‏نمایش پست‌ها با برچسب جنایت علیه بشریت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جنایت علیه بشریت. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۹۲

صدام با پورمحمدی؟/ دولتی که یک متهم به جنایت علیه بشریت،وزیر دادگستریش باشد، مشخص است که چطور عدالتی را گسترش خواهد داد!

متاسفانه به اندازه کافی به مصطفی پورمحمدی، جنایتکاری که خون هزاران زندانی ایران از دست او می چکد، پرداخته نشده است.

گویا فراموش کرده ایم، مصطفی پورمحمدی، توسط سازمان دیده بان حقوق بشر، به دلیل نقش گسترده ای که در قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 بازی کرده است، به جنایت علیه بشریت متهم شده است! (اینجا و اینجا)

به یاد بیاورید، مصطفی پورمحمدی، جزو هییت سه نفره مرگ بوده، هییت سه نفره ای که درباره زنده ماندن یا اعدام چند هزار زندانی سیاسی در سال 67، تصمیم گرفته است.

در بسیاری از موارد، سوالی که این هییت می پرسیده، خیلی ساده بوده است، مثلا ایا حاضر هستید به هم بند خودتان که متهم به اعدام شده را بکشید؟! و اگر هر کدام از جواب ها منفی بوده است، زندانی به اعدام محکوم می شده است.

مصطفی پورمحمدی، یک جنایتکار تمام عیار است. براستی چه فرقی بین او و صدام حسین است؟! درست است که صدام حسین تعداد بیشتری انسان را کشته است، اما نوع و روش کار هر دو یکی است و هر دو به جنایت علیه بشریت، و قتل عام انسان ها دست زدها ند.

حال بامزه است، چنین شخصی، با چنین پیشینه سیاه و شرم آوری، با پر رویی تمام، احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل  را عمله می خواند!

به گزارش رادیو فردا:

مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری، روز پنجشنبه، احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، را فردی «فاسد» خواند و گفت:«احمد شهيد اصلا يک حقوقدان نيست و به صورت يک عمله سياسی وارد عرصه شده و از همان ابتدا عليه ملت ايران موضع گرفته است.

به یاد بیاوریم، مصطفی پورمحمدی هیچگاه پایش را به دانشگاه نگذاشته (مگر برای سرکوب و اعدام!)، و احمد شهید، از یکی از بهترین دانشگاه های دنیا(اینجا)، مدرک دکتری خود را گرفته است...!





دوشنبه، دی ۳۰، ۱۳۹۲

احمدی نژاد هولوکاست یهودیان را منکر می شود، آن یکی می گوید فراموشش کن!/ انکار یا پنهان کردن یک جنایت، خود یک جنایت است!

سخنان شرم آور آقای ابراهیم نبوی و درخواست او برای فراموش کردن جنایاتی که در دهه شصت رخ داده است، یادآور رفتار احمدی نژاد است. احمدی نژاد نیز با وقاحت، در چشم همه نگاه می کرد، و بدون اینکه حرمت خون هزاران انسانی که بر زمین ریخته شده را نگه دارد، با بی شرمی می گفت هولوکاستی وجود نداشته است...!

حال ابراهیم نبوی، با همان روش، خواستار فراموش کردن جنایات دهه شصت می شود...!

نکته مهم اینجاست، اصولا در جوامع متمدن، مثلا همان بلژیکی که آقای نبوی در آن رشد می کند، چنین سخنانی می تواند جرم تلقی شود!

برخی از اشخاص، لیاقت زندگی در یک کشور متمدن و آزاد را ندارند، تفکر و قالب شخصیتی آنها بیشتر منطبق بر رژیم جمهوری اسلامی است.

دلایل برای جرم بودن انکار جنایت علیه بشریت:

اصولا در تمامی جوامع متمدن، فعالیت نژاد پرستانه بر علیه اقلیت، ممنوع و جرم محسوب می شود، به عنوان مثال در تصمیم رسمی اتحادیه اروپا برای مقابله با نژاد پرستی (مصوبه سال 2007) می بینیم که به صراحت قید شده:

European Union Framework Decision for Combating Racism and Xenophobia (2007)
The text establishes that the following intentional conduct will be punishable in all EU Member States:
- Publicly inciting to violence or hatred , even by dissemination or distribution of tracts, pictures or other material, directed against a group of persons or a member of such a group defined by reference to race, colour, religion, descent or national or ethnic origin.
- Publicly condoning, denying or grossly trivialising
- crimes of genocide, crimes against humanity and war crimes as defined in the Statute of the International Criminal Court (Articles 6, 7 and 8) directed against a group of persons or a member of such a group defined by reference to race, colour, religion, descent or national or ethnic origin, and
- crimes defined by the Tribunal of Nuremberg (Article 6 of the Charter of the International Military Tribunal, London Agreement of 1945) directed against a group of persons or a member of such a group defined by reference to race, colour, religion, descent or national or ethnic origin.

خلاصه ترجمه:
" اعمال زیر توسط اعضا اتحادیه اروپا، جرم بوده و مجازات خواهد شد:
-         تحریک افکار عمومی برای اقدام خشونت آمیز و ایجاد تنفر، حتی به وسیله انتشار اعلامیه، تصویر و یا دیگر منابع که بر علیه یک گروه از مردم بر اساس نژاد و رنگ پوست و مذهب و یا نسب آنها باشد.  
اگر در ملا عام به انکار، بخشش و یا کم جلوه دادن اثرات اعمال زیر بپردازند:
-         نسل کشی، جنایت علیه بشریت و یا جنایت جنگی و..."

بر اساس قانون فوق، انکار نسل کشی در برخی از کشورهای اروپایی جرم محسوب می شود و مهمترین دلیلی که برای تصویب این قانون در نظر گرفته اند، این است که می گویند انکار نسل کشی، زمینه را برای نژاد پرستی و بیگانه هراسی ( xenophobia) فراهم می کند.

دلیل ساده ای برای آن وجود دارد، چرا که افراد نژاد پرست  تلاش می کنند با انکار نسل کشی های صورت گرفته، زمینه را برای نسل کشی و نژاد پرستی جدیدی فراهم کنند.

روش کار آنها بسیار ساده است، چه آنکه مثلا احمدی نژاد می گوید در جنگ جهانی دوم، اصولا یهودی ها کشته نشده اند، بعد استدلال می کند که این یهودی ها، با این دروغی که سر هم کرده اند (مبنی بر نسل کشی) دارند از دنیا سو استفاده می کنند.
طبیعی است که این گفتار دروغ، می تواند زمینه ساز بروز دوباره جنایت شود، چون آن افراد نژآد پرست، نه تنها از کشتار قبلی شرمگین نمی شوند، بلکه تصور می کنند چون آن افراد داستان دروغینی (به عنوان نمونه هولوکاست) را درست کرده اند،  مستحق آزار بیشتر هستند...!

در حقیقت با همین روش ساده، افراد نژاد پرست زمینه را برای آزار اقلیت ها فراهم می کنند.

بسیار انکار نسل کشی های گذشته را به نوعی (Hate speech) سخنان تنفر آمریز می دانند  که هدف نهایی آن آزار اقلیت های جامعه است.

در سال 1992، برخی درخواست کردند  که بر اساس آزادی بیان مندرج اعلامیه جهانی حقوق بشر، انکار نسل کشی ها را امری مجاز بدانند، اما کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا، و دادگاه عالی اتحادیه اروپا  و کمیته حقوق بشر سازمان ملل، این درخواست را رد کردند.

نکته اینجاست که  بسیاری معتقدند اطلاع رسانی بسیار موثرتر از ایجاد قانون بر علیه انکار  نسل کشی ها  است(منبع)

در المان به صراحت قانون اشعار می دارد که :

"  Denial of the Holocaust in public, or to the effects thereof is punishable by imprisonment from 6 months to 5 years and the loss of certain rights"

"هر گاه کسی به انکار هولوکاست در انظار عمومی بپردازد، به زندان از شش تا پنج سال محکوم می شود."

نکته اینجاست که باید خود را به جای شخص یهودی گذاشت که شش میلیون نفر از جامعه انها توسط همین جامعه آلمان کشته شده اند، حال تحمل اینکه بعد از چند سال، همان جامعه آلمان، منکر وقوع این فاجعه شود، بسیار ثقیل است.

از سال 1990 تا کنون چهارده نفر در اتحادیه اروپا به دلیل انکار نسل کشی، با جریمه مواجه شده اند. 




سه‌شنبه، آبان ۱۶، ۱۳۹۱

کشتن ستار بهشتی در زندان، خود به تنهایی جنایت علیه بشریت محسوب می شود، و نه تنها خامنه ای، همه سران رژیم در این جرم شریک هستند.

در مفهوم حقوقی، و با دیدگاهی که بر گرفته از اعلامیه جهانی حقوق بشر است، هر انسانی با دیگر انسان ها مساوی است، ولی هر انسان، به تنهایی و به خودی خود، بسیار مهم و با ارزش است.

لذا، در معرفی جنایت علیه بشریت می خوانیم:

Crimes against humanity, as defined by the Rome Statute of the International Criminal Court Explanatory Memorandum, "are particularly odious offenses in that they constitute a serious attack on human dignity or grave humiliation or a degradation of one or more human beings.

با تعریف فوق، جنایت علیه بشریت، عملی است که صدمه جدی به کرامت انسانی یک یا تعدای از شهروندان وارد کند.

یعنی برای دست زدن به جنایت علیه بشریت، نیازی نیست که مانند بشار اسد، ده ها هزار انسان با هم کشته شوند، عملی که به کرامت انسانی یک شهروند، صدمه جدی وارد کند، خود جنایت علیه بشریت است.

کشتن ستار بهشتی، جنایت علیه بشریت است و نه تنها خامنه ای، کل سران رژیم در آن شریک هستند

امروز در اخبار ایران، خبر دردناکی منتشر شده است که قلب آدمی را به درد می آورد، جوانی سی و پنج ساله، تنها به جرم فعالیت فیسبوکی، بازداشت می شود و بعد از مدتها شکنجه، به نحو مشکوکی در زندان جان می بازد.

شکنجه یک انسان و یا کشتن او، بنا به ماده هفتم (مواد اف و بی)  اساس نامه "دیوان کیفری بین المللی"، در صورتی که به صورت نظام یافته و برنامه ریزی قبلی انجام گیرد، جنایت علیه بشریت محسوب می شوند. (منبع)

ما شاهد موارد بی شماری از شکنجه و کشتن اهل قلم و یا آزادی خواهان ایرانی بوده ایم، و در اینکه چنین اعمال کثیفی، به صورت نظام یافته و با برنامه ریزی قبلی صورت می گیرد، هیچ شکلی وجود ندارد.

در این میان، تنها خامنه ای یا احمدی نژاد مسول و جنایت کار محسوب نمی شوند، بلکه تمامی سران رژیم و تمامی افراد جنایتکاری که در شکنجه، بازداشت و یا کشتن او دخیل بوده اند، یک جنایتکار محسوب می شوند.

صدای خواهر ستار بهشتی را در زیر می توانید بشنوید.

 می گوید: برادرم به چه جرمی مرد، به جرم بی گناهی...خون سیاوش تا ابد زنده است....


گفتند قبر بخرید، قبر خریدن دروغ است. گفتند قبر بخرید، قبر خریدن دروغ است. برادرم ۳۵ سال داشت، سنی نداشت، برای چی؟ فقط بگید برای چی برادرم مرد؟ تو را خدا به چه جرمی برادرم مرد. به جرم بی گناهی، به جرم بی گناهی ، به جرم بی گناهی ، به جرم بیگناهی اگه مرگ است، مرگ سیاوش است. تا ابد زنده است. ما افتخار می کنیم. اگر واقعا برادرم به جرم بیگناهی رفته ما افتخار می کنیم به او. از حالا تا فردای قیامت من خواهر ستار بهشتی هستم. خوش به حالم. افتخارم....سرم بالاست برادرم قاچاقچی نبود، معتاد نبود، ناموس دزد نبود، میهن فروش نبود، برادرم صاف و ساده از همه محل بیاید بپرسید می گویند روی سر این بچه قسم می خوریم.





              چند نوشته قبلی: 


سه‌شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۹۱

آقایان اصلاح طلب، خامنه ای مسئول ریختن خون ندا و سهراب است، اما شما نیز مسئول هدر رفتن آن خون و ادامه یافتن جنایات خامنه ای هستید!

دقیقا سه سال پیش، وقتی تصاویر تظاهرات میلیونی مردم را می دیدم، بغض گلویم را گرفت و گفتم همانطوری که دوازده سال پیش خاتمی به دانشجویان و مردم خیانت کرد، اینبار نیز اصلاح طلبان به کمک رژیم می آیند و حیات آنرا تضمین می کنند.

پیش بینی غم انگیز من درست بود. اصلاح طلبان به مدد خامنه ای آمدند، مبادا که رژیم دیکتاتوری مذهبی ایران، عوض شود.

اکنون همه می دانند که  خط قرمز اصلاح طلبان، ولایت فقیه و حفظ نظام دینی است.

در پانزده سال گذشته، هر گاه نیرویی جمع شده تا برای سرنگونی این رژیم اقدامی صورت گیرد، اصلاح طلبان پا به میدان گذاشته اند تا در نقش سوپاپ رژیم، آنرا به صورت بی خطر (برای رژیم) تخلیه کنند.

سال هفتاد و شش، خامنه ای بر سر کار آمد و این نقش را به شکلی بسیار زیبا(!) به پایان رسانید و سه سال پیش نیز اصلاح طلبان، برای بار دوم، هنرنمایی کردند.

سه سال از انتخابات ریاست جمهوری گذشت، سه و نیم میلیون نفر از مردم برای دمکراسی به خیابان آمدند، اما ماله کشانی به نام اصلاح طلبان، به مردم خیانت کردند و در شرایطی که می شد رژیم خامنه ای را به راحتی سرنگون کرد، مردم را به خانه های خود برگرداند.

دلیل این خیانت نیز مشخص است، اصلاح طلبان در پی سرنگونی رژیم نیستند، آنها خواستار حکومت دینی هستند، یادمان نرود که خود آنها این حکومت دینی را سر کار آورده اند...!

وقتی که موسوی، دوران سرتاسر جنایت خمینی را دوران طلایی می داند، معلوم است که بدنبال سرنگون کردن نظام خامنه ای بر نخواهد آمد، چون اگر دوران خامنه ای طلایی نباشد، لابد نقره ای است...!


وقتی دوران سرتاسر خمینی را دوران طلایی می نامند، معلوم است که مردم دلسرد می شوند و حاضر نخواهند بود برای دوران کشتار خمینی، جان خود را به خطر بیاندازند و به جلوی گلوله سگان خامنه ای بیاینند. 

هنوز آمار درستی در دست نیست که رژیم خامنه ای چند صد نفر را کشت و چند هزار نفر را زندانی کرد، چه تعداد انسان شکنجه شدند، اما قدر مسلم، مسول ادامه جنایات خامنه ای، همین اصلاح طلبانی هستند که از تبدیل ایران به دمکراسی می ترسیدند.

نکات ذیل را باید در نظر داشته باشیم:

-         اصلاح طلبان به دمکراسی اعتقاد ندارند، از نظر انها حکومت متعلق به خدا است. مسیر قدرت از نظر انها، از صندوق رای نمی گذرد.
-         بسیاری از اصلاح طلبان در جنایات سی ساله رژیم، حضور مستقیم داشته اند.
-         بسیاری از اصلاح طلبان، فساد مالی بسیار داشته اند.
-         در یک نظام دمکراتیک، اصلاح طلبان در قدرت هیچ جایی نخواهند داشت، چون نه مدیران شایسته ای هستند و نه سابقه سالمی دارند.

اصلاح طلبان می دانستند که اگر رژیمی دمکراتیک و غیر دینی بر سر کار بیاید، کسی از آنها به عنوان اسب عصاری هم استفاده نخواهد کرد، چون نه لیاقت مدیریت را دارند و نه سلامت اقتصادی آنرا.

آقای اصلاح طلب، این خامنه ای بود که دستور ریختن خون ندا و سهراب را صادر کرد، اما مسئول ادامه جنایات خامنه ای، شما اصلاح طلبان هستید...!

بدون شک، تاریخ خیانت شما را فراموش نخواهد کرد. 

قبلا نیز نوشته بودم که: 








پنجشنبه، خرداد ۱۱، ۱۳۹۱

به حرمت حقوق انسانی هموطنان داخل کشور، شایسته و بایسته است که از اقدام رضا پهلوی و گروه همراه قدردانی کنیم.

حدود دو سال پیش مطلبی را در انتقاد از رضا پهلوی نوشته بودم بدین مضمون:

آقای رضا پهلوی، تا زمانی که نقض حقوق بشر در زمان پدرتان را محکوم نکرده اید ،ادعای حقوق بشر برای ایران را نداشته باشید! 


اکنون که به پشت سر نگاه می کنم، می بینم که رضا پهلوی نه تنها نقض حقوق بشر در زمان پدرش را تائید کرد و آنها را محکوم کرد:

قدردانی از آقای رضا پهلوی، صد البته که تایئد نقض حقوق بشر توسط پدر، شجاعت و شرافت فرزند را می طلبد!


اکنون نیز رضا پهلوی تمام توان خودش را به کار بسته تا علیه نقض حقوق بشر در  رژیم خامنه ای وارد عمل شود.

روز گذشته رضا پهلوی به دادگاه لاهه رفته و با مشارکت جمعی از فعالین حقوق بشر از گروه ها و طیف های مختلف سیاسی، شکایتی را علیه خامنه ای به ثبت رسانیده است. در این دادگاه، او خامنه ای را متهم به جنایات علیه بشریت کرده است.

معتقدم این اقدام،  بسیار شایسته و لایق تحسین است، چه آنکه:

-          اولین اقدام اینچنینی در طی این سی سال جنایات رژیم است.
-         رضا پهلوی موفق شده فعالین حقوق بشر را از گروه های مختلف سیاسی گرد هم بیاورد.
-         مردم داخل ایران با دیدن این اقدام حس می کنند بالاخره کسی هم در خارج از ایران، یک کار واقعی انجام می دهد! و این اقدام، فضای پژمرده سیاسی ایران را اندکی رونق خواهد داد.
-         از همه مهمتر، خامنه ای و دیگر سردمداران رژیم خواهند دانست که این جنایات، چندان هم بی پاسخ نخواهد ماند و بالاخره یک دادگاهی هم وجود دارد.
به حرمت حقوق انسانی هموطنان داخل کشور ، بایسته و شایسته است که از اینچنین اقداماتی قدردانی کنیم، چه آنکه قدردانی از این اقدامات، باعث تشویق دیگران به فعالیت های اینچنینی خواهد شد.

پی نوشت:
لطفا ایمیل نزنید و  یا نفرمایید که چرا به رضا پهلوی نزدیک شده ام (ماننداین نوشته)، چه آنکه جواب آن اظهر من الشمس است.

مگر می شود عمل نیکو را دید و لب فرو بست؟ به عنوان منتقد رضا پهلوی، وقتی او اعمال پدر خود را محکوم می کند، از طرف دیگر تمام توانش را برای جلوگیری از نقض حقوق بشر به کار می بندد، من چگونه می توانم به خودم حق بدهم و به او باز حمله کنم؟

آیا حمله مجدد و قدردانی نکردن از فعالیت اخیر  رضا پهلوی، باعث دلسردی او و دیگر اشخاص فعال چون او نمی شود؟ این کار بدور از انصاف است.


نوشته دیگر امروز من: 
/-----------/پادشاهی پارلمانی نیز می تواند پاسدار دمکراسی و حقوق بشر باشد. / انتخاب نوع نظام را به خود مردم واگذار کنیم...!