‏نمایش پست‌ها با برچسب شورای نگهبان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شورای نگهبان. نمایش همه پست‌ها

شنبه، آذر ۲۱، ۱۳۹۴

«شورای نگهبان» نافیِ هرگونه «انتخاباتِ آزاد» در ایران است

این مقاله اول در تحلیل روز منتشر گردیده است.
در این مقاله تلاش خواهم کرد تا بدونِ پیش‌داوری، از طریقِ بررسیِ فلسفه‌ی وجود، ساختار، و کارکردِ نهادِ «شورای نگهبان» که از ارکانِ قانونِ اساسیِ جمهوری اسلامی است، نشان بدهم که صِرفِ وجودِ چنین نهادی نافیِ هرگونه «انتخاباتِ آزاد» در ایران است.
معرفی شورای نگهبان:
تدوین‌کنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی، با الهام گرفتن از قانون اساسی فرانسه، رکنی تحت عنوان «شورای نگهبان قانون اساسی» در قانون اساسی گنجاندند که دو وظیفه‌ی اساسی بر عهده‌اش گذاشته شد:
الف) تایید یا رد مصوبات مجلس
ب) نظارت بر انتخابات
اینک، از آنجایی که اعضای این شورا به وسیله مردم انتخاب نمی‌شوند، و مردم ایران هیچ نظارتی بر عملکرد آنها ندارند، شورای نگهبان به شکل یک «ابزار سرکوب» درآمده. در ادامه به این موضوع خواهم پرداخت. در حقیقت، ارگانی که در ابتدا قرار بود وظیفه‌ی نگهبانی از قانون اساسی – که خود محلِ اشکالِ فراوان است – را بر عهده داشته باشد، به ابزاری تبدیل شد که روزانه به نقضِ حقوق سیاسی و مدنی شهروندان ایران می‌پردازد.
تعریف شورای نگهبان در قانون اساسی:
قانون اساسی جمهوری اسلامی ساختارِ شورای نگهبان را به شکل زیر تعریف کرده است:
«اصل نود و یکم: به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرتِ مصوباتِ مجلسِ شورای اسلامی با آنها، شورایی به نام شورای نگهبان با ترکیب زیر تشکیل می‌شود:
• شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز. انتخاب این عده با مقام رهبری است.
• شش نفر حقوقدان، در رشته‌‏های مختلف حقوقی، از میان حقوقدانان مسلمانی که به وسیله رئیس قوه قضاییه به مجلس شورای اسلامی معرف می‌شوند و با رای مجلس انتخاب می‌گردند.»
با توجه به ترکیب بالا می‌توان ادعا کرد که رهبر جمهوری اسلامی به صورت انحصاری بر این شورا کنترل دارد، زیرا:
الف) شش نفر فقیه توسط او انتخاب می‌شوند.
ب) شش نفر حقوقدان نیز می‌بایست توسط رئیس قوه قضاییه (که توسط رهبر انتخاب شده) نامزد این سمت بشوند.
وظایف شورای نگهبان بر اساس قانون اساسی:
تا اینجای کار به صورتِ مشخصْ یک رکن با نام «شورای نگهبان» ایجاد شده که مردم ایران در انتخابِ اعضای آن هیچ نقشی ندارند. حال باید دید چه وظایفی بر عهده این شورا گذاشته شده است:
یک – در اصل نود و هشتمِ قانون اساسی وظیفه‌ی «تفسیر قانون اساسی» بر عهده این شورا گذاشته شده:
«اصل نود و هشتم: تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است که با تصویبِ سه چهارمِ آنان انجام می‌شود.»
دو – اصل نود و نهم قانون اساسی وظیفه‌ی «برگزاری انتخابات» را به شورای نگهبان واگذار کرده، اما به صراحت وظیفه شورای نگهبان را «برگزاریِ انتخابات با مراجعه به آراء عمومی» ذکر می‌کند:
«اصل نود و نهم: شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همه‏پرسی را بر عهده دارد.»
با بررسی این اصل مشاهده می‌شود که طبق قانون اساسی، شورای نگهبان موظف است تا بر انتخابات فقط «نظارت» کند؛ و در این راستا قانون اساسی بر عبارتِ «با مراجعه به آرای عمومی» تاکید می‌کند.
سوء استفاده شورای نگهبان از قانون اساسی:
با توجه به اصل نود و هشتم، شورای نگهبانْ قانونِ اساسی را طوری تعریف می‌کند که اختیارات خودش گسترش یافته و اجازه یابد تا نامزدهای «نامطلوب» را حذف کند.
در بیانیه‌ی شماره ۱۲۳۴ شورای نگهبان به مورخه ۱/۳/۱۳۷۰، این شورا قانون اساسی را به این شکل تفسیر می‌کند که حق دارد بر کاندیداها «نظارات استصوابی» داشته باشد، یعنی تعیین کند چه کسی حق دارد نامزد شود و چه کسی حق ندارد نامزد شود:
شماره ۱۲۳۴ تاريخ ۱/۳/۱۳۷۰
هيات‌ مركزی‌ نظارت‌ بر انتخابات
عطف‌ به‌ نامه‌ شماره‌ ۳۳/۳ مورخ‌ ۲۲/۲/۱۳۷۰:
موضوع‌ در جلسه‌ ۱/۳/۱۳۷۰ مطرح‌ و نظر شورا بدين‌ شرح‌ اعلام‌ می‌گردد:
«نظارت‌ مذكور در اصل‌ ۹۹ قانونِ‌ اساسی‌ استصوابی‌ است‌ و شامل‌ تمام‌ مراحل‌ اجرايي‌ انتخابات‌ از جمله‌ تاييد و رد صلاحيت‌ كانديداها مي‌شود.»
دبير شوراي‌ نگهبان
محمد محمدي‌ گيلاني
ترکیب اصول مختلف قانون اساسی:
وقتی این اصولِ مرتبط را کنار هم قرار می‌دهیم به تناقضِ عجیبی برمی‌خوریم:
الف) یک رکن به نام شورای نگهبان ایجاد می‌شود که مردم ایران در انتخاب اعضای آن هیچ نقشی ندارند؛
ب) قانون اساسی شورای نگهبان را مسئول برگزاری انتخابات می‌کند؛
ج) قانون اساسی به شورای نگهبان اجازه می‌دهد تا قانون اساسی را تفسیر کند؛
د) شورای نگهبان، با ارائه تفسیری که با روح حاکمیت ملت بر کشور مغایرت دارد، می‌گوید که نظارت بر اجرای انتخابات به این معناست که نامزدها را می‌توان فیلتر کرد؛
ر) اعضای شورای نگهبان اجازه می‌یابند کاندیداهای ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، و مجلس خبرگان رهبری را فیلتر کنند؛ یعنی به صورت انحصاری تعیین می‌کنند چه کسانی باید در بازیِ «انتخابات» باشند و چه کسانی نباشند.
نتیجه‌گیری:
نتیجه‌ی چنین فرآیندی این می‌شود که رهبرْ اعضای شورای نگهبان را تعیین می‌کند؛ بعد اعضای شورای نگهبانْ اعضای مجلس خبرگان را تعیین می‌کنند؛ و در نهایت اعضای مجلسِ خبرگانی که شورای نگهبانِ دست‌سازِ رهبر تعیین کرده بر کارِ رهبر نظارت می‌کنند! این «حلقه معیوب» باعث شده تا فرآیندِ «انتخابات» در ایران، اعم از انتخاباتِ ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، یا مجلس خبرگان با معیارهای جهانیِ «انتخاباتِ آزاد» فاصله بسیاری داشته و بدین ترتیب فاقدِ اعتبار و مشروعیت و نتیجه‌ی مطلوب باشد.
———
این جستارْ یکی از مقالاتِ مجموعه‌ی است به نامِ «نه بگوییم به انتصابات». باقیِ مقالاتِ این مجموعه را اینجا بخوانید.

پنجشنبه، شهریور ۰۵، ۱۳۹۴

آقای علی مطهری، سوراخ دعا گم کرده ای!مشکل انتخابات ایران تنها دخالت سپاه نیست، بلکه وجود شورای نگهبان و فیلتر نامزدها است..


رادیو فردا گزارش داده است که یکی از نمایندگان مجلس فرمایشی رژیم، علی مطهری نسبت به دخالت سپاه در انتخابات اعتراض کرده است.

رادیو فردا گزارش داده است که: « علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، گفته‌های فرمانده سپاه پاسداران در اعتراض به سخنان حسن روحانی را قرار دادن شورای نگهبان «در مقابل مردم» دانست و تأکید کرد که ورود این نهاد نظامی به عرصه سیاست و انتخابات «به صلاح کشور نیست.»

باید به آقای علی مطهری یادآوری کرد که او خود در طی یک انتخابات فرمایشی و دروغین رای آورده و به نمایندگی برگزیده شده است، چه آنکه نمایندگان واقعی مردم توسط شورای نگهبان فیلتر شده بودند، لذا صحنه برای کوتوله سیاسی چون علی مطهری خالی شده بود و او در این انتخابات تقلبی و دروغین، به نمایندگی مجلس رژیم برگزیده شده است.

او باید بداند که مشکل انتخابات در ایران، تنها دخالت سپاه نیست. تنها در طی یک انتخابت آزاد است که نماینده واقعی مردم انتخاب می شود، زمانی که آزادی بیان، آزادی رسانه و امنیت باشد و هیچ نامزدی نیز حذف نشود.


آقای مطهری خود یک کلاش دروغ گو است که با کلاه برداری بر صندلی نمایندگی مجلس تکیه زده است، او نماینده مردم ایران نیست، بلکه بخشی از دار و دسته دزدان است...! 

صفحه فیسبوکی جدید مرا در اینجا لایک کنید: 


آقای علی مطهری، سوراخ دعا گم کرده ای!مشکل انتخابات ایران تنها دخالت سپاه نیست، بلکه وجود شورای نگهبان و فیلتر نامزدها اس...
Posted by Yashar Parsa on Thursday, 27 August 2015
آقای علی مطهری، سوراخ دعا گم کرده ای!مشکل انتخابات ایران تنها دخالت سپاه نیست، بلکه وجود شورای نگهبان و فیلتر نامزدها اس...
Posted by Yashar Parsa on Thursday, 27 August 2015

یکشنبه، تیر ۰۹، ۱۳۹۲

چشم بگشایید، فقط احمدی نژاد با تقلب از صندوق بیرون نیامد، حسن روحانی نیز با تقلب رییس جمهور شد...!

عزیز من، تقلب فقط بالا و پایین کردن رای مردم نیست! برگزاری انتخابات فرمایشی و حذف کاندیدها، مهمترین نوع تقلب است..! 

در فضای مجازی دیده می شود که برخی از هموطنان، در دفاع از شرکت در انتخابات می گویند که شرکت در این انتخابات، فواید بسیاری داشته است، و این یک قدم به جلو است که خامنه ای به رای مردم تمکین کرده و دیگر جرات تقلب نیافته است.

ناچارم به این دوستان یادآوری کنم که:

یک- خامنه ای به رای مردم تمکین نکرده است:

به یاد داشته باشید که وقتی می گویند  به رای مردم تمکین کرد، یعنی اینکه نظر مردم را پذیرفت!!

آیا نظر مردم، رییس جمهور شدن یک آدم متقلب و آدم کش، مثل حسن روحانی بوده!؟ خیر!!! خواست و نظر مردم ایران، اعتلای حقوق بشر و دمکراسی در این کشور مصیبت زده است، مردم به جنایتکاری به نام حسن روحانی اعتماد ندارند و او را نماینده خود نمی دانند....!!

یک انتخابات، زمانی سالم است و برگزار کننده (خامنه ای) به نتیجه آن و نظر مردم تمکین کرده، که اولا نامزدها حذف نشوند و دوما، در سایه آزادی بیان برگزار گردد...! 

دو- در این انتخابات، تقلب بسیار مهمی وجود داشت:

در همین انتخابات نیز تقلب بسیاری وجود داشت، مهمترین و اساسی ترین تقلب زمانی بود که نماینده های واقعی مردم ایران توسط شورای نگهبان حذف کردند و چند نفر از عمال رژیم را به عنوان نامزد، جلوی روی مردم ایران گذاردند...!!

این انتخابات، از پایه و اساس تقلبی بود!



این داستان کوتاه و طنز را نیز امروز نوشته ام، به این امید که لبخندی بر لب شما بیاورد: 

دوشنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۹۲

دزدی رای، مانند کور کردن چشم هر ایرانی است!/ جنایتی که جنتی و شورای نگهبان در حق مردم ایران می کنند، چنگیز نکرده!

اگر هر ایرانی، یک چشم خود را از دست بدهد، اما این رژیم سرنگون شود و در ایران، دمکراسی برقرار شود، باز به نفع ما است، و کیفیت زندگی ما افزایش می یابد...!

سالها است که جامعه بشری، وارد مرحله جدیدی  شده و در این دوران، حق حاکمیت، از آن مردم است. دیگر کسی به زور و به دلیل اینکه اسلحه در دست دارد، نمی تواند بر مردم حکومت کند.

حاصل خیانت شورای نگهبان به مردم ایران و فیلتر کردن نامزدهای واقعی مردم، این شده که کشور ایران، دست جماعتی دزد قرار گیرد، این دزدان، کشور ایران را ویرانه کرده اند، و نه تنها اقتصاد ایران را نابود کرده اند، بلکه شان و حرمت ایرانیان را نیز از بین برده اند.

حاصل اعمال این جنایتکاران این شده که کیفیت زندگی مردم ایران بشدت پایین بیاید، کافیست به یاد بیاوریم که:

الف) افسردگی بسیار زیاد مردم ایران، ناشی از جنایات این جماعت غارتگر است!

ب) طول عمر کوتاه و مرگ و میر بالا نیز، ناشی از جنایات این جماعت غارتگر است!

ج) شان و حرمت ایران در دنیا شکسته شده و آبرویی برای ما نمانده است. اعتبار پاسپورت ایرانی، پایینترین در دنیا است! مردم دنیا، با شنیدن اسم ایران، به یاد ترور و آدم کشی می افتند...!

د) اقتصاد کشور را نابود کرده اند، از طرفی، دزدی های عجیب و غریب آنها، آدمی را شگفت زده می کند، به عنوان مثال، به اندازه درآمد ده سال نفت ایران، تنها در یکی از پروژه های کشور، به حساب خامنه ای رفته است...!

ر) کشور در آستانه جنگ است و هر لحظه ممکن است آمریکا و اسراییل، به ایران حمله کنند...!

ز) نسل آینده کشور، به دلیل نبود آموزش و پرورش درست، به شدت آسیب دیده است.

این یک واقعیت است که اگر در ایران دمکراسی برقرار می بود، این کشور گلستان می شد.

یک جمع بندی تکان دهنده:

اگر هر ایرانی، یک چشم خود را از دست بدهد، اما این رژیم سرنگون شود و در ایران، دمکراسی برقرار شود، باز به نفع ما است، و کیفیت زندگی ما افزایش می یابد...!

اگر وضع کنونی ایران را با یک حکومت دمکراسی مقایسه کنیم، می بینیم که حکومت ملایان بر ایران، آنچنان ضرری به این کشور مصیبت زده وارد ساخته  است که اگر هر ایرانی، یک چشم خود را از دست بدهد، اما به دمکراسی دست یابیم، باز ضرر نکرده ایم...!

در حقیقت، دزدیدن حق رای مردم، بدتر از این است که یک چشم هر ایرانی را بدزدند!

و در این میان، خیانت و جنایت شورای نگهبان مشخص می شود، شورای نگهبان منصوب خامنه ای که با فیلتر کردن نمایندگان آزادی خواه و نمایندگان واقعی مردم، حکومت کشور را به دست جماعتی وحشی داده است.

نوشته های دیگر دیروز و امروز نگارنده: 








شنبه، خرداد ۱۱، ۱۳۹۲

ایراد رفسنجانی (که قبله برخی شده!) به وجود فیلتر و نظارت استصوابی نیست، بلکه اعتراضش به این است که چرا جنتی او را رد صلاحیت کرده است!

در چند روز منتهی به اعلام اسامی کاندیدها، دیدیم که برخی از فعالان سیاسی، از نامزدی هاشمی حمایت کرده و معتقد بودند که مردم باید در انتخابات شرکت کنند و به او رای بدهند.

اخیرا رفسنجانی به روند رد صلاحیت خودش اعتراض کرده و گفتهکه جنتی بدون رای گیری از دیگر اعضای شورای نگهبان، او را رد صلاحیت کرده است! ( به نقل از سهام نیوز)

از ابتدای شکل گیری این رژیم خونخوار، هاشمی رفسنجانی بالاترین سمت ها را داشته است و هیچگاه به عملکرد شورای نگهبان اعتراضی نکرده است و حتی به دلیل وجود چنین سیستم فاسدی، خود او موفق شده بود که دو بار به سمت ریاست جمهوری برسد.

باید از هاشمی رفسنجانی پرسید، اگر شورای نگهبانی نبود که دیگر نامزدهای ریاست جمهوری را قلع و قمع کند، ایا او می توانست دو دوره، رییس جمهور ایران شود!؟ آیا مردم ایران با وجود نامزدهای دیگر، به فرد فاسدی چون او رای می دادند!؟ صد البته که خیر!

شورای نگهبان، ارگان مضحکی است که حق رای میلیونها ایران را از آنها می گیرد. یعنی اجازه نمی دهد ایرانیان شایسته و آزادی خواه، که واقعا نماینده مردم محسوب می شوند، نامزد هیچ سمتی شوند و آنها را فیلتر می کند.
حال اعتراض هاشمی رفسنجانی به این نیست که چرا سی و سه سال است شورای نگهبان، حق حاکمیت مردم ایران را دزیده است، بلکه اعتراض او این است که چرا اینبار، او رد صلاحیت شده است.

دعوای هاشمی و اصلاح طلبان با خامنه ای، بر سر حق مردم و دمکراسی نیست! بلکه تنها خواسته این جماعت دروغگو و دغل باز، این است که خامنه ای اجازه دهد آنها نیز در غارت ایران، مشارکت داشته باشند...!!

_______________پی نوشت ها:

یک- نقش محسن رضایی در انتخابات ، نقش توپ جمع کن است در بازی فوتبال! هیچ نقشی در نتیجه انتخابات ندارد، اما بدون او، کار لنگ است...!

دو- فکر کنم اگر اینبار هم محسن رضایی رای نیاورد، دفعه دیگه بتواند با «تک_ماده» بتواند رییس جمهور شود...!!

حدیث نقوی روز:

کافری برای مناظره به امام نقی وارد شد، ولی آن امام همام که به دلیل خارش، بسیار درد می کشیدند (و هنگام درد نیز ایمان ایشان کاهش می یافت)، به ابولاشی فرمان دادند که به جای ایشان در مناظره شرکت کند. در هنگام مناظره با آن کافر، بحث به حقانیت دین اسلام رسید و ابولاشی گفت: «دین اسلام، بر حق است، چون هزار و چهار صد سال است که دوام آورده!»

به ناگاه، امام نقی که طاقتش از خارش، طاق شده بود و ایمانش نیز کاهش یافته بود، و هیچ دعایی نیز بر آن اثر نکرده بود، با عصبانیت یک انگل را از ماتحت مبارکشان خارج کردند و گفتن: «خوب الاغ این هم شد دلیل، این انگل هم از زمان دایناسورها، باقی مانده است، پس حالا این بر حق است و باید در ماتحت من، ییلاق-قشلاق کند؟!» 
سیره النقی / نوشته ابن قنبل / بخش: تنها باری که نقی فهمید/ فصل: خصوصیت انگلی دین

------------

امام نقی (ع): 
«بهشت بر روی گسل زلزله بنا شده است، هر مومن نیز هفتاد عمه دارد، مومنین در طبقه هفتاد و یکم برج زندگی می کنند...! در هر طبقه یکی از عمه های فرد مومن زندگی می کند، و زلزله نیز، حداقل هفتاد روز طول خواهد کشید...!!»


سیره النقی / نوشته ابن قنبل / بخش: تبلیغات اسلامی / فصل: اهمیت عمه در اسلام!!

صرفا جهت ایجاد رعب و وحشت
نوشته های دیگر دیروز و امروز نگارنده: