یکشنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۹۰

خلاصه اینکه پناهندگی برای گرفتن حقوق بیکاری نیست، قانون پناهندگی برای نجات یک انسان در خطر شکنجه و مرگ است...!

هموطنم، بله، در ایران زندگی سخت شده! اما پناهندگی حق فعالان سیاسی است که جانش را به خطر انداخته، لطفا با دروغ های خود کار آنها را سخت نکن!  
خون جوان پناهنده ایرانی، بر گردن چهکسی  است؟ رژیم خامنه ای، دولت میزبان یا پناهندگان دروغگوی قبلی؟!


براستی چه شده که جوانان ایرانی باید آواره کشورهای غربی شوند و جوانی خود را پشت درب های اداره مهاجرت سر کنند؟


بنا به گزارش ها، یک جوان ایرانی خواستار پناهندگی در آلمان خود را حلق آویز کرده است، (منبع)، این خبر چون پتکی بر مغز کوبیده می شود. بدون هیچ شکی، این جوان بیچاره در ایران مشکل داشته است، وگرنه اگر خیلی فشار به او وارد می شود، راهش را می کشید و بر می گشت به ایران. 
دو حالت بیشتر وجود ندارد، یا این جوان واقعا یک فعال سیاسی بوده و یا اینکه صرفا برای استفاده از مزایای پناهندگی به آلمان رفته است.
دلیل هر چه که باشد، بدون هیچ شکی مقصر اصلی رژیم خونخوار اسلامی است، رژیمی که جوانان وطن را اینگونه از کشور فراری می دهد. بدون هیچ شکی مسولیت اصلی این واقعه فجیع بر گردن رژیم خامنه ای است.
اما در این میان، باید نقش به نقش کسانی پرداخت که از اسم پناهنده سو استفاده می کنند.
برتراند راسل، اندیشمند بزرگ انگلیسی می گوید:
"مرزها خطوطی فرضی و خیالی هستند، این خطوط در آینده برداشته خواهند شد و چیزی به نام مرز معنا نخواهد داشت."
چند دهه بعد از مرگ برتراند راسل، ما شاهد این هستیم که این رویا در اروپا به واقعیت پیوسته و بین کشورهای اروپایی عملا دیگر مرزی وجود ندارد، اما شاید ده ها سال دیگر طول بکشد تا انسان ها آنقدر متمدن (!) بشوند که تمامی مرزها برداشته شود.
اینکه هر انسانی حق داشته باشد به کشورهای دیگر مسافرت کند و در آنجا زندگی کند، صد البته که حق اساسی او و جزوی از اعلامیه جهانی حقوق بشر است، اما مهاجرت به یک کشور دیگر با سو استفاده از امکانات کشور میزبان، تفاوت بسیار دارد.


چند نکته در این میان وجود دارد:
-         کشورهای اروپایی مانند آلمان یا بریتانیا، به پناهندگان امکانات بسیار ارایه می کنند، از خدمات پزشکی گرفته تا هزینه تحصیل و یا اجاره خانه و یا حقوق بیکاری. واضح و مشخص است که پول از آسمان نمی آید و آنها نیز  مانند عربستان نفت نمی فروشند، این پول از مالیات دیگر اعضا جامعه تامین می شود. یعنی این بودجه محدودی است و اگر قرار باشد مثلا آلمان به همه پناهندگی بدهد، باید هر سال جمعیتش دو برابر شود(!) و از یک کشور ثروتمند به کشوری فقیر تبدیل خواهد شد.
-         معمولا یک پناهنده بیشتر از اعضا معمولی جامعه، برای دولت هزینه دارد، چرا که نمی تواند کار کند، زبان بلد نیست و دولت میزبان باید هزینه تحصیل و آموزش زبان را به بیاموزد.
-         در گزارش اداره اقامت بریتانیا به سازمان ملل، گفته شده بود که بیش از نود درصد از پناهندگان ایرانی، بعد از اخذ اقامت، به صورت توریستی به کشور خود می روند(!) و به دیگر عبارت، هیچ مشکل سیاسی در ایران ندارند! (درصد را مطمین نیستم، اما فکر می کنم نود و دو درصد بود). یعنی بیشتر هموطنان پناهنده ما (با عرض پوزش) دروغ گفته اند که جانشان در ایران در خطر است، چون به ایران بازگشته اند!
-         معمولا هزینه آمدن به اروپا نیز زیاد است و معمولا کسانی می توانند خود را به آنجا برسانند که دستشان به دهنشان می رسد، یعنی در ایران چندان هم مشکل گذران زندگی ندارند!
با توجه به این نکات، اگر خود را جای مسول امور مهاجرت کشورهای میزبان بگذاریم، خواهیم دید که آنها باید تصمیم سختی را بگیرند، از طرفی بودجه ای که برای پناهندگان دارند، محدود است و از طرف دیگر جان برخی از این پناهندگان واقعا در خطر است.


به دیگر عبارت، مسولین اداره مهاجرت باید منصفانه عمل کنند و با دقت، کسانی را که جانشان واقعا در خطر است، به عنوان پناهنده بپذیرند. 
لذا آنها مجبور می شوند با مصاحبه و بررسی شرایط فرد،  تنها به درصدی از پناهندگان، پناهندگی بدهند. که متاسفانه قسمت عمده ای از همین درصد اندک نیز، افراد دروغ گویی هستند که بعد از گرفتن پناهندگی برای مسافرت به ایران می روند.
باید قبول کرد که  نمی توان از مثلا دولت آلمان  توقع داشت به هر کسی که از در وارد می شود، اقامت بدهند، چون در اینصورت باید تمام بودجه کشور را به امور پناهندگی اختصاص دهند.
در این میان، افرادی که تنها برای زندگی بهتر، مدعی می شوند که جانشان در خطر است، کار بسیار زشتی را مرتکب می شوند. چون با دروغ های خود، کار را به کسانی را که برای آزادی ایران، جان خود را به خطر انداخته اند، مشکل می کنند.


نکته آزار دهنده این است که چنین اشخاصی، چون برای تعطیلات به ایران می روند، حاضر نیستند به خود زحمت بدهند و مثلا در تظاهرات جلوی سفارت خانه های ایران شرکت کنند! به دیگر عبارت، طرف مدعی بوده که در ایران (با وجود خطر) در تظاهرات شرکت کرده است، اما حاضر نیست در اروپا و در امنیت، در تظاهرات شرکت کند! چرا که می داند اگر در تظاهرات شرکت کند، زمان بازگشت به ایران به مشکل برخورد خواهد کرد! 
در اینجا داستان دو پناهنده ایران را نقل می کنم، تا بببیند چگونه با دروغ های خود، پناهنده های ایرانی را بدنام می کنند و کار آنها را سخت می کنند:
-          خانمی مدعی شده بود که در ایران شوهر داشته و چون به شوهرش خیانت کرده، دادگاه برای او حکم سنگسار صادر کرده و شوهرش نیز به دنبال او می گردد تا او را بکشد! او حقوق بیکاری می گرفت، همزمان به صورت سیاه (بدون پرداخت مالیات) کار هم می کرد و هر ماه مبلغ کلانی را برای همسر خود در ایران می فرستاد تا خانه بخرند! (یعنی هم از پول مالیات دهنده ها، حقوق بیکاری می گرفت، هم یک شغل را غیر قانونی در اختیار گرفت بود، و هم مالیات نمی داد!)
-          زن و شوهری مدعی شده بودند که مسیحی هستند، پناهندگی هم گرفته بودند، اما من در جریان بودم که هر سال به ایران می روند، خانم مذکور نیز همیشه مراسم روضه و سفره اش(!) به راه بود و بعد از مدتی و با پولی که از قبل پناهندگی جمع کرده بود، به ایران رفته بود و بعد ب پاسورت ایرانی، به مکه نیز رفته بود!
   براستی، اگر این جوانی که خودکشی کرده، واقعا به دلیل فعالیت سیاسی جانش در خطر می بوده و از ترس شکنجه در صورت بازگشت خود کشی کرده باشد، آیا چنین اشخاصی در قتل و کشته شدن این جوان، مسول نبوده اند؟!


مجددا تاکید می کنم که حق هر انسانی است که هر جای این کره خاکی که بخواهد زندگی کند، بسیار احمقانه است که یک انسان چون در امریکا به دنیا آمده، از همه امکاناتی بهره مند شود ولی یک انسان دیگر در آفریقا از گرسنگی بمیرد.


 اما، نکته اینجاست: با توجه به محدود بودن بودجه دولت ها برای پناهنده ها، آیا بهتر نیست کسانی که واقعا جانشان در خطر است، پناهندگی بگیرند؟ آیا این حق، متعلق به انسان های آزاده ای است که جان خود را برای آزادی و دمکراسی به خطر انداخته اند یا متعلق به کسی که به دروغ می گوید حکم سنگسار علیه او داده شده است؟! 




 چند نوشته اخیر من: 



۴۲ نظر:

  1. darivari nanvis...emruze ruze hame shodan jameshenas va yepa siasatkadar.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی
      کی حرف از جامعه شناسی زده است؟!
      البته واضح است که چه کسی پرت می گوید!

      حذف
  2. نظرات pinelish را حذف کنید. اصلا معلوم نیست کسی که عرضه نداره یک جمله فارسی تایپ کنه گه میخوره تو سایت فارسی نظر میده . آخه بچه عقب افتاده الاغ این چه مدل نظردادنه

    پاسخحذف
  3. شما: خلاصه اینکه پناهندگی برای گرفتن حقوق بیکاری نیست، قانون پناهندگی برای نجات یک انسان در خطر شکنجه و مرگ است...!
    پاسخ: تمام ساکنان داخل ایران در خطر شکنجه و مرگ هستند اگر کوچک ترین حرکت یا صحبتی بر خلاف میل حضرات بکنند، پس همه مستحق آزادی بیان و قلم هستند (و به تعبیر شما حقوق بیکاری!)
    پی نوشت: همین چند خط رو هم با ترس می نویسم و شما بهتر می دانید چرا.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی،
      شما کاملا درست می گویید، تمام ساکنین داخل ایران آزادی بیان ندارند.
      اما توجه بفرمایید که هفتاد میلیون ایرانی چنین شرایطی دارند، آیا منطقی است که تصور کنید کشور مثلا آلمان یا انگلیس، موظف هستند همه انها را به عنوان پناهنده بپذیرند؟!
      اصلا چنین کاری عملی است؟!

      اگر نیک بنگریم، تنها می توان به افرادی پناهندگی داد که واقعا جانشان در خطر است، نه کسی که در ایران فعالیت سیاسی ندارد، دارد زندگی معمولیش را می کند و فقط برای اینکه حقوق بیکاری بگیرد، بلند می شود می رود اروپا!

      به نظر شما کدام یک مستحق تر هستند، کسی که فعالیت سیاسی کرده و جانش در خطر است یا آن شخص دروغگویی که برای زندگی در ایران مشکلی ندارد؟!

      حذف
  4. Avaln b oun babaie k neveshte GOH..olagh va ghyere bayad arz beshe k mesleinke shoma tu khunevadatun ba GOH va OLAGH ziad sare kar darid . Dar moredeh inke neveshte shodeh 70 million jamiat tahte shekanje hastan bazam az oun harfaye KASHK hast. in harfa ro afradi mizanan k basate ghertibazishun dar iran faraham nist va minalan.
    Irad gerefte shodeh bud bahs jameshenasi nist ,,pas age bahs dar moredeh panahandegi ye bahse jameshensi va ejtemai nist pas befarmaied bahse Geo-politik hast?( onmidvaram saheb in weblog hamuntor k nazare oun babaro montashar kard javabye man ro ham montasher koneh)

    پاسخحذف
  5. madar jendeh mage az pööl pedaret migiran ke migi miran tafrih be to che ke oon zan pööl mifresteh iran az pedret bordan mage kos kash madar ghahveh choni

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی،

      دزدی کار بدی است، اگر یک نفر دزدی کند، آیا من حق دارم بگویم دزدی کار بدی است یا نه!؟
      یا شما خواهی گفت مگر پول مرا برده اند؟!

      خیر گرامی،
      پول مرا نبرده اند، اما با کار زشت خود، با دروغگویی خود، جان فعالین سیاسی واقعی را به خطر می اندازند و کار آنها را سخت می کنند.

      حذف
    2. دیدگاه چنین اشخاصی (چون ناشناس بالایی) دقیقا همان چیزی است که من از آن سخن می گویم.

      گرامی، من می گویم طرف کار سیاه می کند و مالیات نمی دهد، حقوق بیکاری به دروغ می گیرد، شما می گویی مگر پول مرا می برند؟!

      او دارد دزدی می کند، مالیات ندادن دزدی است، حقوق بیکاری گرفتن (زمانی که کار می کنی) نیز دزدی است،
      وقتی اداره مهاجرت چنین اعمالی را می بیند، معلوم است که بر پناهندگان سخت می گیرد.

      حال بیچاره آن فعال سیاسی که جانش را برای آزادی کف دست گرفته و مبارزه کرده، باید ثابت کند مانند چنین اشخاصی دروغ گو نیست و باز هم ممکن است که او را به ایران برگردانند تا اعدام شود و یا شکنجه شود!!

      آیا این انصاف است؟!

      فرض کن یک کپسول آتش نشانی در یک پمپ بنزین است، آیا درست است کسی آنرا بردارد برای خودش؟!

      این امکان (مانند کپسول آتش نشانی) برای مورد خاصی پیش بینی شده ، نباید از آن سو استفاده شود.

      حذف
    3. ناشناس بچه کونی کیرم از پهنا لاپیج کس ننه جندت که تو کپر افغانستان به کیر هفتاد طالبانی آویرون است تا اب منی اونها رو بخوردت بده آخه کون پلنگ جق نباتی تو به کس صورتی خواهر پارت خندیدی که اومدی بی اجازه نظر گذاستی . یک بار دیگه به جناب گمنامیان فحش بدی چنان حلقت خودتو و کس پاره ننه پریود رو با کیر اسامه بن گره میزنم که از هفتاد سوراخ بدنت آب منی بزنه بیرون .

      بیا که میخوام حلقت پر کنم

      حذف
  6. hala kari nadare k.
    shoma aghaye nivasandeh...kheli delet vase afardeh saisi misuzeh k nemitunan panahandegi begiran?
    tashrif biar iran..jato bedeh b yeki k siasi hast.tavanaisho nadari bia iran..oky. posho boro camp panhandeha..daste yekishino begir mizbanesh bash......motmaen bash edare kharejihaye oun keshvari k daresh hasti..kheli esteghbal mikoneh.
    irania khub baladan shoar bedan..makhsusan k donyaye majazi ham bab shodeh rahat hame MOTHER TERSA mishan.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. آخه الاغ مگر نگفتم که Pinglish تایپ نکن . گوساله تو عرضه نداری که یک فونت فارسی رو کامپیوترت نصب کنی ، به گور بابای چوپونت میخندی با کامپیوتر کار کنی. بچه کونی باید حتما مثل بابای جاکشت فحش بارت کنن که بفهمی .
      .

      حذف
    2. عزیز جان،
      وقتی تو به سیب زمینی می گفتی دیب دمینی! وقتی که تو نمی دانستی فعالیت سیاسی چیست، من زندان رژیم رفته ام، هنوز نیز آثار شکنجه به تن دارم.

      فتوای قتل نیز پشت سرم است، طبیعی است که ایران نیایم!

      ضمنا،
      من تا جایی که توانسته ام، به پناهنده های واقعی کمک کرده ام، اما قانون اینگونه نیست که بروم کمپ پناهنده ها، اصولا در کشوری که من هستم، چیزی به نام کمپ پناهنده ها وجود ندارد!!

      اول کمی بررسی کن و بعد سخن بگو!

      در نهایت،
      شما چه کار داری به زندگی شخصی من، که چه کار می کنم یا نمی کنم!؟ من یک حرفی زده ام، اگر حرفم غلط است، به حرفم پاسخ بده، موضوع را شخصی نکنید.

      حذف
  7. مرسی‌ از گمنامیان به خاطر این مطلب.

    و متاسفانه من فکر می‌کنم که این مسئله ریشه عمیقتری داره و اون اینکه دیگه اعتقاد به "پندار، گفتار و کردار نیک‌" در ایران چیزی در حد حرف و افسانه شده. البته "زبونم زیر ساتور"، قصد توهین به هیچ کسی‌ رو ندارم، ولی‌ متأسفانه فشارهای دولتی شدید، مردم رو داره به سو‌ی انزوا و "هر کسی‌ فقط برای خودش" پیش میبره... و این یعنی‌ سقوط انسان دوستی‌ و احترام به هم نوع... این مبحث گمنامیان فقط یک نمونه از آثار این پدیدهٔ شوم هست.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. ulysses گرامی،
      چه بگویم که گفتن دراینباره سخت است...

      حذف
  8. گمنام جون هر چی خواستی از کس زنت بگو که گفتن دربارش سخت نیست

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. مهران - (بکن ناشناس ) ( با عرض احترام به جناب گمنامیان)سه‌شنبه, بهمن ۱۱, ۱۳۹۰ ۱۲:۳۰:۰۰ قبل‌ازظهر

      ناشناس بچه کونی ، هاهاها
      خیلی باحال بود. بالاخره فهمیدی که مادرت از کی حامله شد و اسم من رو روخودت کذاشتی .

      دوستان اگر در کامنت ها به نام من به جناب گمنامیان توهین شد بدانید که این بچه کونی سرتق بوده. هرکس که مادرش از آب منی 70 افغانی حامله شه و کس ننش قطره قطره خون چکه کنه آخرش میشه این ناشناس که باید فقط از کون کردش

      حذف
  9. ba salamo dorood bar irano irani,awal az hame tasliyat be azizane in panahjo koshte shodeh,age donbale masole khodkoshi in jawan rejime akhondiye,ke jawono az keshware pedari khodesh aware kardeh hala be har dalili ke bashe,edare panahandeh tamame keshwara sahmiye salane daran,ke har sal ta hamon saghf panahandeh migire,khodkoshi az feshare jawabe manfi nist,feshare rohi hast tanhai bi kasi dar jamee jadid heyran,1ki az dostan goft che khobe irania be kamp panahandeha sar bezanan faghat dar hade sohbat komakeshon konan khodeshono saritar dar jamee peyda konan wa be onwane 1 panahandeh ghabol shodeh poshtibanish konid dar masire keys

    پاسخحذف
  10. من به آنهاییکه به دروغ خود را پناهنده سیاسی معرفی میکنند و نوروز را در ایران میگذرانند کاری ندارم ولی چند مورد را لازم دیدم که بازگو کنم که ظاهرا کمتر به آن پرداخته میشود. ۱- خاک بر سر سیستم قضایی آلمان و اروپا که نمیتوانند بین یک پناهنده واقعی و پناهنده دروغین تشخیص دهد. ۲- اگر آنها واقعا به خاطر این موارد راه پناهندگی را سخت کرده اند چرا با آنهاییکه براحتی به ایران میروند برخورد نمیکنند، و اگر تنها و فقط با یک نفر برخورد جدی میکردند بقیه حساب کار خودشون را میکردند. ۳- خودکشی یک نفر دلیل بارز برای داشتن مشکل در ایران نیست، چرا که بسیاری بخاطر خراب کردن پلهای پشت سر و فروش در و ندار خود به این راه آمده اند و بازگشت و سر خوردگی و ترس از ملامت آنها را به خودکشی وامیدارد، البته در این مورد خاص خدا میداند و نمیتوان با قاطعیت اظهار نظر کرد. ۴- اگر کسی سیاسی باشد و در کشور دیگر نتواند از پشتیبانی گروهای سیاسی برخوردار گردد، واقعا باید خاک بر سر آن اپوزسیون کرد که بجز گرفتن مزایا در حال عشق و حال خودشون هستند.
    خلاصه در یک کلام شما به راحتی میتوانید بین یک پناهنده واقعی و غیر واقعی را در استفاده از اسم واقعی یا مستعار در وبلاگ و شبکه مجازی تشخیص دهید، لطفا نگویید از ترس خانواده در ایران اینکار را میکنید چون بسیاری از مخالفین با اسم خودشون هستند و هیچ خبری نشد.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرانقدر،
      سپاس از کامنت شما،

      یک-
      واقعا سیستم قضایی آلمان نمی تواند درباره مثلا اتفاقات رخ داده در ایران، به درستی تصمیم بگیرد، چون دسترسی مستقیم ندارد.
      مثلا آن قاضی نمی تواند از پلیس ایران سوال بپرسد و اگر هم که بپرسد، نمی تواند به جواب پلیس ایران اعتماد کند .

      دو-
      جطور با آنهایی که به ایران می روند برخورد کنند؟!
      طرف می رود ترکیه، بعد با پاس ایرانیش می رود ایران، ردی از آنها به جا نمی ماند.
      خیلی سخت است پیگیری آن .

      سه-
      شما داستان وبلاگ نویست وبلاگ آق بهمن را در دو سال پیش یادت رفته که همه اعضا خانواده اش را بازداشت کردند؟!

      حذف
  11. فقط یک کلام : کس ننه همتون

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. مهران - (بکن ناشناس ) ( با عرض احترام به جناب گمنامیان)سه‌شنبه, بهمن ۱۱, ۱۳۹۰ ۴:۲۲:۰۰ بعدازظهر

      خفش کن ننه جنده کس خونی، آخه دول بچه که اسمت رو کوروش کیر گذاشتی . از کس پاره و خونی ننه ات که زیر بیضه های آیت الله امجد کیر در حلقوم دست در کون به تو شیر میداد خجالت بکش. به حرمت حضرت زهرا که آب منی همه عرب های مدینه رو سر میکشید و خم با ابرو نمیاورد، این دفعه رو بهت چیزی نمیگم

      حذف
  12. agha merc vasse ettelaat faghat mikhastam begam aghaye Bertrand Russell yek free-mason kasif hast va inkeh shoma migin ma "mottemaden" bayad beshim ta mesleh europa beshimcherto perte masleh .. ina idehaye freemason haast va sheytaan parasta hast keh mikhaan donyaro zire solteh ONE WORLD gov bebaran .. kojayii dadaaa lol

    پاسخحذف
  13. آقای نویسنده محترم ، به هر صورت وقت گداشتی و این متن رو نوشتی ...ببینم سنگ کی و کجا رو به سینه می کوبی؟؟!!!!این رو هم به شما هم به اون دوستانی که جملات شما را تایید می کنند و به یک مشت بد بخت که به هر صورت از اون خراب شده اومدن بیرون می گید دزد....آقای جان بزار خلاصت کنم ما هیچ پناهنده واقیعی نداریم اون هایی که سیاسی هستن یا کشده شدن با می کشن یا تو زندانن. این می گم که خلاصت کنم ،اما یک دسته هم داریم فعال سیاسی هستن امانفوذی خود رژیم اسلامی هستن ...مثل نقل و نبات هم به رژیم فحش می دن اما از این راه (ادم فروشی)نون می خورن.و این میگم که اطلاعاتون زیاد بشه تمام کشور ها به سازمان ملل مبلغی رو پرداخت می کنن (اون کشور هایی که پناهنده نمی گیرند)سازمان ملل او پولو میده به کشور هایی که پناهنده میگیرند.و محمتر از همه این که این شده محل در آمد برای تولید شغل و وارد کردن پول و در کل یک چرخش مالی سنگین . اما متاسفانه از این پول در کشور المان فقط 30 در صدش خرج پناهنده می شه .امید وارم متوجه شده باشید.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی ،

      ما را به خنده نیانداز!

      کشورهایی که پناهنده نمی گیرند، کشورهای فقیر دنیا هستند!

      تمام کشورهای پیشرفته و صنعتی پناهنده می گیرند.
      لذا مثلا آلمان یا بریتانیا، پول به دیگر کشورها برای کمک به پناهنده ها می دهند، که پولی نمی گیرند.

      شما با پناهنده های ایرانی بیگانه هستی، من بسیاری از فعالین سیاسی با شرف را دیده ام پناهنده شده اند.

      حذف
  14. در بعضی از کشور ها برای دیدن تلویزیون باید مالیات پرداخت کرد اما عده ای از ایرانی های مقیم آن کشورها به دروغ می گویند که تلویزیون ندارند و به خیال خودشان خیلی زرنگند در حالی که بزرگترین خیانت را می کنند زیرا سبب می شوند که اعتماد کشورهای مهاجر پذیر به ایرانی ها بدتر شود.البته این فقط یک مثال بود ازده ها موردی که می توان نام برد

    پاسخحذف
  15. پناهنده ویا متقاضی پناهنده گی به کسی اطلاق میشود که در کشور بومی اش نسبت فعالیت های عقیدتی، جنس، نژاد، زبان، ملیت و قوم مورد پیگرد و تعقیب قرار گرفته باشد و یا عملا در خطر شکنجه (روحی و فزیکی )، زندان و مرگ قرار گرفته باشد
    پس صرفا کسانی که فعالیت سیاسی می کنند پناهنده نیستند بلکه مذهب قوم نژاد هم در این موضوع دخیل است
    در این شکی نیست عده ای به این دلیل که بدون زحمت می خواهند به یک زندگی نسبتا خوبی برسند آویزان کشور های اروپایی می شوند و باعث خورن حق پناهندگانی می شوند که واقعا زندگی در کشورشان برای شان غیر ممکن است
    ولی نباید فراموش کنیم که که اروپایی ها دقیقا مشکلشان با ایرانی هاست.چرا که سیل افغانی ها به اروپا سراسزیر می شوند ولی عده بسیار کمی دیپورت می شوند ولی در دوسال اخیر پناهندگی برای ایرانیان غیر ممکن شده
    لعنت بر اون کسانی که این چنین باعث حق خوری دیگر هموطنان می شوند.ننگ بر این خائنان.همین کثاقت ها هستند که ناله می کنند که چهار سال در ترکیه هستیم ولی جوابی به ما ندادند

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. بله،
      یک همجنس گرا نیز حق دارد درخواست پناهندگی بدهد!

      اما فکر می کنی این اشخاصی که به اسم همجنس گرایی پناهندگی گرفته اند،چند درصدشان راست می گویند و واقعا همجنس گرا هستند؟!

      حذف
  16. پاسخ: با خواندن مطلب شما چند موضوع رو از قلم افتاده دیدم که به آن می پردازم.

    1. هیچ فردی به میل و برای تفریح خانه و کاشانه خود رو ترک نمی کند تا در کشورهای دیگر آواره و پناهنده شوند. شرایط خفقان اجتماعی و فقر فرهنگی طبقات مختلف جامعه هم باعث این نوع مهاجرت هستند.( البته کشورهای پیشرفته و سیاستهای غلط اونها در منطقه هم بی تاثیر نیستند).

    2. شما از اوضاع پناهندگی کنونی کشوری مثل آلمان یا بی خبرید و یا فراموش کردید. عرض می کنم
    بخصوص در استان های بایرن و زاکسن البته بقیه استانها کم و بیشت هستند افرادی که تا بیست سال توی اتاقهای 15 متری عمر خودشون رو تلف کردند. هزینه تحصیل؟ اجازه کار!!! سالهاست که پناهنده ها در خواب هم چنین امکاناتی رو نمی بینند متاهل ها شاید انگشت شمار(خانواده هایی که فرزند در کشور بدنیا آوردند که این خود معضل جدیدی است و باید به آن نگاهی جامعه شناسی کرد) ولی مجرد هرگز...

    3. عدم آگاهی از اوضاع واقعی در این کشورها عامل دیگری است که خود ما و فقط خود ما که در این کشورها زندگی می کنیم مسئول آن هستیم. سفر به ایران و حقوق یک سال رو در یک ماه جلوی فامیل خرج کردن تا جوانان فکر کنند هم که به این سرزمینها رسید از زندگی راحتی برخوردار است...

    4. نظر خود آلمانهای مخالف این سیاست فرسایشی این است که صدها وکیل و قاضی و کارمند در این اداره ها و کمپها مشغول به کار هستند, اگر به پرونده پناهندگی در عرض چند روز و ماه رسیدگی شود و کمپ ها بسته شوند خیلی از این افراد شغل خود را از دست خواهند داد! چند سطر بالاتر شما خواندید و فراموش کردید.. افرادی تا بیست سال در این کمپ ها به نوعی زنده به گور شدند.. مثال: خانواده ای به استان زاکسن منتقل شدند, زن و یک فرزند و همسر. پس از رد پناهندگی زن و فرزند به ایران دیپورت شدند و مرد به علت خطر احتمالی دیپورت نشد!. ولی تا به امروز هرگز اقامت آلمان را هم نگرفت. برای شما که حوصله ندارید صغیر است ولی پانزده سال یک خانواده را از هم پاشیدند. جوانی که روزگاری با خانواده به امید زندگی بهتر به این کشور پناه آورده بود اکنون پیرمردی فرسوده است .

    5. پناهندگی در آلمان: در اتاق بیست متری تا چهار نفر مجبور به زندگی هستند و اجازه مار ندارند. در خیلی از کمپ ها هنوز پاکتهایی هر هفته برای غذا دریافت می کنند که در آن خوراک ضروری برای فرد تهیه شده است. این ده قلم در پاکل سالها تکرار می شود و تکرار می شود. البته خیلی از اونها هم قابل خوردن نیستند.. این کمپ ها طبق قوانین کشوری برای زندگی تا شش ماه در نظر گرفته شده بودند!! ولی امروز ایرونی هایی که بیش از ده سال, بله بیش از ده سال در این کمپ ها هستند بسیار است.
    نمونه یکی از این کمپها در این ویدئو(استان بایرن):
    http://www.wdr.de/tv/monitor/sendungen/2011/0915/asyl.php5

    6. شما که علاقه مند جامعه شناسی هستید,
    به این فکر کنید که اگر حمایت, جنگ,
    سیاستهای غلط این کشورهااز دیکتاتوری
    در خاورمیانه برای خرید بهترانرژی نبود,
    هرگز یک ایرانی در هیچ طبقه اجتماعی
    نیاز به خروج و پناهندگی نداشت...

    7. جرم در همه جای دنیا و هر جامعه رخ می دهد ولی اینگونه
    متن سرایی بعنوان اینکه ایرانی ها مجرمند
    و دزد و ... به همین دلیل کشورها این برخورد
    را دارند, بیش از یک تفکر لحظه ای و کودکانه نیست.

    همین مهاجرین ایرانی در آلمان بسیار موفق
    عمل کردند و افتخار ما هستند.

    اگر قصد کمک دارید به کمپ پناهنده ها بروید,
    یک روز وقت خودتون رو بگذارید و ببینید
    می تونید برای یک نفر کاری انجام بدید تا
    از این زندانها نجات پیدا کنند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی،
      من بریتانیا هستم و در بریتانیا کمپ پناهندگی نداریم،
      داخل شهر دولت برای آنها خانه می گیرد.

      نکته من هم دقیقا همین است
      اگر آدم هایی که برای زندگی در ایران مشکل ندارند، و فقط برای زندگی بهتر از این امکان پناهندگی سو استفاده می کنند، به چنین کار غیر اخلاقی دست نمی زدند،
      همین آلمان به افرادی که مشکل سیاسی دارند، به راحتی پناهندگی می داد و انها مجبور نمی شدند مدت های طولانی در این کمپ های غیر انسانی زندگی کنند!

      حذف
  17. وقتی میفرمایید طبق آمار خودشون بالای 90% از مهاجرهای ایرانی به کشورشون بدون مشکل سفر کردند خیلی راحت میتونند یک قانونی تصویب کنند و پناهندگی رو بصورت مشروط بدند تا اگر فردی به ایران سفر کرد پناهندگیش باطل بشه.بعد از چند وقت خیلی راحت پناهندگان واقعی از غیر وافعی شناخته میشند و اصلا هم نیاز به مصاحبه و این داستانها نیست.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی،
      بله چنین قانونی هست، اما طرف رفته ترکیه و از ترکیه با پاس ایرانیش رفته به ایران، حالا کی می خواهد این را ثابت کند؟!
      می دانی دادگاه و ردیابی و رهگیری اینها چقدر هزینه دارد؟

      حذف
    2. ممنون از پاسختون
      وقتی آمار میدهند پس میدونند چه کسانی این کار رو کردند.اثباتش در دادگاه هم که خیلی راحته.فقط میمونه هزینه دادگاه.به نظر من اگر فقط با چند نفر این کار رو بکنند بقیه حساب کار میاد دستشون.هزینه برگزاری چند تا دادگاه در مقابل هزینه ای که این دولتها برای خدماتی که به این پناهنگان قلابی از جیب مالیات دهندگان و در بیشتر موارد تا سالهای سال میپردازند به نظرم کاملا ناچیز میاد.این روند باید اصلاح بشه وتنها راهش هم برخورد با کسانیه که دارند سوء استفاده میکنند.هیچ جای دنیا با خواهش و تمنا اکثریت مردم رو نمیشه از دست زدن به هر کاری در جهت منافعشون باز داشت.باید قانون باشه و محکم هم اجرا بشه.چمد درصد این پناهندگان اگر بدونند برای همیشه از بازگشت به ایران محروم میشند اصولا حاضرند همچین تقاضایی بکنند؟به نظر من که فقط پناهندگان واقعی باقی میمونند و این مشکلات دیگه پیش نمیاد.حداقل نه به این صورت زشت و گسترده.

      حذف
    3. نه گرامی،
      ردیابی آن خیلی راحت نیست!
      طرف با پاس آلمانی می رود ترکیه، بعد هنگام ورود به ایران، پاس ایرانی خودش را نشان می دهد!

      بعد وقتی کسی شهروند کشوری شد، دیگر نمی توان به این راحتی او را خلع تابعیت کرد، بماند که می تواند ادعا کند که من آن زمان پناهندگی جانم در خطر بوده، مشکلم حل شده !
      اصل هم بر عدم برایت است، نمی شود کاریش کرد!

      حذف
  18. من با این دوست عزیزمون که ۷ آیتم اضافه کردن بسیار موافقم.متاسفانه نویسنده از اینکه دولتهای اروپایی از کجا تامین هزینه میشن رو اشتباه می‌کنه و شایان به ذکر هست که از نظر آماری درصد محدودی از ایرانیها میتونن از ایران فرار کنن و به اروپا بیان.اگر فعال سیاسی بودن یا در ایران کشته شدن یا در زندان به سر می‌برن و دروغ گفتن و اقامت گرفتن فقط مختص به ایرانیان نیست دوستانی که اینجا هستن بسیار خوب میدونن که از تمام کشورها به اروپا میان و دروغ میگن تا شرایط زندگی‌ قبلیشونو عوض کنن و اضافه می‌کنم که نویسندهٔ عزیز صحبت از ایده آالها می‌کنن که با شرایط کنونی‌ ایران که خفقان و فقر گریبان مردم رو گرفته،بعید و دست نایافتنی به نظر میاد.که من هم چند نفری رو می‌شناسم که تقریبا همین وضعیتو دارن،سالها در کمپهای پناهندگی سرگردان،و دستی‌ از پا درازتر.چون سالها اینجا وقتشون رو هزینه کردن و به هیچ چیزی دست نیافتن و روی برگشت به ایرانم ندران.امیدوارم که شرایط دوباره درست شه و همهٔ ما دوباره به ایران باز گردیم و هیچ ایرانی‌ فکر‌ ترک وطن رو دیگه نکنه.

    پاسخحذف
  19. salam.shoma aslan deleton b hal dolat alman ya englis nasozeh ..ina ham daran bishtar az onikeh kharj ma mikonan az sazman melal migiran..va bedonid har cheghad k fekr konid ma inja ham mesl iran darim azab mikshim almaniha az bi namostarin adamhai in koreh khaki hastan mesl post khiyar hamdegaro mifroshan..bad ina khodeshon daran hameh chiz mamlekat maro mibaran .bad ageh nemikhastan panahandegi bedan migoftan .aksar kasani k miyan inja mifahman k iran az hamehja behtar ama ma ham gir oftadim karish nemisheh kard.dam az hoghogh bashar mizanan bayad javab beda.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. گرامی،
      سپاس از کامنت شما،

      در بالا توضیح دادم، سازمان ملل که از آسمان پول در نمی اورد، اعضا آن باید پول بدهند، فکر می کنی مثلا زیبماوه یا افغانستان پولی دارند که بابت پناهنده ها به بریتانیا و آلمان بدهند؟!

      ضمنا،
      المان چه چیزی از مملکت ما میبرد؟


      بسیار متاسفم که شما اینقدر آزار می بینید

      دی

      حذف
  20. همه اینها تقصیر امام خمینی بود. سید پناهنده شده فرانسه.کونش که در خطر نبود چه برسه به جونش. مفت می خورد تو این نوفل شاتو و می چرید واسه خودش زبون بسته. دربست براش گرفتن تهرون به مزاجش نساخت سیراب و شیردون و کیر و خایه دون و فیها خالدونش قاطی شد. اون نوفل شاتو می موند ورزش می کرد یا ورزش می داد ورزش کارها رو می کرد یا چه میدونم اصلا ورزشکار نبود فقط ورزشکارها رو دوست داشت لکن هر شب به کس ننه حاج احمد آقا پنالتی می زد.
    جق بزنید مسلمونا جق بزنید ثوابه

    پاسخحذف
  21. یزدان پرست
    با درود
    گمنامیان عزیز خوشحال میشم باهم تبادل لینک داشته باشیم در صورت تمایل مرا هم مطلع فرمایید
    پاینده ایران
    http://navayeghalam.wordpress.com/

    پاسخحذف
  22. پولی منا بده یالا پولی منا بده پولی منا بده پولی منا بده
    قصه های مجید

    پاسخحذف

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.