‏نمایش پست‌ها با برچسب شکنجه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شکنجه. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، دی ۱۱، ۱۳۹۲

حضور قاتل کهیزک، طه طاهری، در مراسم ختم مادر ظریف! / همه شریعتمداری را دیدند، اما قصاب اصلی را ندیدند...!

این مراسم های خانوادگی یا احساسی، مکان خوبی است تا شخصیت واقعی اصلاح طلبان و یا افراد دو رو، مشخص شود.
مثلا هنگام برگزاری مراسم جشن پیروزی حسن روحانی، می بینم که جنایتکاری مانند فلاحیان، شرکت کرده است:

همانطوری که می دانید، چند روز قبل، مادر ظریف، وزیر امور خارجه ایران درگذشته است و صد البته که مراسم ختم یکی از سران رژیم، یک مراسم معمولی نیست، و باید از نظر سیاسی نیز مورد توجه قرار گیرد.
برخی از  جنایتکاران این نظم جنایتکار، شناخته شده هستند، چون شریعتمداری، و برخی دیگر، چندان شناخته شده نیستند! حسین شریعتمداری، یکی از بدنام ترین افراد شناخته شده این رژیم است، که در مراسم ختم مادر ظریف شرکت کرده است.
حضور شریعتمداری، واکنش برخی را برانگیخته است، اما واقعیت این است که حسین بازجو، جنایتکاری که مستقیما در شکنجه برخی از روشنفکران ایرانی دست داشته است، در مقابل یکی دیگر از جنایتکاران حاضر، یک فرشته به حساب می آید...!!
این جنایتکار، که در عکس فوق، با دایره قرمز مشخص شده، تروریست معروف، و جنایتکار خطرناک، طه طاهری (با نام واقعی صدرالسلام) است.
طه طاهری، بازجوی وزارت اطلاعات است، که در میان حزب الله لبنان، به عنوان مهندس شناخته می شود، اما وقتی فعالان سیاسی ایرانی با نام او آشنا شدند که پای او در کهریزک به وسط کشیده شد!
طه طاهری، شخصیت اصلی است که در انتقال معترضان به تقلب در انتخابات، به شکنجه گاه کهریزک نقش داشته است، و بنا به گفته نجات یافتگان، به صورت مستمر در آن شکنجه گاه حاضر می شد و به شکنجه جوانان قهرمان و آزادی خواه ایرانی می پرداخت.
حال وقتی این ماجرا دردناک می شود که می بینیم برخی از فعالان سیاسی که خود را مخالف خامنه ای قلمداد می کنند، به طرفداری از ظریف برخواسته اند...!
شرکت طه طاهری در این مراسم، تنها نشان می دهد چه رابطه عمیقی بین ظریف و این شکنجه گر وجود دارد.
براستی، مردم ایران را چه شده است؟! چگونه است که در مقابل این جنایات، نه تنها چشم بسته اند و دهان دوخته اند، بلکه برای صفحه فیسبوکی ظریف لایک می زنند و برای چنین جنایتکارانی دست می زنند..!

ما را چه شده اسـت!؟

دو نوشته دیگر امروز این وبلاگ:
چند نوشته اخیر این وبلاگ: 

چهارشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۹۱

مبارزه ای که به قصد استقرار دمکراسی و اعتلای حقوق بشر در ایران نباشد، فاقد ارزش است..!


شکنجه شدن در زندان رژیم، به کسی مشروعیت نمی دهد!

صد البته که شکنجه، یک عمل غیر انسانی است و استفاده از آن در علیه هر انسان دیگری ممنوع است، و اینکه زندانی، چه جرمی را مرتکب شده، غیر انسانی بودن شکنجه و استفاده از آن را توجیه نمی کند. 

یک- صد البته که هر انسان منصفی، از آزار دیدن مجاهدین  خلق در زندان رژیم  و یا حتی اعدام عبدالمالک ریگی، غمگین می شود و دلش به حال هموطنانش می سوزد، بدون شک، فعالیت سیاسی آزادانه، حق هر انسانی است.

دو- مبارزات گروه هایی چون مجاهدین خلق، یا گروه تروریستی جند الله، به هدف رساندن ایران به دمکراسی نیست، هدف آنها، استقرار یک رژیم دیکتاتوری غیر از رژیم جمهوری اسلامی است، هدف آنها استقرار یک رژیم دیکتاتوری است که در آن، خود آنها بر مسند قدرت نشسته باشند.

