سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۹۳

العقیلی نداشتن شناسنامه ایرانی را افتخار خود می داند، اما به دلیل همکاری با رژیم ایران برای پولشویی، ساعاتی پیش در لیست سیاه دولت آمریکا قرار گرفت!

چند واقعیت دردآور:

یک- نام العقیلی، زمانی اولین بار به در رسانه ها پیچید که احمدی نژاد، رسما او و محسن رضایی را به قاچاق سیگار به ایران متهم کرد. (منبع)

دو- بنا به گزارش رسانه های داخل کشور، محمد سعید العقیلی نداشتن شناسنامه ایرانی را افتخار خود می داند. (منبع)

 سه- همچنین از او به عنوان پدرخوانده مافیای سیگار یاد می کنند. او رابطه بسیار نزدیکی با محسن رضایی فرمانده سپاه دارد.

چهار- به گزارش بسیاری از اقتصاد دان ها، و همچنان دیپلمات های خارجی، تحریم های بین المللی تنها باعث شده که سپاه و وابستگان سپاه، که از طریق قاچاق درآمد های کلان دارند، درآمدشان افزایش یابد، چون به بهانه تحریم، رسما ایران را غارت می کنند! نمونه اش آقای بابک زنجانی که تنها در یک مورد، چند میلیارد دلار از اموال مردم ایران را غارت کرد!! (منبع: مکاتبات دیپلمات های آمریکایی در ویکلی لیکس)

پنج- در مکاتبات فاش شده در ویکی لیکس، مشخص شده که العقیلی قبلا به مقامات آمریکایی گفته بود که قاچاق سیگار وینستون به ایران، در دست حزب الله لبنان است!! (منبع)

شش- به گفته منابع متعدد، العقیلی نماینده دایم العمر شرکت فیلیپ موریس است که سیگار مارلبارو تولید می کند. در این سی  و پنج سال اخیر، حتی یک نخ سیگار مالبارو به صورت قانونی وارد ایران نشده است! (منبع)

هفت- شرکت فیلیپ موریس یک شرکت آمریکایی است.

هشت-  صادرات قطعات یدکی هواپیماهای مسافربری به ایران ممنوع است، و تا کنون به دلیل این تحریم ها، بسیاری از شهروندان ایرانی در سانحه های سقوط هواپیما، جان خود را از دست داده اند. همنیطور صدور بسیاری از داروها به ایران ممنوع است!!

نه- ساعاتی پیش، دولت آمریکا، سعید العقیلی و شرکت العقیلی را به دلیل دور زدن تحریم ها و پول شویی برای رژیم ایران، تحریم کرده است!

در جمع بندی، می توان گفت که قاچاق سیگار به ایران آزاد است، تحریم ها تنها باعث شده مردم ایران به فلاکت بیشتری بیافتند، و از طرفی، فرماندهان سپاه، چون محسن رضایی و یا وابستگان آنها، چون العقیلی، بیشتر غارت کنند...!! (منبع) 

واقعیت دردآور دیگر این است: این شخص، خود را ایرانی نمی داند، اما موقع غارت که می شود، سر و کله اش پیدا می شود...! رفتار این اشخاص، چقدر شبیه رفتار چماق به دستان حزب الله لبنان است که در خیابان های تهران، به جان مردم آزادی خواه ایران می افتادند و به مردم تیراندازی می کردند...! 









چند نوشته اخیر این وبلاگ: 



چهارشنبه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۹۳

آقای خامنه ای، کرامت انسانی هیچ جنسیتی نمی شناسد، زن و مرد برابر هستند و از حقوق مساوی برخوردارند..!

خامنه ای گفته است که برابری جنسی زن و مرد، حرف های غلط غربی ها است. باید به او یادآور شد که برابری زن و مرد، بخشی از عدالت است!

تصور می کنم دیگر عجیب نباشد اگر چند وقت دیگر، ببینیم که آیت الله خامنه ای گفته است: انسانیت، شرافت، حقوق بشر، دمکراسی، برابری جنسی زن و مرد، سلامت اقتصادی همه (حرف غلط)غربی ها است! سنگسار حرف درست ما است

سند حمقاقت خامنه ای، گفته اخیرش مبنی بر غلط بودن برابری زن و مرد است

البته از کسی که کلاس جن گیری و رمالی برگزار می کند (منبع)، نمی توان توقع حرف بهتر داشت، اما درباره حقوق زنان، باید نکات ذیل را یادآور شد

یک- عدالت یکی از قدیمی ترین ارزش های بشری است، و بخشی از این عدالت، برابری بین انسان ها است
دو- برابری و برداری، بن مایه اعلامیه جهانی حقوق بشر است

سه- پژوهش علمی اخیر نشان داده است که افراد نژاد پرست، از آی-کیو کمتری نسبت به متوسط جامعه برخوردار هستند، یعنی بدون تعارف باید گفت که افراد نژادپرست،  آدم های احمقی هستند. اعمال استاندارهای دوگانه با یک انسان، به دلیل رنگ پوست، نژاد، زبان و یا جنسیت او، غیر منصفانه بوده و نشان می دهد که اعمال کننده چنین استانداری، آنقدر نادان است که نمی داند هر انسانی به صرف انسان بودنش محترم است، و رنگ پوست و یا جنسیت او، دلیلی بر برتری یا ضعف محسوب نمی شود، و اصولا هیچ انسانی در انتخاب نژاد و یا رنگ پوست و یا جنسیت خود نقشی نداشته است. جنسیت زن و مرد نیز، هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند

چهار- اگر جوامع پیشرفته که در آن رفاه اجتماعی، امنیت، آزادی  و احترام حقوق بشر وجود دارد را با جوامع توسعه نیافته مقایسه کنیم، تنها عامل مشترکی که به چشم می خورد، احترام به حقوق زنان و برابری زن و مرد است. یعنی نمی توان هیچ جامعه پیشرفته و مدرنی را یافت که درآن زنان از حقوق برابر با مردان برخوردار نباشند

در پایان، شما را به خواندن این مقاله و دیدن ویدوهای آن (با زیرنویس فارسی) جلب می کنم










چند نوشته اخیر این وبلاگ: 



جمعه، فروردین ۰۱، ۱۳۹۳

آقای خامنه ای! کام همگان باد روا، کام شما نه‌ / ایام همه خرم و ایام شما نه‌!




نوروزانه. سروده دکتر اسماعیل خوئی: (صفحه فیسبوک اسماعیل خوئی)
کام همگان باد روا، کام شما نه‌ / ایام همه خرم و ایام شما نه‌
زان گونه عبوسید که گویی می نوروز / در جام همه ریزد و در جام شما نه
وان گونه شب اندوده که با صبح بهاری / شا م همگان می‌ گذرد، شا م شما نه‌‌
و انگار که خورشید بهارانهٔ ایران / بر بام همه تابد و بر بام شما نه
ای مرگ پرستان، بپژوهیدم و دیدم / هر دین بخدا ر‌ه برد، اسلام شما نه
قهقاه بهاران بسوی خلق به شاد باش / پیغام خدا آرد و پیغام شما نه‌
ای جزٔ دگر آزاری انعام شمایان / مایان همه را عیدی و انعام شما نه
از عشق و جمالید چنان دور که گو یی / مام همگان زن بود و مام شما نه‌
وان سان چه غرامد دلتان کز تف دانش / خام همگان پخته شود، خام شما نه‌
وین زلزله کز علم در ارکان خرافه است / خواب همه آشوبد و آرام شما نه
وین صاعقه در پردهٔ اوهام جهانی / زد آتش و در پردهٔ اوهام شما نه‌
و آنگه ز دوای خرد و عاطفه، درمان / سر سام جهان دارد و سر سام شما نه‌
سنجیدم و دیدم که نشانی ز تکامل / احکام نرون دارد و احکام شما نه‌
و اندر حق فرهنگ هنر پرور ایران / اکرام عمر دیدم و اکرام شما نه‌
وین قافلهٔ پیشرو دانش و فرهنگ / از گام همه برخورد، از گام شما نه
وین مام طبیعت به فر آوردن انسان / وام هجرش هست، ولی وام شما نه
ای معنی‌ آ مال شما را نه‌ جزٔ آ لام / کام همگان باد روا ، کام شما نه‌

ای دین شما دین الم زان که به تسبیح / جزٔ نیم پسایند، الف لام شما نه‌
وی جزٔ الم، البته الم تا دگران راست / سر چشمهٔ انگیزش و الهام شما نه‌
شادی گوهر ماست که ما جان بهاریم / ای ملت گریه به جزٔ انعام شما نه‌
ما هم چو گل از خندهٔ خود سر بدر آریم / بر کام خدا، نه از قبل کام شما نه
وینگونه در این عید روان آهوی امید / رام همهٔ ماست، ولی رام شما نه‌
ای عام شما در بدی و صفتی خاص / وی خاص شما نیک تر از عام شما نه‌
پوشید عبا زیرا پوشاک بشر را / اندام همه زیبد و اندام شما نه‌
ای مردم ما را بجز اندیشه و دانش / بیرون شدی از مهلکهٔ دام شما نه‌
بس مدرسه هر سوی به سر تا سر ایران / وا باد ولی مکتب اوهام شما نه
بادا که ببازار جهان دکهٔ هر دین / وا ماند و دکانک اصنام شما نه‌‌
ای تا به سیاست کسی‌ اعدام نگردد / تدبیر سیاسی بجز اعدام شما نه‌
گر بخشش خصمان خدا خواهم از خلق / نام همه شان میبرم و نام شما نه‌
یعنی‌ که سر انجام همه نیکو / خواهم به سر انجام و سر انجام شما نه‌
ای از پس خون دلمان نوشی جزٔ مرگ / از بهر دل خون دل آشام شما نه‌
بادا که بنا‌ می‌ زد فردای رها یی / فرجام همه باشد و فرجام شما نه

چند  نوشته اخیر این وبلاگ
نوشته های پیشین: 


دوشنبه، اسفند ۱۲، ۱۳۹۲

شباهت پوتین و احمدی نژاد: هر دو اقتصاد کشور خود را بر باد می دهند، و در ابعاد بین المللی منفور هستند..!

در پی بحران در اکراین و بیم دخالت نظامی روسیه، روزنامه گاردین گزارش کرده است که بانک مرکزی روسیه، مبلغ ده میلیارد دلار از اندوخته خود را فروخته است، تا جلوی سقوط روبل (واحد پول روسیه) را بگیرد. البته بماند علی رغم این موضوع، ارزش واحد پول روسیه، بیش از دو درصد کاهش یافته است، که از نظر اقتصادی، می تواند بسیار نگران کننده باشد. 

پوتین و احمدی نژاد، شباهت های بسیاری دارند، هر دو قدرت کشور ثروتمندی را به دست آورده اند، هر دو با برگزاری انتخابات مضحک و نمایشی، قدرت را گرفته اند، و هر دو زمانی به قدرت رسیده اند که کشور متبوع آنها، پول کلانی دارد! 

همانطوری که احمدی نژاد، اقتصاد فلج و نیمه جان آن زمان ایران را بر باد داد، اکنون نیز پوتین، روش مشابهی را پیشه کرده است. 

اقتصاد جهانی چون زنجیر به هم پیوسته است، و تحریم های اروپا یا آمریکا، براحتی می تواند کمر اقتصاد هر کشوری را بشکند، حتی اگر آن کشور قدرتمند و ثروتمندی چون روسیه باشد. 

ادامه این بحران، و ایجاد تحریم های جدی علیه روسیه، می تواند عواقب وخیمی را به همراه داشته باشد، چون غیر از تحریم های غرب، سرمایه گذاران دیگر کشورها، از فعالیت اقتصادی در روسیه وحشت خواهند داشت،  و از طرف دیگر، حتی سرمایه گذاران و صاحبان صنایع روسی نیز، دیگر به کشور خود اعتماد نخواهند کرد و ترجیح می دهند در نقاط دیگر دنیا سرمایه گذاری کنند. 


نوشته های پیشین: 



پنجشنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۹۲

پیام دختر اکراینی، با زیر نویس فارسی / روزی یک دختر ایرانی پیام مشابه ای را به دنیا خواهد داد!


بر روی ویدیو پیام این خانم جوان، این زیرنویس کوتاه را گذارده ام، پیام ساده، ولی تکان دهنده ای است. می شود روزی در ایران نیز یک دختر ایرانی، چنین پیامی بدهد؟




جمعه، اسفند ۰۲، ۱۳۹۲

ویدیو از سایت تد/ لرد پاتنام: روزنامه نگاران و رفتار مسئولانه/ در چه شرایطی دمکراسی شکل خواهد گرفت؟

در این ویدیوی جذاب، لرد پاتنام، کارگردان و فیلمساز انگلیسی، از مسئولیت خبرنگاران و روزنامه نگاران می گوید.

تا نیمه این ویدیو را ترجمه کرده ام، آنرا تکمیل می کنم و  حتما روی سایت تد ترجمه فارسی آن نیز قرار خواهد گرفت، اما در اینجا، خلاصه فارسی این ویدیو و نظر خودم را برای خوانندگان عزیزی که به اینترنت پر سرعت دسترسی ندارند، ذکر می کنم:


نظرات نگارنده وبلاگ درباره زیرساخت های دستیابی به دمکراسی:

دمکراسی، یک نظام پویا است، و در عین حال، بسیار نیز آسیب پذیر است.

زمانی رای و نظر مردم ارزش خواهد داشت و نظام دمکراسی به واقعیت پیوسته که مردم بتوانند تحت شرایط مشخصی رای بدهند، رئوس این شرایط به قرار زیر است:

-          امنیت قبل و بعد از رای گیری: برای دست یابی به دمکراسی، تنها صندوق رای کفایت نمی کند، مردم باید قبل و بعد از رای گیری نیز امنیت داشته باشند!  مگر نه انکه در عراق (زمان صدام) نیز صندوق رای بود؟! اما اگر کسی به صدام رای نمی داد، او را می یافتند و می کشتند!!

-          باید مردمی که پای صندوق رای می ایند، به مفاهیمی چون دمکراسی، سکولاریسم اعتقاد داشته باشند! (مگر نه آنکه در مصر نیز انتخابات برگزار شد و یک اسلام گرای دیکتاتور، چون محمد مرسی رای آورد؟!)

-          رسانه ها را رکن چهارم دمکراسی می خوانند، و اندیشمندان، ارزش رسانه های آزاد را به اندازه پارلمان مهم می دانند! یعنی اگر سه رکن های همیشگی یک حکومت دمکراتیک عبارت است از سه رکن مستقل قضایی، پارلمان و اجرای؛ آنگاه مطبوعات آزاد نیز به اندازه پارلمان، ارزش دارند.

-          باید قبل از برگزاری انتخابات، آزادی بیان وجود داشته باشد، و رسانه ها و مردم بتوانند هم گزینه های روی میز را نقد کنند، و تصمیم آگاهانه ای را بگیرند. انتخاب کورکورانه، ارزشی ندارد.

-          بعد از برگزاری انتخابات نیز، باید آزادی بیان وجود داشته باشد، وگرنه فرد منتخب، ممکن است از قدرت خود سو استفاده کند، اما در صورت وجود رسانه های آزاد، جرات چنین کاری را نمی یابد، چون رسانه ها او را افشا می کنند...!

-          از همه مهمتر، برای استقرار دمکراسی، باید شهروندان در قبال نظام دمکراسی، احساس مسئولیت کنند، چه قبل و چه بعد از انتخابات، باید وقت بگذارند، گزینه ها را به دقت بررسی کنند، و حتی بعد از انتخابات، رفتار مسئولانه ای داشته باشند، و به دقت، رفتار فرد منتخب را زیر نظر بگیرند، و اگر او به سمت دیکتاتوری رفت، قد علم کنند و مخالفت خود را ابراز دارند.

-          از طرف دیگر، برای استقرار دمکراسی در یک جامعه، باید روزنانه نگاران و اهالی رسانه، رفتار مسئولانه ای را پیشه کنند، و تمامی تلاش خود را برای نظارت بر رخدادهای سیاسی، به کار بندند.

خلاصه ترجمه از لرد پاتنام:

او ابتدا مثالی از دعوای حقوقی می زند که قریب یکصد سال پیش در شهر گلاسکو رخ داده است، و دوست یک خانم، برای او یک بطری آبجو می خرد، و بعد که آبجو را می خورد، با بقایایی حلزون مرده روبرو می شود و در نتیجه در بیمارستان به دلیل بیماری گوارشی، بستری می گردد.
موضوع به دادگاه کشیده می شود، و قاضی انگلیسی، برای اولین بار یک نظریه مهم را مطرح می کند، که پایه و اساس بسیاری از پرونده ها و تئوری های حقوقی در امروز است، قاضی پرونده، دستور می دهد که شرکت سازنده آبجو، به این خانم خسارت بدهد؛ و در حکم خود می نویسد: "شما موظف هستید که تا مراقب باشید، که رفتار شما یا سهل انگاری از شما سر نزدند، در صورتی که می توانید ببینید این رفتار یا سهل انگاری، ممکن است به آزار و یا آسیب دیگران بیانجامد، شما مسئول هستید."

این تئوری حقوقی، به مسئولیت مراقبت، معروف شده است.

سال گذشته، انجمن غیرانتفاعی هانسارد، که به تشویق مردم برای مشارکت هر چه بیشتر در سیاست می پردازد، هنگام انتشار گزارش سالیانه خود، یک گزارش نیز درباره رابطه مردم و رسانه ها منتشر کرد، که چند نکته آن به قرار زیر است:
-          کسانی که نشریات تبلوید (یا همان نشریات زرد) را مطالعه می کنند، دو برابر بیشتر از مردمی که چنین نشریاتی را نمی خوانند، با نظرات سیاستمداران موافق هستند.
-          خوانندگان چنین نشریاتی، نه تنها در سیاست خود را وارد نمی کنند، بلکه تنها نظرات سیاستمداران را تایید می کنند..!
در حقیقت، صاحبان نشریات این چنینی، از وظیفه مهم خود غافل هستند.

مسئولیت مراقبت از رفتار، زمانی مطرح می شود که یک نفر یا یک گروه از افرارد، رفتاری را پیشه می کنند که می تواند باعث آزار و یا آسیب دیگران شود.
این تئوری، بر روی مسایل مشخصی تمرکز می کند، مانند اینکه یک شرکت چگونه باید محصولات خود را تولید کند، یا مثلا یک مهندس برق، باید چگونه سیم کشی خود را انجام دهد، کمتر پیش می اید که این تئوری،در زمینه ای چون دمکراسی و سیاست نیز وارد شود.
لرد پاتمن، سوال اساسی را مطرح می کند:
آیا صاحبان نشریاتی که ذکر آنها رفت، متوجه مسئولیت خود هستند؟ آیا رفتار مسئولانه ای را پیشه کرده اند؟ آیا وظیفه خود را در قبال جامعه، به خوبی انجام می دهند!؟

ممکن است برخی بگویند، این نشریات، از حق آزادی بیان خود استفاده می کنند، و نمی توان کسی را مجبور کرد که راجع به موضوع خاصی، مطلب بنویسد یا ننویسد! لرد پاتمن، معتقد است که می توان بین آزادی بیان و رفتار مسئولانه در قبال جامعه، یک تعادل منطقی برقرار کرد:

یک روزنانه نگار، فیلمساز یا وبلاگ نویس، مسئولیت مشخصی را در قبال جامعه دارند، آنها از یک توانایی برخورد دارند، و دریچه ای را برای برقرار ارتباط با مردم دارند، و باید از این امکان خود، به صورت مسئولانه ای در استفاده کنند.
برای اینکه دمکراسی بتواند به نحو احسن کار کند، نیازمند شهروندانی است که حاضرند وقت خود را صرف مسایل حامعه کنند، و به آنها بپردازند، و آنها را نقد کنند، اطلاعات درست بیابند، و تصمیم درست بگیرند.

وظیفه روزنامه نگاران است که مردم را به نحوی آگاه کنند، که آن مردم بعدا بتوانند بهترین تصمیم در هنگام رای گیری را به نحوی بگیرند که نه تنها منافع خود، بلکه منافع کل جامعه را حفظ کنند.

نوشته های پیشین: 




جمعه، بهمن ۱۸، ۱۳۹۲

قریب ده درصد از ایرانیان، مجبور به فرار از ایران شده اند، این تعداد، اگر متحد شوند می توانند این رژیم جنایتکار را سرنگون کنند.

تا وقتی که ایرانیان، به جای یافتن نقاط اشتراک، به دنبال بهانه ای برای فاصله گرفتن هستند، هیچ اتحادی شکل نمی گیرد، و توان ایرانیان به جای مبارزه با رژیم، صرف کوبیدن یکدیگر می شود. 

این دیدگاه تنگ نظرانه، که چون یک نفر دقیقا مثل بنده یا شما نمی اندیشد، دشمن ما محسوب شود، روزگار ما ایرانیان را تباه کرده است! 

این نگرش سیاه و سفید است که روزگار ما را تباه کرده است، دیگر هموطنان را یا صد در صد خوب، یا صد در صد بد می بینیم!

حاضر نیستیم قبول کنیم که هموطن دیگر ما، ممکن است الزاما نگرش سیاسی ما را نداشته باشد، اما هنوز هموطن ما است، و هنوز بر این خاک و ملک مصیبت زده حق دارد...!

و اینگونه است که بعد از سی و پنج سال، هیچ اتحادی بین ایرانیان شکل نگرفته است!