‏نمایش پست‌ها با برچسب کرامت انسانی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کرامت انسانی. نمایش همه پست‌ها

جمعه، خرداد ۰۸، ۱۳۹۴

هموطن تورنتو نشین، بدهکاری! به خون های ریخته شده در دهه شصت، به یک میلیون کشته جنگ، به کرامت انسانی لگدشده ما!

هموطن تورنتو نشین، این عکس را به یادآور، به یاد آور که چگونه خواهر و بردار ما در تهران و رشت و شیراز و اصفهان و تبریز قد علم کردند، در حالی که می دانستند جان نازنین آنها در معرض خطر خواهد بود.

حال بدان و آگاه باش که مزدوران کثیف رژیم، می خواهند مراسم بزرگداشت خمینی را بر پا کنند...! بر اساس آزادی بیان، دولت کانادا نمی تواند جلوی این مراسم را بگیرد، مگر اینکه آنقدر جمعیت مخالف زیاد باشد که احساس کند امنیت مختل  شده است.

هموطن تورنتو نشین، من و تو آواره شدیم! به دلیل جنایات این رژیم و افکار پلید خمینی، ناچار شدیم ده هزار کیلومتر از کشورمان دور شویم، حال این رژیم می خواهد این افکار کثیف را به بغل گوش ما در تورنتو بیاورد.

هموطن تورنتو نشین، به خون ندا و سهراب مدیون هستی، شرکت در این مراسم جان تو را به خطر نمی اندازد، هیچ خطری برایت ندارد، و تنها به دنیا نشان می دهی که این افکار کثیف، نماینگر جامعه ایران نیست.

هموطنم تورنتو نشین من، تو هم مانند من به دلیل ایرانی بودم مورد بی مهری قرار گرفته ای، به یادآور که این بی مهری تنها به دلیل افکار کثیف خمینی بوده است، حال نوبت تو است تا به شیوه ای کاملا متمدانانه، به دنیا نشان دهی که لیاقت من و تو بیش از این است، به دنیا نشان بدهی که بین افکار خمینی و من و تو، فاصله بسیار است.

هموطنم، به یادآور که بنا به دستور مستقیم خمینی، هزاران انسان بی دفاع و زندانی، تنها به جرم اینکه عقیده ای متفاوت داشتند، به شیوه هیتلری، اعدام شدند.

هموطنم، به یادآور...، به یاد آور که در اثر تئوری ابلهانه خمینی برای حمله به اسراییل بود که جنگ ایران و عراق ادامه یافت، یاد بیاور که شعار خمینی این بود که راه قدس از کربلا می گذرد، و حاصل این نظریه احمقانه، کشته و زخمی شدن یک میلیون انسان بوده است.

هموطنم، کار به جایی رسیده که وزرا و نمایندگان پارلمان کانادا نیز به ایرانیان تورنتو نشین پیوسته اند، و در این تجمع شرکت خواهند کرد، وای بر ما اگر حضورمان کم رنگ باشد.



سه‌شنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۹۲

خامنه ای، آینده، حال و گذشته این جوان را سیاه کرده بود/قانون زمانی معتبر و محترم است که عدالت و انصاف را زیر پا نگذارد!

دزدی کار بدی است، اما هیچ جای دنیا، کسی را که از روی گرسنگی، مثلا به دزدیدن نان دست زده است، محکوم نمی کنند.

هر چند که شاید صاحب مغازه نان فروشی، یک شخص عادی جامعه باشد، و با دزدیده شدن این نان، اموال او مورد تجاوز واقع شده باشد، اما در چنین شرایطی، دادگاه عادل، دزد را مبری از جرم اعلام می کند.

دلیل ساده است، هر چند که حراست از اموال هر انسانی، بخشی از حقوق بشر است، اما در این مورد خاص، اینکه مبلغی پول از اموال صاحب مغازه کم شود، در مقابل اینکه یک انسان گرسنه بماند، اهمیتی ندارد.

در جامعه ای که عدالت و حرمت انسانی با ارزش تلقی گردد، اولین و مهمترین چیزی که در دادگاه مطرح می شود، سلامت و امنیت انسان ها است. به همین دلیل، در مثال فوق، دادگاه امنیت و سلامت کسی که از روی گرسنگی به دزدی دست زده را مهمتر از هر چیز دیگری، حتی امنیت اقتصادی صاحب مغازه می داند.

حال شما را به خواندن خبر دردناکی  دعوت می کنم، خبری که پشت آدمی را به لرزه در می آورد:

در ساعت ۱۳:۳۰ دقیقه روز شنبه ماموران مترو ایستگاه گلبرگ اقدام به توقیف اموال یک دستفروش جوان کرده‌اند. این دستفروش که موفق نشده اموال خود را از ماموران مترو پس بگیرد تهدید کرده بود که در صورت عودت ندادن اموالش خود را به زیر قطار پرتاب خواهد کرد. بعد از بی توجهی ماموران مترو و پس ندادن اموال این دستفروش، مرد جوان خود را جلوی قطار مترو انداخته است و در اثر برخورد با قطار سر وی از بدنش جدا شده است.

صد البته که باید در جامعه، قانون اجرا شود، اما ضابط قضایی و یا مسئول اجرای قانون، نمی تواند برای اجرای قانون، ساده ترین اصول انسانی را لگد مال کند، و یا اینچنین حرمت انسانیت را بشکند.

به عنوان مثال، در تمامی کشورهای متمدن، برای تعقب مجرمین دستور مشخصی وجود دارد، و پلیس حق ندارد برای تعقیب مجرمینی که قوانین رانندگی را زیر پا می گذارند و به صورت خطرناکی رانندگی می کنند، خود قوانین رانندگی را زیر پا بگذارد، و جان دیگر شهروندان و یا حتی جان خود فرد خطاکار را به خطر بیاندازد.


شاید قانون به ماموران نیروی انتظامی و یا ماموران مترو این اجازه را می دهد که جلوی افراد دست فروش را بگیرند، 

اما وقتی می توان عمق فاجعه رخ داده را درک کرد که به نکات ذیل توجه شود:

-          کشور ایران، می تواند جزو ثروتمند ترین کشورهای دنیا باشد.
-          رژیم خامنه ای، زندگی مردم ایران را سیاه کرده است، و اقتصاد کشور را به نابودی کشانده است.
-          فرصت های شغلی برای جوانان نیست، و یا اگر هست، به صورت منصفانه ای تقسیم نمی شود.
-          دولت موظف است که در صورت بیکاری افراد، به آنها حقوق بیکاری بدهد، تا آنها از پس حداقل هزینه های زندگی برآیند.
در حقیقت، رژیم خامنه ای، زندگی این جوان را سیاه کرده است، آینده و گذشته و حال او را تباه کرده، ثروت کشور او را به یغما برده اسـت، و وقتی این جوان بیچاره، تلاش می کند که به روشی شرافتمندانه، پول اندکی برای خود کسب کند، اینچنین سرمایه اندکش را از او می گیرند، و کار به جایی می رسد که او مجبور به خودکشی می شود.


خطاب به کسانی که فکر می کنند جنایات خامنه ای محدود به کشتن مبارزان آزادی خواهی در خیابان ها است، باید گفت که این جوان نیز، همچون سهراب و ندا، قربانی این رژیم غیرانسانی و وحشی شده است...

نوشته دیگر امروز این وبلاگ: 

جایگاه حقوق بشر در مذاکرات آمریکا و اتحادیه اروپا با رژیم ایران: آمار اعدام چند برابر می شود، آنها تحریم ها را کاهش می دهند..!




     



جمعه، دی ۱۵، ۱۳۹۱

احترام هر انسان، به محض تولد و به دلیل انسان بودن او، با او زاده می شود، شغل و پول و نژاد، آن احترام را کم و زیاد نمی کنند...!

مردم اروپا شغل توالت شویی را چیز بدی نمی دانند، لذا توالت های آنها تمیز است، اما در ایران این شغل، انسان را از انسانیتش ساقط می کند...!

ایرادات جامعه و کشور ایران، تنها به رژیم جمهوری اسلامی باز نمی گردد، بلکه شامل تمامی ابعاد فرهنگی این کشور مصیبت زده می گردد.

ایرادات نیز یکی دو تا نیستند، و بسیاری نیز ریشه ای و عمیق محسوب می شوند.

مثال ساده ای می زنم:

در کشورهای پیشرفته، خیلی از مردم در ایام دانشجویی، به  صورت پاره وقت، کار می کنند، و کارهای دانشجویی نیز، کارهایی عمومی مانند کار در رستوران ها و یا کافی شاپ یا مغازه ها است. کمتر فردی را می توانید بیابید که کار دانشجویی انجام نداده است.
فرض کنید آقای ایکس که استاد دانشگاه است ممکن است در دوران دانشجویی، توالت هم شسته باشد، و از چنین کاری نه خجالت می کشد و نه شرمسار است!
حال نگاهی به جامعه ایران بیاندازیم، شستن توالت، انسان را از انسانیت ساقط می کند و بخش قابل توجهی از مردم ایران، به چنین شخصی، به دیده تحقیر می نگرند...!

حاصل فرهنگ اروپا، این است که توالت های عمومی در این کشورها، بهداشتی و تمیز است و در  کشور ایران، تولت های عمومی، به فجیع ترین وجهی است...!

این یک مثال ساده است، اصولا در نگاه بخشی از جامعه ایران، برخی از پارامترها، براحتی می تواند یک انسان را مجترم و یا غیر محترم کند، مثلا مقدار پول، شغل، خانواده و یا قوم فرد، می تواند او بی حرمت و یا محترم کند!

صد البته که مثلا در اروپا نیز، شغل و پول می تواند برای اشخاص و در مواقعی خاص، احترام به همراه بیاورد، اما به صورت کلی، چنین نیست و مانند ایران، رفتار بخش قابل توجهی از مردم را تغییر نمی دهد.

رفتار دوگانه با اشخاص، به دلیل نژاد آنها، نژادپرستیخوانده می شود و در تمامی جوامع و کشورهای پیشرفته، قبیح و زننده است.

اجازه بدهید قدمی جلوتر بگذاریم و بگوییم رفتار دوگانه با دیگران، به دلیل شغل و پول آنها نیز، تبعیض است و به اندازه نژاد پرستی قبیح و زننده است.

هر انسانی به صرف انسان بودن، محترم است، احترام هر انسان، به محض تولد و به دلیل انسان بودن او، با او زاده می شود، شغل و پول و نژاد، آن احترام را کم و زیاد نمی کنند...!