‏نمایش پست‌ها با برچسب دبی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دبی. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، تیر ۱۹، ۱۳۹۲

ایرانیان ساکن امارات در حالی از این کشور اخراج می شوند که در آنجا سیصد میلیارد دلار سرمایه گذاری کرده اند!

یک-این گزارش ویکی لیکس می گوید که ایرانیان ساکن امارات، سیصد میلیارد دلار در این کشور کوچک، سرمایه گذاری کرده اند!

دو- شخصی تعریف می کرد، قبل از انقلاب به امارات (دبی) مسافرت می کند، بر اثر اتفاقی، با چند عرب اماراتی، درگیر می شود، کار بالا می گیرد و خلاصه پای پلیس به وسط کشیده می شود. پلیس به محض اینکه  متوجه می شود این شخص ایرانی است، طرف او را می گیرد، به طرف مقابل می گوید که او ایرانی است، حواستان را جمع کنید! و بعد طرف مقابل چون می بیند او ایرانی است، می ترسد و مجبور می شوند که از او عذر خواهی هم کنند! فارغ از اینکه کار پلیس، کار زشتی بوده و عدالت را رعایت نکرده است، اما هدف از ذکر این مثال کوچک، شان و منزلت ایرانیان در آن روزگار است.

سه- غیر از سرمایه گذاری سیصد میلیارد دلاری ایرانیان در امارات، باید به یاد داشته باشیم که در زمان جنگ و چه بعد از آن، مبادلات تجاری گسترده با ایران بوده که باعث رونق و پیشرفت این کشور کوچک شده است.

چهار- در اخبار آمده که دولت امارات، ایرانیان را از این کشور اخراج می کند، آنهم ایرانیانی که بیست و پنج سال است در آن کشور خراب شده زندگی کرده اند و با سرمایه گذاری ایرانیان، آن کشور اینچنین پیشرفت اقتصادی کرده است.

پنج- این یک واقعیت است، ایران به دلیل جایگاه خاص منطقه ای خود، نقش برادر بزرگتر منطقه را بازی می کند، چرا باید در سایه بی کفایتی رژیم اسلامی، اینچنین شان ایرانیان به زیر سوال برود و حرمت آنها شکسته شود؟!

با مزه اینجاست، درست در همین ایامی که ایرانیان ساکن امارات را اخرج می کنند، نمایندگان مجلس، طرحی را داده اند که به آنها اجازه داده شود تا برای همیشه، پاسپورت دیپلماتیک داشته باشند!! آنها خوب می دانند که با پاسپورت معمولی ایرانی، و در سایه مدیریت اسلامی، هر لحظه ممکن است که یک شهروند ایرانی، اخراج شود...!!

برای توضیحات بیشتر، نوشته دیگر امروز مرا در زیر بخوانید: 

چند  نوشته دیگر امروز این وبلاگ: 

یکشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۹۲

خرید لامبورگینی چهارصد هزار دلاری برای پلیس دبی، شیوه ای جدید از این شیخ نشین ورشکسته، برای بر سر زبان افتان است!


این روزها عکسی در فیسبوک دست به دست می چرخد، درباره پلیس دبی که خودرو لامبورگینی به قیمت چهارصد هزار دلار، به عنوان خودرو پلیس خریده است.

همیشه بزرگترین ها را در جهان سوم می یابید...!

چرا همیشه کشورهای جهان سوم علاقه دارند (ترین ها) را در اختیار داشته باشند ؟نمونه اش هتل بسیار بزرگ در کره شمالی است،  مردم این کشور فقیر از گرسنگی در حال مرگ هستند ، اما رهبر دیکتاتور آن برای ارضای عقده خود این پروژه مضحک را رها نمی کند، پروژه ای که حتی اگر تکمیل شود، گردشگری وجود ندارد که از آن بهره ببرد! یا ساخت سدهای بزرگ بر روی نیل در مصر و یا ایران خودمان.

شاید مهمترین دلیل علاقه به داشتن برترین ها این است که آنها می خواهند با داشتن یکی از (ترین ها) در دنیا عقب ماندگی های دیگر خود را بپوشانند.

امارت دبی، یکی از شیخ نشین های هفت گانه امارات متحده عربی است. خود دبی، دیگر نفت چندانی ندارد و به دلیل بدهی های کلانی که دارد، عملا در حالت ورشکستگی به سر می برد.

چهار سال قبل، زمان افتتاح برج دبی، چون شیخ نشین دبی در آستانه ورشکستگی بود، ناچار شد که دست به دامان شیخ نشین پایتخت، ابوظبی گردد. چرا که ابوظبی، شیخ نشین ثروتمندی است و بخش نفت خیز امارات است. برای اینکه ابوظبی را ترغیب به سرمایه گذاری و کمک مالی به دبی کنند، حتی اسم برج دبی را به «برج خلیفه» عوض کردند. خلیفه، نام رییس شیخ نشین ابوظبی است.

حال، این امارت ورشکسته و بی اعتبار، برای اینکه باز نام خود را بر سر زبان بیاندازد، اتومبیل چهارصد هزاردلاری برای اداره پلیس خریده است.

به یاد بیاورید که ایرانیان، چه حجم عظیمی پول در بخش ساختمان این شیخ نشین، سرمایه گذاری کردند و چگونه این پول ها تباه شد؟! این کارهای امارت ورشکسته دبی، تنها برای جلب مشتری و گول زدن مردم عادی است.

کشوری که هنوز فاقد پارلمان و انتخابات است و به شیوه قبایل گومبا-گومبا اداره می شود، شهروندان آن کشور، هیچ تلاشی برای رسیدن به دمکراسی نمی کنند و اصولا نمی دانند دمکراسی چیست (!)،  از لحاظ تمدن، قریب هزار سال از دنیای مدرن، فاصله دارد.

با خرید اتومبیل چند صد هزار دلاری یا ساخت برج چند صد متری، نمی توان یک کشور را مدرن کرد، در حقیقت، مولفه های اصلی برای پیشرفته بودن یک کشور، احترام گذاشتن به حقوق بشر و وجود دمکراسی در آن جامعه است. 

یا مثلا، برج دبی:

چهار سال قبل، درباره افتتاح برج دبی، که بزرگترین برج دنیا بود، مطلبی را نوشته بودم، که تصور می کنم تکرار بخشی از آن در اینجا، خالی از لطف نباشد.

برج دوبی بلندترین ساختمان روی زمین است، برجی که از فاصله نود کیلومتری قابل رویت است و هنگامی که بر طبقات فوقانی آن می ایستی ، به شرط تمیز بودن هوا و شرجی نبودن می توانی سواحل ایران را از پهنه خلیج فارس ببینی.

در مورد برج دوبی، غیر از عدد ارتفاع و تعداد آسانسورها که به انداره کافی توسط دیگر دوستان به آن پرداخته شده است، باید نکات ذیل را در نظر گرفت:

یک- به مسخره گرفتن ارزش های دنیای مدرن در این پروژه : احداث این پروژه توسط بسیاری از گروه های مدافع حقوق بشر و مدافع حقوق کارگری به شدت مورد انتقاد است. آنها معتقدند برای احداث این پروژه از کارگران به شکل (برده داری) استفاده شده است. کارگران در این پروژه و یا پروژه های مشابه با حقوقی کمتر از پنج دلار به ازا هشت ساعت کار در شش روز هفته در هوای شرجی و پنجاه درجه سانتی گراد دوبی مشغول به کار هستند. آنها هیچ سندیکا و تشکلی ندارند و در بسیاری ازموارد بدون گرفتن حقوق از کشورامارات اخراج شده اند. هزینه احداث این پروژه در صورتی که قرار بود حقوق کارگران در آن لحاظ شود بیش از دو برابر می شد.

دو- اقتصادی نبودن پروژه : این پروژه اصلا اقتصادی(فیزیبل) نبوده است. مانند پروژه برج العرب اولین هتل هفت ستاره دنیا که سیصد و پنجاه سال طول خواهد کشید تا اصل سرمایه و بهره آن بازگردانده شود. اگر نکته یک را نیز در نظر بگیریم خواهیم دید که این پروژه چه قدر خنده دار است. در حالی که دوبی فاقد نفت است ، اکنون بیش از پنجاه میلیارد دلار بدهی دارد.

سه-این پروژه کلا توسط شرکت های خارجی انجام شده است و علی رغم اینکه امارات مرتب بر نشان ملی بودن آن تاکید می کند، اما این ادعا نیز خنده دار است.

چهار- امارات از نظر تولید سرانه تولید گاز دی اکسید کربن در رده چهارم دنیا است . با راه اندازی این پروژه مقدار انرژی مصرفی آن برای خنک سازی ، معادل ذوب روزانه دوازده هزار و پانصد تن از یخ های قطب شمال است! به عبارت دیگر این پروژه مضحک به هیچ وجه سازگار با محیط زیست نیست.

در پایان باید گفت، در دنیای مدرن چیزهای مهمتری از بزرگترین برج یا ساختمان وجود دارد. نکاتی مانند حقوق بشر، دمکراسی و یا توجه به محیط زیست. داشتن صرفا یک ساختمان هزار متری نه نشان از تکنولوژی یک کشور است و نه نشان از پیشرفته بودن آن. این یک مثال خوب است که اگر در کشوری دمکراسی نباشد ، حتی منابع اقتصادی فراوان نیز داشته باشد، تصمیم گیری ها به بدترین شکل و مضحک ترین شکلش خواهد بود. مانند همین پروژه!