‏نمایش پست‌ها با برچسب تقلب. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تقلب. نمایش همه پست‌ها

جمعه، تیر ۲۸، ۱۳۹۲

طنز / تفاوت ها و شباهت های دکتر حسن روحانی (رییس جمهور منتخب) و دکتر عوضعلی کردان (وزیر کشور سابق) را شرح دهید! (دو نمره)

تفاوت ها: 

1-   دکتر عوضعلی کردان، هیچگاه به انگلیس سفر نکرده بوده، اما باز دم  روحانی گرم، لااقل برای شرکت در مراسم فارغ التحصیلی خودش، لااقل یکبار به انگلیس مسافرت کرده است...! 

2-دکتر عوضعلی کردان، مدرک خود را از دانشگاه آکسفورد گرفت، اما دکتر حسن روحانی از دانشگاهی در گلاسکو! 

3- دکتر عوضعلی کردان، برای گرفتن سمت های کوچکی چون معاونت صدا و سیما، یا وزارت کشور از این مدرک استفاده کرد، اما گندش درآمد و تنبان ایشان بر سرش کشیده شد، اما چون برخی از هموطنان، عکس دکتر حسن روحانی را در ماه می بینند،هیچ کسی جرات ندارد به این موضوع بپردازد...! 

4-  دکتر عوضعلی کردان، مدعی شده بود که  در سال 2000 از دانشگاه آکسفورد مدرک گرفته، اما دکتر حسن روحانی در سال 1999 مدرک خود را گرفته است. 

5- دکتر عوضعلی کردان، قبل از انقلاب به جرم تجاوز به یک دخترخانم به زندان افتاده بوده، که بعد از انقلاب، خود را یک مبارز سیاسی جا می زند و به این رژیم می پیوندد، اما دکتر حسن کردان، از همان ابتدا، در شکل گیری این رژیم جنایتکار حضور داشته است..! 

6- برخی عکس دکتر حسن روحانی را در ماه می بینند، اما هنوز هیچ کسی ادعا نکرده که عکس دکتر عوضعلی کردان را در ماه دیده باشد...! 

شباهت ها: 

1- به دلیل سیاست های ضد استعماری و دشمنی با دولت فخیمه و شخص ملاکه، هر دو دانشمند(!) بزرگوار، انگلیس را برای ادامه تحصیل انتخاب کردند! 

2- هر دو در غارت این کشور، مشارکت داشته اند،

3- هر دو نفر ذوب در ولایت فقیه هستند و سابقه لیس زدن نقاط خاصی از بدن مقام معظم رهبری را دارند...(!)

4- هر دو نفر به سرکوب آزادی خواهان و فعالان مدنی، اعتقاد بسیار زیادی داشته اند: 

 دکتر حسن روحانی، بعد از قیام جاودانه هیجدهم تیرماه سال 78، دانشجویان و آزادی خواهان ایرانی را اوباش خواند و تهدید کرد که مردم (منظور ایشان بسیجی ها بوده)، این اوباش را به سزای اعمالی خودشان می رسانند! (منبع)

دکتر عوضعلی کردن نیز، همه فعالیت های مدنی، حتی دفاع از محیط زیست، فمنیسم، استفاده از اینترنت (!) را چالش امنیتی می دانسته است...!! (منبع)

5- هر دو متقلب هستند...! یکی مدرک را کاملا جعل کرده، یکی دیگر با پرداخت رشوه و با وجود اینکه در دانشگاه حاضر نبوده، مدرک گرفته است!!

پی نوشت: 

یک- لطفا این نوشته سایت خودنویس را که در آن اسناد جدیدی از دروغگویی آقای دکتر حسن روحانی منتشر شده، مطالعه بفرمایید. 

دو- یکی برای من توضیح دهد، خود آقای روحانی گفته در سال 1999، مدرک دکتریش را گرفته است، حال چطور به خودش اجازه داده از سال 1979، به همه بگوید که دکتر است؟! چندی پیش نیز نوشته بودم :/-----------/نیازی نیست نابغه باشی تا دریابی که اعتبار مدرک دکترای حسن روحانی، به اندازه شرافت خامنه ای است...! 

نوشته  دیروز این وبلاگ: 

چند  نوشته دیگر روزهای گذشته این وبلاگ:

1)    /--------/آقای امام جمعه،احترام گذاردن به شخصیت زن، نشان با شعوری است،نه دیوثی! /آخوندی که هم کشورمان را غارت و بعد توهین می کند!
2)    /---------/توقع احترام به حقوق دیگران، از پیروان دینی که به بدن خودشان رحم نمی کنند و روزه می گیرد، انتظار مضحکی است...!
3)    /---------/پژوهشگران، علت نابودی «حزب نازی هیتلری» را نبود «گروه های اصلاح طلب نازی» اعلام کردند...!
4)    /---------/شباهت ها و تفاوت های بین امام خامنه ای و حضرت حجت السلام دکتر روحانی را با ذکر مثال شرح دهید(دو نمره!)
5)    /--------/نمایندگانی که امنیت جامعه را بر باد دادند، و شان ایرانیان را پایین آوردند، دنبال مجوز حمل سلاح و پاسپورت دیپلماتیک هستند!
6)    /---------/حکم اعدام، عمدی ترین نوع قتل و آدم کشی است/حکم اعدام، قباحت آدم کشی را می شکند وآنرا عادی جلوه می دهد!


دوشنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۹۰

می توان به فردای ایران امید داشت /با استناد به آمار رسمی رژیم، مشارکت مردم در تهران حداکثر 22% بوده است...!

آمار خود رژیم را کنار هم بچینیم:

-         اگر در تهران، نامزدی یک چهارم آرا شرکت کنندگان  را کسب کند، به صورت مستقیم به مجلس راه خواهد یافت.

-         قرار است شخصی به نام کوثری، با 289هزار رای به صورت مستقیم به مجلس راه یابد.

-         پس با یک حساب سر انگشتی، تعداد شرکت کننده ها در تهران تنها یک  میلیون و دویست هزار نفر بوده است! چرا که با 290 هزار رای، می شود به صورت مستقیم به مجلس رفت!

اینجا را بخوانید: (برای اینکه نتوانند آنرا پاک کنند، از صفحه اینترنتی فوق، اسنپشات گرفته ام)

"به گزارش الف، كوثری در اعتراض خود يادآوری كرده است در اين دوره از انتخابات مجلس در تهران، بجز وی يك نامزد ديگر با نام اسماعيل كوثری وجود داشته است و بر اساس مقررات، وقتي دونامزد همنام در انتخابات مجلس حضور دارند، اگر قرينه اي دال بر تعلق رای به نامزد كمتر مشهور وجود نداشته باشد، راي بايد بنام نامزد مشهورتر ثبت شود. / بر اساس آخرين شمارش آرا تا صبح روز يكشنبه، بنام يكي از اسماعيل كوثری ها ۱۶۹هزار راي و براي ديگر اسماعيل كوثري ۱۲۰ هزار راي شمارش شده است. اين در حاليست كه تعداد آراي نامزدهای غيرمشهور در تهران معمولا به ده هزار رای هم نمي رسد. تاظهر يكشنبه يكي از كوثري ها در تهران نوزدهم و ديگري سی و هشتم است و تازه برخي نمايندگان مشهور تهران نظير غفوري فرد، كاتوزيان و بادامچيان در رتبه هاي بعد از كوثري دوم قرار دارند!/سردار اسماعيل كوثري فرمانده لشگر محمد رسول الله (ص) تهران در زمان جنگ بوده و هم اكنون نايب رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس هشتم است. اگر اعتراض كوثري رسيدگي و اشتباه ايجاد شده برطرف شود احتمالا اين نامزد تهران به دور دوم انتخابات نخواهد رفت و در مرحله اول آراي كافي (يك چهارم كل) را كسب خواهد كرد. مسئولان اجرايي و نظارت بر انتخابات تهران به نماينده تهران قول داده اند طبق قانون به موضوع رسيدگي و اشتباه بوجود آمده را برطرف كنند."

-         طبق آمار رسمی رژیم، بیش از هشت و نیم میلیون نفر، واجد شرایط رای دادن در انتخابات هستند:

از این هم اسنپشات اینترنتی گرفته ام،

"8 ميليون و 796 هزار نفر واجد شرايط رأي دادن در استان تهران"

همانطوری که می دانید شرایط رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس تغییری نکرده است، پس ما حداقل باید هشت میلیون و هشتصد هزار رای دهنده در تهران داشته باشیم.

-         طبق آمار فوق، تعداد شرکت کننده ها در انتخابات، کمتر از هشت درصد بوده است:

1,200,000/ 8,800,000 = 13

البته رژیم با مشاهده قصد مردم برای تهدید، آمار واجدین شرایط را کاهش داد و اعلام کرد که: (اسنپشات منبع)

" رئیس ستاد انتخابات استان تهران گفت: پنج میلیون و 400 هزار واجد شرایط رأی در استان تهران می توانند در پای صندوقها حاضر شوند. "

-         شرایط رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس هیچ فرقی نکرده است، و با توجه به اینکه جامعه ایران، جامعه ای جوان است، باید تعداد رای دهندگان افزایش می یافت!

حال حتی اگر ما تعداد شرکت کنندگاه را نیز پنج میلیون و چهارصد هزار در نظر بگیریم، با یک حساب سرانگشتی خواهیم دید که تنها 22% واجدین شرایط، در انتخابات شرکت کرده اند:

1,200,000 / 5,400,000 = 22

به هر حال، در بدترین شرایط تنها بیست و دو درصد در انتخابات فرمایشی رژیم شرکت کرده اند و در بهترین شرایط، تنها سیزذه درصد...!