‏نمایش پست‌ها با برچسب صادق خلخالی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب صادق خلخالی. نمایش همه پست‌ها

جمعه، تیر ۳۰، ۱۳۹۱

چرا به اصلاح طلبان اعتماد ندارم؟!/ خیانتی که اصلاح طلبان به ایران کرده اند و می کنند، مجاهدین خلق نکرده اند!

در این سی ساله، دو بار مردم ایران شانس این را یافتند که حاکمیت کشور را بدست گیرند و خامنه ای را از قدرت کنار بگذارند، اما هر دو بار، این اصلاح طلبان بودند که خیانت کردند و روند آزادی خواهی 
را سرکوب، و از پشت به مردم ایران خنجر زدند.


چگونه می توان به گروه سیاسی که اینچنین سابقه کریه و سیاهی دارد، اعتماد کرد؟! مگر نه اینکه  به جامعه مدنی و دمکراسی متوسل شدند تا به قدرت برسند و بعد به مردم ایران، خیانت کردند؟! 

-         بعد از سرکوب دانشجویان در کوی دانشگاه و تظاهرات مردم، خامنه ای در تلوزیون گریه کرد و مانند ...(!)، پشیمان بود. او گفت اگر عکس مرا هم آتش زدند، شما واکنش نشان ندهید! در حالی که به دستور او سگان حزب الله، به کوی حمله کرده بودند.
خاتمی بیست میلیون رای داشت، شرایط بین المللی طوری بود که خامنه ای در بدترین وضع ممکن به سر می برد، تنها کافی بود که خاتمی محکم پا به میدان بگذارد و خواستار اصلاحات واقعی شود. افسوس که خاتمی خواستار حفظ نظام به همین شکل ولایت فقیه بود!
-         در شورای شهر، اعضای شورا که همگی اصلاح طلب بودند، به بدترین وجهی عمل کردند، صحبت های جدی از فساد مالی در شهرداری تهران بود. مردم هم کوی دانشگاه را دیدند و هم فساد اصلاح طلبان (چه در شورای شهر و چه در دیگر ارگان های که دست اصلاح طلبان بود) و دریافتند که سگ زرد، برادر شغال است!
-         مردم می فهمند و می بینند:
بسیاری از اصلاح طلبان، زمانی خود قدرت را به دست داشته اند، از کروبی بگیر تا میر حسین موسوی و پرونده سیاهی دارند. مثلا موسوی در مصاحبه با تلوزیون اتریش، وقتی از او پرسیده شد که چرا هزاران زندانی را قتل عام کرده اید، با بی شرمی گفت که آنها قصد شورش داشته اند! مردم می فهمند و می بینند که این اصلاح طلبان چه می کنند و چه در سر دارند.
-         بعد از تقلب در  انتخابات و حضور مردم در پای صندوق رای، که انتخاب بد و بدتر بود، مردم تظاهرات میلیونی راه انداختند. موسوی و دیگر اصلاح طلبان اول خواستار لغو آن تظاهرات بودند، بعد هم که یکی از بزرگترین تجمعات تاریخ بشری شکل گرفت (سه و نیم میلیون نفر بنا به گفته شهردار تهران)، باز هم اصلاح طلبان و موسوی، مردم را به خانه فرستادند!
-         یادمان نمی رود که خاتمی با بی شرمی، در انتخابات فرمایشی رژیم شرکت کرد، یادمان نمی رود که برای مجلس درگذشت جلاد خمینی، آیت الله صادق خلخالی، پیام تسلیت فرستاد و یا مجید انصاری (مغز متفکر اصلاح طلبان)، در مجلس ختم خلخالی، چگونه از این جلاد یاد کرد(اینجا)!
وقتی این همه خیانت اصلاح طلبان را می بینم، به این می اندیشم که آیا عمر اصلاح طلبان به سر آمده یا نه؟! یا باید منتظر خیانت های تازه از طرف آنها باشیم؟!

تجربه نشان داده که اصلاح طلبان، برای دست یابی به قدرت، به هر کثافت کاری دست می زنند، اگر لازم باشد «تقیه» می کنند و درباره دین خود هم دروغ می گویند.

شخصا اگر یک اصلاح طلب، بیاید و بگوید من آتیست شده ام و دیگر حتی خدا را نیز باور ندارم(تا چه رسد به جمهوری اسلامی)، باور نمی کنم!!

اصلاح طلبی منجلابی است که وقتی کسی به آن پیوست، دیگر برای همیشه آلوده به آن لجن است، دیگر نمی توان به او اعتماد کرد، چون او قبلا ثابت کرده برای رسیده به قدرت، به هر کاری دست می زند! 

اصلاح طلبان، سوپاپ اطمینان رژیم هستند، آنها درست در لحظه ای که رژیم در آستانه سقوط قرار می گیرد، وارد عمل می شوند، پوستین عوض می کنند و گریم می کنند و به میدان می آیند، تا رژیم را نجات دهند.


چطور می توان به این اصلاح طلبان و جدا شدگان از آنها جدا کرد؟! مگر نه اینکه یکبار برای رسیدن به قدرت، آز مفهوم دمکراسی و جامعه مدنی سو استفاده کردند و بعد به مردم ایران خنجر زدند؟! چطور می توان به آنها اعتماد کرد، از کجا بدانیم که اینبار تلاش نمی کنند به مفهوم سکولاریسم و جدایی دین از سیاست، برای رسیدن به قدرت سو استفاده نمی کنند؟! 

آیت الله صادق خلخالی، یک اصلاح طلب واقعی در پوستینی متفاوت! 

/------------/آقای واحدی سکولار! بدانید که جنایت های رخ داده، تنها حاصل «سواستفاده گری» از اسم اسلام نیسـت، بلکه حاصل اجرای قوانین اسلامی است!/


------------------------چند نوشته اخیر من:


/نهایت کلاشی ! / امامان شیعه و آخوندها، قبل از تولد کودکان جیب آنها را می زنند...!/ حدیث مربوطه!


/------------/آقای قوه قضاییه، چرا هنرمندان به دلیل بی حجابی ممنوع الخروج می شوند، اما خاوری دزد با پرونده سه هزار میلیاردی، ممنوع الخروج نشد؟!


/-----------/آخر بی انصاف، کجای این بشکه (بخوانش زیردریایی)،  می خواهید راکتور اتمی جا بدهید؟!


/-----------دین شما، آلت تناسلی شما است، لطفا در زندگی دیگران و اداره جامعه، این عضو شریف خود را وارد نکنید ...!


/--------------/هیچ چیزی چون دین نمی تواند اینچنین انسانیت را بی حرمت کند و «زشت اخلاقی» را در جامعه رواج دهد...!


/رژیمی که اقتدارش به  بند تنبان وصل است! این چگونه اقتداری است که دختر دوازده ساله، تهدید برای امنیت ملی است؟!



یکشنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۹۰

آقای خامنه ای، ما زسر بریده و اعدام وبلاگ نویسان نمی ترسیم، این جنایت تنها بنیان لرزان حکومتت را بیشتر سست می کند!

در چند روز گذشته، تایید حکم اعدام و حبس ابد برای چند وبلاگ نویس و تایید نهایی حکم اعدام سعید ملک پور، دنیا را شگفت زده کرده است.

گویا خامنه ای و رژیم جنایتکارش، قصد دارند گوی بی آبرویی را از رهبر کره شمالی بربایند و باعث رو سفید بشار اسد و صدام حسین شوند.

خامنه ای و تیم مشاورانش آنقدر احمق هستند که فکر می کنند با اعدام وبلاگ نویسان، فعالین عرصه سایبری می ترسند و فعالیت خود را متوقف می کنند. وه که چه خیال خامی...!

عموم فعالین عرصه اطلاع رسانی و وبلاگ نویسان، کسانی هستند که به دلیل پیگیری اخبار، بیش از همه از جنایات خامنه ای مطلع هستند و با اطلاع از این جنایت ها، پا به میدان گذاشته اند و اطلاع رسانی می کنند.

باید خطاب به خامنه ای گفت:

ما گر زسر بریده می ترسیدیم -------------در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

اگر قرار بود جنایت های خامنه ای، وبلاگ نویسان و فعالین عرصه اطلاع رسانی را بترساند و از فعالیت منصرف کند، همان روز اول پا به میدان نمی گذاشتند.

اعدام سعید ملک پور و یا مهدی علیزاده، آنهم به صرف نوشتن چند خط مطلب یا نوشتن یک برنامه کامپیوتری، جنایتی است که تنها به سستی بیشتر پایه های لرزان رژیم خواهد انجامید.

دست یازیدن به چنین جنایتی، تنها باعث می شود که وبلاگ نویسان و فعالین عرصه اطلاع رسانی، در تصمیم خود جدی تر شوند و تلاش بیشتری برای آگاهی بخشی به جامعه ایرانی صورت دهند.

پی نوشت: 
دوست عزیزم، آرتانوشته اسـت:

"میگن طرف یه برنامه نوشته که یک سایت پورنوگرافی از اون برنامه استفاده کرده و به همین دلیل باید اعدام بشه… مونده‌م اینا که خودشون هم پورن استاد هستند و هم پورن استار، و یک کشور را به فاحشه خانه سیاسی تبدیل کرده‌ن، حکم شون چیه؟!"
چند نوشته اخیر من: 

شنبه، بهمن ۰۸، ۱۳۹۰

احکام قاتل زنجیره ای، قاضی صلواتی یادآور جنایات حجت السلام خلخالی است، و نشان می دهد این رژیم اسلامی، غیر قابل اصلاح است...!

کسانی که دوران بعد از انقلاب را درک کرده اند، به خوبی با نام آیت الله صادق خلخالی آشنا هستند و صد البته که اسم خلخالی، لرزه بر بدن آزادی خواهان ایرانی و فعالان حقوق بشر و انسان دوستان  می اندازد.

او جنایتکار و یک بیمار روانی بود، اگر انقلابی در ایران صورت نمی گرفت، بی شک او تبدیل به  یک قاتل زنجیره ای (Serial killer) می شد، درباره جنایات او همین بس که خودش اعتراف می کند جوان پانزده ساله ای را صرفا به جرم داشتن روزنامه مجاهدین (بدون برگزاری دادگاه و در محل دستگیری) اعدام می کند!

خلخالی پیرامون اعدام پسر نوجوانی که نشریه ارگان مجاهدین خلق را می‌خوانده‌است می‌گوید:

"برای خیلی از همکارانم سوال بود که چگونه می‌شود این‌ها را سر جایشان نشاند. عصر از پیش امام بازگشته بودم..... داشتیم می‌آمدیم داخل کوچه منزل که از شیشه ماشین دیدم دوتا بچه پانزده، شانزده ساله گویا مخفیانه چیزی با هم رد و بدل کردند. دستور دادم بگیرند و بگردندشان ببینم ماجرا چیه. خودم از کیف پسره این روزنامه مجاهدین را در آوردم. یادم هست فامیلیششریعتی بود... همانجا پسره را با گلوله زدم و به همراهانم گفتم اینجوری باید با این جانوران برخورد کرد! " (منبع)

چنین رفتاری، نه از یک انسان معمولی که تنها از یک آدم کش زنجیره ای بر می آید، در اینکه خلخالی یک بیمار روانی (Psychopath)  بوده است، هیچ شکی نیست؛ اما سوال اینجاست که چرا در یک نظام حکومتی به مدت یک دهه چنین جنایتکاری بر سر کار بماند و بدون هیچ مواخذه و بازخواستی به جنایت بپردازد؟!

وجود چنین اشخاصی در صدر حاکمیت، تنها اثبات این نکته است که این رژیم، رژیمی خونخوار است.

شاید برخی تصور کنند که این نظام اصلاح شده و دیگر چنین اشخاصی در صدر این نظام حضور ندارند، اما چنین نیست. ما اکنون شاهد حضور جنایتکاران دیگری هستیم، مثلا شخصی به نام قاضی صلواتی.

این جنایتکار که بر اساس گزارش ها ارتباط صمیمی با شخص خامنه ای دارد، سی سال بعد از انقلاب به مانند خلخالی عمل می کند و همچنان با احکام خود، نشان می دهد که خلخالی نمرده است، تنها اسمش از خلخالی به قاضی صلواتی تغییر یافته است.

به عنوان مثال، این جنایتکار اخیرا در حکمی، یک وبلاگ نویس و طنز نویس را به دلیل نوشته هایش به اعدام محکوم کرده است، در هرانا می خوانیم:

" خبرگزاری هرانا - در تداوم روند صدور احکام مرگ توسط قاضی صلواتی، رئیس شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، طی هفته‌های اخیر؛ "مهدی علیزاده"، طنز نویس و فعال سایبری نیز به اعدام محکوم شده است.به گزارش هرانا، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران مهدی علیزاده را محارب شناخته و به اعدام محکوم کرد.این حکم که توسط دادگاه بدوی صادر شده، طی روزهای گذشته به وکیل و خانواده‌ی وی ابلاغ شده است.مهدی علیزاده فخر آباد ۳۰ ساله، متاهل و اهل مشهد برای اولین بار در تابستان سال ۸۷ و پیروِ پروژه‌ی موسوم به مضلین بازداشت و مدت ۹ ماه را در بند ۲ الف زندان اوین گذراند و سپس به قید وثیقه‌ی ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.وی برای دومین مرتبه و در تاریخ بیستم فروردین ماه سال ۹۰ دستگیر شد و هم‌اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین محبوس است.گفتنی ست که مهدی علیزاده هم‌پرونده‌ای سعید ملک پور و وحید اصغری که ایشان نیز به اعدام محکوم اند، می‌باشد.شایان ذکر است که ابوالقاسم صلواتی به تازگی برای جواد لاری، وحید اصغری و امیر میرزایی حکمتی نیز حکم اعدام صادر کرده است."
تنها بین خلخالی و قاضی صلواتی یک تفاوت عمده وجود دارد، و آن این است که خلخالی مرد و مردم ایران فرصت نیافتند که او را در دادگاه به محاکمه بکشانند، اما برای قاضی صلواتی داستان متفاوت است، چرا که رژیم اسلامی ایران، در شرف سقوط است و به زودی قاضی صلواتی را باید پشت میله های زندان ملاقات کرد.
چند نوشته اخیر من: 




توضیح درباره عکس سمت چپ: 

عکس : (جوخه آتش در ایران)،  برنده جایزه پولیتزر. این عکس صحنه تیرباران نه نفر از فعالان کرد که توسط خلخالی محاکمه شده بودند را نشان می دهد.