‏نمایش پست‌ها با برچسب اعتیاد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اعتیاد. نمایش همه پست‌ها

جمعه، دی ۱۳، ۱۳۹۲

آقای خامنه ای! معتادها،قربانی نظام جنایتکار تو، و بیمار هستند! شکنجه معتادان را متوقف کنید!جلوی قاچاق سپاه را بگیرید!

هر چه نظام اسلامی را با نظام هیتلر بیشتر مقایسه کنید، شباهت های بیشتری را می بینید.

شاید یکی از مهمترین شباهت های هیتلر به خمینی (و یا خامنه ای)، وجود گروه های فشار و خشنی است که به عنوان داوطلب، و تحت نظر آنها به هر جنایتی دست می زنند و این دیکتاتورها، از قبول مسئولیت کار آنها، سر باز می زنند.

هیتلر گروهی تندرو و خشن به نام "پیراهن قهوه ای ها" داشت، که وظیفه بر هم زدن تجمعات، و یا کشتن مخالفان را بر عهده آنها گذارده بود، و خامنه ای، گروهی به نام بسیجی دارد.

دیگر شباهت اساسی دیکتاتورها، وجود اردوگاه کار اجباری است.

اصولا، برخورد گله ای و دسته جمعی با انسان ها، و رفتار غیر انسانی با تعداد زیادی از آنها، یکی از ویژگی های بارز دیکتاتورها است.

چند روز اخیر، اخبار تکان دهنده و آزار دهنده ای از ایران به گوش می رسد که پشت آدمی را به لرزه در می آورد. خبر فعالیت کمپ های ترک اعتیاد اجباری و جنایاتی که به صورت نظام یافته و روزمره در آنجا رخ می دهد، هر انسانی را وحشت زده می کند.


"روزنامه شرق اخیرا طی گزارشی تکان دهنده در گفتگو با شاهدان عینی که در کمپ ترک اعتیاد شفق مورد درمان قرار گرفته بودند، از مرگ ۵۳ نفر از معتادین متجاهر، به دلیل ابتلا به اسهال خونی خبر داده است.در پی انتشار این گزارش، روز دوشنبه هفته جاری رسانه های دولتی از تعطیلی موقت این مرکز بازپروری معتادان مواد مخدر خبر دادند؛ مرکزی که در طی سال های اخیر بدون مجوز به فعالیت خود ادامه می داد. تاکنون بیش از پنج هزار معتاد برای ترک اعتیاد اجباری، به این مرکز منتقل شدند که هیچ گونه سرویس های بهداشتی و حمام مناسبی در آن وجود ندارد و همین طور مرکز مربوطه سیستم گرمایشی و حتی آب تصویه شده برای آشامیدن نداشته است؛ که وجود یکی از این عوامل به تنهایی به غیر استاندارد بودن این محل دلالت می کند و در گزارش روزنامه شرق و سخنان مسئولین وزارت بهداشت بارها تکرار شده است. در کنار این موارد، ضرب و شتم بیماران، عدم رسیدگی پزشکی به ایشان و عدم اجازه ورود به بازرسان وزارت بهداشت از دیگر اقدامات فراقانونی مسئولین کمپ بوده است."

توجه به نکات ذیل، ضروری است:

-          معتاد، مجرم نیست! معتاد تنها یک بیمار است که به دلیل کمبودهای عاطفی یا اجتماعی، قربانی اعتیاد به مواد مخدر شده است.
-          هیچ جای دنیا، به زور شکنجه و کتک کسی را مجبور به ترک اعتیاد نمی کنند، چون اصولا این روش جواب نمی دهد!
-          معتاد نیز مانند دیگر انسان ها، از حقوق انسانی مشخصی بر طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر برخوردار است و نباید مورد شکنجه و بد رفتاری قرار گیرد.
و در نهایت، نکته ای که آدمی را آزار می دهد، این است که اصولا این معتادان، خود قربانی این نظام جنایتکار هستند. 

وقتی خامنه ای با این فساد مالی عظیم، اقتصاد کشور را به نابودی کشانده، و جوانان از کار، تفریح و روابط انسانی با جنس مخالف محروم هستند، به شدت در خطر اعتقاد قرار می گیرند.

از طرف دیگر، افسردگی ناشی از جنایات این رژیم، باعث شده که درصد اعتیاد به شدت افزایش یابد.

در کشورهای متمدن، هیچ گاه معتادان را هدف مبارزه با اعتیاد قرار نمی دهند، چون به خوبی می دانند که معتادان، تنها قربانی این بلای خانمان سوز هستند، و دولت ها، تمامی تلاش خود را برای مبارزه و دستگیری قاچاقچیان به کار می بندند.

حال در ایران، سپاه با بیشرمی تمام، کنترل مافیای مواد مخدر را به دست گرفته است، و این نظام جنایتکار، به جای مبارزه با قاچاقچی اصلی، به بد رفتاری با قربانیان روی آورده است.

این سه مطلب مرتبط را نیز بخوانید:

2.      سپاه پاسداران: ساقی بین المللی و رسمی مواد مخدر...! /قدم بعدی، مدیریت فاحشه خانه و فروش ژتون توسط فرماندهان سپاه!

 


3.      چرا و چگونه سپاه به قاچاق مواد مخدر به داخل ایران و اروپا می پردازد؟ چرا ج.ا. این اجازه را به سپاه می دهد ؟


چند نوشته دیگر اخیر این وبلاگ:
چند نوشته اخیر این وبلاگ: 

چهارشنبه، تیر ۲۶، ۱۳۹۲

ایرانم، کجاست زرین جرسی تا به خروش آید و مردمان خفته ات را بیدار کند؟!

ایرانم، کجاست کاوه؟
بختک است بر سینه مردمانت، چه در خواب و چه در بیداری،
گیو و گودرز در خوابند،
بازوی آرش تو بشکسته،
لبخند مردمان سترده و نابود گشته،
ماردوشان بر مسند شاهی پایسته،
مردمانت همه در خواب!

ایرانم، کجاست کاوه؟
سد بی رحمی، گلوگه رودها را گرفته است!
چشمه هایت خشک،
گلزارت پر از خس و خاشاک، 
باغ ها بی بار،
لب ها از ترس به هم دوخته،
روزهایت بسان شب،
دود، فرنجک وار، نفس آدمیان راه به چالش کشیده،
کوهایت خمیده،
مردمانت همه در خواب!

ایرانم، کجاست کاوه؟
سوگ سیاوش، نیست گردیده تا تعزیه برای ضحاک ماندگار شود،
در اوج بهاران، برگ درختانت، همرنگ دندان های ضحاک شده،
به جای بوسه یار، نقش تازیانه بر گرده جوانان تو، 
وای بر من، چشمان زنان این سرزمین همه سیاه، نه ز سرمه، آوخ که از مشت قوانین زن ستیز،
«نسرین» و داد در زندان،
بیداد در اوج زورمندی، استوار و مانا شده،
طناب دار بر گردن جوانان،
افیون روا گشته، اما آوند شراب شکسته شده،
درازدستی  شایا شده، اما پای عاشقان را به جرم جوانی می شکنند؛
مردمانت همه در خواب!


ایرانم، کجاست زرین جرسی تا به خروش آید و مردمان خفته ات را بیدار کند؟!



چند  نوشته دیگر امروز این وبلاگ: