دوشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۹۰

رسوایی شنود در بریتانیا نشان می دهد که چهار رکن دموکراسی ، چه زیبا و چه کارا می توانند فساد را مهار کنند!

دمکراسی بنا شده بر چهار ستون است، هر یک از این ستون ها دیگر ستون ها را محافظت می کند.

بسیاری نظام های دمکراسی و مردم سالار را بنا شده بر سه اصل اساسی می دانند، اول قوه اجراییه ، دوم قوه مققنه و سوم قوه قضاییه.

ü      به دیگر عبارت ، نفر اول حکومت و ریاست جمهور ، بر اساس رای مستقیم یا غیر مستقیم مردم انتخاب می شود و در نهایت هم به مردم و هم به قوه مقننه (پارلمان) و هم قوه قضاییه پاسخگو است.

ü      از طرف دیگر ، قوه  مقننه (مجلس یا پارلمان) نیز با رای مستقیم مردم انتخاب می شوند و هم رییس قوه مجرییه و هم قوه قضاییه بر آنها نظارت دارد.
ü      قوه قضاییه اما داستانش کمی متفاوت است، در کمتر نظام دمکراسی است که این قوه با رای مستقیم مردم انتخاب شوند، بلکه آنها با رای غیر مستقیم مردم و توسط قوه مقننه و قوه مجریه انتخاب می شوند.
این سه قوه، جلوی فساد را می گیرند و تلاش می کنند حکومت به بهینه ترین روش اداره شود و تا جایی که ممکن است نظرات اکثریت مردم را اجرا کنند.

اما لختی بعد از تشکیل حکومت های مردم سالار، و با وجود آمدن مطبوعات آزاد،  یک ستون دیگر نیز بر ارکان دمکراسی افزوده شد و آن ستون نامش مطبوعات آزاد است.

مطبوعات آزاد به عنوان رکن چهارم دمکراسی و در قالب نمایندگان افکار عمومی ، با قدرت تمام بر کار سه قوه اول نظارت می کند و با انتقاد مداوم از هر سه قوه فوق، اجازه خطا و فساد را نمی دهد.

اما اتفاقات اخیر در بریتانیا و رسوایی شنود تلفنی توسط یکی از بزرگترین نشریات و بعد بازداشت ها و تحقیقات وسیع صورت گرفته به وضوح نشان میدهد که تا چه حد دمکراسی توانا و پوایا است و اگر رکن چهارم نیز خطا کند و به فساد آلوده شود، سه رکن اول به چه زیبایی می توانند جلوی آن فساد را بگیرند.

رهبر حزب کارگر بریتانیا به چه زیبایی خواستار مهار قدرت مرداک شده و گفته است :

 "کاملا واضح است که تمرکز این همه قدرت در دست یک نفر منجر به سوء استفاده از قدرت در درون این سازمان شد. به نظر من اگر می خواهیم اینگونه سوء استفاده ها را به حداقل برسانیم باید قبول کنیم که اینچنین تمرکز قدرتی خطرناک است."


لینک این مطلب در بالاترین--------آزادگی


نوشته  پیشین و مرتبط به این مطلب در وبلاگ من: 











شنبه، تیر ۱۸، ۱۳۹۰

گوساله گرامی، وزیر محترم آموزش و پرورش! همه ما در طی تحصیل کتک خورده ایم ، پس این کتک ها کار اسراییل بود ؟!

گوساله گرامی،
جناب آقای حاجی بابایی ،
وزیر محترم آموزش و پرورش

با سلام 

احتراما به اطلاع آن گوساله گرامی می رساند که ما فارغ التحصیلان مدارس ایران همه از دست آموزگاران کتک خورده ایم و تنها درصد بسیار کمی از ما ،جان سالم بدر برده و کتک نخورده است!

با توجه به فرمایش شما، پس ما این کتک ها را از اسراییل نوش جان کرده ایم!

 لذا با توجه به جمعیت سی میلیونی دانش آموزان و دانش جویان این مملکت ، می توان نتیجه گرفت که اسراییل مدیریت خیلی خوبی اعمال کرده ، چه آنکه با جمعیت شش میلیونی ، موفق شده سی میلیون دانش اموز را کتک بزند.

ضمنا،
به اطلاع شما می رساند که ژنرال سعید الصحاف  ، سخنگوی صدام ، در پیامی گفت بابا تو دیگه کی هستی ! من کم آوردم پیش تو !


پی نوشت: 

جمهوری اسلامی ، بی شک به آخر خط رسیده که مسولان این رژیم اینگونه بی پروا ، چون سعید الصحاف در چشم مردم نگاه می کنند و دروغ می گویند!

لینک این مطلب در بالاترین-------آزادگی 

  

پنجشنبه، تیر ۱۶، ۱۳۹۰

یک تروریست، محسن رضایی، گروه تروریستی دیگری به نام مجاهدین را تهدید می کند، واقعا گیری افتاده ایم ما !

یک تروریست، محسن رضایی، گروه تروریستی دیگری به نام مجاهدین را تهدید می کند، واقعا گیری افتاده ایم ما !

سایت گروه تروریستی مجاهدین نوشته است :

رضایی در تابناک نوشته است:
«از آن‌جا که این گروهک اقدامات مسلحانه و تروریستی علیه جمهوری اسلامی ایران انجام می‌دهند، هر کشوری به‌ویژه کشورهای همسایه که با درخواست پذیرش این گروهک موافقت کنند، به‌صورت خودکار در زمره کشورهای متخاصم با ایران قرار خواهند گرفت و این کشورها باید متوجه این مطلب باشند»

گرفتاری شده ایم ما مردم ایران، یک تروریست بین المللی ، مثل محسن رضایی که پلیس بین الملل دستور دستگیری او را دارد، یک گروه تروریستی دیگر را تهدید می کند ! بیچاره مردم ایران این وسط!




دوشنبه، تیر ۱۳، ۱۳۹۰

ویدیو با زیرنویس فارسی از سایت تد/ واکنش مدنی به خشونت چیست؟ چگونه با خشونت در جامعه مقابله کنیم؟

این ویدیو را امروز در وقت نهار برای سایت تد  ترجمه کردم، ساعتی اضافه تر را نیز مرخصی گرفتم و گوشه ای دنج در یک کافی شاپ عمومی یافتم و مشغول ترجمه این ویدیو شدم، و عجیب دلم شکست و بغض گلویم را گرفت

عذابی بود ترجمه این ویدیو، سالها است می نویسم ، چه در وبلاگ و چه در محیط های دیگر، اما در این چند ساله هیچگاه فکر نمی کردم کار جامعه ایرانی به جایی برسد نیازمند ترجمه چنین مطالبی شویم و جامعه لطیف و شاعر پرور ایران را ، با کشور خشونت زده مکزیک مقایسه کنیم.  

خشونت در جامعه کنونی ایران،واقعیتی است کتمان نشدنی، و اگر بخواهیم آنرا انکار کنیم، صرفا چون کبک سر در برف فرو برده ایم.

باید وجود خشونت غیر قابل قبول در جامعه ایران را تایید کرد و در صدد حل این مشکل برآمد.اخبار تکان دهنده ای از  شکسته شدن حرمت خشونت ها در ایران می خوانیم، شاید صدر این اخبار، اخبار تجاوزهای دسته جمعی باشد.

البته در جامعه ای که بنا به قانون وحشی گری اسلام، رسما در خیابان شلاق می زنند و آدم می کشند، وقوع چنین جنایت هایی چندان عجیب نیست.

در این سخنرانی احساساتی که در مکزیک شور بر انگیخته است، امیلیانو سالیناس ، پسر رییس جمهور مکزیک، با مساله وجود خشونت در جامعه کنونی مکزیک می پردازد، به بیانی دیگر او می گوید چگونه مکزیکی ها باید به خشونت پاسخ دهند. او به ارایه روشی می پردازد که در آن جامعه باید از مرحله نفی و ترس از خشونت، به برخورد دسته جمعه و مقابله با خشونت به صورت جمعی بپردازد. او از شهروندان عادی می خواند برای آینده کشور  در مقابل خشونت بایستاند. این اولین ویدیویی است در سایت تد به زبان دیگری غیر از انگلیسی ارایه می شود.

در این ویدیوی شوربرانگیز ، امیلیانو می گوید مشکل ما فساد دولتی یا فقط یا قاچاق سازمان یافته مواد مخدر نیست، بلکه چیز دیگری است، مشکل این است که ما می خواهیم فقط نقش قربانی را بازی کنیم!

او سپس می گوید مردم مکزیک ، خودشان را همیشه قربانی می دانند ، و همیشه یک بهانه و یک دلیل می یابند که کسی را مسول بیچارگی خود بدانند، از مافیای مواد مخدر گرفته تا گروه های کمونیستی یا جنایتکاران. او معتقد است که هیچ یک از اینها ، مشکل ما نیست، بلکه مشکل مردم مکزیک این است که همیشه در نقش یک قربانی ظاهر می شوند و خود را قربانی می دانند 

این شرایط دقیقا در ایران نیز حاکم است، زمانی ما خودمان را قربانی انگلیس می دانیم و زمانی قربانی آخوند و یا اسراییل یا آمریکا، در حالی که مشکل خود ما هستیم ! چرا باید اجازه دهیم که به شکل یک قربانی درآییم ؟ چرا باید نقش یک قربانی را به عهده بگیریم ؟



اجازه دهید این ویدیو را به آقای دادخواه تقدیم کنم، وکیلی با شرفی که چند روز پیش به ده سال زندان و شلاق به دلیل بنیانگذاری کانون دفاع از حقوق بشر محکوم شد(!)، البته که قبای  زندان رژیم ، افتخاری است بزرگ و برازنده قامت آقای دادخواه

براستی چرا وقتی نسرین ستوده و شیوا نظرآهاری در زندان هستند، این افتخار باید از محمد علی دادخواه دریغ شود ؟ آقای دادخواه، کلاه از سر برمی دارم در مقابل بزرگانی مانند شما، که در ایران و با وجود خطر جنایات رژیم، اینچنین ، بزرگ منشانه و شجاعانه، قد علم کرده اید.

نوشته پیشین:

لینک این مطلب در بالاترین -------آزادگی 

   


شنبه، تیر ۰۴، ۱۳۹۰

چرا برای رعایت اخلاقیات در جامعه ، نیازی به خدا و دین نیست؟ / چگونه اسلام دستور به سر بریدن می دهد و مدعی اخلاق نیز هست؟!


یکی از مهمترین محسناتی که  خداپرستان برای اعتقاد به وجود خدا عنوان می کنند، این است که با وجود خدا، انسان ها به رعایت اخلاقیات و نظم در جامعه می پردازند.

در اینجا می با ذکر چند نکته می خواهم نشان دهم که اصولا ادیان هیچ نقش مثبتی در پایه ریزی و استحکام اخلاقیات در جامعه ندارند:

-         فرض کنیم که شما یک خداپرست هستنید و در کسری از ثانیه ، متوجه می شوید که خدایی وجود ندارد، واکنش شما چه خواند بود ؟! آیا اسلحه برداشته و به بانک سر خیابان می روید، چند نفر را می کشید و پول های بانک را به سرقت می برید؟ یا اینکه به سراغ زن همسایه می روید وبه او تجاوز می کنید؟! 
-          طبیعی است که شما نیز به مانند اکثریت جامعه ، به زندگی عادی خود و رعایت اصولی بسیار ساده چون احترام به حقوق دیگران ادامه خواهید داد.  
-         حال تصور کنیم شخصی چنین نیست وبه محض اینکه دریابد خدایی نیست، اسلحه به دست می گیرد و به خیابان می رود و هم از بانک سرقت می کند، هم چند نفر را می کشد و هم به چند زن بی دفاع تجاوز می کند و  استدلال او نیز چنین است که چون خدایی نیست، چنین کارهایی هیچ اشکالی ندارد. 
-         به چنین شخصی باید گفت که تو در گذشته اگر چنین کارهایی انجام نمی داده ای، صرفا برای این بوده که از خدای خودت پاداش بگیری ، و هیچ اعتقادی به اخلاقیات نداشته ای ، شخصیت تو ، شخصیت فردی جنایتکار است. 
-         بی شک چنین فردی ، حتی در زمان اعتقاد به خدا نیز دست به جنایات متعدد می زده است و نکته ای که به ذهن خطور می کند، این است که چنین فردی ، با چنین ذهن پلیدی، در صورتی که از ترس خدا دست به جنایت هم نزند، آیا شایسته بهشت رفتن را پیدا خواهد کرد ؟! 
-         نکته مهم دیگر این است که تعاریفی که ادیان از اخلاقیات ارایه می کنند، تعاریفی احمقانه است، مثلا در دین اسلام، خوردن الکل که یک امر شخصی است، ممنوع است، اما کتک زدن زنان ، آزاد است (طبق آیه 34 سوره نسا). 
-         اصولا طبق دستوران ادیان، دست زدن به بسیاری از جنایت ها، آزاد است و به آن نیز توصیه شده است. مثلا سنگسار کردن ، گردن زدن یا قطع دست  و یا کشتن مخالفین، اعمالی است که هر کودک شش ماهه ای (!) به غیر اخلاقی بودن آنها شهادت می دهد. براستی چگونه است که دینی دستور به سنگسار کردن بدهد و باز مدعی اخلاق باشد؟
-         توصیه می کنم این ویدیو جذاب و دیدنی ، از سام هریس را ببینید، او معتقد است که باید تعریف اخلاقیات را نیز به دانش سپرد. او می گوید مگر ما مثلا برای نظرات فیزیک طالبان، ارزشی قایل هستیم که حالا بخواهیم برای نظرات این افراد در زمینه اخلاقیات ، ارزشی قایل شویم؟
-         این تصویر، به خوبی گویای تفاوت رعایت اخلاقیات توسط خداباوران و آتیست ها است، در موسسه ملی علوم آمریکا، نود و سه درصد اعضا خداناباور هستند، در حالی که آتیست های تنها بیست درصد جامعه را تشکیل می دهند. اما نکته بامزه اینجاست که تنها0.20  درصد زندانیان ، آتیست هستند و در حالی که باید این رقم ، بیست درصد باشد.
به دیگر عبارت، شانس زندان رفتن یک آتیست در مقایسه با افراد عادی جامعه ، یک صدم است ، اما شانس اینکه آن آتیست در مرکز ملی علوم باشد، پنج برابر افراد جامعه است.
در عمل این تصویر نشان می دهد که اعتقاد وجود به خدا و ادیان، باعث آسیب اخلاقیات می شود !
لینک این مطلب در بالاترین----------آزادگی 


پی نوشـت: 

فراموش نفرمایید، وقتی کسی حاضر به انجام جنایت است و فقط به دلیل ترس از عذاب نمی کند، دیگر به صورت ساختاری به هیچ اخلاقیاتی پایبند نیست و معمولا ادیان نیز راهی را برای دور زدن همان قید و بند خود ، پیدا می کنند. 


براستی چه تفاوتی بین او و یک کلاه بردار هست که با کلک می خواهد پول دیگران را صاحب شود ؟!


بسیار متاسفم که می بینم نظر برخی این است که  اگر چماق دین بالای سر مردم مثلا ایران نباشد و انها از آخرت و عذاب خدا و چوب داغ فلان ، نترسند، قابلیت دست یازیدن به هر چنایتی را دارند و حاضرند هر جنایتی بکنند. در دیدگاه  آنها  ، عموم مردم با فرهنگ پایین و جنایتکار هستند و تنها به دلیل چماق دین، دست به جنایت نمی زنند

از نظر من بر عکس این موضوع است، مردم ایران شعور لازمه را دارند و تنها به دلیل پایبندی به اسلام است که خیلی از جنایات رخ می دهد.



چهارشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۹۰

هموطن مسلمانم، باور کن که زن یک پشته از پلیدی و فساد و زشتی نیست، چرا باید او را در زیر چادر بپوشانی ؟

براستی ، گناه چیست؟
آیا تجاوز به زنان ،گناه محسوب می شود؟

هموطنم، شش میلیارد از هفت میلیارد نفر جمعیت دنیا ، بدون حجاب اسلامی زندگی می کنند و درصد تجاوز در آن کشورها ، بسیار کمتر از جوامع مسلمان است.

هموطن مسلمانم، اگر لختی بیاندیشی، خواهی دید که حجاب اسلامی ، وحشیانه ترین و غیر انسانی ترین قانون ممکنه است، چرا که حرمت انسانی زنان را زیر سوال می برد،

حجاب اسلامی به این معنا است که وجود زن، عامل فساد و پلیدی و گناه است و باید آنرا پوشاند تا مردان به گناه نیافتند.

هموطنم، باور کن جنس زن لطیف، زیبا است، از جنس مهر و دوستی است ، لیاقت زن بیشتر از آنی است که چون یک تل از زشتی و پلیدی ، بخواهی آنرا بپوشانی.

لینک این مطلب در بالاترین--------آزادگی

عکس از یکی از دوستان فرفر

سه‌شنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۹۰

ویدیوی از خروج شعیب بن صالح / ظهور امام زمان بسیار نزدیک است، شعیب بن صالح خروج کرده است.

همانطوری که می دانید در آستانه ظهور امام زمان (ع.ج.) ، یک قیام تحت فرماندهی شعیب بن صالح صورت می گیرد که هدفش مقابله با دشمنان امام زمان است.
 امام زين العابدين (ع) گفته است :
             «بعد از خروج عوف سلمي در تکريت عراق، خروج شعيب بن صالح است از سمرقند»
           (طوسي،  ص444؛ مجلسي، صدوق: ج52، ص213).

همچنين از حضرت رسول صلي الله عليه و آله فرمود:

سپس شعيب بن صالح رو مي‌آورد. خداوند، بلاد شعيب را به رحمت خود سيراب گرداند! با بيرق‌هاي سياه مي‌آيد، تا اين‌که با مهدي بيعت مي‌کند و سپس علمدار او مي‌شود (كوراني، همان: ج1، ص401).

قيام شعيب بن صالح، همانند قيام خراساني با هدف مقابله با جريان ستمگر سفياني انجام مي‌گيرد. اين قيام، اندکي قبل از ظهور به وقوع مي‌پيوندد و بهظهور امام مهدي عليه السلام مي‌انجامد. با ظهور حضرت مهدي عليه السلام شعيب بن صالح با نيروهاي تحت امرش به حمايت از حضرت مي‌پردازند و با اماممهدي عليه السلام بيعت مي‌کنند.

در این ویدیو ، تصاویر استثنایی از  قیام شعیب بن صالح را ملاحظه می فرمایید. باشد که شما نیز سربازان معقولی برای امام زمان باشید.
لینک این مطلب در بالاترین ---------آزادگی




دوشنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۹۰

خانم رجوی ، اگر تجمع چند هزار نفری شما را نماینده مردم ایران می کند، خامنه ای نیز هزاران نفر را جمع می کند


همانقدری که خامنه ای نماینده مردم ایران است، شما نیز نماینده مردم ایران هستی !

در تجمعی که اخیرا در پاریس برگزار شده است، مریم رجوی ادعا کرده است که مجاهدین خلق ، نماینده مردم ایران است و خواستار به رسمیت شناخته شدن مجاهدین خلق ، توسط دنیا شده است.

باید خطاب به خانم رجوی گفت ، یک تجمع سه هزار نفره ،( که نیمی از افراد را نیز با دادن پول به تجمع کشانده اید) ؛ شما را نماینده کشور هفتاد میلیون نفری نمی کند.

خانم رجوی، صدام حسین هم تجمع میلیونی در حمایت از خود تشکیل می داد ، یا حتی قبل از فراری شدندش، قذافی نیز چنین می کرد و تجمع های عجیب و غریب تشکیل می داد، یا خامنه ای نیز به کمک پول و اسلحه و بسیج، تجمع های چند ده هزار نفره در مراسم استقبال خود تشکیل می دهد.

همانقدری که خامنه ای نمانیده مردم ایران است، مریم رجوی نیز نماینهد مردم ایران محسوب می شود.


توضیح برای خوانندگان وبلاگ:
متاسفانه کاربران بالاترینی که طرفدار گروه تروریستی مجاهدین خلق هستند، با ایجاد موضوع داغ ، در صدد گول زدن جوانان کاربر ایرانی از داخل ایران هستند، لذا من با ارسال چند لینک، سعی کردم انتقادات مطرح شده از مجاهدین را نیز مطرح کنم تا توازن و تعادلی در این مورد ایجاد شود.
از اینکه حال شما از دیدن اسم مجاهدین (به صورت متوالی) بد شده است، پوزش می طلبم. 

یکشنبه، خرداد ۲۹، ۱۳۹۰

هموطن مسلمانم، آزادی بیان و دمکراسی یعنی اینکه من اجازه داشته باشم به عقیده ات توهین کنم/ هنوز هم دموکراسی را می خواهی ؟


هموطن مسلمانم، تا عقیده ای نقد نشود و مورد توهین قرار نگیرد، بدی های آن مشخص نمی شود، لذا براحتی در قدرت باقی خواهد ماند.
پایه و اساس دموکراسی ، بر اساس عدالت بنا شده است، یعنی همه رای برابر دارند، حال برای اینکه رای برابر آنها، هم ارزش شود، تمام صاحب نظرات مختلف ، باید حق داشته باشند با آزادی حرف بزنند، وگرنه اصل عدالت زیر سوال می رود و رای دهندگان نمی توانند با سلامت و به آگاهی رای بدهند و رای آنها بی ارزش می شود.
هموطن مسلمانم، دموکراسی یعنی اینکه خود مردم بتوانند حکومت خود را مشخص کنند، حال برای اینکه بتوانند حکومت را عاقلانه انتخاب کنند، باید حق داشته باشند که درباره هر چیزی شک کنند، به هر چیزی انتقاد کنند و هر چیزی را زیر سوال ببرند.
تصور کنید در یک حکومت دموکراسی، بخواهند درباره اینکه آیا بچه بازی قانونی باشد یا نه، تصمیم بگیرند، برای این تصمیم گیری ، باید عقاید مخالف و موافق ، یکدیگر را به چالش بکشند و حال مثلا می بینم که در اسلام بچه بازی (ازدواج با دختر نه ساله) مجاز است، لطفا  برای من توضیح بدهید ، چگونه می شود بدون اینکه اسلام را نقد کرد، درباره قانونی بودن بچه بازی  تصمیم منصفانه گرفت؟
به من نگویید که توهین با انتقاد فرق دارد، اصولا چه کسی می خواهد بگوید کدام حرف من توهین است و کدام حرف من اتنقاد است؟! مثلا اگر من بگویم پیامبر اسلام بچه باز (پدوفیل) بوده است، شما خواهید گفت که به دین ما توهین کرده ای ، اما من صرفا یک واقعیت تاریخی را بیان کرده ام، آنهم بر اساس مستندات دین اسلام.
مسلمانانی که از نقد دین خود ، وحشت دارند، هر انتقادی را توهین می دانند ؛ مبادا که مجبور به فکر کردن شوند، مبادا ببیند که دین آنها ، یک دین خرافی است که زندگی آنها  را به نابودی کشانیده است.
مسلمانان عزیز، تعریف دموکراسی و آزادی بیان، یعنی اینکه من حق داشته باشم به دین شما توهین کنم، حال با این تفاسیر، آیا مایل به دستیابی به دموکراسی هستید ؟!

یا اینکه می خواهید همچنان در بند دیکتاتوری بمانید و اجازه دهید رژیم اسلامی ، کشور شما را به غارت ببرد، شان و شخصیت شما در دنیا لکه دار کند، به خواهر و برادر شما در زندان تجاوز کند، و یک کلام ، دچار فلاکتی اسلامی باشید؟!
برای رهایی از فلاکت اسلامی، هیچ گزینه ای ندارید، غیر از اینکه حاضر به تفکر شوید، غیر از اینکه بپذیرید بقیه حق دارند به عقیده شما توهین کنند تا مشخص شود کدام عقیده غلط است.

بله ، درست می خوانید، نوشته ام حق دارم توهین کنم، چه آنکه هیچ روشی وجود ندارد که بر اساس آن روش ، من بتوانم به شما بگویم عقیده ات غلط است، اما مسلمانان آزرده نشوند. اصولا دین آنها برای اینکه از نقد در امان بماند، هرگونه انتقادی را توهین می داند و به این روش ، اجازه نمی دهد هیچ انتقادی صورت گیرد.