جمعه، آبان ۱۹، ۱۳۹۱

مقایسه دو تصویر، با شرف بودن و بی شرفی..!/ستار بهشتی زیر خاک بخاطر وبلاگ / مهدی هاشمی، بستری در بیمارستان و در حال خندیدن به ریش ملت ایران

صفحه فیسبوکی دهه پنجاه 

سه‌شنبه، آبان ۱۶، ۱۳۹۱

کشتن ستار بهشتی در زندان، خود به تنهایی جنایت علیه بشریت محسوب می شود، و نه تنها خامنه ای، همه سران رژیم در این جرم شریک هستند.

در مفهوم حقوقی، و با دیدگاهی که بر گرفته از اعلامیه جهانی حقوق بشر است، هر انسانی با دیگر انسان ها مساوی است، ولی هر انسان، به تنهایی و به خودی خود، بسیار مهم و با ارزش است.

لذا، در معرفی جنایت علیه بشریت می خوانیم:

Crimes against humanity, as defined by the Rome Statute of the International Criminal Court Explanatory Memorandum, "are particularly odious offenses in that they constitute a serious attack on human dignity or grave humiliation or a degradation of one or more human beings.

با تعریف فوق، جنایت علیه بشریت، عملی است که صدمه جدی به کرامت انسانی یک یا تعدای از شهروندان وارد کند.

یعنی برای دست زدن به جنایت علیه بشریت، نیازی نیست که مانند بشار اسد، ده ها هزار انسان با هم کشته شوند، عملی که به کرامت انسانی یک شهروند، صدمه جدی وارد کند، خود جنایت علیه بشریت است.

کشتن ستار بهشتی، جنایت علیه بشریت است و نه تنها خامنه ای، کل سران رژیم در آن شریک هستند

امروز در اخبار ایران، خبر دردناکی منتشر شده است که قلب آدمی را به درد می آورد، جوانی سی و پنج ساله، تنها به جرم فعالیت فیسبوکی، بازداشت می شود و بعد از مدتها شکنجه، به نحو مشکوکی در زندان جان می بازد.

شکنجه یک انسان و یا کشتن او، بنا به ماده هفتم (مواد اف و بی)  اساس نامه "دیوان کیفری بین المللی"، در صورتی که به صورت نظام یافته و برنامه ریزی قبلی انجام گیرد، جنایت علیه بشریت محسوب می شوند. (منبع)

ما شاهد موارد بی شماری از شکنجه و کشتن اهل قلم و یا آزادی خواهان ایرانی بوده ایم، و در اینکه چنین اعمال کثیفی، به صورت نظام یافته و با برنامه ریزی قبلی صورت می گیرد، هیچ شکلی وجود ندارد.

در این میان، تنها خامنه ای یا احمدی نژاد مسول و جنایت کار محسوب نمی شوند، بلکه تمامی سران رژیم و تمامی افراد جنایتکاری که در شکنجه، بازداشت و یا کشتن او دخیل بوده اند، یک جنایتکار محسوب می شوند.

صدای خواهر ستار بهشتی را در زیر می توانید بشنوید.

 می گوید: برادرم به چه جرمی مرد، به جرم بی گناهی...خون سیاوش تا ابد زنده است....


گفتند قبر بخرید، قبر خریدن دروغ است. گفتند قبر بخرید، قبر خریدن دروغ است. برادرم ۳۵ سال داشت، سنی نداشت، برای چی؟ فقط بگید برای چی برادرم مرد؟ تو را خدا به چه جرمی برادرم مرد. به جرم بی گناهی، به جرم بی گناهی ، به جرم بی گناهی ، به جرم بیگناهی اگه مرگ است، مرگ سیاوش است. تا ابد زنده است. ما افتخار می کنیم. اگر واقعا برادرم به جرم بیگناهی رفته ما افتخار می کنیم به او. از حالا تا فردای قیامت من خواهر ستار بهشتی هستم. خوش به حالم. افتخارم....سرم بالاست برادرم قاچاقچی نبود، معتاد نبود، ناموس دزد نبود، میهن فروش نبود، برادرم صاف و ساده از همه محل بیاید بپرسید می گویند روی سر این بچه قسم می خوریم.





              چند نوشته قبلی: 


جمعه، آبان ۱۲، ۱۳۹۱

اسلام با اخلاق در تضاد است و نماد پیلدی و پلشتی است./ «اخلاق اسلامی» نیز مانند «روشنفکر اسلامی» عبارت خنده آوری است!

ساخت عبارتی مانند «روشنفکر دینی» مانند ساخت عبارتی چون «آدم کش دلرحم» یا «دزد امین»، مضحک است.

همانطوری که هیچ دزدی امین نیست، هیچ فرد دینداری نیز روشنفکر نمی تواند باشد، اصولا روشنفکر تعریف مشخصی دارد و به کسی گفته می شود که به همه چیز به دیده انتقاد می نگرد، حال آنکه روشنفکر دینی، تنها وظیفه اش ماله کشی بر عیب های اسلام است.

قبلا در اینجا به تفضیل نوشته بودم که:

اصولا روشنفکر دینی وجود خارجی ندارد، چه آنکه اصولا این عبارت، جمع نقیضین است و روشنگری و آزادی اندیشی با دینداری جور در نمی آید./روشنفکر معنای مشخصی دارد، روشنفکر کسی است که از تفکر و تعقل نمی ترسد، حتی اگر نظرش با نظر قشر عامی جامعه در تعارض باشد، و اینچنین رفتاری در تناقض است با دینداری./دین اسلام چیزی که است که صدها سال است که خود را تیرگی و تاریکی نگه داشته است و جوهره این دین، بر اساس نیاندیشیدن و نپرسیدن است/روشنفکر دینی به شکلی مضحک در پی توجیه دین است، و صد البته که توجیه با روشنگری و روشنفکری زمین تا آسمان تفاوت دارد، چه آنکه روشنفکری بی هیچ قید و بندی در پی اندیشیدن بی قید و بند صحیح است

حال بپردازیم به عبارت مسخره دیگری به نام اخلاق اسلامی!

تعریف اخلاق مشخص است، تعریف خوب از بد در رفتار و کردار انسان ها.

حال اگر به اسلام و الله آن نگاهی بیاندازیم، می بینیم که هر دو با اخلاقیات، به شدت در  تناقض هستند.

در قران به صراحت دستوراتی مبنی بر کتک زدن زنان (منبع)، بچه بازی(منبع)، دستور به قطع کردن دست(منبع)، کشتن انسان ها(منبع)، آزار کسانی که طرز دیگری می اندیشند وجود دارد(منبع)، هر کودک شش ساله ای می داند که این اعمال، به صورت مشخص در تضاد با اخلاق هستند.

در حقیقت اسلام، ملغمه ای از دستورات بشدت غیر اخلاقی و غیر انسانی است و عمل به دستورات این دین، فاجعه ای را به بار می آورد که در ایران امروز، آنرا می بینیم.

دینی که پیامبرش بچه بازی می کرده و برده داشته است (منبع)، به زن شوهر دار تجاوز کرده است(منبع)، چطور می تواند مدعی اخلاق باشد!؟

برای بازگرداندن اخلاق به جامعه، باید درباره این دین روشنگری صورت پذیرد.

نام این شخص، حجت السلام حسینی است و برنامه ای به نام اخلاق در خانواده داشته است! در اینجا می توانید داستان اینکه چطور  همسرش در آفتابه او اسید ریخت را ملاحظه کنید...! 

برای دیدن مطالب چند روز گذشته، به منوی سمت راست مراجعه فرمایید.

 مطلب دیروز:


پنجشنبه، آبان ۱۱، ۱۳۹۱

جفتک اسلامی-آخوندی...!




 مطلب دیروز:

چهارشنبه، آبان ۱۰، ۱۳۹۱

بر اساس این اسناد، رد اختلاس سه هزار میلیارد تومانی به صورت مشخص به دفتر خامنه ای می رسد...!

در این نوشته می بینید که چطور  محمد جهرمی، شخصا در اختلاس سه هزار میلیارد تومانی دست داشته است.

محمد جهرمی، داماد ناطق نوری است و ناطق نوری نیز بازرس ویژه بیت (!) رهبری و خامنه ای است.

در زمانی که جهرمی استاندار فارس بوده است، بدون کنکور وارد دانشگاه شد و شروع به تحصیل در دانشگاه شیرار کرد، دانشجویان آن دوره همه شهادت می دهند که  زمانی که استاد وارد کلاس می شد، تنها دانشجویی که جلوی پای او نمی ایستاد، محمد جهرمی بوده است(!).

در اسناد فوق می بینیم که او شخصا، در این ماجرا دخیل بوده و با توجه به اینکه بالاترین سمت بانکی را نیز داشته است، نفر اصلی این اختلاس در سیستم دولتی، شخص محمد جهرمی است.

چگونه است که در بین متهمین، اصولا اسمی از این شخص وجود ندارد و حتی پای او به دادگاه نیز نرسیده است؟! 

نکته وقتی خنده دار می شود که می بینیم بعد از افشای این اختلاس (بر اثر درگیری بین جناح های سیاسی رژیم)، او با پر رویی تمام، دیگران را مسول این اختلاس معرفی می کرده و خودش را قهرمانی جا زده بود که این اختلاس را لو داده است!

اینکه او از مصونیت برخوردار است، تنها نشان می دهد که خامنه ای شخصا در این ماجرا دخالت کرده و اجازه نداده است که او را دستگیر کنند...!!

مطلبی دیگر در اینباره:



 مطلب دیروز:

سه‌شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۹۱

زندانی شدن فائزه و مهدی هاشمی، تنها بازی رژیم است برای محبوب کردن آنها تا با نشاندن آنها در مسند قدرت، مشروعیت بخرند.

صد البته که بین احمدی نژاد (ملیجک خامنه ای) و هاشمی رفسنجانی، دعوایی در جریان بوده است، و صد البته این دعوا، تنها بر سر قدرت است و لاغیر.

هاشمی رفسنجانی همان جنایتکاری بوده که خامنه ای را به عنوان رهبر جا زد و نقش بسیار مهمی در روند دیکتاتور شدن این رژیم و سرکوب آزادی خواهان بر عهده داشته است.

اینکه دعوایی بین خامنه ای و هاشمی در جریان است، از هاشمی رفسنجانی، یک قدیس نمی سازد، مگر نه آنکه عبدالمالک ریگی و یا مجاهدین خلق نیز با خامنه ای مشکل دارند!؟

چند واقعیت وجود دارد که ما باید آنها را کنار هم بچینیم:

-          هاشمی غم حق مردم را ندارد، فکر جیب مبارک خود و غارت بیشتر کشور است.
-          به یاد بیاوریم که افرادی مانند محسن رفیقدوست هم در این نظام هستند، زمانی قدرت بسیار داشته اند، اما چون احمدی نژاد بر سر کار آمد، تنها قدرت آنها را کمی محدود کرد و صد البته که همچنان صمیمانه ترین روابط را با خامنه ای دارند و همچنان نیز به غارت بخشی از کشور مشغول هستند.
-          در این مرحله، هاشمی رفسنجانی اگر بخواهد سیاست را کناری بنهد و با احمدی نژاد دعوا نکند، خیلی راحت می تواند چنین کاری کند و پیری خود را به آسایش سپری کند.
در حقیت دعوای بین رفسنجانی و خامنه ای، یک بازی احمقانه است، و همه دعواها بر سر لحاف ملا است.

رژیم خامنه ای، اگر در انتخابات بعدی، نتوانند تعداد قابل توجهی از مردم را به پای صندوق رای بکشانند، صدمات بسیاری را متحمل خواهند شد، چون با توجه به بحران اقتصادی وحشتناک، مردم عادی جامعه نیز به آزادی خواهان معترض خواهند پیوست.

چیزی که می تواند رژیم را نجات دهد، تنها برگزاری یک انتخابات پر شور ،مانند انتخابات سال 76 و حضور خاتمی با رای بالا در مسند ریاست جمهوری است. چنین انتخاباتی، هم رژیم را بیمه می کند و و هم خطر سقوط رژیم را از بین می برد.

به این منظور، رژیم نیاز به مهره ای دارد که نزد عموم مردم، مقبولیت یابد و توان این را داشته باشد 
که رای بسیاری جذب کند و از همه مهمتر، مورد اعتماد سران رژیم نیز باشد.

شاید بهترین روش مشروعیت بخشیدن به یک نفر در رژیم جمهوری اسلامی، زندانی کردن او باشد و صد البته که سران رژیم نیز به این مهم واقفند.

به این دلیل است که مهدی هاشمی، زندگی راحت خود را در لندن رها می کند و به زندانی در ایران باز می گردد، تا روسه قهرمان سازی آغاز شود. حتما قبل از انتخابات، او نیز آزاد می شود یا در انتخابات شرکت می کند یا بازی گردان یک کاندیدای دیگر (مثل خاتمی یا یکی دیگر از اصلاح طلبان) خواهد شد...!

در حقیقت، زندانی شدن مهدی هاشمی، مشروعیت بخشیدن به او در میان عامه مردم است. رژیم به موقع از مهدی هاشمی که برای برخی از افراد جو گیر بت شده، استفاده می کند و با نشاندن او در مسند قدرت، به رژیم مشروعیت می بخشد...!

به یاد بیاورید که فائزه هاشمی رفسنجانی، قبل از انتخابات مجلس، به انصار حزب الله پول می داد تا او را هنگام دوچرخه سواری کتک بزنند و او بین مردم عادی محبوب شود...! و دغل بازی او نیز جواب داد، در آن انتخابات، نفر اول تهران شد...!

برای دیدن چند نوشته اخیر من، به منو سمت راست مراجعه فرمایید. 

مطلب مشابه: 

مهدی هاشمی رفسنجانی در جلوی دادگاهی در لندن، او اخیرا به علت شکنجه و آزار یکی از تاجران، به پرداخت خسارت کلانی محکوم شده است (توضحیات بیشتر