جمعه، تیر ۰۹، ۱۳۹۱

جمهوريخواهی واقعی چيزی نيست جز خواستاری استقرار حاکميت ملی از طريق تصويب يک قانون اساسی سکولار ـ دموکرات و مبتنی بر اعلاميهء حقوق بشر

خلاصه مقاله جدید دکتر نوری علا

جای بسی مسرت و شادمانی است که دکتر نوری علا بهبودی حاصل کرده اند، و باز می توانیم نوشته های ارزشمند ایشان را بخوانیم.

این مقاله دکتر نوری علا را   بسیار خواندنی یافتم، لذا خلاصه نکات مهم آنرا در اینجا تقدیم می کنم:

-         جمهوريخواهی واقعی چيزی نيست جز خواستاری استقرار حاکميت ملی از طريق تصويب يک قانون اساسی سکولار ـ دموکرات و مبتنی بر اعلاميهء حقوق بشر که با تمهيدات معينی از تمرکز قوا در دست يک فرد يا گروه جلوگيری می کند و منصب همهء دست اندرکاران صاحب قدرت و مسئول اش انتخابی و دوره ای است. آنگاه، در بيرون از اين قانون اساسی، چه فرقی می کند که ملت خواستار ايجاد يک منصب پادشاهی تشريفاتی (مثل پادشاهی های اروپا) و يا رياست جمهور تشريفاتی (مثل هند و آلمان و يونان و ده ها جمهوری واقعاً دموکراتيک ديگر) باشد؟ اينگونه مناصب تشريفاتی تنها کپسولی محسوب می شوند که مادهء درونی آنها از جمهوريتی ساخته شده که راه را بر بازتوليد استبداد می بندد.

-         آشکار است که اين مفهوم از «جمهوری» در برابر مفهومی به نام «سلطنت» می نشيند
-         در اين ميان تاريخ مدرن تمدن بشری اگر چندين و چند مضمون معين داشته باشد يکی از آن مضامين نيز گذار از سلطنت به جمهوری است.  و کشوری که در معرض جريان چنين گذاری قرار نگرفته باشد همچنان در قرون وسطای خود دست و پا می زند.
-         انقلاب 57: سلطانی که شاه خوانده می شد رفته بود اما سلطان ديگری به نام ولی فقيه جای خالی اش را پر می کرد تا، بر خلاف سلطان از وطن رفته ای که امروزی و وطن دوست و آبادگر بود، به ويران کردن ملت و کشور بپردازد
-         در غوغای اختلاف بين جمهوری خواهی و پادشاهی طلبی خط مقدم جبههء جمهوريخواهان را اصلاح طلبان مذهبی تصرف کرده اند و بقيهء جمهوريخواهان مخالف گزينهء پادشاهی و مخالف همه پرسی در مورد نوع حکومت در خطوط پشت سر آنها قرار دارند.
-         آيا اساساً اصلاح طلبی ِ متوطن در درون حکومت اسلامی را می توان يک نيروی جمهوريخواه دانست؟ ....  برخلاف جمهوری های مبتنی بر اعلاميهء جهانی حقوق بشر، ايران دارای مذهب رسمی شيعهء اثنی عشری است و، پس، ملت ايران به دو نوع شهروند تقسيم می شود: آنها که به این مذهب اعتقاد دارند و آنها که ندارند. داشتن مذهب رسمی به معنی آن هم هست که قانون اساسی نبايد با «شرع مقدس» مذهبيون به قدرت رسيده تنافر و تباين داشته باشد و در هر موردی احکام شرع بر قانون مصوب نمايندگان مردم برتری دارد. حال چگونه می توان از دل همين دو سه مفروض ساده ساختاری به نام «جمهوری» را استخرج کرد؟
-          اين حکومت با تنها مدلی که نمی خواند «مدل جمهوری» است اما می توان بين آن و «مدل سلطنت استبدادی» تشابهات متعدد غير قابل انکاری يافت.
-         داستان کارا کردن «اصول مغفولهء قانون اساسی در مورد آزادی ها» که مهندس ميرحسين موسوی منادی آن شد نيز، با توجه به مشروط بودن اين آزادی ها به شرع مقدس، افسانه ای بيش نيست و هرگونه تخطی از اين شرط منجر به همانی می شود که مهندس موسوی خود از آن با عنوان «ساختارشکنی» ياد کرده است
-         به عبارت ديگر، اصلاح طلبی مذهبی با هيچ معجزه ای قادر نيست که حکومت اسلامی را به جمهوری تبديل کند. و اين خاصيت تنها حکومت اسلامی نيست و همهء حکومت های ايدئولوژيکی که با جمهوری خواندن خود بوجود می آيند (از چين گرفته تا ليبی) به تنها چيزی که شباهت ندارند جمهوری است.
-          اعتقاد دارم اسلاميست های کشور ما، چه بنياد گرا باشند و چه اصلاح طلب، چه بنی صدری باشند و چه خاتمی چی، هيچکدام «جمهوريخواه» نيستند چرا که از ابتدا بر بنياد پذيرش «سلطنت مذهب فقاهتی» و کمرنگ شدن حاکميت ملت در برابر آن کار خود را آغاز کرده و تمام آنچه که در مورد رأی گيری و انتخابات سالم و غيره می گويند نيز ربطی به جمهوريت ندارد.
مطالب دیگر امروز من:







۴ نظر:

  1. جناب گمنامیان میبینم که آمار بازدید وبلاگت تو الکسا خیلی افت کرده و کامنتها هم آب رفته است. آره عزیز من روزی که بهت میگفتم آزادی بیان را کاملا رعایت کن این روزا رو به چشم میدیدم. البته هنوز خیلی دیر نشده امیدوارم به همون اصول که خودتون قبول داشتید برگردید

    پاسخحذف
  2. خداییش این ناشناس بالایی حرف حساب داره میزنه. مثلا من از ترکها متنفرم چرا نباید اجازه داشته باشم که احساس درونی خودم را بروز بدم

    پاسخحذف
  3. سلام از وبلاگ بی طرفانه و خوبی که دارید بسیار خوشم اومد کاملا عقلانی و منطقی با مسائل مختلف برخورد کردید
    ممنونم
    آیا این هم وبلاگ شماست: http://gomnamian.blogfa.com
    مطالب شما رو میزاره روی وبلاگش اما مشکوکه اون ها رو ادیت می کنه

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی،
      این وبلاگ به من ارتباطی ندارد عزیز جان

      حذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.