‏نمایش پست‌ها با برچسب جنایت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جنایت. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، آبان ۲۲، ۱۳۹۰

آقای محسن رضایی، حاصل زندگی مافیایی این می شود که پسرت کشته شود...!

براستی کدامین پدری است که مرگ فرزند، کمرش را نشکند؟ و کدام انسان بی انصافی است که از مرگ کسی خوشحال گردد؟

اما داستان محسن رضایی چیز دیگری است، محسن رضایی در تاریخ سی ساله اخیر نقش مهمی را بازی کرده است، و هر جا اسم او وجود دارد، می توان چهره گریان جمعی از ایرانیان را دید.

در طی هفت سال جنگ، مدیریت احمقانه محسن رضایی بود که جان بسیاری از ایرانیان را گرفت، و از همه مهمتر، ترغیب  و تشویق های او بود که خمینی جنگ را مدت طولانی ادامه داد و کشور ایران را تبدیل به یک ویرانه کرد.

البته که محسن رضایی فعالیتش ابعاد بین المللی دارد، او کسی است که اسمش برای برخی در آن سر دنیا نیز مترادف مرگ است، او در آرژانتین و بین یهودیان خوب شناخته شده است، چون پلیس بین الملل حکم دستگیری او را به جرم حمله تروریستی و بمب گذاری در مرکز یهودیان، در دست دارد.

معمولا کشته شدن و مرگ هیچ انسانی شادی آور نیست، اما نمی توان این واقعیت را ندید که مرگ برخی از انسان ها، باعث می شود که جان بسیاری دیگر حفظ شود، مثلا با مرگ صدام، می توان گفت جان بسیاری از مردم عراق در امان مانده است.

حکایت محسن رضایی چیز غریبی است، محسن رضایی که حتی از طرف احمدی نژاد به قاچاق سیگار متهم شده است و همه می دانند که در این سی سال چطور به غارت کشور مشغول بوده است، او را باید نمونه مشخصی از سردمداران رژیم دانست، آدمی که برای  رسیدن  و حفظ قدرت و پول، دست به هر کثافت کاری می زند.

اکنون کسی نمی داند واقعا داستان پسر محسن رضایی چه بوده است و چرا او کشته شده است، اما همه فعالان سیاسی می دانند که او نیز به مانند پدرش، تا خرخره غرق کثافت کاری بود.

عجبا که پسر محسن رضایی حتی در پناهندگی نیز کثافت کاری های پدرش را ادامه می داد، ایرانیان ساکن کانادا و آمریکا داستان های متعددی را شنیده اند که چطور این پسر، در صدای امریکا به فحاشی علیه رژیم مشغول بود و در همان زمان، برای پدرش دلالی می کرد و در قبال دریافت پول، با استفاده از نفوذ پدرش به به دلالی مشغول بود.

باید به محسن رضایی گفت که حاصل زندگی مافیایی این می شود که پسرت کشته شود، حال لختی بیاندیش، به پدران و مادرانی فکر کن که فرزندان آنها در جنگ و تحت مدیریت تو کشته شدند، به پدرانی بیاندیش که جنازه پسران معتاد خود را در گورستان می بینند، پسرانی که مرگ آنها حاصل مدیریت آخوندی بر کشور است.



----------------------لینک این مطلب در سایت بالاترین-------------آزادگی-----------









چهارشنبه، خرداد ۱۱، ۱۳۹۰

آقای خامنه ای، ضحاک زمانه،تو چه موجود پستی هستی که از کشته شدن یک دختر بی دفاع در روز مرگ پدرش، لذت می بری؟براستی کدامین جنایتکار دیگری چنین ننگی را بر پیشانی دارد؟


آقای خامنه ای ، اعتراف می کنم: ذهن من ناتوان از تصور پستی وجنایتکاری تو است!

یک ساعتی می شود که خبر کشته شدن هاله سحابی را شنیده ام، آنچنان خبر تاسف بر انگیز است که چون پتکی بر مغز آدمی فرو می آید. آنچنان انسان را به بهت زده می کند، که آدمی ناتوان از اشک ریختن می شود. 

هر چه تاریخ ایران را زیر و رو می کنم نمی توانم قساوت و بی شرمی از این جنس بیابم. مگر می شود دخترکی را که اشک به چشم دارد ، به حد مرگ کتک زد؟ آنهم در حالی که دسته ای گل به دستش ست؟ مگر می شود دخترکی را در روز خاکسپاری پدرش ، اینچنین وحشیانه بکشند؟

براستی کدامین جنایتکاری حاضر به قبول چنین بی آبرویی است؟ کدامین آدم جانی، حاضر است چنین ننگی را بر خود بخرد؟

براستی تو چه موجود پستی هستی که از کشته شدن یک دختر بی دفاع در روز مرگ پدرش، لذت می بری؟ براستی کدامین جنایتکار تاریخ چنین ننگی را بر پیشانی دارد؟

رفتار تو به مانند ضحاک است، هر روز که خون فرهیختگان ایران را می خورد ، حس وحشی گریش بیشتر می شود و خون بیشتری می طلبد.

براستی، کجاست کاوه آهنگر ؟

لینک این مطلب در بالاترین-------آزادگی--------فرندفید


کشتن دختری سوگوار با دسته گلی به دست در مراسم عزای پدرش، به مانند درآوردن چشم بیست هزار کرمانی توسط آغا محمد خان قاجار است./ از جنس رفتار قذافی و صدام است.

خامنه ای مرزهای وقاحت را یکی یکی پشت سر می گذارد، بی شرمی دیگری نمانده که مرتکب نشود، همیشه در فرهنگ ایرانی ، زنان احترام خاص خود را داشته اند، کتک زدن زنان در خیابان کاری زشت شمرده شده است، حتی بی شخصیت ترین لات ها هم حاضر نمی شده اند در جلوی جمع یک زن را کتک بزنند، چون نشان از ضعف شمرده می شده است.

اما خامنه ای برای خودش به اندازه یک لات خیابان نیز ارزش قایل نیست، جنایتکاران خامنه ای ،  زنی عزادار را ، در حالی که دسته گلی به دست دارد ، در حالی که اشک بر چشمانش است و جلوی جنازه پدرش راه می رود، با ضربه مشت و لگد می کشند.

این رفتار، از جنس رفتار قذافی و صدام حسین است، البته فکر نمی کنم حتی صدام حسین نیز اینقدر بی شرمی کرده باشد. گویا خامنه ای قصد دارد توجه مردم دنیا را از جنایات قذافی منحرف کند و به دنیا بگوید من جنایتکار اعظم هستم!

در تاریخ ایران، جنایتکاران بسیار بوده اند، اما برخی از جنایات، برای همیشه در ذهن مردم باقی مانده است ، مثلا کور کردن بیش از بیست هزار نفر از مردم کرمان توسط آغا محمد خان قاجار.

باید به خامنه ای گفت، کشتن دخترکی گل به دست و عزادار، در جلوی تابوت پدرش ، به مانند کور کردن بیست هزار نفر از مردم کرمان، همیشه در ذهن مردم ایران باقی خواهد ماند و ننگ ابدی را برای لباس آخوندی به همراه خواهد داشت.  


فکر نمی کنم اگر آغا محمد خان قاجار هم زنده می بود، دختر یکی از مخالفینش را در مراسم عزای او می کشت!


البته یادمان باشد که مزدوران خامنه ای ، شیرین کاری خود را با دزدیدن جنازه و دفن اجباری آن  کامل کرده اند !

لینک این مطلب در بالاترین-------آزادگی--------فرندفید

شنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۹

هیچگاه در طول تاریخ اینقدر ذلیل نبوده ایم، علت ذلت ما جنایات خامنه ای و تاراج کشور بدست اوست !/ شانزده آذر نزدیک است، به فکر قد علم کردن باشیم.

چرا از خامنه ای متنفرم؟

هیچگاه در طول تاریخ معاصر، اینقدر توان و پتانسیل قدرتمند بودن را نداشته ایم، هیچگاه نیز اینقدر ذلیل نبوده ایم !

ایران امروز به یمن جنایات خامنه ای، به یمن وطن فروشی و خیانت خامنه ای به مردم ایران، به یکی از ذلیل ترین کشورهای دنیا تبدیل شده است، در حد سودان و زیمباوه وقرار گرفته ایم!
رشد اقتصادی کشور مثبت که هیچ، منفی شده است. تمام منافع و منابع کشور به تاراج شرکا خارجی خامنه ای رفته است، تا اندکی از او حمایت کنند و او لختی بیشتر بر سر کار بماند.
زندگی مردم، از شکل زندگی به زنده ماندن تنها تقلیل یافته و مردم کشور در بدترین شرایط قرار دارند، نخبه های کشور یا کشته شده اند، یا در زندان هستند و یا به خارج از کشور فرار کرده اند.
جمعی سفله و دزد ، مناصب دولتی را به اختیار گرفته اند و به تاراج مشغولند، اگر کسی هم اعتراضی کند، به بدترین وضعی شکنجه شده و سرکوب می شود.

شانزده آذر نزدیک است، به فکر قد علم کردن باشیم.