‏نمایش پست‌ها با برچسب گاو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب گاو. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۹۲

هزار میلیارد دلار خسارت ادامه جنگ، دستاورد خمینی بود؛ و هزار میلیارد دلار خسارت اقتصادی برنامه اتمی، دسته گلی خامنه ای!

رفتار برخی از هموطنان داخل کشور در خصوص توافق اخیر رژیم با غرب، بشدت یادآور قبول قطع نامه سازمان ملل، برای پایان دادن به جنگ است.
در آن زمان نیز، بر همگان واضح بود که این جنگ به سرانجامی نمی رسد، و خمینی برای مقاصد خود، با جان شهروندان ایرانی و تمامیت ایران بازی می کند!
نکته دردآور اینجاست که هم برنامه اتمی، و هم ادامه جنگ، هر کدام هزار میلیارد دلار به اقتصاد ایران خسارت وارد کرده است!!
بعد از قبول قطع نامه و پایان جنگ، برخی از هموطنان، تنها از پایان درگیری خوشحال بودند، اما هیچ کسی نپرسید که چرا باید بعد از بازپس گیری خرمشهر، جنگ ادامه می یافت؟! مگر نه آنکه طبق اعتراف رفسنجانی، عراق حاضر به پرداخت خسارت بود!؟
اکنون نیز، برخی از هموطنان، تنها به این می اندیشند که تحریم ها ممکن است کمی کاهش یابد! اما این سوال را نمی پرسند که چرا از همان ابتدا، باید به غنی سازی اقدام می کردند!؟ چرا باید هزار میلیارد دلار ضرر به اقتصاد ایران وارد شود، چند کیلو اورانیم را بیست درصد غنی کنند، و بعد حالا طبق توافق، آنرا رقیق کنند؟!
یادم است که زمان قبول قطع نامه، یکی می گفت با قبول قطع نامه، آینده خوبی در انتظار ایران است و دیگر همه چیز درست می شود. پاسخ نگارنده ساده بود: "تا زمانی که گروهی دیوانه، اینچنین بر سر قدرت هستند، امکان هیچ بهبودی نیست! حکایت اینها، حکایت تیغ تیز است و زنگی مست، هر از گاهی، یک بلایی بر سر ما می آورند، یک زمان جنگ است، زمان دیگر برنامه اتمی، و بعد از مدتی، یک برنامه دیگر علم خواهند کرد...!"
این یک واقعیت است، تا زمانی که مردم ایران، برای دستیابی به دمکراسی، حاضر به هزینه دادن نباشند، تا زمانی که دست در دست یکدیگر نگذارند و متحد نشوند، خمینی و یا خامنه ای و یا در آینده یک آخوند دیگر، یک بلای جدید بر سر آنها خواهند آورد...!
گویا هر آخوندی که به سمت رهبر ایران منصوب می شود، به صورت پیشفرض، قرار است یک ضرر هزار میلیارد دلاری به کشور ایران وارد کند! خمینی هزار میلیارد دلار خسارت بابت ادامه جنگ به ایران وارد کرد، و خامنه ای نیز با سودای دست یابی به بمب اتم، هزار میلیارد دیگر!
حال وقتی این اعداد نجومی با اخبار وضع فجیع مردم داخل کشور مقایسه می کنیم، دل آدمی به درد می آید، مثلا وقتی می بینیم که یک میلیون کودک ایرانی از گرسنگی و سو تغذیه رنج می برند و به دلیل نبود غذا، دچار مشکل شده اند!
یا وقتی می بینیم که با هزار میلیارد دلار (ضرر ادامه جنگ) می توان برای هر ایرانی، یک خانه مدرن و شیک ساخت! و با هزار دلار دوم (هزینه برنامه اتمی) می توان برای هر ایرانی، یک شغل خوب و پر درآمد ایجاد کرد! در حقیقت، سوداگری و افکار احمقانه این دو رهبر، باعث شد که تک تک مردم ایران، اینچنن وضع وخیمی بیابند.
چند سال قبل، نوشته بودم که خمینی یک گاو در مغازه کریستال فروشی بود! اکنون نیز تکرار می کنم، این آخوندها، مانند گاو در یک مغازه گرانقیمت، یعنی ایران ما هستند. هر کاری که می کنند، یک بلایی بر سر ما می آورد...! 
حضور امام خمینی در مسند رهبری، مانند حضور یک گاو نر وحشی در مغازه کریستال فروشی بود.....!تصور کنید شما صاحب یک مغازه بزرگ کریستال فروشی هستید. می گویم کریستال فروشی، چون کریستال با ظروف شیشه ای که ساخت چین است، تفاوت بسیاری دارد!تصور کنید هر تکه ظرفی که می فروشید، معادل حقوق یک سال یک کارمند معمولی قیمت دارد و ارزش کالای  موجود در مغازه شما، سر به فلک می زند. تمام مردم شهر، آن مغازه را می شناسند، و آرزو می کنند که چنین مغازه ای داشته باشند. به ناگاه، یک گاو نر وحشی که بسیار عصبانی است، از استادیوم گاو بازی فرار می کند و به داخل مغازه شما می آید...! این لحظه، همان لحظه ای است که امام امت از هواپیمای ایرفرانس، پیاده شد!! ادامه این مطلب را در این پیوند ببیند.
نوشته های چند روز اخیر این وبلاگ:
/---/یک مقایسه ساده، شرکت ملی گاز ایران و شرکت ژ-د-اف (شرکت گاز فرانسه) /---/ آیا امامزاده ها، بعد از مرگ هم سکس دارند که همچنان تعداد آنها به این شدت افزایش می یابد؟! 

نوشته های اخیر این وبلاگ:


و چند نوشته اخیر این وبلاگ:




شنبه، مهر ۲۲، ۱۳۹۱

در این ویدیو، بسیجی دهن گشاد، به ایرانیان خارج نشین می گوید که آدم باشند...!

عاقبت مملکت الله اکبر چنین است، هر چه آدم نادان تر و سفله تر باشد، امکان پیشرفت بیشتری دارد!  در ممکلتی که خامنه ای رهبرش است، صد البته که  انسان های باهوش و با شعور، امکان پیشرفت ندارند، اما افرادی چون بسیجی دهن گشاد، به خوبی پیشرفت می کنند!

چنین است که کشوری با این ثروت، مردمش در خانه های غیر استاندارد زندگی می کنند، زلزله بسیاری را می کشد و بعد، در سرمای پاییز، مردم زلزله زده در چادرهایی زندگی می کنند که آنهم هیچ امنیتی ندارد، چادرها آتش می گیرد و هموطنان نگون بخت ما باز می میرند.

وقتی اداره مملکت را به خامنه ای و افرادی ابله، چون این بسیجی دهن گشاد واگذار کنیم، عاقبتی بهتر از این نداریم.

قبلا به بسیجی دهن گشاد نامه نوشته بودم و تشویقش کرده بودم که مردم خارج نشین را به بازگشت ترغیب کند!

در ویدیو امروز، شاهکار جدید ایشان در پاسخ به سوال مرا ملاحظه می کنید. 

شاید بفرمایید که این شخص، تعادل روانی ندارد، و من نباید سر به سر او بگذارم، اما نکته اینجاست که در تمامی مراسم های نماز جمعه، این شخص به عنوان یکی از پر کار ترین و پور شورترین افراد، به نمایش گذاشته می شود و در خط اول نماز جمعه و تظاهرات های حکومتی است، به دیگر عبارت، به نوعی نماد طرفداران بسیجی رژیم است، حال سوال اینجاست، اگر این فرد تعادل روانی ندارد، پس رژیم از افراد بیمار به عنوان طرفدار استفاده می کند، یا اینکه به صورت متداولی، سطح شعور تمامی طرفداران رژیم،  در همین حد است! 


رئوس مطالبی که ایشان فرموده اند، به شرح ذیل است:

-          گاوی که عصبانی است به همه کس یورش می برد، و اینهایی که به خیابان هایی می ریزند و به اموال بیت المال خسارت می زنند و یورش می برند، بدانند عقل ندارند و دیوانه اند.
-          کسی که عقل ندارد، دیوانه است!
-          ایرانیان خارج از کشور، چرا به فکر ناموس خود نیستید؟
-          البته به ایرانیان خارج از کشور حق می دهم، چون این حرف ها را نزنید از مسکن و رفاه برخودار نمی شود، باید در هتل ها و رستوران ها تی بکشید، آمریکا که به شما مجانی مسکن نمی دهد، باید حتما حیثیت و آبروی خود را از بین ببرید!
-          هستند برخی از شما ایرانیان خارج نشین که ناموس خود را به آمریکایی ها می دهند
-          چرا خودتان را مفت می فروشید، به روزی کم قانع باشید و به ایران برگردید!
-          به ایران خودتان بازگردید، چرا به خودتان فشار روحی می دهید؟
-          آدم در خانه و خودش باشد، اما در باغ گلستان خارجی ها نباشد
-          شما ها کی می خواهید آدم باشید؟
-          بیایید فرهنگ خود را بالا ببرید
-          به خدا اگر چنین باشد، رستگار خواهید شد!
-          من از هموطنانی که در خارج از کشور به سر می برند، دشمنی می کنید با ملت جمهوری اسلامی ایران
-          من از فعالین و ایرانیان خارج از کشور می خواهم که به نظام مقدس جمهوری اسلامی بیاندیشید. 


این هم ویدیو قبلی که در آن او را سر کار گذاشته بودم

/-----------------/این هم چند نوشته دیگر من در این چند روزه: 









دوشنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۹۱

حضور امام خمینی در مسند رهبری، مانند حضور یک گاو نر وحشی در مغازه کریستال فروشی بود...!

تصور کنید....!

تصور کنید شما صاحب یک مغازه بزرگ کریستال فروشی هستید. می گویم کریستال فروشی، چون کریستال با ظروف شیشه ای که ساخت چین است، تفاوت بسیاری دارد!

تصور کنید هر تکه ظرفی که می فروشید، معادل حقوق یک سال یک کارمند معمولی قیمت دارد و ارزش کالای  موجود در مغازه شما، سر به فلک می زند. تمام مردم شهر، آن مغازه را می شناسند، و آرزو می کنند که چنین مغازه ای داشته باشند. به ناگاه، یک گاو نر وحشی که بسیار عصبانی است، از استادیوم گاو بازی فرار می کند و به داخل مغازه شما می آید...!

این لحظه، همان لحظه ای است که امام امت از هواپیمای ایرفرانس، پیاده شد!!

خمینی اثر بسیار عمیقی بر جامعه ایران داشت، همانند گاو در مغازه کریستال فروشی، چون هر تکانی که می خورد، ضرری هنگفت به جا می گذارد.

برای او کریستال ها (بخوانش جان مردم ایران) ارزشی نداشت. می گفت اگر جنگ بیست سال هم طول بکشد، ما ایستاده ایم. یادمان بیایید که هر دقیقه یک نفر در آن جنگ لعنتی کشته می شد.

امام خمینی یک گاو بود، بر گاو حرجی نیست، او نمی داند که چه می کند، خصوصا وقتی که پارچه ای قرمز را جلوی چشمش تکان دهی، هیچان زده می شود. مشکل از مردمی است که این گاو را به رهبری بر می گزینند...!

شاید زیباترین تشبیه، تشبیه رییس جمهور وقت فرانسه باشد که گفته بود:

"مردم ایران به صورت دسته جمعی، در حال خودکشی هستند...!"
او درست می گفت، انتخاب خمینی به رهبری جامعه، دیدن عکس او در ماه، دادن قدرت بی چون و چرا به اشخاصی چون رفسنجانی و خامنه ای و کروبی و منتظری، با خودکشی دسته جمعی فرقی نداشت.

حال تصور کنید آن گاو بعد از سالها حضور در مغازه کریستال فروشی و نابودی اکثر چیزها،به دلیل مسن بودن می میرد! این همان لحظه ای است که امام خمینی، درجه ارتحال دونیش (!) پر شد و ما از شرش راحت شدیم، اما جای سالم در آن مغازه نگذاشته است.

حال باز تصور کنید! بعد از مرگ آن گاو، بین گوساله های جانشین، سر اینکه کدام گوساله ای وارد آن مغازه شود و غارت همه چیز را به عهده بگیرد، دعوا است...! در این میان، تنها نکته بامزه این است که صاحب مغازه گاهی اوقات، به برخی از آن گوساله ها اعتماد می کند و مثلا به در انتخابات به آن گوساله ها رای می دهد.

مثلا در انتخابات فرمایشی که کدام گوساله باید وظیفه نابود کردن باقیمانده مغازه کریستال فروشی را بدست گیرد، شرکت می کند...!

پی نوشت یک:
لااقل گاو، فقط کریستال های مغازه را نابود می کند، دیگر قراردادهای ترکمان چای با چین و روسیه امضا نمی کند، لااقل آبروی کشور را در دنیا نمی برد، لااقل ترور نمی کند و الی آخر...!!

پی نوشت دو:  
هنوز صاحب آن مغازه، برای نوه آن گاو نر وحشی، احترام قایل است...!

پی نوشت سه:
پیشاپیش از تشبیه خمینی و دیگر یارانش با گاو، از تمامی گاو ها عذرخواهی می کنم. در مثل مناقشه نیست. رونوشت به انجمن حمایت از حیوانان، جهت جلوگیری از اقدام حقوقی!!