‏نمایش پست‌ها با برچسب مشروعیت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مشروعیت. نمایش همه پست‌ها

شنبه، اسفند ۰۸، ۱۳۹۴

آنان که رای دادند، انگشت خود را به خون کودکان سوری آغشته کردند، نه به جوهر پای صندوق رای...!

آنان که رای دادند، انگشت خود را به خون کودکان سوری آغشته کردند، نه به جوهر پای صندوق رای...! ____________ شرم باد بر تمامی کسانی که پای صندوق رای خامنه ای حاضر شدند، آنها دانسته یا ندانسته، در بخشی از جنایات خامنه ای شریک هستند...! _________ صدام حسین هم انتخابات فرمایشی برگزار می کرد، و اگر کسی به او رای نمی داد، همان شب توسط ایادی صدام، کشته می شد..!! در انتخاباتی که سال 2002 در عراق برگزار کرد، صد در صد مردم، به صدام رای دادند...!! (حتی 99درصد هم نه! صد در صد!). ________ در انتخاباتی که صدام برگزار می کرد، همه موظف بودند شرکت کنند. اگر کسی شرکت نمی کرد، جانش در خطر می بود و در نتیجه، به کسانکی که در انتخابات صدام حسین شرکت کرده اند، هیچ حرجی نیست. -------------- دو تفاوت عمده بین انتخابات ایران و عراق (در زمان صدام) وجود دارد: الف) انتخابات در ایران کمی متفاوت است. کسی را علت عدم شرکت در انتخابات ترور نمی کنند، ممکن است کسی که شرکت نکرده، بعدا کمی دچار مشکل شود، ولی خطر مرگ ندارد. ب) صدام نیازی به حضور مردم در پای صندوق رای نداشت، ولی این حکومت جمهوری اسلامی، نیاز به حضور مردم دارد. __________ می دانم که بخشی از مردم در این رای گیری شرکت کرده اند، آنها دانسته یا نداسته، در بخشی از جنایات خامنه ای شرکت شده اند....به یاد آنها می آورم که دویست هزار انسانی که در سوریه کشته شده اند، حاصل جنایات خامنه ای هستند و این افرادی که رای داده اند، به این رژیم کمک کرده اند تا به جهانیان بگوید که ما دیکتاتور نیستیم، و مشروعیت داریم، نگاه کنید که مردم چگونه پای صندوق رای شرکت می کنند؟! ------------ پرسشی ساده مطرم می کنم، و گفته خود را اثبات می نمایم: پرسش: تصور کنید که اکثریت مردم ایران در انتخابات شرکت نمی کردند، آنگاه: الف) غیر از این بود که پایه های رژیم خامنه ای به لرزه می افتاد؟ ب) آیا در مقابل جامعه بین المللی می توانست ادعا کند که او مشروعیت دارد؟ ج) آیا وحشت، وجود خامنه ای را فرا نمی گرفت؟ و مردم ایران را صف کشیده، در مقابل خودش احساس نمی کرد؟ آیا فکر نمی کنید که با توجه به نکات فوق، خامنه ای از شدت جنایات خود می کاست؟ من ادعا نمی کنم که فورا خامنه ای اعمال خود را متوقت می کرد، ولی قطع یقین، از شدت جنایات خود می کاست. -------------- بگذارید رک و پوست کنده بنویسم، اینکه تعداد قابل توجهی از مردم، کار اشتباهی را انجام دهند، چیزی از قباحت و زشتی آن عمل نمی کاهد... شرکت کنندگان در انتخابات، باید از کار خود شرمسار باشند...

پنجشنبه، تیر ۰۶، ۱۳۹۲

خامنه ای، برنده اصلی انتخابات!/ روحانی، تک خالی بود که خامنه ای بر زمین کوبید!

