‏نمایش پست‌ها با برچسب برنامه اتمی رژیم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب برنامه اتمی رژیم. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۹۴

نابودی اقتصاد ایران در سی و پنج سال گذشته، یکی از مهمترین عوامل برای خیزش مردمی و سرنگوی رژیم است.

تشبیه مساله اتمی و پرونده اتمی به یکدیگر توسط خامنه ای، نشان می دهد که نگرش این رژیم درباره مسایلی چون مساله حقوق بشر چیست.

رادیو فردا گزارش داده است:  

رهبر جمهوری اسلامی روز چهارشنبه در یک سخنرانی تاکید کرد که مسئله غرب و آمریکا با ایران به برنامه هسته‌ای ایران محدود نمی‌شود و به گفته او غیر از مسئله هسته‌ای «سریال‌های دیگری نظیر حقوق بشر» نیز در انتظار جمهوری اسلامی است.

تمامی شهروندان ایرانی می دانند که رژیم به نقض گسترده حقوق بشر در همه ابعادش دست می یازد، در نتیجه در این تنش، انتقادات غرب کاملا موجه و وارد است. 

حال باید پرسید، ایا انتقادات غربی ها به برنامه اتمی رژیم نیز به همین شکل صحیح است؟!

ده سال پیش، سال 2005، زمانی که هنوز برنامه اتمی به چنین معضلی تبدیل نشده بود، در جایی نوشته بودم که: «رژیم هیچگاه حاضر به کنار آمدن درباره برنامه اتمیش نمی شود، او خوب می داند که اگر درباره برنامه اتمی توافق کند، آنگاه فاز بعدی درگیری با غرب، نقض گسترده حقوق بشر در ایران است. خامنه ای خوب می داند که در درگیری برای برنامه اتمی، ممکن است عده ای ابله در داخل کشور از او حمایت کنند، ولی درباره مسایل نقض حقوق بشر، هیچگاه کسی طرف او را نمی گیرد.»


پیش بینی من درست بود، ولی اکنون فضا عوض شده، خامنه ای می داند که حتی در قضیه برنامه اتمیش نیز کسی از او حمایت نمی کند...! 

اگر به ابعاد کلان ماجرا نگاه کنیم، می بینیم که خامنه ای در موضع ضعف قرار دارد، و رژیم با یک بن بست مواجه است. 

رژیم خوب می داند که چه برنامه اتمی را ادامه بدهد و چه ادامه ندهد، اقتصاد ایران آنچنان بر باد فنا رفته که دیگر  تحت این رژیم هرگز بهبود نخواهد یافت.

در سی و پنج سال گذشته، صدمات جبران ناپذیری به اقتصاد ایران وارد شد، خسارت هزار میلیارد دلاری از ادامه جنگ، غارت و تاراج منابع و ثروت های ملی توسط سران رژیم، و در طی ده سال اخیر نیز به دلیل تحریم های بین المللی (ناشی از برنامه احمقانه اتمی)، اقتصاد کشور ایران هزار میلیارد دلار دیگر ضرر دیده است.

تنها در صورت تغییر این رژیم و روی کار آمدن نظام بازار آزاد است که می توان اقتصاد ایران را از نو ساخت.

حتی اگر تحریم ها نیز برداشته شود، بنیان های اقتصاد ایران نابود شده است و نبود تحریم ها، دیگر نمی تواند باعث تغییر قابل توجهی در اقتصاد کشور شود. رشد اقتصادی در سایه مدیریت صحیح و امنیت اقتصادی قابل تحقق است. دستیابی به این دو عامل مهم، در سایه رژیم جمهوری اسلامی غیر ممکن است. 

اصولا در سایه رژیمی که با بمب گذاری مخالفان خود را در دیگر کشورها ترور می کند، دست یابی به امنیت اقتصادی غیر ممکن است، و از طرف دیگر، جماعتی دزد و نادان که در راس مدیریتی این رژیم قرار دارند، هیچگاه اجازه رشد اقتصادی را نخواهند داد. 

در حقیقت،  فشار اقتصادی بر مردم ایران، به شکل یک عامل مهم برای خیزش وارد عمل خواهد گشت، و باعث سرنگونی این رژیم خواهد شد.

صد البته که آگهی نسل جوان با مفاهیمی چون حقوق بشر و دمکراسی نیز در این میانه، به عنوان عامل مهمی، نقش بازی خواهد کرد...، در سال 2015 نمی توان با قوانین بدوی و غیر انسانی بر نسلی که با اینترنت آشنا است، حکمرانی کرد..! 


پنجشنبه، فروردین ۱۳، ۱۳۹۴

بازی اصلاح طلبی، در ابعاد بین المللی! چگونه غرب می خواهد به رژیمی که ندا را می کشد و بعد می گوید کار بی بی سی بود، اعتماد کند؟! / بازیگر اصلی فراموش شده!

خلاصه خبر این است:

محمدجواد ظریف وزیرخارجه ایران و فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، شامگاه پنجشنبه، پس از پایان مذاکرات هسته‌ای در شهر لوزان سوئیس، در یک کنفرانس خبری مشترک از دستیابی به چارچوبی سیاسی برای توافق نهایی هسته‌ای خبر دادند.

باراک اوباما، و دنیای غرب به خیال خود، تنها دو گزینه روی میز است، یا حمله نظامی به ایران یا اینکه هر جور شده با رژیم ایران به توافق برسند.

این یک واقعیت است که بنیه اقتصادی آمریکا و اروپا، ضعیف تر از آن است که بتواند بار یک جنگ دیگر را تحمل کند، لذا سیاستمداران غرب، به هر روش که شده، خواستار توافق با رژیم ایران هستند.

در این میان، چیزی که برای آنها اهمیت ندارد، نقض دهشتناک حقوق بشر در ایران است.

رژیم ج. ا.، یک رژیم جنایکتار تمام عیار است، رژیمی که به سوی شهروندان خود، که تنها برای طلب رای خود به خیابان آمده اند، تیر جنگی شلیک می کند. همان رهبر و همان نیروی نظامی (یعنی سپاه) قدرت را به دست دارند و تصور هر گونه تغییری به دلیل تغییر رییس جمهور، حماقت محض است.

حال غرب چگونه به چنین رژیمی اعتماد می کند!؟ سی و اندی سال برنامه های تروریستی و تولید سلاح کشتار جمعی رژیم دنبال شده است، و سیاستمداران غربی، ابلهانه تصور می کنند که با یک توافق نامه، این سیاست کلان متوقف می شود!

یا سیاستمداران غربی ابله هستند، یا خود را به خواب زده اند. این توافق به هیچ جا نمی رسد،  و تنها فرصت بیشتری به رژیم می دهد تا سیاست بلندپروازانه خود را دنبال کند و به بمب اتم دست یابد.

مشکل اینجاست که سیاستمداران غربی، تنها دو گزینه توافق یا حمله نظامی را بر روی میز دارند، و بازگیر اصلی فراموش شده است! بازگیر اصلی در ایران، مردم ایران هستند.

مردمی که یکصد و اندی سال است برای رسیدن به دمکراسی تلاش می کنند، و می توانند با تغییر رژیم ج.ا.، نه تنها برنامه اتمی غیر صلح آمیز را متوقف کنند، بلکه صلح و امنیت را به خاورمیانه اعطا نمایند. غرب فراموش کرده که سه و نیم میلیون شهروند فقط در تهران در روز بیست و پنج خرداد پنج سال پیش به خیابان آمدند.

روش مقابله با این رژیم جنایکتار، نه حمله نظامی و نه توافق مضحک اینچنینی است.

اگر دنیا برای توقف این رژیم تنها یک شانس داشته باشد، آن حمایت از جنبش آزادی خواهانه مردم ایران است...! 


دوشنبه، آبان ۰۱، ۱۳۹۱

خطر ایران اتمی، بیش از همه متوجه آزادی خواهان است! چرا سران رژیم با برنامه اتمی، ادامه حیات رژیم را به مخاطره می اندازند؟!

رژیم که امثال ندا را تنها برای تظاهرات مسالمت آمیز به گلوله می بندد، چون احساس می کند امنیتش را به خطر انداخته اند، چرا باید با برنامه اتمیش، امنیت خودش را در همه ابعادی به خطر بیاندازد؟!

برنامه اتمی رژیم، خطری جدی است، بیش از همه برای آزادی خواهان ایرانی،چند نکته ساده را کنار هم بچینیم:

-         رژیم ایران، با هر گونه اقدامی که خطر متوجه حاکمیتش کند، یا امنیت رژیم را به مخاطره اندازد، به شدت مقابله می کند. نمونه آن کشتار مردمی که در سه سال پیش، دست به تظاهرات مسالمت آمیز زده اند.
-         در پی برنامه اتمی رژیم و تحریم های بین المللی، اقتصاد کشور رو به نابودی است و قیمت های سر به فلک کشیده است.
-         در حال حاضر، یکی از مهمترین خطراتی که رژیم با آن روبرو است، وضع بسیار وخیم اقتصادی کشور است، ، قیمت هایی که سر به فلک کشیده، می تواند هر لحظه منجر به تظاهرات عموم مردم شود و امنیت رژیم را به لرزه درآورد.
-         برنامه اتمی رژیم، هزینه هنگفت چند صد میلیارد دلاری برای کشور ایران به همراه داشته است. اگر این پول در اقتصاد کشور هزینه شده بود، وضع رژیم چنین نبود. اگر هزینه تحریم ها را نیز به برنامه اتمی اضافه کنیم، شاید هزینه برنامه اتمی، به رقم افسانه ای هزار میلیارد دلار بالغ شود که معادل ده ها سال فروش نفت ایران است.
-         ادامه برنامه اتمی، می تواند به حمله امریکا و اسراییل منجر شود، چرا باید رژیم، چنین خطری را به جان بخرد؟!
-         به یاد بیاوریم که ایدئولوژی تشیع، و آماده سازی دنیا برای ظهور امام دوازدهم شیعان، در تمام تصمیم گیری های سران رژیم، وجود دارد...!
برخی معتقدند که رژیم، تنها از سر لج بازی برنامه اتمیش را ادامه می دهد و می داند که اگر برنامه اتمی را کناری بگذارد، دولت های غربی موضوع حقوق بشر را موضوع بحث با رژیم قرار می دهند.

سوال اینجاست، براستی، چگونه است که رژیم ایران حاضر می شود این مبلغ کلان را صرف برنامه اتمی کند؟! چرا باید امنیت خود را اینچنین به مخاطره بیاندازد؟!

جواب واضح و مشخص است، دولت ایران می داند که اگر به بمب های اتمی مجهز گردد، می تواند به مانند رژیم بشار اسد، جنبش آزادی خواهی مردم ایران را سلاخی کند، هیچ کسی نیز قادر به مبارزه با آن نیست.

رژیم ایران، در آرزوی استقرار تشیع در سرتاسر دنیا است، رویای ملاهای ایران، حکومتی اسلامی در سرتاسر دنیا است که ولی فقیه بر آن حکم رانی کند، این ایدئولوژی تشیع است که در اینجا پا به میدان می گذارد...!

زمانی که رژیم ایران، به بمب اتمی مجهز نیست، اینچنین آزادی خواهان ایرانی را سرکوب می کند، وای به روزی که به بمب اتمی مجهز شود...!

نوشته های دیروز من:
/---------------/تصویر فرمایشات/ محبوبیت فائزه هاشمی، و آزادی بیان از نوع آرش سیگارچی: / سوال می پرسی: از صفحه ام می اندازمت بیرون!

/-----------/اصلا عجیب نیست که رژیم اسلامی سه دهه دوام آورده؛ اپوزسیون به جای مبارزه بارژیم، یقه یکدیگر را جر می دهند وبا یگدیگر می جنگند!

/--------------------نوشته چند روز اخیر این وبلاگ: 




/--------/حکایت گیس کشی  مهدی هاشمی و مجتبی خامنه ای...!/زمانی که همسر مهدی هاشمی در مطبوعات، مجتبی خامنه ای را عقیم می خواند!

/-----------/چرا سگ خامنه ای، صد شرف دارد به هاشمی رفسنجانی؟!/ یادمان نرفته، فائزه پول می داد تا انصار حزب الله، او را کتک بزنند! 

/---------------//مثال واضح آن مسیح علینژاد/هبچگاه از خود پرسیده اید چرا اصلاح طلبان خارج نشین،هیچ کدام به کشورهای خارجی پناهنده نشده اند؟!





یکشنبه، مهر ۱۶، ۱۳۹۱

بررسی رابطه ایران و آمریکا/ آیا واقعا رژیم اسلامی در آستانه سرنگونی است؟ وظیفه ایرانیان در این میان چیست؟

برای درک رابطه ایران و آمریکا، باید به نکات عدیده ای نظر داشت، رئوس این نکات به شرح ذیل است:

-          رابطه بین سه کشور ایران، آمریکا و اسراییل، نقش اصلی را در این بحران بازی می کند.
-          رژیم ایران اگر به سلاح اتمی دست یابد، به اسراییل حمله می کند و اسراییل نیز به خوبی به این خطر واقف است.
-          چند صد میلیارد دلار از ثروت مردم ایران، خرج برنامه اتمی رژیم شده است، صد البته که یک طفل شش ساله نیز می داند که چنین برنامه اتمی، نه مقرون به صرفه است و نه عاقلانه و تنها هدف نظامی را دنبال می کند.
تحریم ها شاید چند صد میلیارد دلار هزینه برای مردم ایران به همراه داشته، و تنها هدف رژیم راه اندازی یک یا چند نیروگاه اتمی است، در حالی که با سرمایه گذاری یک یا دو میلیارد دلار، می شد معادل همان نیروگاه ها، برق تولید کرد.
-          رژیم ایران مایل نیست برنامه اتمی خود را کنار بگذارد، چون به خوبی می داند که در مجادله اش با غرب، اگر موضوع بحث برنامه اتمی باشد، مردم ایران چندان موضع گیری نمی کنند، اما اگر دولت ایران، درخواست دنیا را برای خاتمه دادن به برنامه اتمیش بپذیرد، موضوع بعدی بحث، نقض گسترده حقوق بشر در ایران است! این موضوع بحث، برای رژیم بسیار خطرناک است، چون مردم ایران نیز با غربی ها، هم پیمان می شوند!
-          دولت ایران در آستانه تولید بمب اتمی است، اگر چند خرابکاری سرویس های جاسوسی غرب نبود (مانند ویروس های کامپیوتری) تا کنون رژیم به بمب اتمی دست یافته بود و اصولا برنامه انها نیز چنین بود، اما اسراییلی ها و سرویس های غربی با کمک ویروس های کامپیوتری، تمامی برنامه های رژیم را به عقب انداختند!
-          تحریم های بین المللی، کمر رژمی را شکسته است. اقتصاد ایران را به نابودی کشانده و کشور در آستانه فرو پاشی است.
-          دولت اسراییل به شدت مایل به جنگ با ایران است، چون می داند که توقف موقت این برنامه، دردی را دوا نمی کند و رژیم بعد از مدتی، برنامه اش را از سر خواهد گرفت.
-          بعد از انتخابات آمریکا در ماه آینده، اوباما دستور حمله به ایران را صادر خواهد کرد، اوباما چون نگران نتیجه انتخابات و شکست در آن بوده، تا کنون چنین کاری نکرده است.
-          رژیم ایران، به دلایل شرایط وخیم اقتصادی، در صدد است که باز هاشمی را وارد صحنه کند تا با غرب اندکی مذاکره کنند و کشور را از بحران نجات دهند. بازگشت مهدی هاشمی نیز به ایران، در این راستا است.
-          دولت ایران برای برون رفت از این بحران، تنها یک راه دارد، آن هم رها کردن برنامه اتمی خود در قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است. چنین پیشنهادی نیز به آمریکا ارایه شده است، اما طرف آمریکایی آنرا رد کرده است(منبع: رادیو فردا)!
-          اوباما اکنون برنده انتخابات است، احمق نیست که بیاید و با دولت ایران مصالحه کند و دشمنی لابی های اسراییل را به جان بخرد...!
-          دولت اسراییل به شدت مایل است که از این بحران استفاده کند، به ایران حمله کند و کار برنامه اتمیش را یکسره کند، اسراییلی ها به خوبی می دانند که اگر تحریم ها برداشته شود، ایران باز فرصت می کند که مخفیانه برنامه اتمیش را ادامه دهد.
با توجه به جمع نکات فوق، می توان نتیجه گرفت که شیشه عمر رژیم اسلامی، در آستانه زمین خوردن است و دیگر چیزی از عمر این رژیم باقی نمانده است.

چون یا به شکل حمله نظامی و یا در اثر تحریم ها، این رژیم ساقط می گردد! تنها مساله این است که آیا مردم ایران، توان آنرا دارند که یک تشکل فراگیر از بین همه جناح تشکیل دهند و بدون خونریزی، زمینه برگزاری انتخابات آزاد را فراهم کنند؟! 



/-----------------/این هم چند نوشته دیگر من در این چند روزه: