‏نمایش پست‌ها با برچسب آخوند. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب آخوند. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، دی ۲۲، ۱۳۹۲

نقدی بر سخن شاهین نجفی/ در سکس مبتنی بر رضایت، هیچ کسی فاعل یا مفعول نیست...!

پیش درآمد:

در اسلام، شرط مجاز بودن یک رابطه جنسی، خوانده شدن یک عبارت عربی است، اما در دنیای مدرن، شرط مجاز بودن یک رابطه، رضایت طرفین است...!

در واکنش به دیدار جمعی از هنرمندان داخل کشور با حسن روحانی، شاهین نجفی گفته بود:

" جامعه ،آن بي انتها مستقلان و گردن كشانند و بايد بر هنر و هنرمند آن سرزمين گريست وقتي اينگونه خوار و خفيف مي شوند و درگيرودار امنيت و نان و نام ، حيثيت خويش را حصير نشيمنگاه دولتمردان مي كنند كه البته هيچكدام نصيبتان نخواهد شد. كه هرآنچه هنوز داريد را نيز از شما خواهند ربود و سوراخي را در جان تان بدون اماله نمي گذارند و تا انتهاي ارگاسم سياسي شان كه دچار ساديسمي تاريخي هستند بايد مفعولي محكوم باشي"

برای نگارنده، استفاده از کلمه مفعول، بسیار نادرست و نازیبا است. به یاد داشته باشید که دیدگاه اسلامی و رژیم ایران، برای تحقیر رابطه همجنس گرایان، از عبارت مفعول استفاده می کند و کسی که در یک رابطه همجنسگرایی، مفعول باشد، حقیر و زبون است.

باید به یاد داشته باشیم که در یک رابطه مبنتی بر رضایت، دیگر فاعل و مفعولی وجود ندارد. طرفین (چه زن باشند و چه مرد)، به یک اندازه شریک هستند.

این نگاه اسلامی است:

تفکر اسلامی، سکس را کثیف می داند، و شاید علتش این باشد که از نگاه دین اسلام، مرد که یک موجود برتر است، به وسیله سکس، با یک زن که جنس درجه دو است(!)، آلوده می گردد.

این نگاه غیرانسانی و بی رحمانه به رابطه جنسی زن و مرد، باعث شده که نه تنها سکس را کثیف بدانند، بلکه مجازات سختی را برای رابطه خارج از ازدواج در نظر بگیرند.

در نگاه دینی، تنها عاملی که باعث شده سکس را تحت شرایطی مجاز بدانند، بقای نسل است.

و در دیدگاه اسلامی، نکته خنده دار اینجاست، اصولا قرار نیست زن از رابطه سکسی لذت ببرد، و در صورتی که رابطه آن زن با رابطه مرد، رابطه ای مجاز باشد، دیگر رضایت زن هم نیازی نیست!

بماند که اصولا در نگاه دینی، رابطه یک زن و یا یک مرد، با همجنس خودش به شدت نهی شده و آنرا ممنوع ارزیابی می کنند.

در تفکر اسلامی، زن هیچ نقشی در سکس ندارد، و تنها قربانی و مفعول قلمداد می شود، و این مرد است که به علت داشتن آلت مردانگی، سکس را انجام می دهد و فاعل است.

این تفکر، به رابطه همجنس گرایی نیز گسترش یافته است، و در آن حیطه نیز، مردی که از آلت مردانگی خود استفاده می کند، فاعل محسوب می شود و نفر دیگر مفعول لقب می گیرد.

در دنیای واقعی، حقیقت چیز دیگری اسـ:

-          در دنیای واقعی، هر کسی (چه زن و چه مرد) که بر اساس رضایت در یک رابطه سکسی مشارکت می کند، بخشی از این رخداد است، و هیچ فاعل و مفعولی وجود ندارد.
-          همانقدری که مرد از یک رابطه سکسی لذت می برد، زن نیز می تواند لذت ببرد.
-          هر گاه یکی از طرفین راضی به یک رابطه جنسی نباشند، تجاوز رخ داده است.
نگاه اسلام در این مورد خاص چیست؟!

تصور کنید که یک زن، یک مرد را مجبور به رابطه جنسی می کند، در اینصورت، اسلام کدام یک را مفعول و کدام یک را فاعل لقب خواهد داد؟!

ختم کلام:

در خاتمه، ما در دیدگاه اسلامی، و برای تعریف یک رابطه سکسی، فاعل و مفعول داریم.

اما در دنیای مدرن و مبتنی بر ارزش های انسانی، ملاک تعریف یک رابطه جنسی، رضایت طرفین است.

اگر طرفین راضی باشند، ما تنها دو شرکت کننده در سکس داریم.

اما اگر یکی از طرفین راضی نباشد، یک تجاوز (ریپ) رخ داده، و ما قربانی و متجاوز داریم.

در دنیای مدرن، حتی اگر شوهر به زور با زن خودش رابطه جنسی برقرار کند، به او تجاوز کرده است و به زندان انداخته می شود.

اما در نگاه اسلامی قوانین زیر حاکم است:

-          اگر آیه ای عربی خوانده شده باشد، و عقد جاری شده باشد، مرد مجاز است که هر موقع خواست به زن خودش تجاوز کند!

-          اما اگر دو انسان، بدون خواندن عقد رابطه جنسی داشته باشند، با زندان و شکنجه روبرو خواهند شد. 
 لطفا به این ویدیو توجه فرمایید، که چگونه یکی از آیت الله های  اعضای مجلس خبرگان، تجاوز به زنان بیگناه را حق خود می داند...! 

سه‌شنبه، دی ۱۴، ۱۳۸۹

عجبا از جامعه ای که برایش نقض و تایید نقض حقوق زنان و کودکان در تلوزیون عادی است، اما شنیدن کلمه دیوث در تلوزیون تابو و عجیب است.

در عجبم از جامعه ای که برای شنیدن کلمه پفیوز یا دیوث، در تلوزیون یا سینما ولع باورنکردنی دارند، اما براحتی چشمان خود را بر روی نقض حقوق زنان می بندند.
کلمه پفیوز برایش تابو است، اما خشونت علیه زنان در خانه، به عرفی کاملا عادی در جامعه تبدیل شده است. 
گوش بسیاری با شنیدن کلمه دیوث تیز می شود، اما چشمان خود را بر نقض روزمره حقوق کودکان در جامعه و وجود علنی کودکان کار می بندند. 
براستی کدام بدتر است؟ کلمه دیوث یا کودکانی علنی در خیابان مجبور به کار می شوند یا به صورت نیمه علنی مورد تجاوز کارفرمایان قرار می گیرند؟
شنیدن کلمه جنده عجیب تر است، یا اینکه در قانون اسلامی ، تجاوز به زن توسط شوهرش کاملا مجاز و قانونی است؟ 
براستی چرا چیزهایی که واقعا بد هستند، تابو محسوب نمی شوند؟
فیلم اخراجی ها، فروشی بی سابقه کرد، چه آنکه در آن از کلماتی که در عرف صدا و سیمای رژیم و سینمای ایران تابو محسوب می شوند، فراوان استفاده شده بود. این ولع سیری ناپذیر، ناشی از سی سال فرهنگ متفاوت حاکم بر جامعه و صدا و سیما و سینما است. 
البته عجیب هم نیست، صدا و سیما نماینده رژیم است و  نماینده تمام قشرهای جامعه ایران نیست. 
این چند روزه ویدیوی مهران مدیری مورد استقبال فروان قرار گرفته است، چه آنکه مثلا کلمه پفیوز در آن است. 
اما ، عجیب فرهنگ جامعه کنونی ایرانی است که نقض روزمره حقوق زنان و کودکان و تایید این نقض در تلوزیون؛  برای آنها چیزی عادی شده است، اما شنیدن کلمه مثلا دیوث در تلوزیون، برایشان چیزی عجیب است.


شاید این آهنگ کیوسک ، چندان بی ربط  نباشد. 



دوشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۸۹

چرا و چگونه سپاه به قاچاق مواد مخدر به داخل ایران و اروپا می پردازد؟ چرا ج.ا. این اجازه را به سپاه می دهد ؟


من مافیای مواد مخدر در داخل ایران را به چهار گروه تقسیم می کنم که مهمترین آنها سپاه پاسداران است.تقسیم بندی به این شکل است:

گروه یک) چند گروه تبه کار در مناطق مرزی ایران که بعد از کسب درآمد در این چند ساله رشد کرده اند و به دلیل درآمد فراوان و نجومی تبدیل به مافیا شده اند و صرفا برای کسب پول بیشتر به این کار روی آورده اند. زمینه کاری این گروه، پخش مواد در داخل ایران است.

گروه دو) چند گروه تندرو که با طالبان و القاعده و دیگر گروه های تندرو در ارتباط هستند و برای کسب درآمد برای رسیدن به اهداف ایدولوژیک خود به این کار روی می آورند. این گروه هم مواد را در ایران پخش می کند و هم به مقصد اروپا حمل می کند.

گروه سوم) درجه داران و یا قضات بسیار رده بالای فاسدی که قبلا و یا حتی هم اکنون در سپاه و یا نیروی انتظامی و یا بخش مبارزه با مواد مخدر وزارت اطلاعات حضور داشته و یا دارند و به دلیل تجربه ای که در مبارزه با مواد مخدر داشته اند و ارتباط های فروانی در این زمینه پیدا کرده اند ، خود به تشکیل مافیای مواد مخدر دست زده اند. طبیعتا درآمد چند میلیون دلاری در ماه خیلی بیشتر و جذاب تر از درآمد چهارصد دلاری اداره دولتی است !! این مافیا هم در داخل ایران مواد را پخش می کند و هم درصد کمی به اروپا صادر می کند.

گروه چهار) این گروه به نظر من از همه گروه ها مهمتر است و طبق معمول این گروه کسی نیست جز سپاه!! این مافیا گروهی از سپاه است که به صورت سیستماتیک با مجوز مسولین رده بالای نظام به صورت غیر رسمی در زمینه مواد مخدر فعال شده است.

چه علتی وجود دارد که سپاه در مافیای مواد مخدر فعال باشد ؟دلایل ساده ای وجود دارد:

اولا از نظر شرعی مصرف مواد مخدر حرام نیست و همانطوری که همه ما می دانیم و به چشم خودمان نیز تجربه کرده ایم ، درصد مصرف مواد مخدر در بین قشر روحانی بیشتر از قشر عادی جامعه است. لذا از نظر روحانیون این تجارتی است که اولا حرام نیست و ثانیا می تواند برای فعالیت های برون مرزی بسیار پر خرج سپاه قدس درآمد زایی کند. دلیل سوم بسیار مهمی نیز وجود دارد و آن دلیل این است که صدور مواد مخدر می تواند اهرم فشاری باشد در مذاره با اروپا و دولت ایران می خواهد کنترل این اهرم در اختیار خودش باشد تا در صورت لزوم صدور مواد را کم و یا زیاد کند. به عنوان مثال صحبت دری نجف آبادی را به یاد بیاورید در مورد باز کردن کانال مواد مخدر به اروپا

جمهوری اسلامی از صدور مواد مخدر به اروپا همیشه به عنوان اهرم پر زوری در مذاکراتش با اروپاییان استفاده کرده است.

دلیل چهارم: همه ما می دانیم و این را لمس کرده ایم که جمهوری اسلامی بدش نمی آید تعداد معتادین به مواد مخدر زیاد باشد. چرا که طبیعی است جامعه ای با درصد اعتیاد بالا ، جامعه ای منفعل است. آماری که به صورت غیر رسمی و شنیداری به گوش می رسد از اعیاد بیش از پانزده درصد از جمعیت کشور حکایت می کند.

تمام مبارزاتی که جمهوری اسلامی برای سرکوب قاچاقچیان انجام می دهد شامل گروه اول و دوم و به شکل بسیار اندکی شامل گروه سوم است. طبیعتا مافیای وابسته به سپاه می تواند آزادانه به کارش ادامه دهد.

این اعدام ها چه نتایجی برای جامعه در پی دارد؟ جمهوری اسلامی به کجا می رود ؟

دیده ایم که چگونه رژیم مثل نقل و نبات، جوانان را به جرم قاچاق مواد مخدر اعدام می کند، به عنوان مثال : روزآنلاین (اعدام بیست نفر را یکجا اعدام کرده اند که جرم تعدادی از آنها مشخصا قاچاق مواد مخدر بود.) دیگر سِر-بی حس- شده ایم، کشته شدن بیست نفر خیلی ما را به خشم نمی آورد.جمهوری اسلامی ما را با این تعداد کشته عادت داده است.بر ما چه گذشته است ؟

آیا واقعا کسانی که اعدامی می شوند ،گناه کارند ؟ آیا سرنخ های اصلی این تجارت کثیف هستند ؟آیا اشخاص پشت پرده نیز مجازات می شوند ؟ باید بگویم که نه . ابتدا کمی در رابطه با این تجارت کثیف توضیح می دهم.

سود این کار تجارت است ؟ چه کسانی در آن ذینفع هستند ؟ برای اینکه شدت سودآوری این معاملات را لمس کنیم کافیست بدانیم که تفاوت قیمت هر کیلو هرویین که از مرزهای شرقی ایران(مثلا زابل) به مرزهای غربی ایران در ترکیه ، چیزی حدود یکصد برابر است. یعنی برای با ازا۽ حمل یک کیلو هرویین سودی معادل یک میلیون دلار (یک میلیارد تومان ) نصیب قاچاقچی ها می شود. اما مساله اینجاست که فروش این کالا در ترکیه فقط از عهده افراد حرفه ای این کار برمی آید که ا
رتباط های لازمه را با مافیای مواد مخدر در ترکیه و اروپا دارند. افرادی که اینگونه ارتباطات را دارند بسیر محدودند و سوال اینجاست که چگونه با این همه اعدام هنوز این افراد وجود دارند و به روند تجارت مواد مخدر از افغانستان و پاکستان به اروپا خللی وارد نشده است؟

جواب خیلی ساده است ، این کسانی که اعدام می شوند آدم های ساده ای در حد راننده ها هستند و اشخاص اصلی هرگز گرفتار نمی شوند. روش کار قاچاقچی ها اینگونه است : آنها فقط افرادی را به عنوان کارمند و راننده استخدام می کنند که متاهل باشند و حتما فرزند داشته باشند. با فرد متقاضی که معمولا از سر بیکاری و فقر شدید به این کار روی آورده است توافق می کنند که او به جهت تضمین زن و فرزندانش را نزد آنها بگذارد که در صورت دستگیری آنها را لو ندهد و چون می خواهند مواد مخدر گرانقیمت و خودرو و پول برای حمل در اختیار کاندیدای استخدام قراردهند و از طرفی می خواهند مطمین باشند که او با مواد فرار نخواهد کرد.

سپس از فرد متقاضی استخدام می خواهند همسر و فرزندانش را به عنوان گرویی در اختیار آنها قرار دهد و خانواده گرو گرفته شده را به منطقه تحت کنترل خودشان انتقال می دهند. (در منطقه مرزی مشترک بین ایران و افغانستان و پاکستان چند منطقه وجود دارد که اصولا دولت های یاد شده هیچ کنترلی بر آن ندارند و به دلیل شورش های صورت گرفته و ساختار قبیله ای خاص ، اصولا نظارتی بر آنجا از سوی هیچ کدام دولت های یاد شده نیست.) بعد از آن پول لازم را در اختیار راننده جدید -که حالا به دلیل اینکه زن و فرزندش در گرو هستند دیگر صد در صد مورد اعتماد مافیا است- قرار می دهند و از او می خواهند به اسم خودش خودرو جدیدی (مثلا یک کامیون ) را خریداری کند. مواد مخدر گرانقیمت –که در آنجا خیلی فراوان و ارزان است- نیز در اختیار راننده قرار می دهند و با افراد متخصصی که دارند مواد را نیز جاسازی می کنند. راننده مواد را ابتدا به همراه یک بار معمولی که به مقصد شهرهای مرکزی ایران حمل می کند. این قسمت اول کار است یا بار را در همان ایران می فروشند و یا به همران بار بعدی که به مقصد اروپا یا ترکیه خواهد بود به اروپا 
می کنند.

حال تصور کنیم که راننده در بین راه گرفتار شود ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ قبلا با راننده توافق شده است که در در صورت دستگیر شدن اگر آنها را لو بدهد خانواده اش را خواهند کشت، اما اگر مقاومت کند و آنها را لو ندهد و مسولیت را خودش به عهده بگیرد اولا مافیای مواد مخدر ایران بهترین وکلا را برایش خواهند گرفت و خانواده اش نیز در رفاه خواهد نگه داری خواهند کرد و در صورتی که حتی اعدام هم شوند برای همیشه از خانواده اش مواقبت خواهند کرد و آنها همیشه از نظر مالی تامین خواهند بود.

با توجه به اینکه سیستم قضایی ایران بسیار فاسد است و هییت منصفه ای نیز در سیستم قضایی ایران وجود ندارد ، معمولا مافیا موفق می شود که از طریق وکیل های کارچاق کنی که دارند با پرداخت رشوه های سنگین یا متهم را آزاد کنند و یا به مجازات سبکی محکوم گردد. به ندرت کار متهم به اعدام کشیده می شود. معمولا کسانی که اعدام می شوند کسانی هستند که زیر شکنجه تاب نیاورده اند و اطلاعات مافیا را با بازجوها داده اند. در این صورت مافیا حمایتش را از آنها قطع می کند و در نتیجه کار متهم به اعدام کشیده می شود.

نکته مهم این است که متهمینی که به اعدام محکوم می شوند ، قاچاقچیان خرده پایی هستند که موفق به دادن رشوه نمی شوند زیرا ارتباط های سطح بالا برای دادن رشوه به قضات و یا اعضا دیوان عالی را ندارند.

معمولا قاچاقچی ها در صورتی که سابقه نداشته باشند به حبس ابد محکوم می شوند که آن هم بعد از چند سال مشمول عفو می شوند و یا اگر مشمول عفو نشوند ، مافیا روش آزادی آنان را بلد است. بعد از یکی دو سال با تلاش وکیل برای مجرم مرخصی چند روزه از زندان می گیرند و وقتی متهم بیرون آمد دیگر به زندان بر نمی گردد. در استان کرمان در سه سال گذشته بیش از بیست مجرم وقتی برای مرخصی رفته اند بر اثر حادثه ای مرده اند و پرونده نیز برای همیشه بسته شده است. آیا واقعا آنها مرده اند ؟ خیر! متوفی شخص دیگری بوده که جای مجرم جا زده شده است و مجرم بدون هیچ سو پیشینه ای با مشخصات مرده زندگی جدیدی را شروع کرده است.

هدف من از ذکر این مثال ها فقط این نکته است که بدانیم مجرمین اصلی به خاطر پول و درآمد هنگفتی که از قاچاق دارند هیچ گاه به دام نمی افتند و این اعدام ها بی اثر است و جمهوری اسلامی دارد به صورت سیستماتیک تعدادی انسان را به قتل می رساند –فارغ از اینکه در هزاره سوم میلادی اعدام برای مجازاتی هر جرمی وحشیانه و غیر قابل قبول است-.