سه- تنها به یک شرط، فعالیت مبارزان سیاسی با ارزش است، به شرط اینکه هدف آنها اعتلای حقوق بشر و استقرار دمکراسی در کشور باشد.

ختم کلام اینکه، هر مبارزی حق مبارزه برای هدف خود دارد، فارغ از اینکه هدف او چیست،  باید حقوق انسانی او نیز محترم شمرده شود، ولی نباید این نکته را نادیده گرفت که  هر مبارزی، خدمتگذار این کشور مصیبت زده محسوب نمی شود...! 

فارغ از اینکه پیشنه هر فعال و یا گروه سیاسی چیست، تنها در صورتی می توان به آن گروه سیاسی اعتماد کرد که اعتقاد و التزام به سه اصل اساسی داشته باشد: دمکراسی، سکولاریسم و حقوق بشر. 

نوشته دیروز من: 





پنجشنبه، دی ۲۱، ۱۳۹۱

خاندان رفسنجانی با رشوه میتوانند عنوان دکترای آکسفورد را بخرند،اما نمی توانند عناوینی چون آزادی خواه را «ملا خور» کنند!

یکم: مهدی هاشمی به دلیل شکنجه، آدم ربایی و اخاذی در دادگاه کانادا به پرداخت سیزده میلیون دلار خسارت محکوم شده است! (گزارش روزنامه گاردین)

دوم: مهدی هاشمی، علی رغم عدم تسلط به زبان انگلسیسی، در مقطع دکتری و در رشته ای غیر مرتبط با رشته خود، به عنوان دانشجو مشغول به تحصیل می گردد! (گزارش باز از گاردین)

سوم: بنا به گزارشها، یکی از شاهزاده های عربستان سعودی، مبلغ کلانی به دانشگاه آکسفورد پول می دهد تا مهدی هاشمی را به عنوان دانشجو بپذیرند...! (منبع)

چهارم: فائزه هاشمی، به زندان محکوم می شود، و حتی به انفرادی نیز فرستاده می شود، همزمان از زندان نامه های آتشین می نویسد و جوری عمل می کند که افراد نا آگاه، تصور می کنند او یک آزادی خواه تمام عیار است!

پنجم: فائزه هاشمی به هیچ وجه، در مورد جنایات پدر محترمش، اظهار نظر نمی کند! از زندان می نالد، اما نمی گوید که این زندان ها، توسط پدرش بنا نهاده شده است و پدرش یکی از اصلی ترین معماران این رژیم جنایتکار است!

ششم: فائزه در جریان انتخابات مجلس پنجم، که خود نامزد نمایندگی بود، به انصار حزب الله پول می داد تا او را کتک بزنند، و او در بین مردم، محبوب شود! منبع: سایت امیرفرشاد ابراهیمی، عضو سابق و پشیمان انصار حزب الله!

هفتم:  در فضای مجازی، افراد نزدیک به اصلاح طلب، طوری از فائزه بت می سازند که گویا او نلسون ماندلای ایران است! یکی از آنها نوشته که فائزه، بر تارک جنبش زنان ایران می درخشد!

ختم کلام:
شاید خاندان هاشمی، با رشوه از محل پول های باد آورده و حاصل غارت کشور ایران، بتوانند عنوان (دانشجوی دکتری در آکسفورد) را بخرند، اما در سال 2013، نمی توانند عنوان آزادی خواه را ملاخور کنند!

آزادی خواه، کسی مانند سیمین بهبهانی است که در اوج خفقان رژیم، با قلم  و شعر خود، چراغ آزادگی را روشن نگاه داشت، درست در زمان خمینی جنایتکار، شعر سرود و از عشق، آزادی و ساخت دوباره وطن دم زد.

فائزه هاشمی، با صد من چسب هم به جنبش آزادی خواهی و جنبش زنان ایران نمی چسبد، چه آنکه هنوز خون جوانان ایران، از دستان این خاندان می چکد.

اگر قرار است اسم کسی بر تارک جنبش آزادی خواهی ایران باشد، آن اسم سیمین بهبهانی است که در اوج خفقان، این شعر را سرود:
دوباره می‌سازمت وطن! 
اگر چه با خشت جان خویش 
ستون به سقف تو می زنم، 
اگر چه با استخوان خویش 
دوباره می بویم از تو گُل، 
به میل نسل جوان تو 
دوباره می شویم از تو خون، 
به سیل اشک روان خویش
اجرای این ترانه توسط داریوش، با حضور سیمین بهبهانی
 داستانی کوتاه در سایت خودنویس:

نوشته های دیگر چند روز گذشته این وبلاگ: 




سه‌شنبه، آبان ۱۶، ۱۳۹۱

کشتن ستار بهشتی در زندان، خود به تنهایی جنایت علیه بشریت محسوب می شود، و نه تنها خامنه ای، همه سران رژیم در این جرم شریک هستند.

در مفهوم حقوقی، و با دیدگاهی که بر گرفته از اعلامیه جهانی حقوق بشر است، هر انسانی با دیگر انسان ها مساوی است، ولی هر انسان، به تنهایی و به خودی خود، بسیار مهم و با ارزش است.

لذا، در معرفی جنایت علیه بشریت می خوانیم:

Crimes against humanity, as defined by the Rome Statute of the International Criminal Court Explanatory Memorandum, "are particularly odious offenses in that they constitute a serious attack on human dignity or grave humiliation or a degradation of one or more human beings.

با تعریف فوق، جنایت علیه بشریت، عملی است که صدمه جدی به کرامت انسانی یک یا تعدای از شهروندان وارد کند.

یعنی برای دست زدن به جنایت علیه بشریت، نیازی نیست که مانند بشار اسد، ده ها هزار انسان با هم کشته شوند، عملی که به کرامت انسانی یک شهروند، صدمه جدی وارد کند، خود جنایت علیه بشریت است.

کشتن ستار بهشتی، جنایت علیه بشریت است و نه تنها خامنه ای، کل سران رژیم در آن شریک هستند

امروز در اخبار ایران، خبر دردناکی منتشر شده است که قلب آدمی را به درد می آورد، جوانی سی و پنج ساله، تنها به جرم فعالیت فیسبوکی، بازداشت می شود و بعد از مدتها شکنجه، به نحو مشکوکی در زندان جان می بازد.

شکنجه یک انسان و یا کشتن او، بنا به ماده هفتم (مواد اف و بی)  اساس نامه "دیوان کیفری بین المللی"، در صورتی که به صورت نظام یافته و برنامه ریزی قبلی انجام گیرد، جنایت علیه بشریت محسوب می شوند. (منبع)

ما شاهد موارد بی شماری از شکنجه و کشتن اهل قلم و یا آزادی خواهان ایرانی بوده ایم، و در اینکه چنین اعمال کثیفی، به صورت نظام یافته و با برنامه ریزی قبلی صورت می گیرد، هیچ شکلی وجود ندارد.

در این میان، تنها خامنه ای یا احمدی نژاد مسول و جنایت کار محسوب نمی شوند، بلکه تمامی سران رژیم و تمامی افراد جنایتکاری که در شکنجه، بازداشت و یا کشتن او دخیل بوده اند، یک جنایتکار محسوب می شوند.

صدای خواهر ستار بهشتی را در زیر می توانید بشنوید.

 می گوید: برادرم به چه جرمی مرد، به جرم بی گناهی...خون سیاوش تا ابد زنده است....


گفتند قبر بخرید، قبر خریدن دروغ است. گفتند قبر بخرید، قبر خریدن دروغ است. برادرم ۳۵ سال داشت، سنی نداشت، برای چی؟ فقط بگید برای چی برادرم مرد؟ تو را خدا به چه جرمی برادرم مرد. به جرم بی گناهی، به جرم بی گناهی ، به جرم بی گناهی ، به جرم بیگناهی اگه مرگ است، مرگ سیاوش است. تا ابد زنده است. ما افتخار می کنیم. اگر واقعا برادرم به جرم بیگناهی رفته ما افتخار می کنیم به او. از حالا تا فردای قیامت من خواهر ستار بهشتی هستم. خوش به حالم. افتخارم....سرم بالاست برادرم قاچاقچی نبود، معتاد نبود، ناموس دزد نبود، میهن فروش نبود، برادرم صاف و ساده از همه محل بیاید بپرسید می گویند روی سر این بچه قسم می خوریم.





              چند نوشته قبلی: