جمعه، شهریور ۳۱، ۱۳۹۱

مناظره کوروش راد با گمنامیان درباره «شورای ملی ایرانیان» (قسمت اول)

چندگاهی است که در وبسایتی موسوم به «فراخوان ملی» بیانیه ای منتشر شده است که از تمام احزاب و کنشگران سیاسی برای تشکیل «شورای ملی ایرانیان» با هدف غایی برگزاری «انتخابات آزاد» در ایران دعوت به عمل آورده است. با توجه به بُروزِ حساسیتهای مختلف درباره چگونگی و کارکرد این شورا در میان اقشار سیاسی متفاوت پس از صدور این بیانیه، مناظره ای مابین کوروش راد، فعال سیاسی جمهوری خواه و لائیک، با گمنام گمنامیان، دبیر کانون وبلاگنویسان مستقل و از امضاءکنندگان و مدافعان این منشور، در جریان است که با توافق طرفین به شیوه قسمت به قسمت منتشر می گردد.
*****
کوروش راد: جناب گمنامیان عزیز، ضمن تشکر بابت قبول دعوت به مناظره، اجازه بدهید با این پرسش آغاز کنم: از آنجا که این فراخوان برای تشکیلِ شورایی با پسوند «ملی» صادر شده، آیا به نظر جنابعالی این شورای «ملی» قرار است مشروعیت سیاسی که منتج از «مقبولیت مردمی» است را از چه منبعی کسب کند؟ و اگر کنشگران و تشکلهای سیاسی شناخته شده آپوزیسیون این منشور را تائید نکنند، آیا در آینده شاهد اعلام موجودیت این شورا تحت هر شرایطی و با پشتوانه امضای چند نام مستعار و تشکل سیاسی ناشناخته خواهیم بود؟
---------------------------------------------------------------------
گمنامیان: درود بر شما. ضمن تشکر از شما برای دعوت به مناظره:
1)                 تصور نمی کنم گروه های سیاسی آزادی خواه به فراخوانی که منشور آن برگرفته از اعلامیه جهانی حقوق بشر است پاسخ منفی بدهند.
2)                 عنوان ملی در این شورا برگرفته و منتج از منشور آن است؛ منشوری که جوهره خود را از اعلامیه جهانی حقوق بشر و حاکمیت مردم ایران بر ایران می گیرد. همانطوری که اعلامیه جهانی حقوق بشر به خودی خود و بدون امضای کشوری مانند عربستان سعودی دارای اعتبار جهانی است، این منشور نیز به دلیل اینکه بر احقاق حقوق مردم ایران (حق مالکیت) و همینطور بر حقوق حقه مردم (مانند بندهای اعلامیه جهانی حقوق بشر) تاکید می کند، دارای اعتبار است و می تواند عنوان ملی را یدک بکشد.
3)                 گروهی مانند گروه جندالله را در نظر بگیرید که یک سازمان تروریستی است و در میان آپوزسیون ایرانی قرار می گیرد. طبیعی است که آن سازمان، به دلیل عقاید مذهبی شدید، این منشور را امضا نخواهد کرد و به این شورا نخواهد پیوست. حال آیا این از اعتبار این منشور یا شورایی که قرار است بر اساس آن تشکیل شود خواهد کاست؟! گمان نمی کنم که چنین باشد. اصولی مانند آزادی بیان و حق رای هر انسانی، اصولی نانوشته شده اند که به خودی خود دارای اعتبار هستند.
4)                 آپوزسیون چه کسانی هستند؟! چه گروهی را آپوزسیون می دانیم؟ اجازه بدهید که جمله شما را اینگونه پاسخ دهم: مشروعیت این شورا از تایید و همکاری گروه های سیاسی ای خواهد آمد که اولا به دموکراسی معتقد باشند؛ ثانیا بر احقاق حقوق مردم ایران (یعنی حاکمیت مردم ایران بر کشور ایران) اعتقاد داشته باشند. به عبارت دیگر، چنین گروه هایی، به صورت پیش فرض، منشوری مشابه این منشور را امضا کرده اند. مگر نه اینکه آنها نیز خواستار اجرای مفاد اعلامیه حقوق بشر و همینطور برقراری دموکراسی در ایران هستند؟
5)                 تنها راه برون رفت از منجلاب جمهوری اسلامی تشکیل یک شورای ملی است، چون مردم ایران به یک شخص و گروه خاص اعتماد نمی کنند. این شورا می تواند مردم را به دموکراسی رهنمون شود و دموکراسی پایدار را تضمین کند. خلاصه کلام اینکه این شورا، به دلیل منشوری که برگرفته از حقوق بشر است و قابلیت آن را دارد که نظر تمامی گروه های سیاسی را در خود بگنجاند، به خودی خود دارای اعتبار است و اعتبارش را از گروه های سیاسی نخواهد گرفت، چرا که این اصول، اصولی است که همراه انسان زاده می شود.
دقت فرمایید: چه گروه سیاسی ای حاضر است این منشور را امضا کند؟ گروه سیاسی ای که به حاکمیت مردم ایران بر کشور ایران معتقد باشد. جمع شدن این گروه های سیاسی در کنار هم به این شورا اجازه می دهد که عنوان ملی را یدک بکشد. صد البته که موفقیت این شورا در گرو مشارکت تمامی گروه های سیاسی آزادی خواه است و لاغیر. منتظر سوال بعدی شما یا ادامه بحث در باره همین موضوع هستم.

