‏نمایش پست‌ها با برچسب فساد مالی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فساد مالی. نمایش همه پست‌ها

شنبه، دی ۲۶، ۱۳۹۴

لغو تحریم ها از زاویه ای دیگر:


یکم) در اقتصاد ایران به این شکل زیر عمل می کنند:

الف)  در صورتی که تحریم نباشد: نفت را می فروشند، پول آن به خزانه می آید، و با مدیریتی بسیار بد، هزینه می شود. بخش عمده ای از این پول به دلیل مدیریت نالایق تلف می شود، بخش دیگری از آن شامل حال «اختلاس» می شود، و در انتها، درصد ناچیزی خرج نیازهای اولیه مردم می شود.

ب) در صورتی که تحریم باشیم: اگر به دلیل اعمال تروریستی و یا برنامه اتمی، در کشور تحریم باشد،  آنگاه مقدار نفتی که می توانند بفروشند کاهش می یابد، و حتی امکان اینکه همان مقدار کم را به شیوه معمول بفروشند وجود ندارد. در چنین حالتی، پول کمتری به خزانه می آید، و در نتیجه پول کمتری برای اختلاس وجود دارد. در چنین شرایطی، سران رژیم، به بهانه تحریم ها، وارد «کاسبی دلالی تحریم» می شوند، و به این شیوه نوین، پول به جیب می زنند.  در نهایت، باز نیز درصد ناچیزی از پول نفت صرف نیازهای اولیه مردم، مثلا گندم و روغن می شود.

دو)  سوال اینجاست، اگر یک مدیریت صحیح و شایسته بر اقتصاد ایران حاکم باشد، اصولا نیازی به پول نفت نیست. ایران کشوری ثروتمند است، کافیست امنیت اقتصادی به وجود آید و رژیم به اعمال تروریستی متوسل نشود، و از طرف دیگر، با برگزاری انتخابات آزاد، پایداری سیاسی در کشور ایجاد کند.

در چنین شرایطی، سرمایه گذاری خارجی به سوی ایران سرایز می شود، و به راحتی به پیشرفت اقتصادی دست خواهیم یافت.

سه) باور کنید که لغو تحریم ها خوشحالی ندارد، و فرقی ایجاد نمی کند. باز بخش عمده از درآمد نفت صرف اختلاس و بخش عمده دیگری به دلیل سو مدیریت تلف می شود.

چهار) تنها روش برون رفت از منجلاب کنونی، سرنگونی این رژیم، و واگذاری حاکمیت ملی به نمایندگان واقعی مردم است.

دوشنبه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۹۲

پایداری دمکراسی در یک جامعه، نسبت مستقیم دارد به فساد مالی سران آن حکومت..! / پارامترهای بسیار مهمتری از فساد مالی سیاستمداران وجود دارد!

یکی از وبلاگ نویسان، مطلبی را منتشر کرده بود و به استناد گزارش یک خبرنگار، نوشته بود که رضا شاه، موقع خروج از ایران، سیصد میلیون دلار آن زمان پول با خود خارج کرده است. ارزش دلار در این چند دهه، به شدت کاهش یافته است و بنا به برخی از آمار، می توان گفت سیصد میلیون آن زمان، چیزی برابر با ده میلیارد اکنون بوده است.


شاید ذکر نکات ذیل خالی از لطف نباشد:


-          یک: اصولا این پول، برابر با بودجه چند سال آن زمان است.


-          دو: هنوز که هنوز است، بسیاری از طرح های راه آهن و یا جاده سازی ایران، بنا به طرح هایی است که رضا شاه بنا گذاشته است، لذا بدون شک، بخش عمده ای از بودجه کشور، خرج عمران و مدرن سازی کشور شده است.


-          سه: با توجه به دو نکته فوق، دور از ذهن و غیر منطقی است که تصور کنیم رضا شاه، درآمد چندین سال کشور، فقط آن قسمتی از پول او است که به آفریقا برده است...!


-          چهار: اصولا این منبع چندان قابل اعتماد نیست، هر چند رسانه معتبری آنرا منتشر کرده است، اما استاندارد معتبر بودن اخبار در هفتاد یا هشتاد سال قبل، با استاندارد معتبر بودن اخبار در این زمانه، کاملا متفاوت است. مثلا اگر الان واشینگتن پست، چنین مطلبی را منتشر کند، با توجه به اینکه عصر اینترنت است، مجبور است که از منبع کاملا معتبری استفاده کند.


به یاد بیاوریم که اولین رسانه های خبری، تنها یک خبرنگار مثلا در فلان کشور می داشتند  و هیچ رقابتی بین آنها وجود نداشت که مجبور به دقت بیشتر شوند.اصولا بین وظیفه خبرنگاری و تفسیر خبر نیز، کسی تفاوت قایل نمی شد.


-          پنج: بدون شک، رضا شاه، فساد مالی داشته است. مصوبات مجلس در آن زمان، گویای این واقعیت است.


-          شش: اصولا فساد مالی، نسبت مستقیمی با وجود دمکراسی در هر کشوری دارد. هر چه دمکراسی پایدارتر باشد، فساد مالی کمتر می شود. اگر بریتانیای امروزه را با بریتانیای پنجاه سال پیش مقایسه کنیم، می بینیم که فساد مالی تا چه حد کاهش یافته است، چرا که دمکراسی قدرتمندتر و جا افتاده تر شده است.


-          هفت: در تمام کشورها، حتی کشورهای دمکراتیک نیز، فساد مالی وجود داشته و دارد، مهم این است که برای درباره یک سیاستمدار، با پیش زمینه درستی به فساد مالی سیاستمداران نگریسته شود.


-          هشت: همانطوری که در بالا گفته شد، حتما رضا شاه، فساد مالی داشته است، اما چنین اعدادی، اغراق های عجیب و غریب و شاخ دار است. چنین برداشت و چنین دیدی، ما را از واقعیت دور می کند.


از همه مهمتر، پارامترهای بسیار مهمتری نسبت به فساد مالی وجود دارد! اجازه بدهید مثال ساده برای شما بزنم:


سال اول روی کار آمدن احمدی نژاد، او برای اینکه هیاهوی تبلیغاتی راه بیاندازد، دستور داد تا واحد ذخیره ارزی یکصدمیلیارد دلاری ایران را از واحد ارزی یورو،  به ارز کشورهای آسیای شرقی، تبدیل کنند. همین دستور ساده، که شاید کمتر کسی به آن توجه داشت، ضرری معادل چهار میلیارد دلار برای مردم ایران به همراه داشت.


اصولا کسی که در راس قدرت است، می تواند با تصمیم گیری های غلط خود، ضررهای وحشتناکی به کشور بزند، در نوشته پیشین این وبلاگ، با یک جمع و ضرب ساده، نشان داده ام که رژیم اسلامی، بیش از دوازده هزار و پانصد میلیارد دلار (!!) به مردم ایران ضرر زده است...! (منبع)


مهم این است که در کشور، دمکراسی برقرار شود، چون وجود دمکراسی، باعث رشد اقتصادی پایدار می شود، جلوی فساد مالی را می گیرد و از اتفاقات وحشتناکی چون انقلاب ایران، جلوگیری می کند.


فساد مالی رضا شاه، هر چند با اعداد شاخدار ذکر شده در وبلاگ آلفرد، فاصله بسیار دارد، اما واقعیت دارد و وجود داشته است، ولی همین فساد مالی نیز، در قیاس با عملکرد او در قبال دمکراسی، اهمیتی ندارد. اصولا مسایل بسیار مهمتری از فساد مالی وجود دارد، مانند ایجاد و تقویت دمکراسی در جامعه!  بدون شک، هر چقدر دمکراسی در جامعه تقویت شود، در آن جامعه نهاد های مدنی چون رسانه ها، رشد بیشتری می کنند، در نتیجه فساد مالی کمتری در کشور به وجود می آید. رضا شاه، زمینه ساز تغییرات بسیار زیادی در ایران شد، اصولا در شکل گیری ایران مدرن، نقش قابل توجهی داشته است، که  اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، نمی شود از این واقعیت چشم پوشید. این اصلاحات و مدرن سازی ایران، کمک بسیاری به رشد دمکراسی در ایران (در دراز مدت) کرده است.

واقعیت دیگری نیز وجود دارد که نمی توان از آن چشم پوشید، و آن این است که  شخص رضا شاه، فرد دمکراتی نبود، او دیکتاتور بود و با مخالفین خود، با خشونت رفتار می کرد.


اما نکته ای که در یکسال اخیر، ذهن مرا به خود مشغول داشته، این است که بر فرض رضا شاه، آدم کاملا دمکراتی می بود، براستی، نتیجه رای گیری و دمکراسی، در آن جامعه چه می شد؟!


برای مردمی که گرد امثال شیخ فضل الله نوری جمع شده بودند، مردمی که تحت تعالیم اسلام، زن را کالا می دانستند و اسلام به شدت در میان آنها ریشه داشته است، صندوق رای وسیله ای می شد که قدرت را دو دستی تقدیم ملایان کنند، همان اتفاق دهشتناکی که در دوازدهم فروردین سی و اندی سال قبل رخ داد و کشور ما را دو دستی تقدیم ولایت فقیه کرد.


بدون شک، رضا شاه، خدمات بسیاری داشته، فساد مالی نیز داشته است، اما اگر من بخواهم به عملکرد رضا شاه نگاه کنم، به این مساله می اندیشم که تا حد، حکومت او به دمکراسی در ایران کمک کرده است. اصولا اهمیت اینکه یک سیاستمدار چقدر بر روند دمکراسی در کشورش اثر گذاشتن، بسیار بیشتر از فساد مالی او است. 


اینکه بخواهیم برای قضاوت درباره یک سیاستمدار، تنها بر فساد مالی او قضاوت کنیم، چندان هوشمندانه نیست و برخوردی احساسی است. 

باید این واقعیت را پذیرفت که شرایط کنونی کشور ما، حاصل عدم درک صحیح از مفاهیمی چون دمکراسی و سکولاریسم است، و شاید مهمترین بلایی که بر سر این جامعه آمده، مقدس دانستن اسلام باشد، چون وقتی در جامعه ای، قوانین غیر انسانی اسلام مقدس نداسته شد، دمکراسی از آن جامعه رخت بر می بندد.

وجود دمکراسی در یک کشور، وابسته به عملکرد یک شخص نیست، چه آن شخص بختیار باشد، چه محمد رضا شاه، چه خمینی و چه رضا شاه! اگر مردم یک جامعه بدانند دمکراسی چیست، خود نیز می توانند از آن دمکراسی دفاع کنند...!



اکنون بر این باورم که برای قضاوت درباره محمد رضا شاه و یا رضا شاه، باید دید که با ایجاد زیرساخت های مدرن، چه مقدار آنها به دمکراسی کمک کرده اند، و از طرفی، ایا خود رفتار دمکراتی داشته اند؟! و صد البته که باید با معیارهای ان زمان، چنین مقایسه ای را انجام داد. 

در مقایسه با دو سال قبل که مطلب فوق را نوشته ام، باید بگویم که نظرم اندکی عوض شده است:

یک- از نظر نگارنده، پهلوی اول و پهلوی دوم، هیچ کدام افراد دمکراتیکی نبودند. اما نباید فراموش کرد که جامعه نیز، چندان از پتانسیل لازمه برای دمکراسی در آن زمان برخوردار نبوده است!

دو- پهلوی اول و دوم، در دراز مدت به شکل گیری دمکراسی در ایران کمک کرده اند، چه آنکه دمکراسی آینده در ایران، مدیون بخشی از  زیر ساخت های مدرنی است که آنها در چند دهه قبل، بنا کرده اند.

مگر می شود منکر فعالیت های مفیدی، چون سپاه دانش شد و اثر چنین فعالیت هایی را در دمکراسی آینده، منکر شد؟!  انجام بسیاری از این فعالیت ها، در آن دوران سیاه، جرات و شجاعت می طلبیده و فرد، باید با جامعه سنتی مقابله می کرده است و بسیاری از تابو ها را به چالش می کشیده است. 

بدون شک، این پول مردم ایران بوده که خرج مردم ایران می شده است، اما همین که شخص شجاعت به خرج می داده و فهم این را داشته که برای بهبود اوضاع، باید چنین تعییراتی صورت پذیرید، اهمیت بسیار می یابد و در درازمدت، اثر بسیار مفیدی بر جامعه دارد.

سه- محمد رضا شاه، فرد دمکراتیکی نبود، اما آدم کش هم نبود، او حاضر نشد برای باقی ماندن در قدرت، به خونریزی متوسل شود و همین هم پاشه آشیل او شد و در نهایت نظام او، متلاشی شد.  او نقش منفی دیگری نیز داشت، در دهه چهل و پنجاه، برای مبارزه با کمونیسم، به رشد اسلام و توسعه مساجد کمک کرد که این بلای جان مردم ایران شد! 

چهار- فساد مالی در زمان پهلوی اول، بسیار بیشتر از پهلوی دوم بوده است، شاید منصفانه باشد که بگوییم محمد رضا شاه، فسادی قابل توجهی نداشته است. اصولا برای کسی که آن درامد کلان نفتی را در اخیتار داشته و هیچ کسی نیز از او حساب کتاب نمی خواسته، رقم شصت میلیون دلاری که برای فرزندش به ارث گذاشته، فساد محسوب نمی شود...!! 

پنج- وقوع انقلاب، غیر قابل گریز بود، مگر اینکه شاه به خشونت متوسل می شد، که او نیز چنین نکرد. این انقلاب و فجایع بعد از آن، خواست خود مردم ایران بوده است...! حتی اگر محمد رضا شاه، انتخابات آزاد در ایران برگزار می کرد، مردم فریب خورده ایران، از دل صندوق های رای، خمینی را بیرون می آوردند...! 

شش- اگر یک آرزو داشته باشم، این است که ای کاش، محمد رضا شاه، به جای توسعه مساجد، به گسترش مفاهیمی چون دمکراسی و حقوق بشر در جامعه همت گماشته بود، ممکن بود که در این صورت، ما با فاجعه انقلاب مواجه نمی شدیم...!!

هفت-  بر این باورم که رضا پهلوی، فرد دمکراتیکی است، و از اتفاقات رخ داده در زمان پهلوی اول و دوم، بسیار آموخته است. شخصا با تمام توان، از شورای ملی حمایت کرده ام و معتقدم که چنین شورایی با روند دمکراتیک، می تواند در آینده ایران، نقش بسیار مثبتی را بازی کند. در این مدت که با شورای ملی همکاری نزدیک داشته ام، می توانم شهادت دهم که رضا پهلوی درباره این شورا، رفتار و عملکرد بسیار دمکراتیکی داشته است. 

نمی توان توقع داشت که یک نفر به تنهایی، به نجات یک ملت بیاید، این کل جامعه است که باید به حرکت افتد و تلاش کند تا به دمکراسی برسد، اما پتانسیل نیروهای سیاسی آزادی خواه، چون رضا پهلوی نیز، می تواند کمک بسیاری کند. 


چند نوشته اخیر این وبلاگ: 

















یکشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۹۱

خیانت دلالان بخش خصوصی/آهای تاجری که زمینه زد و بند و رشوه سران رژیم را فراهم می کنی، دستان تو آلوده به خون ندا و ستارها است!

ننگ تاریخ بر چهره کسانی ماند که در به سران رژیم های دیکتاتوری کمک می کنند تا آنها بتوانند دزدی کنند، چنین اشخاصی، زمینه ساز قوام و استحکام آن رژیم دیکتاتوری هستند...! 

تنها علتی که سران رژیم، از خامنه ای گرفته تا احمدی نژاد، ترغیب می کند که بر مسند قدرت بمانند و برای ماندن بر قدرت، دست به هر جنایتی بزنند، غارت کشور ایران است.

در حقیقت، اگر سران رژیم نتوانند پولی را به جیب بزنند، هیچگاه حاضر نمی شوند برای ماندن در قدرت، اینچنین دست به جنایت بزنند و آزادی خواهان ایرانی را قتل عام کنند، جز پول هیچ عامل دیگری نمی تواند این جنایتکاران را قانع کند که جوانانی چون ستار را شکنجه کنند و بکشند. 

کوتاه سخن اینکه همه دعواها، بر سر لحاف ملا است..!

اگر نکات ذیل را کنار هم بچینیم، نتیجه گیری ساده ای خواهیم کرد:

-          شاید خامنه ای و یا احمدی نژاد، شخصا و راسا به خزانه مملکت دسترسی داشته باشند، اما واقعیت این است که اکثریت سران رژیم، نمی توانند از حساب اداره تحت نظارت خود، مستقیما برداشت کنند! یعنی مثلا وزیر مسکن، نمی تواند برود و از حساب اداره خود، پول بردارد.
در نتیجه اگر فساد مالی نباشد، اکثر قریب به اتفاق سران رژیم، حاضر نخواهند بود در قدرت حضور یابند، چون دیگر پولی در کار نیست! 
-          در حقیقت، بخش عمده ای از غارت ثروت کشور ایران، در طی معاملات مالی و قراردادهای دولتی شکل می گیرد، مثلا فلان شرکت دولتی، هنگام خرید یک کالا، آنرا چند برابر قیمت می خرد و طرف قرارداد، بخشی از آن پول را به جیب آن مدیر دولتی واریز می کند. 
-          واقعیت این است که سران رژیم برای دزدی ها و اختلاس های خود، نیاز به همکارانی در بخش خصوصی دارند. 
اجازه دهید این خیانت کاران بخش خصوصی را به چند بخش تقسیم کنم:
الف) شرکت های خصوصی که ایرانی بوده و در داخل ایران در بخش پروژه ها با رژیم همکاری می کنند.
بدون تعارف باید گفت که به ندرت می توان قراردادی پر سودی را داخل کشور یافت که مدیر یک شرکت خصوصی، به مدیر بخش دولتی، رشوه نداده باشد! 
ب) شرکت های خصوصی ایرانی در خارج از کشور که با دولت ایران کار می کنند و در قالب عقد قراردادهای بین المللی، زمینه زد و بند و کثافت کاری های سران رژیم را فراهم می کنند. 
ج) شرکت های خصوصی با تابعیت خارجی که با بخش های دولتی ایران قرارداد می بندند و به سران رژیم رشوه پرداخت می کنند، به عنوان مثال استات اویل که میلیونها دلار به فرزند هاشمی رفسنجانی رشوه پرداخت کرده بود.
واقعیت این است که افرادی جنایتکار، در قالب بخش خصوصی، به کمک سران رژیم آمده اند و زمینه دزدی های سران رژیم را فراهم می کنند. و اگر چنین کمکی وجود نداشته باشد، بسیاری از سران رژیم، ترجیح می دهند از دایره قدرت خارج شوند.

در حقیقت، استواری این نظام، به حضور افراد حامی آن وابسته است و اگر شرایط فساد مالی نباشد، چنین حامیانی نخواهد داشت.

با جمع بندی موارد فوق، می توان گفت چندان پر بیراه نیست اگر چنین افراد تاجری را جنایتکارانی بدانیم که دستشان به خون ندا و سهراب و ستار، آلوده است.

چنین اشخاصی، صرفا دزدی نکرده اند، بلکه زمینه استقرار این رژیم را فراهم کرده اند. 

اگر نیک بنگریم، می بینم که جنایتکارترین افراد حاضر در رژیم، معمولا بیش از همه در دزدی های رژیم دخیل هستند. 

شاید یکی از بهترین مثال ها، مهدی ابریشم چی باشد، کسی که نماینده نوکیا در ایران است. به یاد بیاوریم که:

-          مهدی ابریشم چی میلیاردی است که برای نشان دادن ثروت او، کافیست بدانیم که او  بخشی از بانک تجارت را خریده است!
-          نوکیا دستگاه های جاسوسی به ایران فروخت که رژیم با استفاده از آن دستگاه ها، بسیاری از آزادی خواهان ایرانی را بعد از انتخابات 2009، دستگیر کرد!
-          خواهرزاده مهدی ابریشم چی، پیام فضلی نژاد است!

    پیام فضلی نژاد نویسنده روزنامه کیهان است و فقط برای اینکه بدانیم چگونه به مردم ایران خیانت می کند، کافیست به عکس زیر نگاهی بیاندازید، تصویر او در دادگاه وبلاگ نویسان است! و یا در زمان خاتمی و در زمان پرونده معروف به وبلاگ نویسان، این شخص خود در بازداشت گاه ها حاضر می شده و به آزار نویسندگان می پرداخته است...! 







  • کشتن ستار بهشتی در زندان، خود به تنهایی جنایت علیه بشریت محسوب می شود، و نه تنها خامنه ای، همه سران رژیم در این جرم شریک هستند.  


  • آقای سروش، همانقدری که اسلام به ایران خدمت کرده،ادیان نیز به اخلاقیات خدمت کرده اند، که می گویید خدمات متقابل اخلاق و اسلام!

  • حکایت گیس کشی  مهدی هاشمی و مجتبی خامنه ای...!/زمانی که همسر مهدی هاشمی در مطبوعات، مجتبی خامنه ای را عقیم می خواند!

  • حکایت گیس کشی  مهدی هاشمی و مجتبی خامنه ای...!/زمانی که همسر مهدی هاشمی در مطبوعات، مجتبی خامنه ای را عقیم می خواند!

  • کشتن ستار بهشتی در زندان، خود به تنهایی جنایت علیه بشریت محسوب می شود، و نه تنها خامنه ای، همه سران رژیم در این جرم شریک هستند.

  • حقوق همجنسگرایان، بخش جدانشدنی حقوق بشر است!/ نماینده خدا روی زمین:لطفا درباره اندام جنسی دیگران فضولی نکن!

  • امپراطور آشوکا، جنایتکاری تمام عیار که به یکی از نیکوکارترین انسان های تاریخ تبدیل شد!/آیا کشتن زنان و کودکان، پیروزی است؟!   

  • /مناظره کوروش راد با گمنامیان درباره «شورای ملی ایرانیان» (قسمت سوم) /

  • من یکی که به امثال سردار مهدی باکری (کشته شده در جنگ)، هیچ چیزی بدهکار نیستم، کلی هم از او طلبکارم!

  • بخش دوم مناظره گمنامیان  و آخوند درباره وجود یا عدم وجود خدا


  • چهارشنبه، تیر ۰۷، ۱۳۹۱

    تنها در رژیم ایران در ارگان های غیر اقتصادی هم می توان شاهد اختلاس های کلان بود!/در اتاق خواب خامنه ای هم اختلاس صورت می گیرد!

    دلیل فوران این اختلاس ها چیست؟!
    شرایط کنونی اختلاس ها و دزدی ها در بانک ها و دیگر ارگان های اقتصادی و حتی غیر اقتصادی، شکل بامزه ای به خود گرفته است. روزی نیست که خبر یک اختلاس میلیاردی در نظام مقدس (!) جمهوری اسلامی نشنویم. خبر بامزه امروز، اختلاس شصت میلیارد تومانی در صدا و سیما بوده است.
    تصور می کنم به زودی شاهد یک خبر باشیم که مثلا در اتاق خواب مقام معظم رهبری نیز اختلاس صورت گرفته است!!
    صد البته که این رژیم، از افراد بسیار فاسد و سفله ای تشکیل شده است، و مبرهن است که اگر شخص فاسد و دزد نباشد، در این نظام حضور نمی یابد.
    اما دلیل عمده دیگری نیز برای فواران اختلاس ها وجود دارد.
    دلیل این اختلاس ها، مشترک است، به آینده نظام و آینده خود هیچ امیدی ندارند.
    مسولان نظام، خود بهتر از هر کس دیگری می دانند که این رژیم در آستانه سقوط است، لذا تلاش می کنند که از این قایق در حال غرق، آخرین تکه را نصیب خود کنند.
    دلیل ترس خامنه ای و اینکه می گوید موضوع اختلاس ها را (کش=کژ!) ندهید، همین است.

    مطالب دیگر امروز من: