این روزها عکسی
در فیسبوک دست به دست می چرخد، درباره پلیس دبی که خودرو لامبورگینی به قیمت چهارصد
هزار دلار، به عنوان خودرو پلیس خریده است.
همیشه بزرگترین
ها را در جهان سوم می یابید...!
چرا همیشه
کشورهای جهان سوم علاقه دارند (ترین ها) را در اختیار داشته باشند ؟نمونه اش هتل بسیار
بزرگ در کره شمالی است، مردم این کشور
فقیر از گرسنگی در حال مرگ هستند ، اما رهبر دیکتاتور آن برای ارضای عقده خود این
پروژه مضحک را رها نمی کند، پروژه ای که حتی اگر تکمیل شود، گردشگری وجود
ندارد که از آن بهره ببرد! یا ساخت سدهای بزرگ بر روی نیل در مصر و یا ایران
خودمان.
شاید مهمترین
دلیل علاقه به داشتن برترین ها این است که آنها می خواهند با داشتن یکی از
(ترین ها) در دنیا عقب ماندگی های دیگر خود را بپوشانند.
امارت دبی، یکی
از شیخ نشین های هفت گانه امارات متحده عربی است. خود دبی، دیگر نفت چندانی ندارد
و به دلیل بدهی های کلانی که دارد، عملا در حالت ورشکستگی به سر می برد.
چهار سال قبل،
زمان افتتاح برج دبی، چون شیخ نشین دبی در آستانه ورشکستگی بود، ناچار شد که دست
به دامان شیخ نشین پایتخت، ابوظبی گردد. چرا که ابوظبی، شیخ نشین ثروتمندی است و
بخش نفت خیز امارات است. برای اینکه ابوظبی را ترغیب به سرمایه گذاری و کمک مالی
به دبی کنند، حتی اسم برج دبی را به «برج خلیفه» عوض کردند. خلیفه، نام رییس شیخ
نشین ابوظبی است.
حال، این امارت
ورشکسته و بی اعتبار، برای اینکه باز نام خود را بر سر زبان بیاندازد، اتومبیل
چهارصد هزاردلاری برای اداره پلیس خریده است.
به یاد بیاورید
که ایرانیان، چه حجم عظیمی پول در بخش ساختمان این شیخ نشین، سرمایه گذاری کردند و
چگونه این پول ها تباه شد؟! این کارهای امارت ورشکسته دبی، تنها برای جلب مشتری و
گول زدن مردم عادی است.
کشوری که هنوز فاقد پارلمان و انتخابات است و به شیوه قبایل گومبا-گومبا اداره می شود، شهروندان آن کشور، هیچ تلاشی برای رسیدن به دمکراسی نمی کنند و اصولا نمی دانند دمکراسی چیست (!)، از لحاظ تمدن، قریب هزار سال از دنیای مدرن، فاصله دارد.
با خرید اتومبیل چند صد هزار دلاری یا ساخت برج چند صد متری، نمی توان یک کشور را مدرن کرد، در حقیقت، مولفه های اصلی برای پیشرفته بودن یک کشور، احترام گذاشتن به حقوق بشر و وجود دمکراسی در آن جامعه است.
یا مثلا، برج دبی:
چهار سال قبل، درباره افتتاح برج دبی، که بزرگترین برج دنیا بود، مطلبی را نوشته بودم، که تصور می کنم تکرار بخشی از آن در اینجا، خالی از لطف نباشد.
برج دوبی
بلندترین ساختمان روی زمین است، برجی که از فاصله نود کیلومتری قابل رویت است و
هنگامی که بر طبقات فوقانی آن می ایستی ، به شرط تمیز بودن هوا و شرجی نبودن می
توانی سواحل ایران را از پهنه خلیج فارس ببینی.
در مورد برج
دوبی، غیر از عدد ارتفاع و تعداد آسانسورها که به انداره کافی توسط دیگر دوستان به
آن پرداخته شده است، باید نکات ذیل را در نظر گرفت:
یک- به مسخره
گرفتن ارزش های دنیای مدرن در این پروژه : احداث این پروژه توسط بسیاری از گروه
های مدافع حقوق بشر و مدافع حقوق کارگری به شدت مورد انتقاد است. آنها معتقدند
برای احداث این پروژه از کارگران به شکل (برده داری) استفاده شده است. کارگران در
این پروژه و یا پروژه های مشابه با حقوقی کمتر از پنج دلار به ازا هشت ساعت کار در
شش روز هفته در هوای شرجی و پنجاه درجه سانتی گراد دوبی مشغول به کار هستند. آنها
هیچ سندیکا و تشکلی ندارند و در بسیاری ازموارد بدون گرفتن حقوق از کشورامارات
اخراج شده اند. هزینه احداث این پروژه در صورتی که قرار بود حقوق کارگران در آن
لحاظ شود بیش از دو برابر می شد.
دو- اقتصادی
نبودن پروژه : این پروژه اصلا اقتصادی(فیزیبل) نبوده است. مانند پروژه برج العرب
اولین هتل هفت ستاره دنیا که سیصد و پنجاه سال طول خواهد کشید تا اصل سرمایه و
بهره آن بازگردانده شود. اگر نکته یک را نیز در نظر بگیریم خواهیم دید که این
پروژه چه قدر خنده دار است. در حالی که دوبی فاقد نفت است ، اکنون بیش از پنجاه
میلیارد دلار بدهی دارد.
سه-این پروژه
کلا توسط شرکت های خارجی انجام شده است و علی رغم اینکه امارات مرتب بر نشان ملی
بودن آن تاکید می کند، اما این ادعا نیز خنده دار است.
چهار- امارات از
نظر تولید سرانه تولید گاز دی اکسید کربن در رده چهارم دنیا است . با راه اندازی
این پروژه مقدار انرژی مصرفی آن برای خنک سازی ، معادل ذوب روزانه دوازده هزار و
پانصد تن از یخ های قطب شمال است! به عبارت دیگر این پروژه مضحک به هیچ وجه سازگار
با محیط زیست نیست.
در پایان باید
گفت، در دنیای مدرن چیزهای مهمتری از بزرگترین برج یا ساختمان وجود دارد. نکاتی
مانند حقوق بشر، دمکراسی و یا توجه به محیط زیست. داشتن صرفا یک ساختمان هزار متری
نه نشان از تکنولوژی یک کشور است و نه نشان از پیشرفته بودن آن. این یک مثال خوب
است که اگر در کشوری دمکراسی نباشد ، حتی منابع اقتصادی فراوان نیز داشته باشد،
تصمیم گیری ها به بدترین شکل و مضحک ترین شکلش خواهد بود. مانند همین پروژه!
/------------/امام با(قر!)، از درآمد کلان خواننده ها بی خبر بوده که موسیقی را عامل فقر می دانسته، وگرنه خودش هم به جای امامت، خواننده می شد!
/-----------/ترکیب خرد و شجاعت، انسان را «خداناباور» می کند...!
/-----------/چگونه قرآن را مقدس می دانید، زمانی که این کتاب بی ارزش، اجازه تجاوز مردان به زنان را می دهد...!؟
