چهارشنبه، مرداد ۱۸، ۱۳۹۱

مسئولین با سواد و آی کیوی سایت تابناک، آدم عاقل که اسم کشور را ترجمه نمی کند! /کشف کشور بوقلمون توسط سایت تابناک!

سایت تابناک، وابسته به محسن رضایی (قاچاقچی معروف سیگار و فرمانده پیشین سپاه)، در بخش ورزشی خود، کشور ترکیه را کشور بوقلمون (!) ترجمه کرده است.

از این صفحه تابناک هم اسکرین شات گرفته ام و هم آنرا فریز کرده ام که این شاهکار از بین نرود!!
 (به انتهای جدول مراجعه فرمایید)





-------------------چند نوشته این وبلاگ  درباره محسن رضایی: 
اینجا و اینجا

------------------------------نوشته های دیگر چند روز پیش این وبلاگ:



سه‌شنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۹۱

در نبرد سوریه و اسراییل، چگونه تانک های سوریه ای «درو» شدند؟!

چند شب پیش برنامه مستند بامزه ای دیدم که اینجا خلاصه اش را می نویسم:
در زمان جنگ اعراب در سال 1973، علی رغم اینکه شوروی تا جایی که می توانست سوریه را مسلح کرده بود، اما سوریه شکست سختی خورد.
شاید مهمترین عامل شکست در جنگ زمینی (که سرنوشت جنگ را عوض کرد)، حمله گروه پیشرو تانک های سوریه بود. سوریه با پانصد تانک به ضعیف ترین قسمت مرز اسراییل حمله کرد، در جایی که اسراییل تنها چهل تانک داشت.
این چهل تانک، نتیجه جنگ و تاریخ منطقه را عوض کردند!  چرا که علی رغم تعداد کم، تمامی تانک های سوری را نابود کردند.
تعداد تانک های سوری، یازده برابر تعداد تانک های اسراییلی بوده است، اما نکته بامزه اینجا بود که برد تانک سوری دو کیلومتر بوده، اما توپ تانک های اسراییلی، سه کیلومتر برد مفید و دقیق داشته است!
نکته بعدی اینجا بوده که لوله توپ تانک های ساخت شوروی، به سمت پایین حرکت نمی کرده و نمی توانسته به سمت پایین شلیک کند( تنها یک اشکال فنی کوچولو!) ولی تانک های اسراییلی به راحتی می توانستد به سمت بالا شلیک کنند، لذا خودشان را در موقعیت پاییتری از تانک های سوری قرار داده بودند...!!
بدین ترتیب، تانک های سوری «درو» می شوند...!!
توضیحات بیشتر در ویکی 
--------------نوشته دیگر امروز من:



دوشنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۹۱

بازداشت وبلاگ نویسان، نشان می دهد چقدر این رژیم لرزان است که با تایپ چند کلمه، اینچنین بنیادش به لرزه می افتد!

بنا به گزارش های رسیده، عباس خسروی فارسانی، دانشجوی دوره دکتری فلسفه، و وبلاگ نویس به دلیل داشتن وبلاگ و انتقاد از رژیم اسلامی در آن، بازداشت شده و مدت بیست روز مورد آزار و شکنجه قرار گرفته است. اکنون او با وثیقه ای سنگین موقتا آزاد شده تا دادگاه حکم مجازات برای او صادر کند.

نکته اینجاست که دادگاه نمایشی قصد دارد بر اساس اعترافات و مدارکی که وزارت اطلاعات طی بیست روز آزار این جوان فراهم کرده است، برایش حکم صادر کند، و این عمل، در تمام دنیا احمقانه محسوب می شود، چه آنکه اعترافاتی که زیر شکنجه اخذ شده باشد، فاقد هیچ ارزش حقوقی است.

ده ها وبلاگ نویس و فعال اینترنتی، در بازداشت به سر می برند. از حسین رونقی ملکی گرفته تا عباس خسروی. حتی رژیم با بی شرمی، به گروگانگیری و آزار خانواده وبلاگ نویسانی که خارج از کشور هستند، اقدام می کند، مثلا پدر بی گناه یاشار خامنه را گروگان می گیرند و درخواست  می کند وبلاگ نویس به کشور بازگردد تا پدرش را رها سازند!!

در جمع بندی واکنش های وحشیانه رژیم، تنها می توان نتیجه گرفت که این رژیم بسیار لرزان تر از آن چیزی است که همه تصور می کنند! براستی، چگونه حکومتی است که با تایپ چند کلمه بر روی کیبورد، اینچنین به لرزه می افتد و اینچنین دیوانه وار به گروگانگیری و شکنجه کردن نویسندگان روی می آورد؟!

سران رژیم اسلامی، ناتوان از فهم این نکته هستند که این بازداشت ها و آزارها، ما وبلاگ نویسان را مصمم تر می کند!

بازداشت وبلاگ نویسان باعث قاطعیت بیشتر ما وبلاگ نویسان، در ادامه راه خودمان می شود و ما وبلاگ نویسان، به چشم خود می بینم که کار ما چقدر اثر مثبت دارد؛  ارزش کار خود را در می یابیم و به اهمیت مسئولیت و وظیفه خود در روشنگری، آگاهی بیشتری می یابیم.

آرزو دارم که دادگاه، هر چه زودتر حکم تبرئه این وبلاگ نویس فهمیده و شجاع را صادر کند.

پیوند به وبلاگ آقای عباس خسروی فارسانی

پی نوشت یک: 
بازداشت وبلاگ نویسان داخل کشور، بار مسئولیت فعالین وب نگار و ساکن خارج ایران  را صد چندان می کند، مباد که لحظه ای نوتبوک و قلم را کناری بگذاریم! 

پی نوشت دو:
بیانیه کانون وبلاگ نویسانایران را در زیر می بینید:

کانون وبلاگ نویسان ایران، بازداشت و آزار عباس خسروی فارسانی (وبلاگ نویس) را رفتاری شرم آور و نقش آشکار حقوق بشر می داند.
بنا به گزارش های دریافتی، عباس خسروی فارسانی، عضو کانون وبلاگ نویسان ایران که  دانشجوی دوره دکترای فلسفه غرب در دانشگاه اصفهان است، مدت بیست روز را در بازداشت اداره اطلاعات استان اصفهان سپری کرده و به شدت مورد آزار قرار گرفته است. او اکنون با وثیقه ای سنگین به صورت موقت آزاد  و منتظر صدور رای توسط دادگاه است.

کانون وبلاگ نویسان ایران، ضمن اعتراض به بازداشت، سیر غیرقانونی پرونده، و بد رفتاری های صورت گرفته با این وبلاگ نویس، خواستار تبرئه فوری او در دادگاه است. باید به قاضی آن دادگاه یادآور شد که صدور حکم مجازات، در حالی که متهم (شاید کلمه قربانی بهتر است)، مدت بیست روز مورد آزار بی رحمانه قرار گرفته است، توهین به نام «دادگاه و عدالت» است.

قاضی پرونده ای که حاضر گردد برای یک نویسنده، صرفا به دلیل اظهار نظر خود و علی رغم سیر غیر قانونی پرونده، حکم مجازات صادر کند، شان خود و دادگاه را به زیر سوال برده است.

کانون وبلاگ نویسان ایران، از قاضی پرونده می خواهد قبل از صدور حکم، حداقل برای لحظه، به وجدان خود رجوع کند.
کانون وبلاگ نویسان ایران
------------------------------نوشته های دیگر چند روز پیش این وبلاگ:

شنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۹۱

شاهزاده عزیز، آهسته بران! حق حاکمیت مردم و عدالتخانه، آرمان جنبش مشروطه بود که در پادشاهی محمدرضا شاه، زیر پا گذاشته شد!

رضا پهلوی بیانیه ای درباره جنبش مشروطه صادر کرده و آنرا تقدیر کرده است، صد البته که نفس این اقدام پسندیده است. اما انتقاد جدی بر یکی از نکات مطرح در آن نوشته وارد است، چرا که او نوشته است:

" با این همه، در چهار دهۀ پس از پایان اشغال کشور، رشد و توسعۀ اقتصادی و صنعتی ایران، تأمین بسیاری از آزادی ها و حقوق مدنی و سیاسی زنان، اصلاحـات ارضی و تثبیت روابط دوستـانه و مسالمت آمیز ایران با همۀ اعضای جامعۀ بین الملل، می رفت که همۀ هدف های اساسی انقلاب مشروطه تحقق یابد. دریغ که بار دیگر- و این بار نه دخالت و تهاجم دولت های بیگانه - پدیده ای نامبارک که انقلاب ویرانگر و پس گرای اسلامی باشد، حرکت جامعۀ ایران را به سوی پیشرفت و آزادی و دموکراسی متوقف ساخت و همۀ دستاوردهای بزرگ مردمش را برباد داد. امروز از ایرانی که در راه پیشرفت و رفاه و امنیت و صلح و مدارا شتابان پیش می رفت حتّی سایۀ کم رنگی نیز بر جای نمانده است."

شخصا از چند اقدام بسیار مثبت رضا پهلوی، بسیار دفاع کرده ام و او را شخصی می دانم که مانند بسیاری دیگر از ایرانیان آزادی خواه، دغدغه دمکراسی برای ایران را دارد، اما اقدامات مثبت هیچ کسی، نباید او را مصون از انتقاد کند.

این بیانیه اخیر ایشان و این جمله «می رفت که همۀ هدف های اساسی انقلاب مشروطه تحقق یابد.» مرا کمی آزار داده است و ناچارم به آن پاسخ گویم:

در نقد این سخن آقای پهلوی، ابتدا نکات ذیل را باید مد نظر داشت:

-          واقعیت این است که استانداردهای یکصد سال پیش همه جای دنیا در زمان جنبش مشروطه ، با استانداردهای امروز، بسیار متفاوت بوده است! شاید در آن موقع، صحبت از حق رای زنان و حقوق بشر، اصولا معنا و مفهومی نداشت.
-          اعلامیه جهانی حقوق بشر قریب شصت و اندی سال قبل، به صورت رسمی به امضا درآمد (هر چند قبل از آن در قانون اساسی فرانسه و برخی اسناد حقوقی، قوام خود را یافته بود.)
-          اما نمی توان منکر شد که جنبش مشروطه، بر اساس بنیادهای ساده ای چون اداره جامعه توسط مردم و یا عدلیه بنا شده بود.
-          خود رضا پهلوی چندی قبل، با شجاعت نقض حقوق بشر در زمان پدرش را قبول کرده بود و آنرا محکوم کرده بود(اینجا).
-          نمی توان منکر این  شد که در دوران محمد رضا شاه، تلاش بسیاری برای ارتقا جامعه در تمام ابعاد شده است، هیچ کسی منکر توسعه و پیشرفت کشور در دوران محمد رضا شاه نیست، نگارنده حتی منکر این نیز نیست که با اجرای برنامه های هوشمندانه ای چون "سپاه دانش"، تلاش شده بود که مردم با سواد شوند. اما مگر توسعه و پیشرفت کشور، فقط ساخت پل و راه آهن است!؟ واقعیت این است که محمد رضا شاه، زمینه فعالیت سیاسی را در جامعه از بین برد و این فضای بسته، جامعه ایران را با بن بستی مواجه ساخت که به انقلاب انجامید.
دو حقیقت است که برای برخورد منصفانه با این نوشته اخیر آقای  رضا پهلوی، نباید آنرا کتمان کرد:

-          یک: نمی توانیم  از شاه و جامعه پنجاه سال قبل ایران، توقع رفتاری برابر رفتار مردم فرانسه در سال 2012 را داشته باشیم، و بر اساس آن استاندارد ها، شاه را مورد قضاوت قرار دهیم و مثلا بگوییم چرا مانند رییس جمهور کنونی فرانسه، با مطبوعات برخورد نکرده است!   
-          دو: همزمان نمی توان این واقعیت را ندیده گرفت که حکومت مردم بر مردم و عدلیه (عدالت و دادگاه مستقل)، بنیان و اساس خواسته جنبش مشروطه ایران است.
یک مجلس موسسانی که توسط مظفرالدین شاه در تاریخ چهادهم مهرماه 1285 تاسیس شده و قانون اساسی اولیه ایران را تدوین کرد، عملکرد محمد رضا شاه پهلوی، عملا در تناقض با آن قانون اساسی بوده است!

خواسته های مردم ایران در جنبش مشروطه، بنا شده بر دو بنیان بود، یکی حاکمیت مردم بر مردم و دیگری داشتن دادگاه.

براستی آیا صدور حکم زندان برای ده ها زندانی سیاسی، انصاف بوده است؟! مگر نه اینکه این احکام غیر عادلانه و سیاسی ، در تناقض آشکارا با یکی از اصلی ترین خواسته های جنبش مشروطه قرار دارد؟!

خواسته های جنبش مشروطه، فقط توسعه اقتصادی کشور نبود، بلکه وجود عدالت (به عنوان یکی از اساسی ترین بنیان های دمکراسی) و حکومت مردم بر مردم بوده است. محمد رضا شاه پهلوی، با اعلام حکومت تک حزبی در ایران و یا آزار زندانیان سیاسی و مخالفین خود، دقیقا این خواسته ها و آرمان ها را زیر پا گذاشت!

برای داشتن حکومتی خودکامه، باید حق رای مردم را زیر پا گذاشت و برای ساکت کردن مخالفین، باید عدالت را لگد مال کرد و دهان آنها را دوخت، این واقعیتی است که در زمان محمد رضا شاه پهلوی، رخ داده است. 

محمد رضا شاه، در مقابل تظاهرات مردم، حاضر نشد حمام خون راه بیاندازد و قدرت را واگذار کرد، این جای ستایش دارد و باید تایید کرد که او آدم کش نبود، مدیریت نسبتا خوبی نیز برای اداره  کشور داشت،  اما همزمان نمی توان منکر این شد که عدالت و حق رای مردم را زیر پا گذشت و این تضییع حق مردم ایران  و آزادی خواهان معترض بوده است! 

برای جلوگیری از رخداد یک اتفاق بد، اولین قدم به رسمیت شناختن آن رخداد است!


انکار چنین تضییع حقی، بی حرمتی به آن آزادی خواهانی است که در زمان شاه، خواستار دمکراسی و حاکمیت مردم شده بودند...! 


------------------------------نوشته های دیگر چند روز پیش این وبلاگ:

جمعه، مرداد ۱۳، ۱۳۹۱

احمدی نژاد یک ریال هم از پاکدستی فاصله نگرفته، اما 240,000,0000,000,000,000 ریال ضرر زده است...!!

احمدی نژاد باز مرزهای وقاحت را شکسته است و گفته است: که او  و دولتش، حتی یک ریال از پاکدستی فاصله نگرفته اند! این موجود بی شرم، گفته است:

"احمدی‌نژاد با بیان اینکه تعهد دولت به عدالت، پاکی و پاکدستی بوده است، اظهار داشت: در جریاناتی که طی سال‌های اخیر علیه دولت ایجاد شد، هیچ کس نتوانست اثبات کند که دولت به اندازه یک ریال از پاکدستی فاصله گرفته است؛ البته هیچ‌کس کامل و مطلق نیست و قطعاً ضعف‌هایی در بسیاری از امور، از جمله تصمیم‌گیری‌ها وجود دارد، اما این ضعف آنگونه نیست که مطرح می‌شود و اینکه دولت را به سوءاستفاده و حمایت از سوءاستفاده‌کنندگان متهم می‌کنند، هرگز صحیح نیست. رییس جمهور ادامه داد: اگر پسر بنده نیز اقدامی خلاف انجام داده و قدمی کج بردارد، با او شدید‌تر از کسانی که تخلفات میلیاردی کرده‌اند، برخورد خواهم کرد. "

این در حالی است که تنها چندی پیش، یک اختلاس سه هزار میلیارد تومانی صورت گرفته که معاون های وزیر او و یا رییس بانک مرکزی (که به صورت غیر مستقیم توسط او انتخاب می شود)، توسط همان دادگاه های فرمایشی رژیم، محکوم شده اند!

البته که دزدی و فساد رژیم و احمدی نژآد، در میان کشورهای دنیا بی نظیر است، اما نکته اینجاست که دزدی های چند میلیاردی این اشخاص، در مقابل ضررهایی که کشور ایران، به دلیل مدیریت غلط آنها متحمل می شود، صدها برابر بیشتر است.

به عنوان مثال، برخی از ضررهایی که دولت احمدی نژاد با مدیریت غلط خود به کشور ایران زده است را در اینجا ذکر می کنم:

مهمترین خیانت احمدی نژاد ایجاد بحران بین المللی است که در نتیجه آن وضع اقتصادی مردم به این وضع فجیع درآمده است.دو بحران توسط احمدی نژاد ایجاد شده است:

-          ایران در منطقه از دو گروه تروریستی حزب الله و حماس حمایت می کند خود مردم فلسطین و لبنان نیز از دو گروه یاد شده متنفر هستند و معتقدند این گروه های تروریستی یاده شده بشدت فاسد بوده و فقط بدلیل منافع خودشان از ایجاد صلح با اسراییل جلوگیری می کنند. بدلیل حمایت ایران از گروه تروریستی فوق، تمام کشورهای پیشرفته و متمدن دنیا با دولت ایران اختلاف دارند.

-          ایجاد بحران هسته ای و پیگری ساخت بمب اتم که تحریم های بین المللی را برای ایران به همراه داشته است.

بابت دو بحران یاد شده ، فشارها و ضرر های اقتصادی فراوانی به مردم ایران وارد شده که رئوس آن به شرح ذیل است:

-          رژیم ایران در معرض خطر حمله آمریکا و  اسراییل است، و برای اینکه رژیم جلوی این حملات را بگیرد، ناچار است که به دولت های روسیه و چین، باج بدهد.
به عنوان مثال، در عوض حمایت از ایران، سهم ایران را در منابع نفتی و گازی دریای خزر از پنجاه درصد طبق قرارداد سال 1949 به یازده درصد کاهش داده است. با توجه به اینکه تاکنون بیش از پنجاه میلیارد بشکه نفت در میادین نفتی دریای خزر کشف شده است، این به معنی از دست رفتن بیست میلیارد بشکه نفت از ثروت مردم ایران است که به رقم افسانه ای دوهزار میلیارد دلار(دو تریلیون دلار) می رسد. این به معنی 30000دلار یا شصت میلیون تومان پول از جیب هر ایرانی است.

-          به دلیل بحران های فوق، شورای امنیت، تحریم های زیر را برای ایران در نظر گرفته است، و ما ضررهای زیر را متحمل شده ایم:

الف- علی رغم اینکه ایران بهترین موقعیت جغرافیایی را برای سرمایه گذاری دارد، اما به دلیل تحریم و ایجاد بحران های بین المللی توسط احمدی نژاد، هیچ شرکت خارجی در ایران سرمایه گذاری نمی کند. لذا در میادین مشترک نفتی با کشورهای همسایه چون قطر ، آنها مشغول استخراج هستند و سهم ما را نیز آنها می فروشند. میلیاردها دلار از ثروت کشور ها در حال تاراج به این شیوه است.

ب- به دلیل نبود سرمایه گذاری خارجی در صنعت نفت و گاز و از طرفی چون شرکت های صاحب تکنولوژی به دلیل تحریم حاضر به انجام کار در ایران نیستند، بهره وری ما برای استخراج نفت بسیار پایین آمده است و میلیاردها بشکه نفت برای همیشه در اعماق چاه ها باقی می ماند. ضریب برداشت نفت در ایران 24 درصد است در حالی که در نروژ ای نرقم 65 % است ، یعنی ما دو برابر نفتی که صادر می کنیم، را نابود می کنیم.این به معنی از دست دادن نه هزار میلیارد دلار پول است. (عصر ایران – یک اسفند به نقل از رییس پژوهش نفت ایران)

ج- به دلیل تحریم های بانکی بین المللی ما برای صادرات و واردات، ناچار هستیم از بانک های کشورهای ثالث استفاده کنیم که برای کشورما هزینه ای حدود ده درصد به همراه دارد. یعنی 10% تمام صادرات و واردات کشور را باید به یک کشور ثالث مانند امارات برای استفاده از سیستم بانکی آنها، باج بدهیم، یعنی رقمی حدود بیست میلیارد دلار در سال!

-          سالیانه بیش از 180000نفر از متخصصین تحصیل کرده ایرانی به دلیل نبود امنیت و فرصت شغلی از ایران فرار می کنند که طبق امار صندوق بین المللی پول، به معنی از دست دادن پنجاه میلیارد دلار پول است.در حالی که اگر امنیت اقتصادی بود، ما به بیش از این افراد تحصیل کرده برای ساختن و توسعه ایران نیاز داشتیم.

جمع بندی :

با یک جمع و ضرب ساده، می توان نتیجه گرفت که در نتیجه مدیریت احمدی نژآد، کشور ما با ضرر اقتصادی دوازده هزار میلیارد دلار، مواجه شده است...! اگر بخواهم این رقم را به ریال بنویسم، چنین می شود: 
240,000,0000,000,000,000 ریال

فکر می کنم این عدد، چنین نوشته می شود: دویست و چهل میلیون میلیارد ریال!

این رقم به معنای دزدیدن سه و نیم میلیارد ریال، از جیب هر ایرانی است...!!

این بخشی از ضررهای مردم ایران است،ضررهای پنهان دیگری نیز وجود دارد:

از بین رفتن زیربناهای صنعتی،عدم توسعه کشور،عدم سرمایه گذاری خارجی در صنعت ایران،کیفیت پایین زندگی مردم، افسردگی بیش از اندازه، نبود خدمات پزشکی، تحقیر ایرانیان در سرتاسر دنیا و  کوتاه شدن عمر مردم و ... ضرر هایی دیگری است که اصلا نمی شود بر روی آن رقمی گذاشت...!!

-------------نوشته های مرتبط با موضوع زلزله در این وبلاگ





------------------------------نوشته های دیگر چند روز پیش این وبلاگ:








  





حتی اگر خامنه ای هیچ جنایتی هم نکند، همین حضور بی کفایتش در مصدر قدرت به معنای به خطر انداختن جان ده ها میلیون انسان است...!

خامنه ای برای ماندن در قدرت و ادامه غارت کشور ایران، از هیچ جنایتی فروگذار نکرده است، از کشتن آزادی خواهان و تجاوز جنسی و شکنجه گرفته تا بخشش منابع زیر زمینی نفتی ایران به چین و روسیه تا از او حمایت کنند. 

در یکی از نوشته های گذشته خود، با یک ضرب و جمع ساده، نتیجه گرفته بودم که تنها در این چند ساله، مبلغ یکصد و شصت هزار دلار از جیب هر ایرانی به غارت رفته است! (اینجا آنرا بخوانید یا اینجا را)

حال تصور کنیم که خامنه ای، دست از جنایت برداشته و دیگر ندا و سهراب ها را در خیابان نمی کشد، اما باز به صرف اینکه در مصدر قدرت قرار دارد، مشغول جنایت علیه بشریت است!

شاید تنها مرگ بتواند به زندگی ننگین این آدم کثیف پایان دهد!

معاون وزیر کشور اخیرا گفته است:

"رئیس سازمان مدیریت بحران کشور با اشاره به ضرورت مقاوم‌سازی بافتهای فرسوده گفت: در حال حاضر حدود 72 هزار هکتار بافت فرسوده شهری و روستایی با جمعیتی بیش از 10 میلیون نفر در سطح استانهای مختلف کشور وجود دارد."

به دیگر عبارت، ده میلیون انسان در ساختمان هایی زندگی می کنند که حتی یک زلزله پنج ریشتری می تواند آن ساختمان ها را فرو بریزد و بکشد!

در کشوری که نود و پنج درصد آن زلزله خیز است، این یعنی یک فاجعه تمام معنا! مانند این است که جان ده میلیون انسان، به طنانی سست بند است و هر لحظه امکان پاره شدن آن است!

بدون شک هر نظام مردمی که بر سر کار باشد، فورا این انسان ها را از این بافت ها خارج می کند (حتی اگر به قیمت ساکن کردن آنها در خانه های موقت باشد) و فورا در یک برنامه ملی، این مناطق را بازسازی می کند. ایران کشور فقیری نیست که مردمش مجبور به تحمل چنین خطری باشند. 

افسوس که این رژیم بی کفایت و فاسد، نه شعورش را دارد، نه جان مردم ایران برایش مهم است!

 رژیم فاسد و بی کفایت، برای جلوگیری از وقوع فاجعه، با حوزه علمیه قم قرارداد می بندد  و پول کلانی را به ملاها می دهد تا آنها برای جلوگیری از وقوع زلزله دعا کنند..!


به دیگر عبارت، تنها سر کار ماندن خامنه ای، به معنای به خطر افتادن جان ده میلیون نفر از هموطنان ما است...!

(این تصویر تقلبی نیست، واقعا تصویر خبرگزاری است، باور ندارید، سرچ کنید!)

-------------نوشته های مرتبط با موضوع زلزله در این وبلاگ








------------------------------نوشته های دیگر چند روز پیش این وبلاگ: