‏نمایش پست‌ها با برچسب نلسون ماندلا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نلسون ماندلا. نمایش همه پست‌ها

دوشنبه، آذر ۱۸، ۱۳۹۲

دوباره شیخ فضل‌الله رئیس است / وطن در دست مشتی کاسه‌لیس است

زمین شوره سنبل برنیارد
هوای شیعه ماندلا ندارد
-----------------
بنای شیعه بر فقه کلینی‌ست
از این رو ماندلایش خمینی‌ست
-----------------
نخواهی یافت گاندی در ره قم
ولی افعی فراوان است و کژدم
-----------------
ازین حرفا نزن عیب است ای دوست
دالایلامای ما آن شیخِ بدخوست
-----------------
دالایلامای ما قصاب پیر است
که با آزادگان کارد و پنیر است
-----------------
فدای قلب صاف مهربانت
بزن پیک عرق را نوش جانت
-----------------
سرانگشتی بنه در کاسهء ماست
بخور با هرکه در هرجا دلت خواست
-----------------
به تبّت می‌روی چینی میاور
از آن حرفای همچینی میاور
-----------------
به هندستان اگر داری سلوکی
میاور بهر ما افکار جوکی
-----------------
هرآن کشور که قم شد پایتختش
رهش ویران شد و وارونه بختش
-----------------
درختی را که تو در قم نشاندی
به بار آرد نه ماندلا ، نه گاندی
-----------------
نه گاندی و نه ماندلا سوهانند
که در قم پشت ویترین دکانند
-----------------
اگر صد بمب در جایی بیفتند
از آن خوشتر که ملایی بیفتد
-----------------
از آب خُرد، ماهی، خُرد خیزد
زقم شیخِ نخواهد مُرد خیزد
-----------------
اگر از بطن مادر یاعلی گو
نهد پا بر زمین مانند یارو
-----------------
همه عالم بمیرد او نمیرد
نمیرد تا ز ملت جان نگیرد!
-----------------
در ایران شیخ می‌پـــاید زنان را
تجسس می‌کند آبستنان را
-----------------
مبادا غربِ شیطان ره نماید
زنی گاندی و ماندلا بزاید
-----------------
ندارد رحم ملای نفس گیر
نه بر مادر نه بر کودک نه بر پیر
-----------------
اگر کودک سر از گهواره بر داشت
همان در کودکی بادی به سر داشت
-----------------
خوراک شیخ می‌گردد به زودی
چنان کز لحظهء اول نبودی
-----------------
کجا ملا به ماندلا دهد بخت؟
کجا گاندی بگیرد روزه بر تخت؟
-----------------
نه ایران هند و ملا انگلیس است
که از سوی خدا بر ما رئیس است
-----------------
نه ایران آفریک است و نژادی
که حکم شیخ باشد اعتقادی 
-----------------
به زعم او حکومت کار دین است
فلک انگشتر و آقا نگین است
-----------------
امام غایبی در راه دارد
که با وی گفتگو در چاه دارد
-----------------
برای کشتن از وی حکم گیرد
زند بر فرق ملت تا بمیرد
-----------------
چنین وضعی‌ست در ایران شیعه
خدا از ما ببُرّد نان شیعه
-----------------
اگرچه پهلوان فیلسوفی
قلم بر دست با قلبی رئوفی
-----------------
به محفل گفتمان شیک داری
خلوصِ  فکر بکر و نیک داری
-----------------
پسرجان این وطن ایران‌زمین است
همین است و همین است و همین است
-----------------
دوباره شیخ فضل‌الله رئیس است
وطن در دست مشتی کاسه‌لیس است
-----------------
که خدمتکار او در خورد و بُردند
شرافت را به قدرت واسپردند
-----------------
چنین وضعی‌ست، ماندلا کجا بود؟
بشر در خانهء ملا کجا بود؟
-----------------
کجا گاندی توانی یافت ای دوست
که اهل دین نکنده‌ست از سرش پوست؟
-----------------
خبر داری چه شد با سیرجانی؟
ازین حرفا مزن گر می‌توانی؟
-----------------
خبر داری فروهر را چه کردند
از او باکارد، همسر را چه کردند؟
-----------------
به یاد آید گذشتِ روزگارت
اطاقِ غرقِ خونِ بختیارت؟
-----------------
برای گشت می‌رفتی به کشتی
به یادت بود ستار بهشتی؟
-----------------
به یادت هست نام نوجوانان
که می‌آمد ز زندان، نعش آنان؟
-----------------
چه می‌گویی مگر آفریکنم من؟
نه جانا بچهء این میهنم من!
-----------------
نه ایران هندِ استعماری آمد
که سی سال از تنش خون جاری آمد
-----------------
تورا اندیشه‌های نیک، نیک است
ولی ایرانیان را شیک و پیک است
-----------------
بباید راه دیگر یافت ای دوست
اگر چشم قشنگت زیر ابروست !
 -----------------
بباید فکر جارویی دگر کرد
تمیز این خانه را از بام و در کرد!
-----------------
که فکرِ  فاکری می‌خواهد این خاک
وجودِ نادری می‌خواهد این خاک

-----------------
۲۰۱۳/۱۲/۷


م.سحر  (منبع: خودنویس)

نوشته های چند روز اخیر این وبلاگ:
/--------/ماندلا، اثبات امکان مبارزه و رسیدن به دمکراسی بدون آدم کشی است!/راه ماندلای بزرگ دوای سرطان خشونت است
/-----------/هزار میلیارد دلار خسارت ادامه جنگ، دستاورد خمینی بود؛ و هزار میلیارد دلار خسارت اقتصادی برنامه اتمی، دسته گلی خامنه ای!
/---/یک مقایسه ساده، شرکت ملی گاز ایران و شرکت ژ-د-اف (شرکت گاز فرانسه) /---/ آیا امامزاده ها، بعد از مرگ هم سکس دارند که همچنان تعداد آنها به این شدت افزایش می یابد؟! 

نوشته های اخیر این وبلاگ:


و چند نوشته اخیر این وبلاگ:




جمعه، آذر ۱۵، ۱۳۹۲

ماندلا، اثبات امکان مبارزه و رسیدن به دمکراسی بدون آدم کشی است!/راه ماندلای بزرگ دوای سرطان خشونت است

ماندلای بزرگ، در سن نود و پنج سالگی درگذشت، و جامعه جهانی را سوگوار کرد. شاید مردم آفریقای جنوبی، بیش از همه از، این درد را حس کنند، چون امنیت کنونی جامعه و دمکراسی موجود در کشور، وامدار نلسون ماندلا است.

برای درک ارزش نلسون ماندلا، توجه به نکات ذیل ضروری است:

-          حتی توسل به اندکی خشونت توسط آزادی خواهان،خیانت به نسل بعدی ودمکراسی است؛خشونت به مانند سرطان گسترش می یابد! واقعیت این است که توسل جستن به خشونت، حتی به مقدار بسیار کم نیز، خیانت به نسل آینده است:


-          شاید مهمترین مشخصه یک دیکتاتور، دست یازیدن او به خشونت باشد. دست زدن به خشونت برای حفظ منافع، در میان تمام دیکتاتورها، مشترک است، از صدام گرفته تا خمینی! اما اگر مخالفین دیکتاتورها نیز به خشونت دست زنند، یک روند خطرناک را آغاز می کند که به نهادینه شدن خشونت می انجامد.

-          نکته اینجاست، آیا باید بین آزادی خواهان و جنایتکاری مانند خامنه ای، تفاوتی باشد یا نه!؟ اگر قرار است آزادی خواهان ایرانی مانند خامنه ای دست به خشونت بزنند، چه تفاوتی بین آنه است؟! 

-           هدف توجیه گر وسیله نیست، نمی توان گفت ما برای رسیدن به دمکراسی، می بایست چند آخوند یا بسیجی را بکشیم! اگر کسی برای رسیدن به دمکراسی، حاضر به ریختن خون یک انسان بشود، برای باقی ماندن در قدرت نیز، از ریختن خون دیگر انسان ها دریغ نخواهد داشت...! 
 مهم، حرمت خون انسان است، این حرمت نباید شکسته شود...! 

وقتی که مدعیان آزادی، در حالتی که در مسند قدرت نیستند، ، دست به خشونت می زنند، وای به روزی که قدرت را به دست بگیرند، آنگاه حمام خون راه می اندازند!

نمونه واضح آن خمینی است، شاید خشونت هایی که خمینی و طرفدارانش مرتکب شده اند، به آتش زدن سینما رکس آبادان و یا چند عملیات محدود دیگر محدود گردد، اما دیدیم وقتی که قدرت به دست گرفتند، چه حمام خونی در ایران به پا کردند! 

دست یازیدن به خشونت، مانند بیماری سرطان است، حتی اگر ابعاد آن بسیار اندک باشد، اگر حتی ما به سر سوزنی خشونت مرتکب شویم، این خشونت چون سرطان گسترش می یابد و  در دراز مدت تمام ابعاد جامعه را در بر می گیرد.  

دست یازیدن به خشونت، بی حرمت کردن کرامت انسانی است، هیچ دلیلی نمی تواند توجیه گر بی حرمتی به مقام انسان باشد، خشونت در هر ابعادی، بی حرمتی آشکار به اعلامیه جهانی حقوق بشر (به عنوان ارزشمندترین دستاورد بشری) محسوب می گردد. 

هیچ کسی منکر خشونت و جنایات رژیم اسلامی نیست، اما حس انتقام و مقابله به مثل، بسیار احمقانه و بدوی است. تصور کنیم که خامنه ای سرنگون گردیده است، آزار او و دست زدن به خشونت علیه او، یک نقض حقوق بشر است.

اینکه فلان ملا جنایت کرده است، باعث نمی شود او از حقوق انسانی خود محروم شود و کسی استدلال کند دیگر او انسان نیست، قوانین حقوق بشر نیز شامل حال او نمی شود. 

هیچ جنایتی باعث ساقط شدن انسان، از انسانیت خودش نمی شود.

نلسون ماندلای بزرگ، قریب سی سال زندانی شد و شکنجه دید، اما زمانی که قدرت را به دست گرفت، با شجاعت گفت: من نمی توانم فراموش کنم، اما می توانم ببخشم!

مرگ ماندلا، دل هر انسان آزاده ای را به درد می آورد، اما راه، منش و روش او، الهام بخش تمامی آزادی خواهان دنیا بوده، هست و خواهد بود. 



نوشته های چند روز اخیر این وبلاگ: 
/-----------/هزار میلیارد دلار خسارت ادامه جنگ، دستاورد خمینی بود؛ و هزار میلیارد دلار خسارت اقتصادی برنامه اتمی، دسته گلی خامنه ای!
/---/یک مقایسه ساده، شرکت ملی گاز ایران و شرکت ژ-د-اف (شرکت گاز فرانسه) /---/ آیا امامزاده ها، بعد از مرگ هم سکس دارند که همچنان تعداد آنها به این شدت افزایش می یابد؟! 

نوشته های اخیر این وبلاگ:


و چند نوشته اخیر این وبلاگ:




جمعه، فروردین ۰۹، ۱۳۹۲

شگفتا، عجب دنیای عجیبی، بر صدر خبرها یکی صبحانه خوردن نلسون ماندلا است، دیگری جنایات بشار اسد در سوریه!


نلسون ماندلای بزرگ، حالش رو به بهبود است. الان اخبار گفت که امروز صبح، در بیمارستان، بر روی  تخت،  بر سر جایش نشسته، صبحانه نیز خورده است

آنقدر این مرد بزرگ است که خبر صبحانه خوردنش، شادی را به دل میلیونها انسان می آورد و بر صدر خبرها قرار می گیرد.

نلسون ماندلا، قهرمان زندگی من است.

او قریب سی سال آزار دید و زندان رفت و شکنجه شد، هر کسی جای او بود، تک تک سلول های بدنش، پر می شد از تنفر، اما این مرد بزرگ، بعد از آنکه قدرت را به دست گرفت، گفت: نمی توانم فراموش کنم، اما می توانم ببخشم!

با بخشیدن او بود که آپارتاید پایان یافت، ناظرین پیش بینی می کردند که در آفریقا، حمام خون بر پا شود، اما نلسون ماندلا با سلاح عشق و دوست داشتن، جلوی فاجعه انسانی را گرفت.

او مرد بزرگی است که اسلحه او، دوست داشتن است.

امروز به  یکی از دوستانم که از دوران آپارتاید را به چشم دیده، زنگ زدم و گفتم اگر نلسون ماندلا بمیرد، شما چه می کنید؟! پاسخ او، مرا به فکر فرو برد،  او با بغض گفت: «همه می دانیم که بالاخره یک روز نلسون ماندلا می میرد، اما هنوز ما آماده از دست دادنش نیستیم، الان نه، الان نه، الان نمی توانیم شاهد مرگش باشیم...»

عجب دنیای عجیبی است، در گوشه ای از دنیا، بشار اسد با جنایات وحشیانه اش خبر ساز می شود و در گوشه دیگری، تنها خبر صبحانه خوردن نلسون ماندلا، میلیونها نفر را به وجد می آورد...!

ای کاش به جای یکی، میلیونها نلسون ماندلا می داشتیم...!  







شنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۹

فاصله بین عدم توسل به خشونت تا عدم فعالیت و خیانت ، زمین تا آسمان است، به اندازه تفاوت ماهتما گاندی تا میرحسین موسوی!


ماهتما گاندی را به خوبی می شناسیم ، مردی بزرگ که با دست نبردن به خشونت و اعتقاد به هدفش، آینده دنیا را عوض کرد و به کشوری بزرگ مانند هند ، سامان و نظام داد. اگر اکنون هند بزرگترین دموکراسی دنیا است، بی شک مرهون تلاش پدر ملت، ماهتما گاندی است. او هیچگاه دست به خشونت نزد، اما ساکت نیز ننشست.
میرحسین موسوی را نیز خوب می شناسیم، نخست وزیر خمینی در دوران جنگ و مشاور ارشد محمد خاتمی در دواران ریاست جمهوریش. کاندیدای پیروز در انتخابات خرداد دو سال پیش که با تقلب احمدی نژاد روبرو شد.
یادمان نمی رود که در بیست و پنجم خرداد دو سال قبل، طبقه گفته شهردار تهران و آمار رسمی رژیم ، بیش از سه و نیم میلیون نفر در میدان آزادی و خیابان های اطراف آن تجمع کرده بودند.
اگر میرحسین موسوی به جای خیانت به مردم، مدیریت صحیحی اعمال می کرد، می توانست به راحتی همان روز نظام را عوض کند، ولی افسوس که هدف میرحسین موسوی، تغییر نظام جمهوری اسلامی نیست. او می داند در صورت  تغییر رژیم ، اصلاح طلبان  در نظامی دموکراتیک آینده در ساختار قدرت جایی ندارند و باید بابت مشارکتشان در بسیاری از جنایات رژیم ، پاسخگو نیز باشند.
در واقع موسوی به ولایت فقیه و دوران طلایی خمینی اعتقاد داشت و دارد و به همین دلیل، تمایلی به تغییر رژیم ندارد.
سی سال طول کشیده بود تا این پتانسیل در مردم به وجود آمده بود و مردم ترس از حکومت را کناری گذاشته و برای راهپیمایی به خیابان آمدند و میرحسین موسوی، آن پتانسیل را نابود کرد. شاید مدتها طول بکشد تا مجددا شاهد تشکیل پتانسیل این چنینی باشیم و چند میلیون نفر را در خیابان تهران ببینیم.
مساله اصلی اینجاست که بعد از آن راهپیمایی ها و خشونت های رژیم، بسیاری از مردم شوق خود را برای شرکت در راهپیمایی های آینده از دست داده اند، چه آنکه می بیینند با خطر فروان ، به خیابان می روند و میرحسین موسوی با مانند یک سوپاپ اطمینان با یک بیانیه آبکی ، دلاوری و ریسک آنها را بر باد می دهد.
براستی اگر ماهتما گاندی، نلسون ماندلا و یا آنگ سان سوچی در روز بیست و پنجم خرداد دو سال پیش ، در میدان آزادی حضور داشتند ، اجازه می دادند که چنین پتانسیل عظیمی بر باد فنا برود ؟!