکایتی بامزه است که:

"گروهی، مشغول پخت آش بودند و هر کسی یکی از محتویات را اضافه کرده بود، یکی گوشت آورده بود و دیگری نخود و یکی لوبیا را. به ناگاه، شخصی از راه رسید و موشی مرده را به داخل آن قابلمه آش انداخت و گفت: « من هم شریک پخت آش هستم!» "

به چه زبانی به این اشخاص فحاش باید گفت که شما شریک جنبش روشنفکری و آزادی خواهی نیستید؟! 

حال حکایت افرادی است که فکر می کنند فحاشی به مسلمانان، روشنگری است و مثلا حالا چون در اروپا زندگی می کنند و بعد به مسلمانان به دلیل عقیده آنها و یا رفتار آنها فحاشی می کنند، خیلی روشنفکر محسوب می شوند! هیچ ارتباطی بین روشنفکران ایرانی و کسانی که تلاش می کنند با روشنگری، خرافات را از جامعه بزدایند، با این اشخاص فحاش وجود ندارد!

ناچارم باز به توضیح این مساله بپردازم که اصولا فحاشی، تحقیر یا آزار  مسلمانان، هیچ ربطی به افراد خردگرا ندارد. اصولا کسی که خردگرا است و از بند دین خود را رهانیده است، آنقدر شعور دارد که دریابد نژادپرستی چقدر زننده و زشت است!

در اینجا، به بررسی آزار و تحقیر مسلمانان (یا پیروان یک دین یا عقیده) می پردازم.

تحقیر و فحاشی به پیروان یک دین خاص، از منظر حقوق بشر:

ما دو اصل زیربنایی در اعلامیه جهانی حقوق بشر داریم، اصل آزادی بیان و اصل آزادی اندیشه:

ماده ی ۱۸:هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.

ماده ی ۱۹:هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است.

بر طبق اصل آزادی اندیشه، آزادی هر انسانی برای داشتن هر گونه اعتقادی، به رسمیت شناخته شده است. یعنی من نوعی، می توانم به الله، بودا، یا یک اسپاگیتی پرنده به عنوان آفریننده اعتقاد داشته باشم.

اما در اصل نوزدهم، می بینم که آزاد بیان است و در این اصل، به صراحت حق انتشار اطلاعات و افکار، تضمین گردیده است.

 اصول فوق، هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند. خلاصه ساده این دو اصل این است که من می توانم هر عقیده ای داشته باشم، اما آقای ایکس هم می تواند عقیده و افکار مرا نقد کند.

 در اصول نوزدهم، هیچ شرط و تبصره ای برای آزادی بیان گذاشته نشده است و نگفته که مثلا آزادی بیان در صورتی مورد قبول امضا کنندگان است که به عقاید دیگران توهین نکنید! لذا می توان به صراحت گفت که آزادی توهین به عقاید دیگران، در اعلامیه جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است.

اما در همان اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز، به صراحت اول از همه  بر رفتار برادرانه تاکید شده است:

ماده ی ۱:تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند.

از آن گذشته، در ماه هیجده به صراحت گفته شده است:

ماده ی ۱۸:هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.

یعنی حق داشتن یک مسلک و یا دین خاص و ابراز آن در محل عمومی، کاملا تضمین شده است. اینکه به مسلمانان بی حرمتی شود و به آنها صرفا به دلیل دینی که اعتقاد دارند، بی احترامی صورت پذیرد، نقض آشکار حقوق بشر است، چرا که با ایجاد وحشت از تحقیر، اجازه داشتن دین در محل عمومی از آنها سلب شده است.

تفاوت بین نقد دین و فحاشی به پیروان یک دین

فرق بسیاری است بین اینکه من بگویم اسلام بد است، با اینکه بگویم مسلمان ها انسان های بدی هستند...!

می توان یک عقیده را نقد کرد، حتی به آن عقیده توهین کرد و مسخره اش کرد، اما نمی توان به پیروان آن عقیده توهین کرد. 

در جمع بندی، می توان گفت که اعتقاد به یک عقیده خاص آزاد است، نقد آن عقیده خاص برای همگان نیز تضمین شده است، اما در عین حال، نمی توان به یک انسان، به صرف داشتن یک عقیده، توهین کرد. می توان عقیده او را نقد کرد، اما حق توهین به خود او را ندارید.

نژاد پرستی چیست؟!

نژاد پرستی را داشتن رفتاری متفاوت با یک گروه خاص می دانند، شیفر می نویسد:

"نژادپرستی به صورت کلی به عمل یا رفتار یا عقیده ای است که بر اساس آن، انسان ها را به گروه های مختلفی تقسیم می کنند و هر دسته را نژادی می نامند. بر اساس آن ایده، هر کسی از آن نژاد خاص باشد، شخصیت یا توانانی خاصی دارد که به او به ارث رسیده است و بر این اساس، آن شخص باید مورد رفتار خاصی قرار گیرد. حال چه آن نژاد را قدر بنهند و یا مورد تحقیر قرار دهند، اسم این کار نژادپرستی می شود. "
منبع: Racism" in R. Schaefer. 2008 Encyclopedia of Race, Ethnicity and Society. SAGE. p. 1113

بر اساس کنوانسیون بین الملی رفع هر نوع تبعیض نژادی، می توان گفت که تحقیر یک انسان به دلیل دین او نیز، نژاد پرستی خوانده می شود، چرا که در این کنوانسیون می خوانیم: (آدرس)

Considering that the Charter of the United Nations is based on the principles of the dignity and Considering that the Charter of the United Nations is based on the principles of the dignity and equality inherent in all human beings, and that all Member States have pledged themselves to take joint and separate action, in co-operation with the Organization, for the achievement of one of the purposes of the United Nations which is to promote and encourage universal respect for and observance of human rights and fundamental freedoms for all, without distinction as to race, sex, language or religion,...
1. In this Convention, the term "racial discrimination" shall mean any distinction, exclusion, restriction or preference based on race, colour, descent, or national or ethnic origin which has the purpose or effect of nullifying or impairing the recognition, enjoyment or exercise, on an equal footing, of human rights and fundamental freedoms in the political, economic, social, cultural or any other field of public life.
 نظر به‌ اینکه‌ منشور ملل‌ متحد مبتنی‌ بر اصول‌ حیثیت‌ ذاتی‌ و تساوی‌ کلیه‌ افراد انسانی‌ و کلیه‌ دول‌ عضو ملل‌ متحد متعهد شده‌اند که‌ منفرداً و مشترکاً با همکاری‌ سازمان‌ برای‌ نیل‌ به‌ یکی‌ از هدفهای‌ ملل‌ متحد یعنی‌ توسعه‌ و تشویق‌ احترام‌ جهانی‌ و واقعی‌ به‌ حقوق‌ بشر و آزادیهای‌ اساسی‌ برای‌ همگان‌ بدون‌ تمایز نژاد یا جنس‌ یا زبان‌ و یا مذهب‌ اقدام‌ نمایند.....  
در قرارداد حاضر اصطلاح‌ "تبعیض‌ نژادی‌" اطلاق‌ می‌شود به‌ هر نوع‌ تمایز و ممنوعیت‌ یا محدودیت‌ و یا رجحانی‌ که‌ براساس‌ نژاد و رنگ‌ یا نسب‌ و یا منشأ ملی‌ و یا قومی‌ مبتنی‌ بوده‌ و هدف‌ یا اثر آن‌ از بین‌ بردن‌ و یا در معرض‌ تهدید و مخاطره‌ قراردادن‌ شناسایی‌ یا تمتع‌ و یا استیفاء در شرایط‌ متساوی‌ از حقوق‌ بشر و آزادی‌های‌ اساسی‌ در زمینه‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ و فرهنگی‌ و یا در هر زمینه‌ دیگری‌ از حیات‌ عمومی‌ باشد.
در این ماده، به صراحت اشعار می دارد که هر گونه رفتاری که منجر شود حقوق اولیه انسان ها، چون آزادی مذهب خدشه دار گردد، رفتار نژادپرستانه است. تحقیر یک مسلمان، صرفا به دلیل مسلمان بودن او، یک نقض آشکارای حقوق بشر  و بر اساس این کنوانسیون، مصداق بارز نژاد پرستی است.

همینطور در کتاب فرهنگ سیاسی دکتر آشوری، می خوانیم:

"نژادگرایی نظریه‌ای است که میان نژاد و پدیده‌های غیر زیست شناسی مانند دین، آداب، زبان و... رابطه ایجاد کرده برخی نژادها را برتر از دیگر نژادهای بشری می‌شمارد. در این نظریه برتری نژادی مستقل از شرایط محیطی و اجتماعی رشد افراد عمل کرده و دست تقدیر برخی نژادهای بشر را برتر و برخی دیگر را کهتر گردانیده‌است."

آیا بد رفتاری با پیروان یک دین، نژادپرستی محسوب می شود؟
در بالا با ذکر چند مثال از چند منبع مختلف، نشان دادم که ساده ترین تعریف نژاد پرستی، بد رفتاری با یک اقلیت، و دسته بندی آنها بر اساس چیزی که به ارث برده اند، نژادپرستی می داند. 

اسلام نیز به نوعی به مسلمانان به ارث می رسد، هر کودکی از زمان تولد از پدر و مادر مسلمان، مسلمان خوانده می شود و از کودکی آنقدر او را شستشوی مغزی می دهند، تا مسلمان شناخته شود. 

صد البته که این رفتاری غیر انسانی با یک کودک است، اما واقعیت این است تقریبا همه مسلمانان، به نوعی اسلام را به ارث برده اند و خود در انتخاب این دین، نقشی نداشته اند! لذا بد رفتاری با یک مسلمان، به دلیل چیزی که خود در انتخاب آن نقشی نداشته، بی انصافی محض است. 

چرا نژاد پرستی زننده است؟! 
وقتی انسانی قربانی نژاد پرستی می شود، از حقوق انسانی خود محروم می شود، انسان های نژاد پرست او را به چشم انسان درجه دو نگاه می کنند، حقوق برابری برای او قایل نیستند و به شکل زننده ای مورد آزار قرار می گیرد و از دایره اجتماع خارج انگاشته می شود. 

احمق بودن نژادپرست ها(!):

یک پژوهش علمی نشان داده بود که افراد نژاد پرست، معمولا از هوش کمتری برخوردار هستند و به دیگر عبارت، آدم های احمقی هستند! در این پژوهش می خوانیم:

"There's no gentle way to put it: People who give in to racism and prejudice may simply be dumb, according to a new study that is bound to stir public controversy. The research finds that children with low intelligence are more likely to hold prejudiced attitudes as adults." 
این را بدانیم که برای نژادپرست نبودن، الزما نباید نابغه باشی! هر آدمی که احمق نباشد، می تواند بفهمد که کسی در انتخاب رنگ پوست و نژاد خود نقش ندارد، لذا خیلی احمقانه است که ما گروهی از انسان ها را به دلیل رنگ پوست یا رنگ چشم خود، برتر یا پست تر بدانیم.

الزاما نباید نابغه باشی تا بتوانی بفهمی که:
همه انسان ها از هر رنگ و نژاد و دینی، با هم برابر هستند!

الزاما نباید نابغه باشی تا بتوانی بفهمی که:
هیچ انسانی، مسئول اعمال اجدادش نیست که مثلا عرب بوده اند و به ایران حمله کرد اند!) و یا مغول بوده اند و مثلا ممکن است جد هشتادم او (!) همراه چنگیز به ایران حمله کرده باشد!

الزاما نباید نابغه باشی تا بتوانی بفهمی که:
هیچ انسانی در انتخاب رنگ پوست یا چشمش، یا شکل چشمانش نقش ندارد! مگر من رنگ چشم  خودم را خودم انتخاب کرده ام که باید به دلیل آن مورد بی احترامی قرار بگیرم؟!

الزاما نباید نابغه باشی تا بتوانی بفهمی که:
اینکه من چه دینی دارم، به خودم مربوط است، صد البته که شما می توانید آن دین را نقد کنید، اما حق ندارید به من توهین کنید، چون  من دین خاصی را انتخاب کرده ام، یا اینکه در جامعه ای بزرگ شده ام که به دین خاصی اعتقاد دارند! این گناه من نیست!

الزاما نباید نابغه باشی تا بتوانی بفهمی که:
من در محل تولدم، نقشی نداشته ام! خودم محل تولدم را انتخاب نکرده ام، اینکه در ایران بدنیا آمده ام یا افغانستان یا آمریکا، در اختیار من نبوده است. مرا نباید بر اساس  محل تولدم مورد قضاوت قرار دهی! 

برای فهمیدن نکات فوق، الزامی ندارد که نابغه باشی، یک آدم معمولی، این را می فهمد، اما تنها یک آدم احمق ممکن است تصور کند چون رنگ پوست او روشنتر یا تیره تر است، او آدم برتری است. یا اینکه مثلا در قسمت خاصی از دنیا به دنیا آمده است، او آدم مهمتر و با ارزش تری است!!


نکات ذیل در هنگام مشاهده رفتار برخی از هموطنان ما، در ذهن ما شکل می گیرد:

-          اینکه شهروندان کشورهای های عرب همسایه را مسئول جنایات محمد پیامبر و حمله عمر به ایران بدانیم، خیلی مسخره است.
-          مگر آقای فلان که ساکن کویت یا عراق است، در حمله اجدادش نقشی داشته است که او را مسئول می دانید؟! اینکه آنها مسلمان هستند، دلیل این نمی شود که در نوشتار یا رفتار خود به آنها بی احترامی کنیم.
-          کشور ایران از اقوام گوناگون تشکیل شده است، هر قومی به این جامعه خدمتی کرده است، از بختیاری گرفته تا لر و کرد و فارس. بی انصافی محض است که قومی از هموطنان را به تیغ طعن و توهین برنجانیم.

نوشته دیگر امروز مرا نیز بخوانید: 
/-----------/احترام دنیا را با هزینه گزاف و اجلاس نمی توان خرید!/مقابسه جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و اجلاس سران غیر متعهد در تهران!



پنجشنبه، تیر ۰۸، ۱۳۹۱

وقتی که هم دانشگاهی دکتر(!) عوضعلی کردان، با بی شرمی تمام در یک اجلاس بین المللی، سخنان نژاد پرستانه بر زبان می آورد...!

وای بر کشوری که یک احمق نژاد پرست مدعی مدرک از آکسفورد است،  معاون اول رییس جمهور می شود!

اصولا رابطه مستقیمی و معکوسی بین هوش افراد و نژادپرستی وجود دارد. به دیگر عبارت، تنها افراد احمق، نژاد پرست می شوند! در این پژوهش علمی می خوانیم:
"The research finds that children with low intelligence are more likely to hold prejudiced attitudes as adults

در حقیقت تنها یک آدم احمق می تواند خودش را به دلیل نژاد یا رنگ پوست، برتر از دیگران بداند و یا یک گروه از انسان ها را به دلیل نژاد یا رنگ پوست، پلید و شیطان قلمداد کند.

و با این پیش درآمد، بپردازیم به سخنان اخیر محمد رضا رحیمی در توهین به اقلیت یهود:

محمد رضا رحیمی را همه ما می شناسیم، او معاون اول احمدی نژاد است، سمتی که از آن در حد نخست وزیری یاد می شود. او خود را دکتر می داند، اما مدرک دکتری او را همان جاعلی درست کرده که مدرک کردان را درست کرده بوده است.

اخیرا او اظهار نظر با مزه ای کرده است، در گزارش رادیو فردا می خوانیم:

" معاون اول محمود احمدی‌نژاد در کنفرانسی که با همکاری سازمان ملل درباره مبارزه با جرایم در تهران برگزار شد، اظهار کرد که گسترش مواد مخدر در جهان ریشه در کتاب «تلمود» یهودیان دارد و «صهیونیست‌ها» بانی گسترش مواد مخدر در سطح جهان هستند."

این اظهارات آنقدر احمقانه هستند که سازمان ملل مجبور می شود به صورت رسمی، آن را محکوم کند(منبع).

در اینکه دین یهود هم یک چیز مسخره  و احمقانه ای مانند اسلام است، هیچ شکی نیست. اصولا محمد بخش عمده ای از اسلام را از دین یهود کپی کرده است، به همین دلیل نیز همیشه مورد تمسخر یهودیان بوده و رابطه بدی با آنها داشته است.

رابطه بد محمد با یهودیان، آنقدر ادامه می یابد که از سه قبیله یهودی ساکن مدینه، دو تا را تبعید و اموال انها را غارت می کند و قبیله بی دفاع سوم را که تسلیم شده بودند، با نهایت بی رحمی قتل عام می کند. (توضیحات بیشتر در اینجا)

این تنفر محمد از یهودیان، همچنان در میان برخی از مسلمانان وجود دارد و به نحو مسخره ای، یهودیان را مسئول تمام بدبختی دنیا می دانند!

اینکه یک مقام دولتی ایران، یک اقلیت مذهبی را مسئول اعتیاد و قاچاق مواد مخدر در دنیا بداند، بسیار احمقانه و بی شرمانه است و تنها از مسولان جمهوری اسلامی بر می آید!

وقتی این اتهام جالب می شود که این نکات ذیل را کنار هم بچینیم:

-         یکی از ملاهای بلند پایه (وزیر اطلاعات و دادستان کل کشور) با بی شرمی تمام، اروپا را تهدید به قاچاق مواد مخدر کرده است:
در اینجا ببیند که چطور حجت السلام دری نجف آبادی،  می گوید: 
" درصورتى که کشورهاى غربى به ادامه چالش با ايران درزمينه انرژى هسته‌اى ادامه دهند ايران نيزمى تواند اجازه عبورمواد مخدررا البته نه ازخاک ايران بلکه ازدريا ونقاط ديگربدهد"" 
-         سپاه پاسداران و فرماندهان آن به صورت مستقیم در قاچاق مواد مخدر دست دارند. به گزارش رادیو فردا، دولت آمریکا، سپاه قدس (بخش بین الملل سپاه پاسداران) را به قاچاق موارد مخدر متهم کرده است، در این گزارش می خوانیم: 
"بیانیه وزارت خزانه‌داری ایالات متحده می‌افزاید: «باغبانی به قاچاقچیان مواد مخدر اجازه داده در قبال مساعدت این قاچاقچیان به نیروی قدس، محموله‌های خود را با استفاده از خاک ایران به دیگر نقاط جهان برسانند. برای مثال، قاچاقچی‌های افغان در برابر اجازه صدور محموله از طریق خاک ایران، بار اسلحه و مهمات سپاه پاسداران را از جانب سردار باغبانی به نیروهای طالبان تحویل داده‌اند. باغبانی نیز قاچاق مواد شیمیایی مورد استفاده در تولید هروئین را در طول مرزهای ایران برای قاچاقچیان تسهیل کرده و به قاچاقچی‌ها در ارسال بار تریاک به درون مرزهای ایران کمک رسانی کرده است وزارت خزانه داری ایالات متحده آمریکا روز چهارشنبه، هفتم ماه مارس، در چارچوب قانون موسوم به «کینگ پین»،  غلامرضا باغبانی، از فرماندهان نیروی قدس سپاه پاسداران، را به عنوان قاچاقچی مواد مخدر معرفی کرد."

بدون هیچ شکی، نظر مقامات رژیم ایران برای پخش مواد مخدر در داخل کشور مثبت است. چون آنها از نیروی جوان وحشت دارند و وجود جوانان معتاد، بسیار به نغع آنها است.

در این نوشته، به صورت مفصل به نحوه قاچاق مواد مخدر در داخل ایران پرداخته ام:

/-------/ چرا و چگونه سپاه به قاچاق مواد مخدر به داخل ایران و اروپا می پردازد؟ چرا ج.ا. این اجازه را به سپاه می دهد ؟

 مطالب دیگر امروز من: