نمایش پستها با برچسب نظارت استصوابی. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب نظارت استصوابی. نمایش همه پستها
جمعه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۴
پنجشنبه، دی ۱۰، ۱۳۹۴
مقایسه تطبیقی انتخابات در ایران و فرانسه
این نوشته در سایت وزین خودنویس انتشار یافته است.
چگونه است که در ایران، تنها افراد فاسد و جنایت پیشه فرصت می یابند نامزد انتخابات شوند؟ جای این افراد، گوشه زندان است، نه اینکه بر کرسی نمایندگی تکیه کنند. هدف از برگزاری انتخابات، تعیین نمایندگانی برای نظارت بر کار صاحبان قدرت است، نه اینکه از میان بادمجان دور قاب چین های وابسته به صاحبان قدرت و معتقد به ولایت فقیه، یک نفر را به عنوان نماینده انتخاب کنند.
سوال اساسی، چرا یک کشور اروپایی، مثلا فرانسه، که مثلا
نفت ندارد، به چنین سطح رفاهی دست می یابد، ولی مردم کشور ثروتمندی در ایران،
اینچنین در فقر و فلاکت روزگار را سپری می کنند؟
برای درک این موضوع، به مقایسه انتخابات در ایران و فرانسه
می پردازیم، تا مشخص شود که علت چیست.
ابتدا نگاهی به انتخابات در ایران و فرانسه می اندازیم:
آزادی نامزدی در ایران و فرانسه:
در
ایران، تنها افرادی که وابسته به ولایت فقیه هستند، فرصت این را می یابند تا نامزد
انتخابات شوند. یعنی تمامی افرادی که منتقد این نظام و فساد بسیار گسترده در آن
هستند، توسط شورای نگهبان فیلتر می شوند.
حاصل
فیلتری که شورای نگهبان بر انختابات می گذارد، این می شود که به صورت پیش فرض،
تعدادی از افراد فاسد و سفله، که وابسته به رهبر هستند و معمولا سابقه فساد های
گوناگون را دارند، می توانند نامزد انتخابات شوند.
در
حقیقت، افرادی در ایران فرصت نامزد شدن را می یابند، که در فرانسه، پلیس آنها را
به علت فساد و جنایت، دستگیر کرده و معمولا گوشه زندان هستند...!
نظارت بر انتخابات:
در
ایران، به راحتی در نتیجه انتخابات دست می برند، مثلا دور دوم انتخاب احمدی نژاد.
در حالی
که در فرانسه، نظارت سالم و صحیحی بر انتخابات است.
آزادی قبل از انتخابات، و انتخاب
آگاهانه مردم:
در
ایران، مطبوعات و رسانه آزادی وجود ندارد، و شهروندان ایران این فرصت را نمی یابند
تا روزنامه نگاران و دیگران در فضای آزاد، نامزدها را نقد کنند.
در
فرانسه، مطبوعات آزاد هستند تا هر جور که می خواهند، نمایندگان را نقد کنند. در
نتیجه شهروندان فرانسوی با چشمانی باز و آگاهانه، نماینده خود را بر می گزینند.
حال حاصل انتخابات در ایران و فرانسه را مقایسه می کنیم:
نگاهی به عملکرد نمایندگان در ایران:
-
نمایندگان مجلس، جماعتی فاسد، فاقد دانش مدیریت، فاقد آگاهی
لازم برای مدیریت جامعه هستند، آنها تنها تلاش می کنند با تملق گویی از رهبر،
جایگاه خود را حفظ کنند.
-
وظیفه نمایندگان است تا بر کار قوه مجرییه نظارت کند، و
اطمینان حاصل کند که تصمیمات اخذ شده، تصمیمات درست و صحیحی است. اما این
نمایندگان فاسد، با دریافت رشوه از مدیران فاسد رژیم، چشم خود را بر روی مدیریت
غلط می بندند، و یا اصلا به دلیل نداشتن دانش، قادر به نظارت نیستند. مثلا می
بینیم که در ماجرای اختلاس سه هزار میلیارد تومانی، پای نمایندگان مجلس نیز به وسط
کشیده می شود، و می بینم آنها نیز در این فساد، شریک هستند.
-
این نمایندگان، جماعتی فاسد هستند که به جای نظارت بر کار قوه مجریه و جلوگیری از
فساد، خود بخشی از فساد هستند. نمایندگان مجلس در ایران، خود در زمین خواری، رشوه
گرفتن و یا هزاران فساد دیگر، گوی سبقت را از قوه مجریه دزدیده اند..!
-
نمایندگان مجلس در ایران، خود چون تیغ سانسور، بر سر مردم
هستند، و با تصویب قوانین مخالف آزادی، در لگدمال کردن آزادی شهروندان، نقش جدی بر
عهده دارند.
-
این افراد سفله و فاسد، به جای حمایت از اقشار سرکوب شده
جامعه، چون اقلیت های مذهبی، زنان و ...، با تصویب قوانین سرکوب گرانه، خود در نقش
سرکوب گر ظاهر می شوند.
نگاهی به عمکلرد نمایندگان در فرانسه:
-
نمایندگان مجلس در فرانسه حامی اقشار سرکوب شده جامعه
هستند. کافیست کسی برای سرکوب همجنس گرایان یا زنان اقدامی کند، تا نمایندگان
مجلس، چون پتک بر سر او فرود آیند!
-
نمایندگان مجلس در فرانسه، با دقت هر چه تمامتر، بر کار قوه
مجریه نظارت می کنند، و مراقب هستند که مبادا این قوه، آزادی شهروندان را زیر پا
گذارد و مثلا یک روزنامه را ببندد.
-
نمایندگان مجلس در فرانسه، با فساد در قوه مجریه به شدت
مبارزه می کنند، و اگر فسادی ملاحظه کنند، آنرا افشا کرده و با شدت با فرد خاطی
برخورد می کنند. اینگونه است که فساد در فرانسه بسیار اندک است، ولی در ایران غوغا
می کند!
با توجه به نکات ذکر شده در بالا، می توان به راحتی دید که
علت تیره روزی ایرانیان، و فقری که بر جامعه حاکم است، نبود انتخابات آزاد در
ایران است. انتخاباتی که اکنون رژیم برگزار می کند، در حقیقت، یک خیمه شب بازی
مضحک و سیرک ابلهانه است.
هدف از برگزاری انتخابات، تعیین نمایندگانی برای نظارت بر
کار صاحبان قدرت است، نه اینکه از میان بادمجان دور قاب چین های صاحبان قدرت و
معتقد به ولایت فقیه، یک نفر را به عنوان نماینده انتخاب کنند.
کشور فرانسه و مردمش به این درجه رفاه دست یافته اند، چون
در این کشور انتخابات آزاد برگزار می شود، و در حقیقت، حاکمیت کشور در اختیار
شهروندان این کشور است، نه اینکه یک دیکتاتور، به نام ولی فقیه، بر کشور حکم
براند، و افراد منتخب او بتوانند یک مراسم خیمه شب بازی با نام انتخابات راه
بیاندازند.
شنبه، آذر ۲۱، ۱۳۹۴
«شورای نگهبان» نافیِ هرگونه «انتخاباتِ آزاد» در ایران است
این مقاله اول در تحلیل روز منتشر گردیده است.
در این مقاله تلاش خواهم کرد تا بدونِ پیشداوری، از طریقِ بررسیِ فلسفهی وجود، ساختار، و کارکردِ نهادِ «شورای نگهبان» که از ارکانِ قانونِ اساسیِ جمهوری اسلامی است، نشان بدهم که صِرفِ وجودِ چنین نهادی نافیِ هرگونه «انتخاباتِ آزاد» در ایران است.
معرفی شورای نگهبان:
تدوینکنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی، با الهام گرفتن از قانون اساسی فرانسه، رکنی تحت عنوان «شورای نگهبان قانون اساسی» در قانون اساسی گنجاندند که دو وظیفهی اساسی بر عهدهاش گذاشته شد:
تدوینکنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی، با الهام گرفتن از قانون اساسی فرانسه، رکنی تحت عنوان «شورای نگهبان قانون اساسی» در قانون اساسی گنجاندند که دو وظیفهی اساسی بر عهدهاش گذاشته شد:
الف) تایید یا رد مصوبات مجلس
ب) نظارت بر انتخابات
ب) نظارت بر انتخابات
اینک، از آنجایی که اعضای این شورا به وسیله مردم انتخاب نمیشوند، و مردم ایران هیچ نظارتی بر عملکرد آنها ندارند، شورای نگهبان به شکل یک «ابزار سرکوب» درآمده. در ادامه به این موضوع خواهم پرداخت. در حقیقت، ارگانی که در ابتدا قرار بود وظیفهی نگهبانی از قانون اساسی – که خود محلِ اشکالِ فراوان است – را بر عهده داشته باشد، به ابزاری تبدیل شد که روزانه به نقضِ حقوق سیاسی و مدنی شهروندان ایران میپردازد.
تعریف شورای نگهبان در قانون اساسی:
قانون اساسی جمهوری اسلامی ساختارِ شورای نگهبان را به شکل زیر تعریف کرده است:
قانون اساسی جمهوری اسلامی ساختارِ شورای نگهبان را به شکل زیر تعریف کرده است:
«اصل نود و یکم: به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرتِ مصوباتِ مجلسِ شورای اسلامی با آنها، شورایی به نام شورای نگهبان با ترکیب زیر تشکیل میشود:
• شش نفر از فقهای عادل و آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز. انتخاب این عده با مقام رهبری است.
• شش نفر حقوقدان، در رشتههای مختلف حقوقی، از میان حقوقدانان مسلمانی که به وسیله رئیس قوه قضاییه به مجلس شورای اسلامی معرف میشوند و با رای مجلس انتخاب میگردند.»
با توجه به ترکیب بالا میتوان ادعا کرد که رهبر جمهوری اسلامی به صورت انحصاری بر این شورا کنترل دارد، زیرا:
الف) شش نفر فقیه توسط او انتخاب میشوند.
ب) شش نفر حقوقدان نیز میبایست توسط رئیس قوه قضاییه (که توسط رهبر انتخاب شده) نامزد این سمت بشوند.
ب) شش نفر حقوقدان نیز میبایست توسط رئیس قوه قضاییه (که توسط رهبر انتخاب شده) نامزد این سمت بشوند.
وظایف شورای نگهبان بر اساس قانون اساسی:
تا اینجای کار به صورتِ مشخصْ یک رکن با نام «شورای نگهبان» ایجاد شده که مردم ایران در انتخابِ اعضای آن هیچ نقشی ندارند. حال باید دید چه وظایفی بر عهده این شورا گذاشته شده است:
تا اینجای کار به صورتِ مشخصْ یک رکن با نام «شورای نگهبان» ایجاد شده که مردم ایران در انتخابِ اعضای آن هیچ نقشی ندارند. حال باید دید چه وظایفی بر عهده این شورا گذاشته شده است:
یک – در اصل نود و هشتمِ قانون اساسی وظیفهی «تفسیر قانون اساسی» بر عهده این شورا گذاشته شده:
«اصل نود و هشتم: تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است که با تصویبِ سه چهارمِ آنان انجام میشود.»
«اصل نود و هشتم: تفسیر قانون اساسی به عهده شورای نگهبان است که با تصویبِ سه چهارمِ آنان انجام میشود.»
دو – اصل نود و نهم قانون اساسی وظیفهی «برگزاری انتخابات» را به شورای نگهبان واگذار کرده، اما به صراحت وظیفه شورای نگهبان را «برگزاریِ انتخابات با مراجعه به آراء عمومی» ذکر میکند:
«اصل نود و نهم: شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همهپرسی را بر عهده دارد.»
«اصل نود و نهم: شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آراء عمومی و همهپرسی را بر عهده دارد.»
با بررسی این اصل مشاهده میشود که طبق قانون اساسی، شورای نگهبان موظف است تا بر انتخابات فقط «نظارت» کند؛ و در این راستا قانون اساسی بر عبارتِ «با مراجعه به آرای عمومی» تاکید میکند.
سوء استفاده شورای نگهبان از قانون اساسی:
با توجه به اصل نود و هشتم، شورای نگهبانْ قانونِ اساسی را طوری تعریف میکند که اختیارات خودش گسترش یافته و اجازه یابد تا نامزدهای «نامطلوب» را حذف کند.
با توجه به اصل نود و هشتم، شورای نگهبانْ قانونِ اساسی را طوری تعریف میکند که اختیارات خودش گسترش یافته و اجازه یابد تا نامزدهای «نامطلوب» را حذف کند.
در بیانیهی شماره ۱۲۳۴ شورای نگهبان به مورخه ۱/۳/۱۳۷۰، این شورا قانون اساسی را به این شکل تفسیر میکند که حق دارد بر کاندیداها «نظارات استصوابی» داشته باشد، یعنی تعیین کند چه کسی حق دارد نامزد شود و چه کسی حق ندارد نامزد شود:
شماره ۱۲۳۴ تاريخ ۱/۳/۱۳۷۰
هيات مركزی نظارت بر انتخابات
عطف به نامه شماره ۳۳/۳ مورخ ۲۲/۲/۱۳۷۰:
موضوع در جلسه ۱/۳/۱۳۷۰ مطرح و نظر شورا بدين شرح اعلام میگردد:
«نظارت مذكور در اصل ۹۹ قانونِ اساسی استصوابی است و شامل تمام مراحل اجرايي انتخابات از جمله تاييد و رد صلاحيت كانديداها ميشود.»
دبير شوراي نگهبان
محمد محمدي گيلاني
ترکیب اصول مختلف قانون اساسی:
وقتی این اصولِ مرتبط را کنار هم قرار میدهیم به تناقضِ عجیبی برمیخوریم:
الف) یک رکن به نام شورای نگهبان ایجاد میشود که مردم ایران در انتخاب اعضای آن هیچ نقشی ندارند؛
وقتی این اصولِ مرتبط را کنار هم قرار میدهیم به تناقضِ عجیبی برمیخوریم:
الف) یک رکن به نام شورای نگهبان ایجاد میشود که مردم ایران در انتخاب اعضای آن هیچ نقشی ندارند؛
ب) قانون اساسی شورای نگهبان را مسئول برگزاری انتخابات میکند؛
ج) قانون اساسی به شورای نگهبان اجازه میدهد تا قانون اساسی را تفسیر کند؛
د) شورای نگهبان، با ارائه تفسیری که با روح حاکمیت ملت بر کشور مغایرت دارد، میگوید که نظارت بر اجرای انتخابات به این معناست که نامزدها را میتوان فیلتر کرد؛
ر) اعضای شورای نگهبان اجازه مییابند کاندیداهای ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، و مجلس خبرگان رهبری را فیلتر کنند؛ یعنی به صورت انحصاری تعیین میکنند چه کسانی باید در بازیِ «انتخابات» باشند و چه کسانی نباشند.
نتیجهگیری:
نتیجهی چنین فرآیندی این میشود که رهبرْ اعضای شورای نگهبان را تعیین میکند؛ بعد اعضای شورای نگهبانْ اعضای مجلس خبرگان را تعیین میکنند؛ و در نهایت اعضای مجلسِ خبرگانی که شورای نگهبانِ دستسازِ رهبر تعیین کرده بر کارِ رهبر نظارت میکنند! این «حلقه معیوب» باعث شده تا فرآیندِ «انتخابات» در ایران، اعم از انتخاباتِ ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، یا مجلس خبرگان با معیارهای جهانیِ «انتخاباتِ آزاد» فاصله بسیاری داشته و بدین ترتیب فاقدِ اعتبار و مشروعیت و نتیجهی مطلوب باشد.
نتیجهی چنین فرآیندی این میشود که رهبرْ اعضای شورای نگهبان را تعیین میکند؛ بعد اعضای شورای نگهبانْ اعضای مجلس خبرگان را تعیین میکنند؛ و در نهایت اعضای مجلسِ خبرگانی که شورای نگهبانِ دستسازِ رهبر تعیین کرده بر کارِ رهبر نظارت میکنند! این «حلقه معیوب» باعث شده تا فرآیندِ «انتخابات» در ایران، اعم از انتخاباتِ ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، یا مجلس خبرگان با معیارهای جهانیِ «انتخاباتِ آزاد» فاصله بسیاری داشته و بدین ترتیب فاقدِ اعتبار و مشروعیت و نتیجهی مطلوب باشد.
———
این جستارْ یکی از مقالاتِ مجموعهی است به نامِ «نه بگوییم به انتصابات». باقیِ مقالاتِ این مجموعه را اینجا بخوانید.
شنبه، شهریور ۰۷، ۱۳۹۴
انتخابات فرمایشی رژیم در زیر تیغ فیلتر و نظارت استصوابی / ویدیو با حضور تعدادی گوسپند در نقش مقامات رژیم...!
انتخابات فرمایشی با فیلتر نظارت استصوابی در نظام مقدس جمهوری اسلامی...! در حقیقت، این گوسپندان همان چند هزار نفری هستند که در این رژیم حضور دارند( چه اصلاح طلب و چه طرفدار خامنه ای!)، و در حقیقت، جای اصلاح طلب ها و طرفداران خامنه ای در مجلس و کابینه عوض می شود...، اما گوسپندان عوض نمی شوند...!
بس خرفاااان ..
Posted by AjyaL Radio Network-ARN on Saturday, 7 March 2015
دوشنبه، خرداد ۱۳، ۱۳۹۲
دزدی رای، مانند کور کردن چشم هر ایرانی است!/ جنایتی که جنتی و شورای نگهبان در حق مردم ایران می کنند، چنگیز نکرده!
اگر هر ایرانی، یک چشم خود را از دست بدهد، اما این رژیم
سرنگون شود و در ایران، دمکراسی برقرار شود، باز به نفع ما است، و کیفیت زندگی ما
افزایش می یابد...!
سالها است که جامعه بشری، وارد مرحله جدیدی شده و در این دوران، حق حاکمیت، از آن مردم
است. دیگر کسی به زور و به دلیل اینکه اسلحه در دست دارد، نمی تواند بر مردم حکومت
کند.
حاصل خیانت شورای نگهبان به مردم ایران و فیلتر کردن
نامزدهای واقعی مردم، این شده که کشور ایران، دست جماعتی دزد قرار گیرد، این
دزدان، کشور ایران را ویرانه کرده اند، و نه تنها اقتصاد ایران را نابود کرده اند،
بلکه شان و حرمت ایرانیان را نیز از بین برده اند.
حاصل اعمال این جنایتکاران این شده که کیفیت زندگی مردم
ایران بشدت پایین بیاید، کافیست به یاد بیاوریم که:
الف) افسردگی بسیار زیاد مردم ایران، ناشی از جنایات این
جماعت غارتگر است!
ب) طول عمر کوتاه و مرگ و میر بالا نیز، ناشی از جنایات این
جماعت غارتگر است!
ج) شان و حرمت ایران در دنیا شکسته شده و آبرویی برای ما
نمانده است. اعتبار پاسپورت ایرانی، پایینترین در دنیا است! مردم دنیا، با شنیدن
اسم ایران، به یاد ترور و آدم کشی می افتند...!
د) اقتصاد کشور را نابود کرده اند، از طرفی، دزدی های عجیب
و غریب آنها، آدمی را شگفت زده می کند، به عنوان مثال، به اندازه درآمد ده سال نفت
ایران، تنها در یکی از پروژه های کشور، به حساب خامنه ای رفته است...!
ر) کشور در آستانه جنگ است و هر لحظه ممکن است آمریکا و
اسراییل، به ایران حمله کنند...!
ز) نسل آینده کشور، به دلیل نبود آموزش و پرورش درست، به
شدت آسیب دیده است.
این یک واقعیت است که اگر در ایران دمکراسی برقرار می بود،
این کشور گلستان می شد.
یک جمع بندی تکان دهنده:
اگر هر ایرانی، یک چشم خود را از دست بدهد، اما این رژیم
سرنگون شود و در ایران، دمکراسی برقرار شود، باز به نفع ما است، و کیفیت زندگی ما
افزایش می یابد...!
اگر وضع کنونی ایران را با یک حکومت دمکراسی مقایسه کنیم،
می بینیم که حکومت ملایان بر ایران، آنچنان ضرری به این کشور مصیبت زده وارد ساخته
است که اگر هر ایرانی، یک چشم خود را از دست
بدهد، اما به دمکراسی دست یابیم، باز ضرر نکرده ایم...!
در حقیقت، دزدیدن حق رای مردم، بدتر از این است که یک چشم
هر ایرانی را بدزدند!
و در این میان، خیانت و جنایت شورای نگهبان مشخص می شود،
شورای نگهبان منصوب خامنه ای که با فیلتر کردن نمایندگان آزادی خواه و نمایندگان
واقعی مردم، حکومت کشور را به دست جماعتی وحشی داده است.
نوشته های دیگر دیروز و امروز
نگارنده:
/------/نوشته طنز:اگر حضرت محمد، اشتباها دختر به دنیا می آمد...!؟!؟
/-------/مقام معظم
رهبری، به شغل آبا و اجدادی خویش بازگشته است: بازداشت ده ها زن روسپی به دلیل
جاسوسی!
اشتراک در:
پستها (Atom)

