‏نمایش پست‌ها با برچسب نیک آهنگ کوثر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نیک آهنگ کوثر. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۹۳

چرا اصلاح طلبان نیک آهنگ را کیسه بوکس کرده اند؟ ساده است، نیک اهنگ به پاشنه آشیل آنها ضربه وارد کرده است..!

 در این چند روزه، مجددا شاهد حمله گسترده و سازمان یافته اصلاح طلبان به نیک آهنگ کوثر بوده ایم.  سوال اینجاست، چرا اصلاح طلبان اینچنین نسبت به کوثر، حساسیت دارند؟

همه ماجرا، به افشای نوار مذاکرات نیک آهنگ و مهدی هاشمی رفسنجانی بازمی گردد، چون در آن نوار، به صراحت مهدی هاشمی اعتراف کرد که پشت پرده بازی جنبش سبز، هاشمی رفسنجانی و خانواده او است.  همچنین مشخص شده است که  مهدی هاشمی و خاندان رفسنجانی، چگونه در فضای مجازی و سایت های خارج از کشور نفوذ کرده اند و با پرداخت پول های کلان، آنها را در کنترل خود در اورده اند. 

خنده دار اینجاست، اصلاح طلبان داخل کشور، و توپخانه آنها در خارج از کشور، به صورت هماهنگی به نیک آهنگ حمله میکنند. به عنوان مثال، در حالی که نیک آهنگ جزو مخالفین رژیم است و کاریکاتور خامنه ای را می کشد، و اصولا انتشار مطالب او بسیار دور از ذهن است، اما روزنامه همشری متعلق به اصلاح طلبان،  یکی از کاریکاتورهای پانزده سال پیش نیک اهنگ از دوباره منتشر می کند، و بعد توپخانه اصلاح طلبان خارج از کشور، به او حمله می کنند.

یا در این نوشته، یکی از اصلاح طلبان عکسی از نیک آهنگ منتشر کرده و تنها نوشته است که نیک اهنگ در سفارت ایران در کانادا حاضر شده است.

یکی از روش های کثیف جنگ روانی که وابستگان رژیم به خوبی از آن استفاده می کنند، طرح یک موضوع بدون اشاره به پیش زمینه آن است.

این فرد، برای حمله به نیک آهنگ، عکس او را در سفارت کانادا گذاشته است، اما ننوشته که این عکس، متعلق به نمایشگاه کارتونیست های ایرانی در کانادا است، که موضوع نمایشگاه نیز، روز صلح است، و زمان آن نیز سال 2003 بوده است.

در این نوشته، به تفضیل، به این ماجرا می پردازیم:

ابتدا باید اصلاح طلب را تعریف کنیم:

اصلاح طلب ساخته و پرداخته کیست؟! یادمان باشد، اصلاح طلب از زیر عبای هاشمی رفسنجانی بیرون آمده است...!

اصلاح طلب، یک وطن فروش از جنس بسیجی است، تنها تفاوت او با بسیجی های چماق به دست این است که پیچیده تر عمل می کند. در حقیقت، اصلاح طلبان، در نقش سوپاپ اطمینان رژیم هستند، و هر گاه رژیم با فشار خارجی یا داخلی مواجه می شود، و در خطر سقوط قرار می گیرد، اصلاح طلبان پا به میدان می گذارند.

در حقیقت، سیاست  کلی اصلاح طلبان، بر کند کردن تیغ مبارزه با رژیم خامنه ای است، به این امید که خامنه ای تکه استخوانی جلوی آنها بیاندازد..!

در این چند ساله چندین بار شاهد خیانت این گروه به مردم ایران بوده ایم:

-         با روی کار آمدن خاتمی: خاتمی با بیست میلیون رای بر سر کار آمد، در حالی که مردم به او امید بسته بودند،تنها به جامعه ایرانی خیانت کرد و هیچ اصلاحاتی انجام نداد. 

-         فاجعه کوی دانشگاه:در سال 78 و حمله نیروهای لباس شخصی وابسته به خامنه ای به دانشجویان، در تهران تظاهرات قابل توجهی شکل گرفت، کار به جایی رسید که خامنه ای به گریه افتاد. در آن زمان خاتمی بیست میلیون رای داشت، به جای حمایت از دانشجویان، آنها را مجبور کرد که به خوابگاه های خود بازگردند. 

-         تظاهرات سه و نیم میلیون نفری خردادماه دو سال پیش(بعد از انتخابات ریاست جمهوری):در آن تظاهرات شاهد  حضور انبوه مردم بودیم، بیش از سه و نیم میلیون نفر در خیابان های تهران بودند، نیروی انتظامی از ترس مردم، عکس موسوی را بر ماشین خود چسباند، اما اصلاح طلبان، از ترس اینکه رژیم سرنگون شود، به مردم خیانت کردند و آنها را باز به خانه های خود بازگرداندند.

آخرین بار نیز سال گذشته، وقتی رژیم به دلیل تحریم ها در فشار قرار گرفته بود و رژیم در خطر بود، باز اصلاح طلبان، پا به میدان گذارند و یکی از مهره های قدیمی خود، به نام حسن روحانی را به میدان فرستادند.

چرا اصلاح طلبان، از سرنگونی رژیم اینچنین وحشت دارند و هر جا فشاری مضاعف بر رژیم می بینند، پا به میدان می گذارند؟!

دو دلیل ساده وجود دارد:

      -         بسیاری از این اشخاص اصلاح طلب، در سی سال جنایت رژیم آخوندی نقشی غیر قابل انکار داشته اند، آنها خوب می دانند اگر این نظام ساقط شود، بسیاری از آنها باید در دادگاه ها پاسخگوی اعمال خود باشند.

-         اصلاح طلبان به خوبی می دانند که اگر این نظام ساقط شود و یک حکومت مردم سالار بر سر کار بیاید،این اشخاص در ساختار حکومت آینده جایی نخواهند داشت، به دو دلیل ساده، یکی به سبب سابقه بد و مشارکت در جنایات رژیم و دیگری  توان مدیریتی ضعیف ! فراموش نمی کنم که سال گذشته، همین آقای مهاجرانی بی هیچ شرمی می گفت در زندگی آقای خامنه ای از نظر اقتصادی، نکته تاریکی نیست...!

در حقیقت، با اطمیمان می توان گفت که هر جا تیغی تیز به سمت رژیم خامنه ای نشانه می رود، این اصلاح طلبان هستند که برای کند کردن آن تیغ، پا به میدان می گذارند، به این امید که شاید خامنه ای تکه استخوانی را جلوی آنها بیاندازد...! 

موضوع انتشار نوار مکالمه مهدی هاشمی چه بوده است؟  

برای دانستن این موضوع، بهتر است این نوشتن وبلاگ مرا بخوانید، چون به صورت خلاصه و به صورت مستند، به این  موضوع پرداخته شده است: /-------/برای درست فهمیدن اتفاق رخ داده و انتشار مکالمه نیک اهنگ و مهدی هاشمی، این نوشته را بخوانید! 

نوشته های پیشین: 







یکشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۹۱

چرا اصلاح طلبان، از مصاحبه نیک آهنگ کوثر با مهدی هاشمی، اینچنین برآشفته بودند!؟

افشای مکالمه اخیر نیک آهنگ کوثر و مهدی هاشمی، تنها نشان داد که تا چه حد اصلاح طلبان، در فضای مجازی قدرت دارند و می توانند با افکار عمومی بازی کنند، آنها تمام قد به منظور دفاع از مهدی هاشمی به میدان آمدند و تمام تلاش خود را برای ترور شخصیت نیک آهنگ کوثر، به کار گرفتند.

اختلاف همیشگی اصلاح طلبان و نیک آهنگ از کشیدن کاریکتاتور موسوی و یا طرح سوال درباره کشتار 67 آغاز شده است، اما سوال اینجاست، غیر از اختلاف یاد شده، چه دلیل دیگری وجود دارد که اصلاح طلبان، اینچنین بر آشفته اند؟!

سوالی که کمتر کسی به آن توجه می کند!

اصلاح طلبان، به اخلاق مراجعه می کنند و می گویند، نیک آهنگ اخلاق را زیر پا گذاشته است! سوال اینجاست، این اخلاق حسنه و نیکوی اصلاح طلبان، زمانی که شش هزار انسان بیگناه در زندان های رژیم سلاخی می شدند، کجا بود؟! مگر نه آنکه میر حسین موسوی، آن زمان بر سر کار بود و قدرت را به دست داشت؟!

بدون شک، علت حملات به نیک آهنگ مسایلی چون اخلاقیات نیست، که اصولا برای اصلاح طلبان، اخلاق معنا ندارد!

علت آن ساده و مشخص است، اصلاح طلبان از اینکه می بینند رابطه نزدیک آنها با خاندان هاشمی لو رفته و مشخص شده که همه آنها زیر عبای هاشمی رفسنجانی به سر می برند، عصبانی هستند!

بدون شک، گرد و خاک توپخانه اصلاح طلبان نیز فروکش می کند و در آخر، مردم ایران به فکر فرو خواهند رفت و از خود می پرسند، چرا باید ملعبه و بازیچه دست رفسنجانی بشنود؟! اگر قرار است یک دزد جنایتکار به نام رفسنجانی قدرت را بدست گیرد تا کشور را غارت کند، چه تفاوتی به حال ما خواهد کرد؟! مگر نه آنکه خامنه ای نیز همین الان همین کار را می کند؟!

در حقیقت، انتشار این مکالمه، قدم مثبتی بود برای روشنگری و افشای اصلاح طلبان و خاندان هاشمی. بالاخره این مردم ایران خواهند بود که چشم ها را می گشایند، برای رسیدن به آزادی و دمکراسی، دست در دست یگدیگر خواهند نهاد، و به جای خاندان فاسد رفسنجانی، به خود و قشر آگاه جامعه امید خواهند بست.

اصلاح طلبان شرمی ندارند، بی هیچ خجالتی، از کسی دفاع می کنند که در یک دادگاه منصفانه (کانادا) به شکنجه و اخاذی و آدم ربایی محکوم شده است...! 

نوشته های اخیر من:
نوشته دیگر امروز من: 


 داستانی کوتاه در سایت خودنویس:

نوشته های دیگر چند روز گذشته این وبلاگ: 





دوشنبه، آذر ۲۷، ۱۳۹۱

این چند نکته را که کنار هم بچینیم، می بینیم که بازی دیگری از نوع دوم خرداد، در راه است! البته با کارگردانی مجدد رفسنجانی!


چرا به جای ترور شخصیت نیک آهنگ، ملت لحظه ای به این نکته نمی اندیشند که هاشمی رفسنجانی، پدر خوانده اصلاح طلبان است؟! 

حتما در جریان انتشار مکالمات مهدی هاشمی با نیک آهنگ کوثر هستید، خلاصه ماجرا را می توانید در انتهای این نوشته، ملاحظه بفرمایید. در این جنجال، که توپخانه اصلاح طلبان، تلاش می کند که نیک آهنگ را ترور شخصیت کند و به هر روشی متوسل می شود، توجه به نکات ذیل، ضروری است:

-          خاندان هاشمی، غیر از نقش غیر قابل انکاری که در پیروزی انقلاب و ادامه عمر رژیم داشته، غیر از آنکه بیش از همه در غارت اموال ایرانیان سهیم بوده است، در دو اتفاق مهم دو دهه اخیر نیز، کارگردان اصلی بازی بوده است.
-          یادمان نرود، این رفسنجانی بود که خاتمی را رییس جمهور کرد! اصلاح طلبانی چون خاتمی، در زیر عبای رفسنجانی پنهان شدند و با وجود اینکه پتاسنیل عظیمی در جامعه وجود داشت تا کشور را به سمت آزادی برده شود، آن پتاسنیل عظیم را نابود کردند. به عنوان مثال، یاد آور می شوم که بعد از کوی دانشگاه، این خامنه ای بود که در تلوزیون از ترس گریه می کرد!
-          با توجه به مکاله لو رفته، این رفسنجانی بوده که اصلاح طلبان و میر حسین موسوی را در سال 2009،  به صحنه آورده است و همه چیز، درباره جنگ قدرت بین رفسنجانی و خامنه ای بوده است. باز برای بار دوم، فرصت آزادی کشور مصیبت زده را از مردم ایران دریغ کرده است.
-          براستی، آیا تصور می کنید کسی مانند هاشمی، که مسولیت ادامه جنگ با او بوده (او کسی بوده که کمسیون معاملات اسلحه به جیبش می رفته)، غم مردم ایران را دارد؟! آیا او حاضر است قدمی برای آزادی کشور بردارد؟!
-          این رفسنجانی بوده که دو بار، مردم ایران را بر سر انگشت بازی داده و از آنها به عنوان یک بازیگر، در دعوای خود با خامنه ای، استفاده کرده است!
-          خامنه ای به شدت با بحران مشروعیت رژیم روبرو است، از طرفی به دلیل تحریم ها، اقتصاد در حال نابودی است و رژیم او به شدت در معرض فروپاشی است.
در جمع بندی، تنها می توان گفت که بازگشت مهدی هاشمی به ایران، تنها به منظور این بوده که او بازی دوباره ای را به مانند دوم خرداد علم کند، یک نفر از اصلاح طلبان مورد اعتماد، بر سر کار بیاید، با غرب توافقی برای تعلیق برنامه اتمی و رفع تحریم ها داشته باشند و رژیم را دوباره پا بر جا و مستحکم کنند.

وای به حال مردمی که هاشمی رفسنجانی، با چنین پیشنیه کثیفی، تبدیل به مظهر فعال سیاسی برای آنها شود...!

چند نوشته قبلی نگارنده درباره خاندان هاشمی:






-------------------خلاصه ماجرای افشای مکالمه بین نیک آهنگ و مهدی هاشمی: 

1.      نیک آهنگ زمانی در ایران، برای یکی از شرکت های نفتی کار می کرده که مدیر آن، مهدی هاشمی بوده است. (یعنی کارمند بوده است)
2.      طبیعی است که نیک آهنگ، اقای مهدی هاشمی را می شناخته است. نیک اهنگ به عنوان یک خبرنگار، بعد از اینکه مهدی هاشمی به خارج از کشور آمد، با او در تماس بوده و با او مصاحبه می کرده است.
3.      بنا به گفته نیک آهنگ (در مصاحبه با احمد باطبی)، بارها مهدی هاشمی به نیک اهنگ و خود نویس، اخبار غلط می داده است و بعد که دروغ بودن اخبار تکذیب می شده، مهدی هاشمی مسولیت آنرا نمی پذیرفته است. لذا نیک آهنگ تصمیم می گیرد صحبت های خودش را با مهدی هاشمی، ضبط کند. (منبع)
4.      ضبط صحبت ها، کاملا قانونی است، یعنی طبق قانون آمریکا و یا انگلیس، هر کدام از طرفین مجاز هستند که صحبت های تلفنی خود را ضبط کنند. (منبع)
5.      شخصی به نام دکتر هوشنگ بوذری در کانادا، از مهدی هاشمی، به دلیل شکنجه، اخاذی و آدم ربایی شکایت می کند، علی رغم اینکه بارها دادگاه کانادا، برای مهدی هاشمی اخطاریه می فرستد، مهدی هاشمی در دادگاه حاضر نمی شود. مهدی هاشمی می دانسته حضور در دادگاه، برای او بسیار خطرناک است، و باعث می شود گند بسیاری از کثافت کاری های دیگر خاندان هاشمی نیز بالا بیاید. (منبع)
6.      نیک اهنگ با مهدی هاشمی درباره آقای بوذری و پرونده او صحبت می کند. مهدی هاشمی به نیک آهنگ می گوید که:«بوذری را می شناسد، دروغ می گوید، و تایید می کند که در جریان پرونده دادگاه نیز هستد.» و حتی مهدی هاشمی به نیک آهنگ قول می دهد صدها صفحه مدرکی که علیه دکتر بوذری دارد را به خودنویس تحویل دهد.(منبع و اینجا)
7.      چون بارها برای مهدی هاشمی اخطاریه صادر شده بود و در دادگاه حاضر نشده بود، دادگاه کانادا، بنا به اسناد موجود، مهدی هاشمی را به پرداخت سیزده میلیون دلار خسارت به دلیل شکنجه محکوم می کند. (منبع)
8.      بعد از اینکه مهدی هاشمی در دادگاه محکوم می شود، او بازی کثیف دیگری را شروع می کند، او ابتدا ادعا می کند که اصلا در جریان این پرونده و روند دادگاه نبوده است! آنهم در حالی که در تمامی روزنامه ها درباره آن نوشته شده بوده است و ده ها احضاریه برای او فرستاده شده است! مهدی هاشمی گروهی وکیل استخدام می کند و  وکلا، تقاضای دادگاه مجدد می کنند. 
9.      دادگاه باید تصمیم می گرفته که آیا مهدی هاشمی، اصولا در جریان تشکیل دادگاه قبلی بوده است یا نه؟! چرا که اگر در جریان تشکیل آن دادگاه نبوده، باید دادگاه دیگری با حضور او تشکیل شود، اما اگر در جریان بوده ولی حاضر نشده، دیگر نیازی به دادگاه مجدد نیست.
10.  دادگاه نیک آهنگ را به عنوان مطلع احضار می کند و از او می پرسد:«آیا مهدی هاشمی درباره این دادگاه، چیزی گفته بوده است؟ آیا در جریان تشکیل این دادگه بوده است؟» نیک آهنگ بنا به مصاحبه (شماره  شش همین نوشته) به دادگاه می گوید: «با آقای مهدی هاشمی مصاحبه داشته و مهدی هاشمی در جریان این دادگاه بوده است»
11.  وکلا مهدی هاشمی به دادگاه می گویند اصلا آقای مهدی هاشمی، شخصی را به نام نیک آهنگ نمی شناخته! و نیک آهنگ دروغ می گوید. بعد از به دادگاه می خواهند که به نیک آهنگ دستور دهد همه مکالمات و یا مکاتباتی که بین نیک آهنگ و مهدی هاشمی بوده را به دادگاه بدهد. به این روند، اصطلاحا "سوپینا" می گویند. یعنی وکیل یک طرف، به طرف ثالث می گوید هر مدرکی داری، باید ارایه کنی تا عدالت برقرار شود.  سر پیچی از سوپینا و حکم دادگاه، زندان دارد.
12.  نیک آهنگ به وکیل مهدی هاشمی و دوستان مهدی هاشمی پیغام می دهد که مدارک بسیاری دارد و این به ضرر مهدی هاشمی است. به نفع مهدی هاشمی نیست که چنین مدارکی را بخواهد، اما وکلای مهدی هاشمی به دریافت این مدارک، اصرار می ورزند. (منبع)
13.  نیک آهنگ تمامی مدارک موجود را به دادگاه می دهد، این مذاکرات تلفنی و صحبت ها، به این دلیل برای دادگاه با ارزش بوده که نشان می داده مهدی هاشمی در دادگاه و در حالی که سوگند خورده، دروغ می گفته است! او با نیک آهنگ در ارتباط بوده و او را کامل می شناخته است!
14.  بر طبق مصاحبه آقای دکتر بوذری با احمد باطبی، وکلا مهدی هاشمی به وکلا آقای دکتر بوذری گفته اند که این مدارک را برای ترجمه، به ایران فرستاده اند! یعنی مثلا دفتر خانه فلان در تهران، این مدارک را داشته و ممکن است وزارت اطلاعات به آن دست یافته باشد.
15.  مدتی بعد این مدارک، توسط فردی ناشناس، منتشر می گردد.
16.  اگر نیک آهنگ قرار بود خودش آنرا منتشر کند،لااقل آن بخشی که خطاب به مهدی هاشمی می گوید «صحبت ها خصوصی است» را حذف می کرد که کسی نتواند به او انتقاد کند که چرا صحبت خصوصی را منتشر کرده ای!
17.  اگر خود نیک آهنگ می خواست آنرا منتشر کند، در حالی که دو سال است که نیک آهنگ، این مکالمه را در اختیار دارد، چرا قبلا آنرا منتشر نکرده است!؟
18.  بعید است دکتر بوذری چنین مکالمه ای را منتشر کرده باشد. چون مدارکی که دادگاه به طرفین می دهد، طبق قانون باید محرمانه بماند. چنین خطایی از طرف دکتر بوذری، می تواند بسیار به ضرر او در دادگاه تمام شود و دادگاه برده را ببازد!
وقتی که او دادگاه را برده است و مهدی هاشمی به پرداخت ده ها میلیون دلار خسارت محکوم شده، چرا باید او چنین کند؟!

دوشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۹۱

برای درست فهمیدن اتفاق رخ داده و انتشار مکالمه نیک اهنگ و مهدی هاشمی، این نوشته را بخوانید!


این نوشته، حاصل قریب بیست ساعت مطالعه مطلب مختلف است، و برای تمامی بندها، مدرک لازمه موجود است.

درگیری بین نیک آهنگ و اصلاح طلبان، به زمانی بر می گردد که نیک آهنگ، به انتقاد های او به سران اصلاح طلب، در زمان جنبش سبز باز می گردد. همان زمانی که نیک آهنگ، سوالاتی را مانند «کشتار سال 67» مطرح کرد. حال انتشار مکالمه بین نیک آهنگ و مهدی هاشمی، آنچنان اصلاح طلبان را بر آشفته که به بدترین شکلی به نیک آهنگ حمله می کنند.

ابتدا، به خلاصه ماجرا بپردازیم:

1.      نیک آهنگ زمانی در ایران، برای یکی از شرکت های نفتی کار می کرده که مدیر آن، مهدی هاشمی بوده است. (یعنی کارمند بوده است)
2.      طبیعی است که نیک آهنگ، اقای مهدی هاشمی را می شناخته است. نیک اهنگ به عنوان یک خبرنگار، بعد از اینکه مهدی هاشمی به خارج از کشور آمد، با او در تماس بوده و با او مصاحبه می کرده است.
3.      بنا به گفته نیک آهنگ (در مصاحبه با احمد باطبی)، بارها مهدی هاشمی به نیک اهنگ و خود نویس، اخبار غلط می داده است و بعد که دروغ بودن اخبار تکذیب می شده، مهدی هاشمی مسولیت آنرا نمی پذیرفته است. لذا نیک آهنگ تصمیم می گیرد صحبت های خودش را با مهدی هاشمی، ضبط کند. (منبع)
4.      ضبط صحبت ها، کاملا قانونی است، یعنی طبق قانون آمریکا و یا انگلیس، هر کدام از طرفین مجاز هستند که صحبت های تلفنی خود را ضبط کنند. (منبع)
5.      شخصی به نام دکتر هوشنگ بوذری در کانادا، از مهدی هاشمی، به دلیل شکنجه، اخاذی و آدم ربایی شکایت می کند، علی رغم اینکه بارها دادگاه کانادا، برای مهدی هاشمی اخطاریه می فرستد، مهدی هاشمی در دادگاه حاضر نمی شود. مهدی هاشمی می دانسته حضور در دادگاه، برای او بسیار خطرناک است، و باعث می شود گند بسیاری از کثافت کاری های دیگر خاندان هاشمی نیز بالا بیاید. (منبع)
6.      نیک اهنگ با مهدی هاشمی درباره آقای بوذری و پرونده او صحبت می کند. مهدی هاشمی به نیک آهنگ می گوید که:«بوذری را می شناسد، دروغ می گوید، و تایید می کند که در جریان پرونده دادگاه نیز هستد.» و حتی مهدی هاشمی به نیک آهنگ قول می دهد صدها صفحه مدرکی که علیه دکتر بوذری دارد را به خودنویس تحویل دهد.(منبع و اینجا)
7.      چون بارها برای مهدی هاشمی اخطاریه صادر شده بود و در دادگاه حاضر نشده بود، دادگاه کانادا، بنا به اسناد موجود، مهدی هاشمی را به پرداخت سیزده میلیون دلار خسارت به دلیل شکنجه محکوم می کند. (منبع)
8.      بعد از اینکه مهدی هاشمی در دادگاه محکوم می شود، او بازی کثیف دیگری را شروع می کند، او ابتدا ادعا می کند که اصلا در جریان این پرونده و روند دادگاه نبوده است! آنهم در حالی که در تمامی روزنامه ها درباره آن نوشته شده بوده است و ده ها احضاریه برای او فرستاده شده است! مهدی هاشمی گروهی وکیل استخدام می کند و  وکلا، تقاضای دادگاه مجدد می کنند. 
9.      دادگاه باید تصمیم می گرفته که آیا مهدی هاشمی، اصولا در جریان تشکیل دادگاه قبلی بوده است یا نه؟! چرا که اگر در جریان تشکیل آن دادگاه نبوده، باید دادگاه دیگری با حضور او تشکیل شود، اما اگر در جریان بوده ولی حاضر نشده، دیگر نیازی به دادگاه مجدد نیست.
10.  دادگاه نیک آهنگ را به عنوان مطلع احضار می کند و از او می پرسد:«آیا مهدی هاشمی درباره این دادگاه، چیزی گفته بوده است؟ آیا در جریان تشکیل این دادگه بوده است؟» نیک آهنگ بنا به مصاحبه (شماره  شش همین نوشته) به دادگاه می گوید: «با آقای مهدی هاشمی مصاحبه داشته و مهدی هاشمی در جریان این دادگاه بوده است»
11.  وکلا مهدی هاشمی به دادگاه می گویند اصلا آقای مهدی هاشمی، شخصی را به نام نیک آهنگ نمی شناخته! و نیک آهنگ دروغ می گوید. بعد از به دادگاه می خواهند که به نیک آهنگ دستور دهد همه مکالمات و یا مکاتباتی که بین نیک آهنگ و مهدی هاشمی بوده را به دادگاه بدهد. به این روند، اصطلاحا "سوپینا" می گویند. یعنی وکیل یک طرف، به طرف ثالث می گوید هر مدرکی داری، باید ارایه کنی تا عدالت برقرار شود.  سر پیچی از سوپینا و حکم دادگاه، زندان دارد.
12.  نیک آهنگ به وکیل مهدی هاشمی و دوستان مهدی هاشمی پیغام می دهد که مدارک بسیاری دارد و این به ضرر مهدی هاشمی است. به نفع مهدی هاشمی نیست که چنین مدارکی را بخواهد، اما وکلای مهدی هاشمی به دریافت این مدارک، اصرار می ورزند. (منبع)
13.  نیک آهنگ تمامی مدارک موجود را به دادگاه می دهد، این مذاکرات تلفنی و صحبت ها، به این دلیل برای دادگاه با ارزش بوده که نشان می داده مهدی هاشمی در دادگاه و در حالی که سوگند خورده، دروغ می گفته است! او با نیک آهنگ در ارتباط بوده و او را کامل می شناخته است!
14.  بر طبق مصاحبه آقای دکتر بوذری با احمد باطبی، وکلا مهدی هاشمی به وکلا آقای دکتر بوذری گفته اند که این مدارک را برای ترجمه، به ایران فرستاده اند! یعنی مثلا دفتر خانه فلان در تهران، این مدارک را داشته و ممکن است وزارت اطلاعات به آن دست یافته باشد.
15.  مدتی بعد این مدارک، توسط فردی ناشناس، منتشر می گردد.
16.  اگر نیک آهنگ قرار بود خودش آنرا منتشر کند،لااقل آن بخشی که خطاب به مهدی هاشمی می گوید «صحبت ها خصوصی است» را حذف می کرد که کسی نتواند به او انتقاد کند که چرا صحبت خصوصی را منتشر کرده ای!
17.  اگر خود نیک آهنگ می خواست آنرا منتشر کند، در حالی که دو سال است که نیک آهنگ، این مکالمه را در اختیار دارد، چرا قبلا آنرا منتشر نکرده است!؟
18.  بعید است دکتر بوذری چنین مکالمه ای را منتشر کرده باشد. چون مدارکی که دادگاه به طرفین می دهد، طبق قانون باید محرمانه بماند. چنین خطایی از طرف دکتر بوذری، می تواند بسیار به ضرر او در دادگاه تمام شود و دادگاه برده را ببازد!
وقتی که او دادگاه را برده است و مهدی هاشمی به پرداخت ده ها میلیون دلار خسارت محکوم شده، چرا باید او چنین کند؟!
نوشته های قبلی من درباره خاندان هاشمی:

/----------/اگر کسی مکالمه خامنه ای را نیز ضبط کند، آیا باز هم شاکی می شوید؟! چه فرقی است بین مهدی هاشمی و خامنه ای؟! آیا کار نیک اهنگ، اخلاقی و قانونی بوده است؟! 


/----------/بازی پلید دیگری از خاندان هاشمی: انتشار مکالمه نیک آهنگ و مهدی هاشمی! /این رخداد، شبیه کتک خوردن فائزه هاشمی از انصار حزب الله است!


/-----------/حکایت گیس کشی مهدی هاشمی و مجتبی خامنه ای...!/زمانی که همسر مهدی هاشمی در مطبوعات، مجتبی خامنه ای را عقیم می خواند!

 


/----------/ چرا سگ خامنه ای، صد شرف دارد به هاشمی رفسنجانی؟!/ یادمان نرفته، فائزه پول می داد تا انصار حزب الله، او را کتک بزنند!