‏نمایش پست‌ها با برچسب رژیم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رژیم. نمایش همه پست‌ها

جمعه، مهر ۱۷، ۱۳۹۴

آقای خامنه ای، کلاهت را بالاتر بگذار! این که موشک روسی نیست، انشالله گربه است...!

نکته اول/ سخنان پوتین (به نقل از رسانه های حکومتی ایران): آمریکا قادر است در سیاره مریخ آب مشاهده کند، اما نمیتواند مقرهای داعش را ببیند!

نکته دوم/ چهار موشک کروز روسیه به دلیل بروز اختلال در عملکردشان به جای سوریه در خاک ایران فرود آمده‌اند!!

نکته سوم/ آقای پوتین، باز دمت گرم که کشور را فقط اشتباه گرفته اید، و به جای سوریه، به ایران موشک زده اید!!! اگر قاره را اشتباه گرفته بودید که الان جنگ جهانی راه انداخته بودید!!

نکته چهارم/ اگر چند سرباز انگلیسی نزدیک مرز ایران باشند (تازه مرز را هم رد نکنند) مقامات رژیم آنها را گروگان می گیرند و آبرو ریزی بین المللی راه می اندازند، اما «برادر پوتین» با آن چشم های چپش (!) اجازه دارد تا به خاک ایران موشک بیاندازد! و مقامات رژیم هم می گویند انشاالله گربه است!!

نکته پنجم/ آقای خامنه ای، به پادشاهان قاجار از بی غیرتی «سور» زده است...!! 




سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۹۲

بیش از خامنه ای، از اصلاح طلبانی متنفرم که برای بار سوم، دندان تیز کرده اند تا از گرده مردم ایران سواری بگیرند..!


خلاصه کلام این است که یکی از بزرگترین جنایتکاران تاریخ ایران، با نام هاشمی رفسنجانی، در حالی کاندید ریاست جمهوری شده است، که رژیم در بدترین وضعیت ممکن است، فشارهای خارجی و اقتصادی، کمر رژیم را خم کرده و امکان تغییر در نظام فراهم شده است.

این بار سومی است که اصلاح طلبان، از پشت به مردم ایران خنجر می زنند:

بار اول: زمان کوی دانشگاه در سال 78 و در حالی که خامنه ای در جلوی تلوزیون گریه می کرد، خاتمی و دیگر اصلاح طلبان، دانشجویان را مجبور به بازگشت به خوابگاه ها کردند و به دانشجویان، خیانت کردند.

بار دوم: در سال 2009، زمانی که سه و نیم میلیون نفر در خیابان های تهران بودند، (بنا به گفته شهردار تهران در مجلس)، باز اصلاح طلبان خیانت کردند و مردم را به خانه های خود بازگرداندند.

این یک واقعیت است که این رژیم، قابل اصلاح شدن نیست، چون برای اصلاح آن، باید پسوند اسلامی را از آن برداشت، و چنین چیزی ممکن نیست.

وای به مردمی که یکی از جنایتکار ترین افراد تاریخ ایران، کسی که دستش به خون روشنفکران ایرانی در دهه شصت آغشته است و در برنامه ریزی برای عملیات تروریستی دست داشته، و یا مسول ادامه جنگ است و خون میلیونها انسان از دستش می ریزد، توسط اصلاح طلبان جنایتکار، به عنوان یک گزینه، معرفی می شوند...!

این بازی کثیف خامنه ای است، هر بار وضع کشور را به فجیع ترین وضع در می اورد، سپس یکی از کسانی که کمتر کثافت است را به قدرت می رساند، یعنی مردم مصیبت زده ایران را به مرگ می گیرد تا به تب راضی شوند...!

چگونه است که اصلاح طلبان، توقع بهبود اوضاع را از هاشمی رفسنجانی دارند، زمانی که او خود یکی از فاسد ترین و جنایتکارترین سیاستمداران تاریخ معاصر کشور است؟!

چهار سال قبل، زمانی که صحبت از کاندید شدن موسوی بود، نوشته بودم:

سه سال قبل نیز نوشتم:

/-------/چرا رفسنجانی نه می خواهد و نه می تواند که اصلاحی ایجاد کند؟ چرا بحث کمسیون ملی انتخابات بحث مضحکی است؟!

/
دو سال قبل نیز نوشتم:

/-------/سیاست اصلاح طلبان، بر کند کردن تیغ مبارزه با رژیم خامنه ای است، به این امید که خامنه ای تکه استخوانی جلوی آنها بیاندازد...!


به یاد بیاورید که چگونه در تظاهرات سال 2009، مردم ایران، جان خود را کف دست می گرفتند و در خیابان، شعار مرگ بر خامنه ای و نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران می دادند آمریکا می دادند؟! یادتان است که  چطور آقای کدیور با بی شرمی، شعار مردمی که جان خود را به خطر انداخته اندو فریاد  نه غزه و نه لبنان را سر می دهند، تحریف می کند




جمعه، تیر ۳۰، ۱۳۹۱

چرا به اصلاح طلبان اعتماد ندارم؟!/ خیانتی که اصلاح طلبان به ایران کرده اند و می کنند، مجاهدین خلق نکرده اند!

در این سی ساله، دو بار مردم ایران شانس این را یافتند که حاکمیت کشور را بدست گیرند و خامنه ای را از قدرت کنار بگذارند، اما هر دو بار، این اصلاح طلبان بودند که خیانت کردند و روند آزادی خواهی 
را سرکوب، و از پشت به مردم ایران خنجر زدند.


چگونه می توان به گروه سیاسی که اینچنین سابقه کریه و سیاهی دارد، اعتماد کرد؟! مگر نه اینکه  به جامعه مدنی و دمکراسی متوسل شدند تا به قدرت برسند و بعد به مردم ایران، خیانت کردند؟! 

-         بعد از سرکوب دانشجویان در کوی دانشگاه و تظاهرات مردم، خامنه ای در تلوزیون گریه کرد و مانند ...(!)، پشیمان بود. او گفت اگر عکس مرا هم آتش زدند، شما واکنش نشان ندهید! در حالی که به دستور او سگان حزب الله، به کوی حمله کرده بودند.
خاتمی بیست میلیون رای داشت، شرایط بین المللی طوری بود که خامنه ای در بدترین وضع ممکن به سر می برد، تنها کافی بود که خاتمی محکم پا به میدان بگذارد و خواستار اصلاحات واقعی شود. افسوس که خاتمی خواستار حفظ نظام به همین شکل ولایت فقیه بود!
-         در شورای شهر، اعضای شورا که همگی اصلاح طلب بودند، به بدترین وجهی عمل کردند، صحبت های جدی از فساد مالی در شهرداری تهران بود. مردم هم کوی دانشگاه را دیدند و هم فساد اصلاح طلبان (چه در شورای شهر و چه در دیگر ارگان های که دست اصلاح طلبان بود) و دریافتند که سگ زرد، برادر شغال است!
-         مردم می فهمند و می بینند:
بسیاری از اصلاح طلبان، زمانی خود قدرت را به دست داشته اند، از کروبی بگیر تا میر حسین موسوی و پرونده سیاهی دارند. مثلا موسوی در مصاحبه با تلوزیون اتریش، وقتی از او پرسیده شد که چرا هزاران زندانی را قتل عام کرده اید، با بی شرمی گفت که آنها قصد شورش داشته اند! مردم می فهمند و می بینند که این اصلاح طلبان چه می کنند و چه در سر دارند.
-         بعد از تقلب در  انتخابات و حضور مردم در پای صندوق رای، که انتخاب بد و بدتر بود، مردم تظاهرات میلیونی راه انداختند. موسوی و دیگر اصلاح طلبان اول خواستار لغو آن تظاهرات بودند، بعد هم که یکی از بزرگترین تجمعات تاریخ بشری شکل گرفت (سه و نیم میلیون نفر بنا به گفته شهردار تهران)، باز هم اصلاح طلبان و موسوی، مردم را به خانه فرستادند!
-         یادمان نمی رود که خاتمی با بی شرمی، در انتخابات فرمایشی رژیم شرکت کرد، یادمان نمی رود که برای مجلس درگذشت جلاد خمینی، آیت الله صادق خلخالی، پیام تسلیت فرستاد و یا مجید انصاری (مغز متفکر اصلاح طلبان)، در مجلس ختم خلخالی، چگونه از این جلاد یاد کرد(اینجا)!
وقتی این همه خیانت اصلاح طلبان را می بینم، به این می اندیشم که آیا عمر اصلاح طلبان به سر آمده یا نه؟! یا باید منتظر خیانت های تازه از طرف آنها باشیم؟!

تجربه نشان داده که اصلاح طلبان، برای دست یابی به قدرت، به هر کثافت کاری دست می زنند، اگر لازم باشد «تقیه» می کنند و درباره دین خود هم دروغ می گویند.

شخصا اگر یک اصلاح طلب، بیاید و بگوید من آتیست شده ام و دیگر حتی خدا را نیز باور ندارم(تا چه رسد به جمهوری اسلامی)، باور نمی کنم!!

اصلاح طلبی منجلابی است که وقتی کسی به آن پیوست، دیگر برای همیشه آلوده به آن لجن است، دیگر نمی توان به او اعتماد کرد، چون او قبلا ثابت کرده برای رسیده به قدرت، به هر کاری دست می زند! 

اصلاح طلبان، سوپاپ اطمینان رژیم هستند، آنها درست در لحظه ای که رژیم در آستانه سقوط قرار می گیرد، وارد عمل می شوند، پوستین عوض می کنند و گریم می کنند و به میدان می آیند، تا رژیم را نجات دهند.


چطور می توان به این اصلاح طلبان و جدا شدگان از آنها جدا کرد؟! مگر نه اینکه یکبار برای رسیدن به قدرت، آز مفهوم دمکراسی و جامعه مدنی سو استفاده کردند و بعد به مردم ایران خنجر زدند؟! چطور می توان به آنها اعتماد کرد، از کجا بدانیم که اینبار تلاش نمی کنند به مفهوم سکولاریسم و جدایی دین از سیاست، برای رسیدن به قدرت سو استفاده نمی کنند؟! 

آیت الله صادق خلخالی، یک اصلاح طلب واقعی در پوستینی متفاوت! 

/------------/آقای واحدی سکولار! بدانید که جنایت های رخ داده، تنها حاصل «سواستفاده گری» از اسم اسلام نیسـت، بلکه حاصل اجرای قوانین اسلامی است!/


------------------------چند نوشته اخیر من:


/نهایت کلاشی ! / امامان شیعه و آخوندها، قبل از تولد کودکان جیب آنها را می زنند...!/ حدیث مربوطه!


/------------/آقای قوه قضاییه، چرا هنرمندان به دلیل بی حجابی ممنوع الخروج می شوند، اما خاوری دزد با پرونده سه هزار میلیاردی، ممنوع الخروج نشد؟!


/-----------/آخر بی انصاف، کجای این بشکه (بخوانش زیردریایی)،  می خواهید راکتور اتمی جا بدهید؟!


/-----------دین شما، آلت تناسلی شما است، لطفا در زندگی دیگران و اداره جامعه، این عضو شریف خود را وارد نکنید ...!


/--------------/هیچ چیزی چون دین نمی تواند اینچنین انسانیت را بی حرمت کند و «زشت اخلاقی» را در جامعه رواج دهد...!


/رژیمی که اقتدارش به  بند تنبان وصل است! این چگونه اقتداری است که دختر دوازده ساله، تهدید برای امنیت ملی است؟!



دوشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۸۹

هدف ایران از دستیابی به بمب اتمی چیست ؟ بی شک دستیابی ایران به بمب اتم، سمی مهلک برای جنبش آزادیخواهی مردم ایران است

آیا براستی ایران به دنبال بمب اتمی است؟ فرض کنیم که با همین مدیریت ابلهانه ، رژیم موفق به تولید بمب اتمی شود، چه فایده ای از بمب اتمی می برد ؟ بر فرض که در بهترین حالت ده کلاهک هسته ای نیز تولید کرد، جدای از اینکه ایران فاقد تکنولوژی موشکی است ، امکان اینکه با آن بتواند آمریکا یا اروپا و یا حتی اسراییل را مورد حمله قرار دهد و یا حتی تهدید کند، خیلی بعید است.

در مقایسه با تکنولوژی اسراییل و یا آمریکا و تعداد کلاهک های اتمی آنها، رژیم حتی در صورت موفقیت نیز حرفی برای گرفتن ندارد و در بهترین شرایط اتمی شدن ایران، یک عامل بازدارنده در تعامل با اسراییل و یا آمریکا خواهد بود.

اگر کمی فکر کنیم می بینم اگر ایران ادعای نابودی اسراییل را نداشته باشد، هیچ خطری آنرا تهدید نمی کند، پس چه نیازی به عامل بازدارنده ای چون سلاح اتمی است؟ آن هم با این هزینه گزاف ؟!

هدف رژیم از پیگری پرونده هسته ای را در چند نکته می توان خلاصه کرد:

یک- با دستیابی به سلاح اتمی ، پایه دیکتاتوری رژیم خیلی محکم تر خواهد شد و چون عامل بازدارنده وجود دارد، هر کشتار و یا جنایتی در داخل ایران انجام دهند، در پیش نگرانی از دخالت سازمان ملل یا غرب ندارند.

دو- رژیم می داند که اگر پرونده هسته ای نباشد، باید با غرب بر سر موضوع حقوق بشر مذاکره و مجادله کند، لذا ترجیح می دهد که به جای جدل بر سر موضوعی مانند حقوق بشر، دعوا بر سر پرونده هسته ای باشد، لذا حتی در صورت عدم موفقیت و یا پیشرفت در برنامه اتمی، ترجیح می دهد آنرا پیگری کند.