انتخابات اخیر ریاست جمهوری رژیم را شاید تنها بتوان به حمله آمریکا به افغانستان و عراق مقایسه کرد، اجازه بدهید برای پیش درامد، خلاصه ای از آن اتفاق را یادآور شوم:

شاید اوج حماقت بوش را در حمله نظامی به افغانستان و عراق بتوان دید. در حقیقت، دشمنی رژیم ایران با آمریکا، بسیار عمیق تر و ریشه دار تر از دشمنی صدام و طالبان بود، و خطری که از جانب رژیم ایران در دراز مدت متوجه آمریکا بیسیار بزرگتر از خطر صدام و طالبان است.
حال به این نکته توجه کنید که رژیم ایران، سه خطر بزرگ را در مقابل خود داشت، یکی صدام، یکی آمریکاو  دیگری حکومت سنی مذهب طالبان در افغانستان.
دشمنی صدام که با ایران مشخص است و بی نیاز از توضیح است، اما درباب دشمنی طالبان با رژیم ایران، کم گفته شده است. جنس دشمنی طالبان با رژیم ایران، پایه ای عقیدتی و ایدیولوژیک داشت و از منظر فکری طالبان، اولین قدم، حمله به ملاهایی بود که از نظر آنها، از دین واقعی اسلام خارج شده بودند.
در حقیقت، رژیم ایران در موقعیتی ضعیف قرار داشت، از یک طرف طالبان و از طرف دیگر، صدام، رژیم را تهدید می کردند. اینجا بود که جرج بوش با بلاهت مثال زدنی خود، وارد عمل شد و هر دو دشمن ایران را نابود کرد!
رژیم ملاها که دو دشمن اصلی خود را نابود شده می دید، از طرفی، آمریکا نیز در باتلاق جنگ عراق فرو رفته بود، خود را بشدت قدرتمند یافت،  و یک شبه، به قدرت برتر منطقه تبدیل شد!
گفته می شود رژیم ایران، با دادن سیگنال های غلط، و ارسال جاسوس های دو جانبه، زمینه را فراهم کرده بود که دولت بوش، چنین اشتباهی را مرتکب شود.
این اتفاق، باز تکرار شده است، اینبار همین خامنه ای، با برگزاری یک خیمه شب بازی، بازی را از همه طرف برده است، اجازه بدهید برای شما مثالی بزنم:
مشکلات خامنه ای چه بوده است؟!
یک- مشروعیت در ابعاد بین المللی مهمترین مشکل خامنه ای بود.
فراموش نکنیم، خطر حمله نظامی با توجه به ادامه برنامه اتمی بیخ گوش رژیم بود.
خامنه ای خوب می دانست که اگر آمریکا بخواهد به ایران حمله کند، افکار عمومی دنیا، اعتراض نخواهد کرد و دولت ایران را قانونی و مشروع نخواهد دانست. و بدرستی که افکار عمومی دنیا، یکی از مهمترین پارامترهای تصمیم گیری در دنیای کنونی است.  (خصوصا بعد از حماقتی که بوش در حمله به عراق مرتکب شد و هیچ سلاح کشتارجمعی در عراق یافت نشد!)
هیچ کسی مخالف سرنگونی خامنه ای نخواهد بود و  دنیا، هنگام تصمیم گیری، صحنه قتل ندا را جلوی چشم خود خواهد آورد.
دو- جمع شدن یک انرژی عظیم در میان مردم و جوانان ایرانی،  که چون آتش  زیر خاکستر، هر لحظه ممکن بود زبانه بکشد و رژیم را سرنگون کند. نمونه آن، تظاهرات سه و نیم میلیونی مردم ایران در بیست و پنج خرداد چهار سال پیش!
سه- اولین حرکت های جدی در میان اپوزسیون ایرانی در خارج کشور برای اتحاد و یک پارچه شدن:
این نیز خطری جدی برای رژیم بود، اگر اپوزسیون ایرانی یک پارچه شوند، خطر سرنگونی رژیم، بشدت زیاد خواهد شد.
چهار-مشکلات اقتصادی و تحریم هایی که کشور را فلج کرده است و ادامه آن می تواند به سرنگونی رژیم بیانجامد.
پنج- از همه مهمتر، ادامه برنامه اتمی رژیم با چنین روشی ممکن نیست و این امکان وجود دارد که هر لحظه با حمله نظامی، این  برنامه آسیب جدی ببیند.
حال ببینیم با توجه به انتخاب حسن روحانی به رییس جمهور، چه کسی برنده میدان است؟!
یک- مشروعیت: وقتی که جمع کثیری از مردم ایران در انتخابات شرکت کرده اند، دیگر رژیم خامنه ای با بحران مشروعیت کمتری در دنیا روبرو است.
دو- انرژی که میان مردم وجود دارد به راحتی و به صورت کنترل شده، تنها با چند ساعت رقص و شادی در خیبان ها، از میان رفت!
سه- کار اپوزسیون ایرانی، برای اتحاد سخت تر شده، و بسیاری از فعالان سیاسی دلسرد می شوند!
چهار- با انتخاب روحانی و شروع مذاکره با غرب، تحریم ها برداشته می شوند و همزمان رژیم فرصت چانه زنی می یابد تا برنامه اتمی خود را ادامه دهد.
شاید بگویید که انتخاب روحانی، باعث می شود اصلاحاتی در جامعه صورت گیرد. افسوس که این سراب و خیال خامی بیش نیست!! چگونه ممکن است روحانی اصلاحات در جامعه انجام دهد؟! روحانی خود سرکوب گر این اصلاحات بوده است! لطفا نوشته دیروز مرا مطالعه کنید.
در جمع بندی باید گفت که تنها پیروز ماجرا، خامنه ای بود است! او در همه ابعادی برنده ماجرا بود و در حقیقت، با یک بازی خیلی خوب، توانست در همه جبهه ها، برنده شود.
و در اینجا، باید به هم میهنانی که رای داده اند، یادآور شد که اگر نسل قبل اشتباه کرد، و به خمینی اعتماد کرد و به نظام ولایت فقیه رای داد،  کار شما نیز نادرست بوده  که به یک آخوند دیگر، چون روحانی رای داده اید و برای یک جنایتکار مشروعیت خریده اید! 

نوشته دیگر دیروز این وبلاگ: 



شنبه، اردیبهشت ۱۴، ۱۳۹۲

عجب ناکسی است این مشایی! /پیامبر، امام زمان، و ولی فقیه را یکجا دور زده و خودش مستقیم به آسمان کانال ارتباطی زده است!


مملکتی که امام زمانش ته چاه زندگی می کند، صلاحیت یک نفر فاسد نیز از آسمان ها تایید می شود...!

طنز تاریخ است که حزب اللهی جماعت، با افتخار ایران را مملکت امام زمان می نامند، و آنقدر این 
کلام احمقانه تکرار شده که دیگر کسی نمی گوید:

      «این امام زمان اگر عرضه داشت، خودش از ته چاه بیرون می آمد و مثل آدم زندگی می کرد..!»

تیم احمدی نژاد را باید با دزدان دریایی سومالی مقایسه کرد، و مشاعی یکی از فاسد ترین افراد تیم احمدی نژاد است، حال این خدایی که در آسمان است، چگونه صلاحیت مشایی را تیید می کند؟!

البته در این میان، کار مشایی بامزه است و در نوع خود ابتکاری مجسوب می شود. چرا که در رژیم اسلامی، ارتباط با خدا سلسله مراتبی دارد و همینطور کشکی (!) نیست، و برای ارتباط با خدا، باید این روند طی شود: ولی فقیه- امام زمان، امام یازدهم، امام دهم، امام نهم....، امام اول، پیامبر اسلام، و دست آخر خدا!

حالا مشایی معتقد است که مستقیم به خدا وصل است و صلاحیت خود را از آسمان ها می گیرد...! (منبع)

پی نوشت:
در کشورهای متمدن که سیستم بهداشتی درستی دارد، معمولا اگر کسی مدعی شود نماینده خدا است و یا به آسمان ها وصل است، او راه به دلیل بیماری روانی، به بخش روانی بیمارستان منتقل می کنند، چون ممکن است به خودش و بقیه آسیب برساند..!


چند نوشته اخیر این وبلاگ: