‏نمایش پست‌ها با برچسب احمد رضایی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب احمد رضایی. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، آبان ۲۶، ۱۳۹۰

محسن ناموس پرست، سمبل بی شرفی سردمداران رژیم است، مرگ بر امریکا می گوید و پسرش تبعه آمریکا است، حرف از استقلال می زند و در امارات سرمایه گذاری می کند

خلاصه:
در نهایت باید گفت، محسن رضایی نمونه بارز این سران رژیم است، در حالی که خانواده اش شهروند آمریکا هستند، مدعی مبارزه با آمریکا است، در حالی که مدعی استقلال کشور هستند، در امارات (مدعی خاک ایران) سرمایه گذاری و زندگی می کنند، و در حالی که مدعی سلامت اقتصادی هستند، مشغول دزدی و انتقال پول های مردم به کشوری مانند امارات هستند. / ننگ بر ذات چنین موجودات پستی که برای رسیدن به قدرت و غارت کشور، اینچیین زندگی هفتاد میلیون ایران را به ورطه نابودی کشیده اند. 

در اخبار آمده  که پسر محسن رضایی با پاسپورت آمریکایی و با نام تام  اندرسون در امارات ساکن بوده است.

چند نکته را که کنار هم می چینیم، به واقعیت های خنده داری از این نظام اسلامی دست می یابیم:

-         رژیم ملاها، اصلی ترین دشمن خود را دولت آمریکا و امپریابسم می دانند، اما خنده دار است که بسیاری از آنها اقامت و شهروندی آمریکا را گرفته اند. مانند مرتضی آقا تهرانی معلم اخلاق هیات دولت احمدی نژاد که گرین کارت دارد یا پسر محسن رضایی که شهروند ایالات متحده آمریکا است.

-         لازم به یاداوری است که هنگام اخذ شهروندی، فرد متقاضی باید سوگند یاد کند که از منافع آمریکا دفاع خواهد کرد...!

-         مهمترین وعده آخوندها قبل از انقلاب، استقلال کشور بود. یادمان باشد که در زمان شاه، شاید ایران در مقابل آمریکا استقلال چندانی نداشت، اما حداقل در مقابل کشورهای عربی منطقه، برادر بزرگتر محسوب می شد و کسی طمع به خاک ایران نداشت.

-         به یاد بیاوریم که شعار مرگ بر آمریکا که ورد زبان امثال محسن رضایی است، منافع کشور و مردم ایران را به باد داده است و تنها این جنایتکاران به کمک ایجاد بحران و مرگ بر آمریکا است که حکومت خود بر مردم مفلوک ایران ادامه می دهند.

-         کشور امارات متحده عربی، تنها کشوری است که به خاک ایران چشم طمع دارد و مدعی بخشی از خاک کشور ایران است.

-         گزارش های متعددی به گوش می رسد از سرمایه گذاری کلان آخوندها در امارات متحده عربی.
در میان این گزارش ها، نام محسن رضایی به عنوان کسی که در دبی سرمایه گذاری بسیاری دارد، بسیار به گوش می خورد.

-         به یاد بیاوریم که  سه سال پیش  احمدی نژاد، محسن رضایی را به قاچاق سیگار از امارات و با همکاری یک شرکت اماراتی متهم کرد(منبع).

-         در نظام اسلامی که به اسم عدالت و عدم فساد قدرت را بدست گرفته است، پسر محسن رضایی در هتلی زندگی می کند که ماهی نه میلیون تومان اجازه اتاقش است! از آقای محسن رضایی باید پرسید که حقوق ایشان چقدر است که آقازاده اش اینگونه به مانند شاهان زندگی می کند؟

جال با توجه به نکات بالا، به این نتیجه گیری توجه بفرمایید:

امثال محسن رضایی به اسم مبارزه با فساد زمان شاه،  استفلال کشور و مبارزه با آمریکا و امپریالیسم قدرت را به دست گرفته اند، حال ببینیم بر سر این سه شعار چه آمده است:

استقلال: اگر زمان شاه در مقابل آمریکا استقلال لازمه را نداشتیم، اکنون کشور فسقلی امارات است که مدعی خاک ایران است.

عدالت: بی نیاز از توضیح است که چگونه امثال محسن رضایی به دزدی و غارت کشور مشغول هستند.

مبارزه با آمریکای جهانخوار (!): می بینم که بسیاری از این جنایتکاران، خودشان اصولا پاسپورت آمریکا را دارند.

در نهایت باید گفت، محسن رضایی نمونه بارز این سران رژیم است، در حالی که خانواده اش شهروند آمریکا هستند، مدعی مبارزه با آمریکا است، در حالی که مدعی استقلال کشور هستند، در امارات (مدعی خاک ایران) سرمایه گذاری و زندگی می کنند، و در حالی که مدعی سلامت اقتصادی هستند، مشغول دزدی و انتقال پول های مردم به کشوری مانند امارات هستند.

ننگ بر ذات چنین موجودات پستی که برای رسیدن به قدرت و غارت کشور، اینچیین زندگی هفتاد میلیون ایران را به ورطه نابودی کشیده اند. 
نوشته دیگر امروز من: 
ضمنا، 
به نظر می رسد که انتقاد صریح و بی پرده من از محسن رضایی، برخی از طرفداران ایشان را ناراحت کرده است، و سعی کرده اند که بین محسن رضایی و پسرش تفاوت قائل شوند. در این لینک زیر، به انها جواب قاطع داده ام: 
در آن لینک  نوشته بودم
ایرانیان ساکن کانادا و آمریکا خوب به یاد دارند چگونه همین آقای احمد رضایی، بنا به رانت پدر جنایتکارش مشغول دلالی در آمریکا بود و در قبال حل مشکلات ایرانیان خارج از کشور، رقم های نجومی دریافت می کرد. / اینکه آقای احمد رضایی در صدای آمریکا بدی اسلام گفته و یا خامنه ای را کمتر از مقام معظم رهبری خوانده است، دلیل نمی شود که او را کسی بدانیم که در صدد روشنفگری بوده است، دلیل نمی شود تصور کنیم که او دغدغه جامعه و مردم فلک زده ایران را داشته است./ این آقازاده، چه تحصیلاتی داشته و چه تخصصی داشته است که در سوییت آنچنانی در هتل چهار ستاره دبی زندگی می کرده است؟!  / محل درآمد ایشان یا پدر گرامی ایشان از کجا است که فقط یکی از آقازاده ها پانزده هزار دلار اجاره هتل می دهند؟! / آیا جز این است که این آقازاده نیز به مانند دیگر آقازاده های جنایتکار رژیم، از کیسه مردم فلک زده و از قبل رانت، اینچنین زندگی شاهانه ای داشته است؟! / مخالفت با رژیم، قبای آزادی خواهی و روشنگری، لباسی نیست که یک آقازاده بپوشد، آن هم آقازاده ای که همچنان مشغول مکیدن خون مردم ایران است...!



پی نوشت:
به نظر می رسد من دیگر در سایت بالاترین فعالیتی نداشته باشم، چه آنکه سایت مذکور به کنترل کامل مجاهدین خلق درامده است و این گروه تروریستی با حمایت رژیم ایران، موفق به تسخیر سایت فوق شده اند.
دوستانی که در بالاترین این نوشته را می ببیند و در صورتی که نظری داشتند، لطفا در همین وبلاگ نظر خود را بگذارند، تا من پاسخگوی نظرات آنها باشم. 

سه‌شنبه، آبان ۲۴، ۱۳۹۰

آقای محسن رضایی، می شود بفرمایید حقوق ماهیانه شما چقدر است که آقازاده در هتلی زندگی می کند که ماهی نه میلیون تومان اجاره اش است؟!


لطفا از آقازاده محسن رضایی، قاچاقچی سیگار بت نسازید...!

لابد همه شما صحبت های احمد رضایی، فرزند محسن رضایی در صدای آمریکا (زمانی که از ایران فرار کرد و به امریکا پناهنده شد) را  شنیده اید، ویدیو این سخنان را در انهتای نوشته  می گذارم.

نوشته ای خواندم از وبلاگ نسوان که در آن نوشته بودند: (یک اسطوره ی دیگر ، پسر کشی: احمد رضایی)

این نوشته عجیب مرا به فکر فرو برد، عجب ملت مرده پرستی هستیم ما که در صدد هستیم از کشته دشمنان خودمان هم امامزاده و اسطوره بسیازیم. همانطوری که مردم ایران هزار و اندی سال است فرزندان اعرابی که به ایران حمله کردند را به شکل امامزاده تکریم می کنند و می پرستند، حال می خواهیم از فرزند محسن رضایی، اسطوره بسازیم!

ایرانیان ساکن کانادا و آمریکا خوب به یاد دارند چگونه همین آقای احمد رضایی، بنا به رانت پدر جنایتکارش مشغول دلالی در آمریکا بود و در قبال حل مشکلات ایرانیان خارج از کشور، رقم های نجومی دریافت می کرد.

اینکه آقای احمد رضایی در صدای آمریکا بدی اسلام گفته و یا خامنه ای را کمتر از مقام معظم رهبری خوانده است، دلیل نمی شود که او را کسی بدانیم که در صدد روشنفگری بوده است، دلیل نمی شود تصور کنیم که او دغدغه جامعه و مردم فلک زده ایران را داشته است.

دیدیم که چگونه بعد از همین سخنان تند، به راحتی به ایران برگشت و هیچ کسی هم به او از گل نازک تر نگفت.
ختم کلام، این سوال را مطرح می کنم:

این آقازاده، چه تحصیلاتی داشته و چه تخصصی داشته است که در سوییت آنچنانی در هتل چهار ستاره دبی زندگی می کرده است؟! 

محل درآمد ایشان یا پدر گرامی ایشان از کجا است که فقط یکی از آقازاده ها پانزده هزار دلار اجاره هتل می دهند؟!
آیا جز این است که این آقازاده نیز به مانند دیگر آقازاده های جنایتکار رژیم، از کیسه مردم فلک زده و از قبل رانت، اینچنین زندگی شاهانه ای داشته است؟!

 حافظ چه زیبا می گوید:

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند/---/ نه هر که آینه سازد سکندری داند

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست/---/ کلاه داری و آیین سروری داند!

مخالفت با رژیم، قبای آزادی خواهی و روشنگری، لباسی نیست که یک آقازاده بپوشد، آن هم آقازاده ای که همچنان مشغول مکیدن خون مردم ایران است...!

نوشته های دیگر امروز من:



لینک این مطلب در سایت بالاترین------------آزادگی


یکشنبه، آبان ۲۲، ۱۳۹۰

آقای محسن رضایی، حاصل زندگی مافیایی این می شود که پسرت کشته شود...!

براستی کدامین پدری است که مرگ فرزند، کمرش را نشکند؟ و کدام انسان بی انصافی است که از مرگ کسی خوشحال گردد؟

اما داستان محسن رضایی چیز دیگری است، محسن رضایی در تاریخ سی ساله اخیر نقش مهمی را بازی کرده است، و هر جا اسم او وجود دارد، می توان چهره گریان جمعی از ایرانیان را دید.

در طی هفت سال جنگ، مدیریت احمقانه محسن رضایی بود که جان بسیاری از ایرانیان را گرفت، و از همه مهمتر، ترغیب  و تشویق های او بود که خمینی جنگ را مدت طولانی ادامه داد و کشور ایران را تبدیل به یک ویرانه کرد.

البته که محسن رضایی فعالیتش ابعاد بین المللی دارد، او کسی است که اسمش برای برخی در آن سر دنیا نیز مترادف مرگ است، او در آرژانتین و بین یهودیان خوب شناخته شده است، چون پلیس بین الملل حکم دستگیری او را به جرم حمله تروریستی و بمب گذاری در مرکز یهودیان، در دست دارد.

معمولا کشته شدن و مرگ هیچ انسانی شادی آور نیست، اما نمی توان این واقعیت را ندید که مرگ برخی از انسان ها، باعث می شود که جان بسیاری دیگر حفظ شود، مثلا با مرگ صدام، می توان گفت جان بسیاری از مردم عراق در امان مانده است.

حکایت محسن رضایی چیز غریبی است، محسن رضایی که حتی از طرف احمدی نژاد به قاچاق سیگار متهم شده است و همه می دانند که در این سی سال چطور به غارت کشور مشغول بوده است، او را باید نمونه مشخصی از سردمداران رژیم دانست، آدمی که برای  رسیدن  و حفظ قدرت و پول، دست به هر کثافت کاری می زند.

اکنون کسی نمی داند واقعا داستان پسر محسن رضایی چه بوده است و چرا او کشته شده است، اما همه فعالان سیاسی می دانند که او نیز به مانند پدرش، تا خرخره غرق کثافت کاری بود.

عجبا که پسر محسن رضایی حتی در پناهندگی نیز کثافت کاری های پدرش را ادامه می داد، ایرانیان ساکن کانادا و آمریکا داستان های متعددی را شنیده اند که چطور این پسر، در صدای امریکا به فحاشی علیه رژیم مشغول بود و در همان زمان، برای پدرش دلالی می کرد و در قبال دریافت پول، با استفاده از نفوذ پدرش به به دلالی مشغول بود.

باید به محسن رضایی گفت که حاصل زندگی مافیایی این می شود که پسرت کشته شود، حال لختی بیاندیش، به پدران و مادرانی فکر کن که فرزندان آنها در جنگ و تحت مدیریت تو کشته شدند، به پدرانی بیاندیش که جنازه پسران معتاد خود را در گورستان می بینند، پسرانی که مرگ آنها حاصل مدیریت آخوندی بر کشور است.



----------------------لینک این مطلب در سایت بالاترین-------------آزادگی-----------