/---------/مناظره کوروش راد با گمنامیان درباره «شورای ملی ایرانیان» (قسمت دوم)

---------------------------------------------------------------------------------

خلاصه مستند بی بی سی: فتوای قتل سلمان رشدی/ سلمان رشدی در میان روزنامه ها پنهان شده بود، همه جا حضور داشت اما هیچ جا نبود!

بیش از بیست و سه سال از فتوای قتل سلمان رشدی می گذرد. فتوایی که میلیاردها دلار ضرر اقتصادی برای این کشور مصیب زده به همراه داشت و باعث سرافکندگی کسانی شد که خود را ایرانی می دانند.

قبلا نیز نوشته بودم، خمینی مانند یک گاو، در مغازه کریستال فروشی بود، حتی خودش هم نمی دانست چه ضررهایی می زند، به هر حال گاو بود دیگر! (اینجا را بخوانید)

شبکه اول بی بی سی، یک برنامه مستند یک ساعت و نیمه درباره سلمان رشدی تهیه کرده بود، که من  از قسمت های مهم  آن، چند جمله کوتاه تهیه کرده ام که ملاحظه می فرمایید:

-          زمانی که فتوای قتل سلمان رشدی صادر می گردد، یک خبرنگار زن، ساعت هشت صبح به  او زنگ می زند و می گوید الان چه احساسی دارید؟  و سلمان رشدی پاسخ می دهد: «حس مردن!»
-          سلمان رشدی می گوید فورا به طرف در و پنجره ها حرکت کرده و آنها را بسته است!
-          همان روز، مراسم یادبود یکی از نویسندگان دیگر انگلیسی به نام بورس بوده است، سلمان رشدی به قصد شرکت در آن مراسم، از خانه خارج می شود و تا سالها دیگر به آن خانه باز نمی گردد.
-          سلمان رشدی برای شرکت در مراسم یادبود آن فرد، به یک کلیسا رفته بوده که همزمان علیه او فتوا صادر می شود! یعنی در حالی که او در محلی مذهبی بوده، فتوایی مذهبی علیه او صادر شده است!
-          شخصی به شوخی به او گفته بود تا چند هفته دیگر، مراسم یادبود تو اینجا خواهد بود!
-          سلمان رشدی فکر می کرده که مراسم تولد چهل و دومین سالگردش را نمی بیند!
-          خواهر سلمان رشدی می گوید که او در صفحه اول روزنامه ها پنهان شده بود! هیچ کسی نمی دانست کجاست، اما همه جا حرف او بود!
-          سلمان رشدی در جایی می گفت: « من باید بیشتر به ادیان می پرداختم، دینی که می گوید آدم بکشید، سران آن دین نیز می گویند آدم بکشید، بعد گروهی دیگر می گویند به چنین عقیده ای باید احترام گذاشت...!»
-          همه سیاستمداران تصور می کردند که این ماجرا ظرف چند روز پایان می یابد، نه اینکه سالها طول بکشد!
-          رییس گارد محافظت از او، رییس گاردی بوده که از نخست وزیر  محافظت می کرده است!
-          او را مدتی در یک پایگاه ارتشی نگه داری می کردند!
-          زمانی که در خانه یکی از دوستانش پنهان شده بود، یکی از همسایگان برای بازدید می آید و دوست به سلمان رشدی می گوید که در آشپزخانه پنهان شود! سلمان رشدی با خود می اندیشد که این نوع زندگی از مرگ بدتر است!
-          سلمان می گفت: زندگی زیر چنین محافظت هایی، مزه زندان می دهد!
-          پدر سلمان، نام خانوادگی رشدی را انتخاب کرده بوده، چون به ابن رشد، علاقه بسیار داشته است، شایان ذکر است که ابن رشد فیلسوف بزرگ قرن چهارم هجری (اگر اشتباه نکنم) است که نگاهی متفاوت به قران و اسلام داشته و برخی از فقها، او را کافر اعلام کرده اند!
-          سلمان رشدی جلیقه ضد گلوله را نپذیرفته است!
-          تلاش برای زنده ماندن، سلمان رشدی را به یک مدافع آزادی بیان تبدیل کرده است!
-          در این مستند، چندیدن بار صدای حیاتی (گوینده صدا و سیما) را پخش کردند! 


یکشنبه، شهریور ۲۶، ۱۳۹۱

وجود جایزه رسمی رژیم اسلامی برای تروریست ها، تنها نشان می دهد که اسلام، هیچ شرمی از ترور و آدم کشی ندارد!/ویدیو مستند از تربیت تروریست اسلامی

در اخبار آمده است که آیت الله شیخ حسن صانعی، رییس بنیاد پانزده خرداد (متعلق به رهبر)، جایزه آدم کشی و قتل سلمان رشدی را افزایش داده و به رقم سه  میلیون و سیصد هزار دلار رسانیده است.

گناه سلمان رشدی نیز این است که یکی از شخصیت های داستان های او، شبیه محمد است و لذا، برخی از مسلمین معتقدند که او به این طریق، به پیامبر اسلام توهین کرده است.

براستی، دین اسلام چگونه ویروسی است که اینچنین انسانی را از انسانیت بدور می کند و دستور می دهد که یک نویسنده را صرفا به دلیل نوشتن یک متن (فرضا توهین آمیز) بکشند؟!

چگونه است که در این دین و آیین بربریت، جان انسان اینچنین بی ارزش است؟ اگر محمد پیامبر فرد مهم و مقدسی نزد خدا باشد و خدایی نیز وجود داشته باشد، باید خود خدا عرضه داشته باشد که فرد خاطی را تنبیه کند، چرا باید جمعی جنایتکار، به خود اجازه دهند که به شیوه مغول ها به کشتار دست زنند؟!

چگونه است که جزای بی حرمتی یک انسان (محمد پیامبر) سزایش مرگ است؟! مگر محمد جز یک بچه باز با ادعای پیامبری، مزیت خاصی بر دیگر انسان ها دارد؟

همین که در ازای توهین به پیامبر یا انتقاد از او، این دین دروغین دستور به کشتن انسان ها را می دهد، حاکی از این است که این دین دروغین است.

کدامین آیین درست و انسانی است که اجازه دهد جان یک انسان به دلیل نوشتن چهار خط مطلب گرفته شود؟ نفرمایید این دین الهی است، چه آنکه از یک دین الهی توقع می رود بیش از یک دین زمینی انسانی و بی اشتباه باشد.

براستی، چقدر دین اسلام شبیه آیین آدمخواری است...!

دستور ترور در قران:

یکی از آیات قران که جوهره اسلام را به رخ می کشد، آیه بیست و نهم سوره توبه است، چه آنکه در زمانی که محمد این آیات را می ساخته است، قدرت و برتری نظامی  نسبتا خوبی داشته، لذا دیگر تعارف را کنار گذاشته و اصل اسلام را به نمایش گذاشته است...! با هم این آیه را می بینم، اصل آیه به قرار زیر است:

آیه 29 توبه: قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَلاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَلاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَهُمْ صَاغِرُونَ
/ ترجمه: با كسانى از اهل كتاب كه به خدا و روز بازپسين ايمان نمى‏آورند و آنچه را خدا و فرستاده‏اش حرام گردانيده‏اند حرام نمى‏دارند و متدين به دين حق نمى‏گردند كارزار كنيد تا با [كمال] خوارى به دست‏خود جزيه دهند

در این آیه الله می گوید به جنگ غیر مسلمین  اهل کتاب بروید، آنها یا باید مسلمان شوند، یا جزیه بدهند یا کشته شوند

جزیه پول کلانی است که غیر مسلمین اهل کتاب موظف هستند به مسلمین پرداخت کنند، مقدار آن به قدری زیاد بوده که در یک سال، خلیفه وقت به حاکمان محلی دستور می دهد مبلغ جزیه را کمی کاهش دهید وگرنه همه مردم می میرند و برای سال بعد، دیگر کسی نیست که زراعت کند!

چطور اسلام با زبان خوش  قادر به پیشرفت نبوده و باید به زور شمشیر جلو می رفته است؟  این پرداخت جزیه، فقط شامل اهل کتاب بوده و یعنی فقط مسیحی ها و یهودی ها اجازه داشتند به شرط پرداخت مبلغ کلانی، در دین خود باقی بمانند

زمانی که محمد به مکه حمله کرد، اهالی مکه گفتند ما حاضریم به مانند اهل کتاب، به شما جزیه بدهیم، اما محمد گفت آن برای اهل کتاب است، شما یا باید مسلنان شذه  یا کشته شوید. یعنی اصولا برای کسانی که مسیجی یا یهودی نیستند، وضغ خیلی فاجعه آمیز تر است، در آن شرایط، از نظر اسلام یا باید مسلمان شوید یا کشته شوند!  به همین راحتی می توان علت رشد سرطان گونه اسلام را ملاحظه کرد...!

در صورتی که اهل کتاب قبول نمی کرده اند که جزیه بدهند، مردان کشته می شدند و زنان و کودکان به عنوان برده به غنیمت برده می شده اند، چرا که ساکن دارلحرب محسوب می شده اند و ساکنین دارلحرب به صورت پیش فرض، برده مسلمین هستند...!

حال به شکل کلی ماجرا نگاه کنید، طرف در خانه خودش نشسته و مشغول خوردن غذا با زن و بچه اش است. مسلمین به آن جامعه حمله می کنند، به آنها می گویند یا باید مسلمان شوید، یا پول کلانی به عنوان جزیه بدهید، یا اینکه مردان را می کشیم و زنان و کودکان را نیز برده می کنیم...!!

بسیاری از مسلمانان، استدلال می کنند که پرداخت جزیه چون مالیات لازم است، در صورتی که اولا جزیه مبلغش بسیار بالاتر از مالیات معمول بوده است، دوما چرا خود مسلمین مالیات نمی پرداخته اند؟!

البته قران به  مسلمین پرداخت زکات و انفاق (بخشش مال) را توصیه کرده است، اما هیچ سیستم پرداخت مالیاتی برای خود مسلمین در نظر گرفته نشده است و در قران ذکر نشده است.

اینکه بعدا خلفا عباسی به گرفتن خراج از مناطق مسلمان نشین اقدام کرده اند، چیزی را حل نمی کند، چرا که سوال باز مطرح باقی می ماند، چرا محمد بن عبدالله خود از مسلمین خراج نگرفت؟ چرا در قران چنین چیزی مطرح نشده است؟!

در جمع بندی، می توان گفت اساس دین اسلام، بر حمله و آزار دیگران بنا شده است، بر اساس این دین، باید دیگران به مسلمانان باج بدهند...! ریشه چنین تفکری را می توان در زمان هجرت محمد به مدینه یافت. چه آنکه اصولا محمد برای اینکه بتواند راهزنی کند، شهر مدینه را انتخاب کرد و در انجا به راهزنی اموال کاروان ها پرداخت. (توضیحات مفصل تر درباره راهزنی محمد بن عبدالله در اینجا)

چند نمونه از آدم کشی و ترور به دستور شخص محمد، این منابع را به عنوان نمونه عرض می کنم: 

-          ترور ابوعفک بدستور شخص محمد بدلیل توهین به محمد/منبع: سیره الرسول نوشته ابن اسحاق
-          ترور عبدالله بن أُبّی بن سلول العوفی/ بدستور شخص محمد به دلیل اینکه او به زن محمد بهتان بسته بوده است / منبع صحیح بخاری
-          ترور عصماء بنت مروان/ بدلیل سرودن شعری علیه محمد/ منبع: الطبقات نوشته ابن سعد/


این ویدیو(که برای سایت تد آنرا ترجمه کرده و بر آن زیر نویس فارسی گذاشته ام) ، به شکلی مستند نشان می دهد که چگونه کمک قرآن ، از کودکان معصوم، تروریست های اسلامی ساخته می شوند.


در انتها دیدن این آیات قرآن ، شما را لختی به فکر فرو خواهد برد، براستی آیا تا زمای که این کتاب مقدس شمره می شود، تروریسم اسلامی خاموش خواهد شد؟

سوره مائده آیه 33:
إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ.
سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى‏جنگند و در زمين به فساد مى‏كوشند جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏ يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داش


سه‌شنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۹۱

سود ایرانیان از اختلاس سه هزار میلیاردی/پشت پرده قطع رابطه با کانادا،جریمه بانک های بین المللی و اختلاس سه هزار میلیاردی!

فکر می کنم همین سونامی خیانت، بهترین تعریف از این جنایت است. اسمش را یک دزدی نمی گذارم، اسمش را جنایت می گذارم، چون زندگی میلیونها ایرانی به علت تحریم، به شدت آسیب دیده است، اما افراد بد سرشت و کثیف، برای دریافت رشوه،  باعث می شوند این تحریم ها ادامه یابد.

چند نکته زیر را کنار هم بچینید:

-          خاوری رییس بانک ملی است. علی رغم اینکه چفیه به گردن می اندازد و در تظاهرات شعار مرگ بر آمریکا می دهد و خودش را سرباز خامنه ای می خواند، تابعیت دوگانه دارد و با میلیونها دلار سرمایه گذاری در کانادا، تابعیت کانادا را دریافت کرده است.
-          در میانه دعوای میان دزدان حاکم بر ایران، یک اختلاس عجیب و غریب، با رقم سه هزار میلیارد دلار بر ملا می شود، و سران رژیم اینبار به سبب اختلاف با یکدیگر، تصمیم می گیرند آنرا افشا کنند.
-          خاوری در اختلاس سه هزار میلیارد تومانی دست داشته است. دادگاه حکم بازداشت او را صادر می کند و حتی پلیس ایران مدعی است که  دست به دامان پلیس بین الملل شده  تا او را به ایران بازگردانند.
-          دولت کانادا بر طبق قوانین کانادا به راحتی می تواند اقامت و تابعیت او را لغو کند و یا او را به ایران بازگرداند. او جانش به دلیل مسایل سیاسی در خطر نیست و تنها به دلیل سرقت پول، تحت تعقیب است و باید به ایران بازگردانده شود. دولت کانادا خاوری را به ایران باز نمی گرداند.
-          خاوری به دلیل سمت فوق العاده حساس و ریاست ثروتمندترین بانک ایرانی، اطلاعات بسیار ارزشمندی را درباره روابط جمهوری اسلامی برای دور زدن تحریم ها و روابط پشت پرده رژیم با بانک های بین المللی دارد.
-          زمزمه هایی به گوش می رسید که در ازا دادن اطلاعات رژیم به دولت کانادا، دولت کاندان او را به ایران پس نخواد داد.
-          بانک های بین المللی پول کلانی را از رابطه با ایران به جیب می زنند. اکثر این پول ها هم به شکل رشوه ، در جیب مدیران بانک های خارجی می رود. حتی اگر گند کار بالا بیاید و بانک مذکور، خسارت بدهد و جریمه بشود، این پول از جیب سهامداران بدبخت بیرون می آید، ولی مدیر مربوطه، مبلغ کلانی را به جیب زده است.

-          قطع رابطه با کانادا و این  تحقیق های بین المللی در مورد بانک ها چه است؟ به نظر می رسد تنش بین رژیم ایران و کانادا برای بازگرداندن خاوری، همینطور افشای ارتباط رژیم با بانکها، نقش اساسی را در قطع رابطه کانادا و رژیم ایران داشته است. 
-          در چند هفته گذشته، بانک های زیادی تحت بازرسی و تحقیقات قرار گرفته اند. از رویال بانک اسکاتلند گرفته تا کامرز بانک! از بارکلیز تا لویدز،  از استاندارد چارتر گرفته تا یونی بانک یا لیست طولانی از بانک های چینی!  (منابع مختلف +و+و+و+و+و+) 
به نظر می رسد در آینده نزدیک، شاهد یک سونامی از تحقیقات بین المللی درباره بانک های بین المللی باشیم که به رژیم ایران مدد رسانده اند!

نکته اینجاست، تحریم ها کمر مردم عادی ایران را خم کرده است، اما در هیچ فشاری به سران جمهوری اسلامی نیاورده است، چرا که مدیران کثافت و بد سرشت بانک های بین المللی، با دریافت مبالغ کلان رشوه از رژیم، تحریم ها را برای  آنان بی اثر می کنند...! 

رژیم حاضر نیست از برنامه های اتمی خود دست بکشد، چون این تحریم ها بر روی سران رژیم، اثری نمی گذارد، چون مدیران این بانک ها، به سران رژیم کمک کرده اند. در حقیقت مدیران این بانک ها، باعث شده اند مردم ایران زیر فشار تحریم، کمرشان خم شود، اما سران رژیم از هر فشاری معاف شوند! 

در پایان تنها یک نکته را یادآور می شوم، خاوری نماد سران این رژیم است، افراد جنایتکار و فاسدی که خودشان هم به این رژیم اعتقادی ندارند و حاضر هستند به رژیم خودشان خیانت کنند. این نکته مثبتی است و آینده روشنی را پیش ما می گذارد، چون می توان دید که حتی اعتقاد سران رژیم به آن نیز متزلزل و سست است.


نوشته دیگر امروز من:
 /--------/تبلور حقوق زنان در اسلام/ متهم لب زنش را بریده و خورده، او را سلاخی کرده، خبرگزاری تابناک می نویسد پاره ای مسائل خانوادگی!


خاوری و فرمانده سپاه پاسداران


خاوری، با چفیه بر گردن در میان بسیجیان و در تظاهرات حکومتی رژیم


پنجشنبه، شهریور ۱۶، ۱۳۹۱

هموطنم، یک قدم تا دمکراسی مانده است، برای جایگزین کردن این رژیم خونخوار با دمکراسی، به یکدیگربپیوندیم و تبدیل به سیل شویم.

هموطنم، کشورمان در آستانه نابودی است، رژیم خامنه ای چون شغال، باعث روسفیدی چنگیز شده و برای در قدرت ماندن، ایران را به مستعمره چین و روسیه تبدیل کرده است.

خون هزاران  ندا و سهراب، بر کف خیابان های ایران خشک شده است.

تنها رسیدن به دمکراسی و آزادی، به یکدیگر پیوستن ما است.

هموطنم، مطمین باش قدرت اندک من و تو، اگر یک جا جمع شود، به نیروی عظیمی تبدیل می شود و بدون شک، توانایی سرنگونی این رژیم را دارد.

هموطنم، دست به دست یکدیگر بدهیم، آُستین ها را بالا بزنیم و برای آزادی کشور، اقدام کینم.
ما لیاقت دمکراسی را داریم.

تو و من، قابلیت تبدیل به یک سیل را داریم، سیلی که دودمان رژیم خامنه ای را بر باد می دهد...!

هموطنم، ساده ترین مثال از موفقیت مردم در بند برای دستیابی به دمکراسی، کشور لهستان است که لخ والسا، آنرا به آزادی رهنمون گردید. 


سه‌شنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۹۱

آقای ورزشکار، تو به لندن رفته ای که افتخار بیافرینی یا آبروی ایران را ببری؟! / زن کثیف نیست که با او دست نمی دهی!

یکی از ورزشکاران پارالمپیک، که برنده مدال بوده است،  در مراسم دریافت، از دست دادن به با کیت (همسر ویلیامز  و ملکه آینده انگلیس)، سر باز زده و خودداری کرده است.

هر کسی می تواند عقیده خود را داشته باشد و به یک دین خاص، پایبند باشد، اما نمی تواند  بنا به عقیده خود، به انسان دیگری بی حرمتی کند، آنهم به این این دلیل احمقانه که دین او چنین گفته است!

دست ندادن با یک زن، بی حرمتی به او و کاری زشت است!

زشت و زننده است که این ورزشکار، تصور کند از تماس با زنان باید خود داری کند، چون زنان نامحرم و آلوده هستند!

اینکه او دستش را پشت سر پنهان کند تا جلوی دست دادن کیت را بگیرد، نشان از رفتار زشت و زننده او و خواست او برای جلوگیری از دست دادن است.

نکته اینجاست، اگر جای کیت، یک مرد قرار داشت، این ورزشکار آیا دست می داد یا نه؟ مشخصا او دست می داد، پس صرفا به دلیل زن بودن کیت، با او دست نداده است و این رفتاری تبعیض آمیز علیه زنان جامعه است. وقتی با کسی رفتاری تبعیض آمیز و متفاوت می شود، به او توهین شده است. 

هر چند جمهوری اسلامی تلاش بسیار برای به وجود آوردن چهره زشتی از ایرانیان کرده است، اما اقدام ورزشکاران و به وجود آوردن چهره ای زشت برای ایرانیان، بسیار جای سوال دارد.

آیا این ورزشکار محترم، برای بدنام کردن ایرانیان رفته بود یا برای افتخارآفرینی ؟! 




یکشنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۹۱

مبنای صدور حکم اعدام: کمک مالی به یک تلوزیون ماهواره ای!/ این حکم اعدام دهن کجی رژیم ایران به ساده ترین موازین انسانی است!

در رژیم جمهوری اسلامی، جنایتکارانی بر مسند قضا نشسته اند که ننگ عدالت هستند! چندین قاضی جنایتکار، دست به دست هم داده اند و حکم اعدام شخصی به نام غلامرضا خسروی را صادر کرده اند. (منبع و گزارش عفو بین الملل)

جرم او این بوده که به یک شبکه تلوزیونی ماهواره ای، کمک مالی کرده است. البته ناگفته نماند که او زیر شکنجه های طولانی مدت، به این اتهام، اقرار نموده است.

در بسیاری از نقاط  دنیا، پرداخت پول برای فعالیت های سیاسی یا فرهنگی، تشویق می شود و در بسیاری از مواقع، بخش عمده ای از آن پول، از مالیات کمک کننده کسر می شود. حال در ایران، این رژیم وحشی یک انسان را به مدت طولانی شکنجه می کند و بعد قصد کشتن او را دارد، چرا که به یک شبکه ماهواره ای کمک مالی کرده است.

اینکه آن شبکه چه بوده است و چه می کرده، اهمیت ندارد. آزادی بیان و اندیشه حکم می کند که هر کسی به گروهی که به آن اعتقاد دارد، کمک مالی کند.

وکیل این قربانی، نماد شرافت وکلا ایرانی، عبدالفتاح سلطانی بوده است که خود او نیز اکنون در زندان به سر می برد و گویا یکی از اتهامات آقای سلطانی نیز دفاع از این قربانی بوده است!

سه نکته زیر را با هم در نظر بگیرید:

-          کشتن یک انسان به خودی خود، جنایتی وحشتناک است.
-          وای به روزی که این جنایت توسط یک حکومت و دولت صورت پذیرد و یک حکومت، به شکل یک آدم کش، وارد میدان شود!
-          از همه بدتر، وقتی است که می بینیم یک انسان بی گناه صرفا به دلیل داشتن یک دیدگاه خاص سیاسی، مدت زیادی شکنجه می شود و بعد او را می کشند!
در سال 2012، حتی قبایل بدوی نیز دست از آدم کشی برداشته اند و دیگر آدم کشی نمی کنند. اعتراف زیر شکنجه نیز در همه جای دنیا، ارزشی معادل دستمال توالت مصرف شده (!) دارد.

لطفا توجه کنید که او در دادگاه اول به سه سال زندان محکوم شده است، اما در دادگاه دوم، به اعدام! این تغییر عجیب و غریب، نشان از بی عدالتی محض در این پرونده دارد!

کلمه نفاق در این حکم (صفحه دوم) یک عبارت قرانی است، و ننگ بر قرانی که اجرای قوانین آن، اینچنین باعث جنایت و خونریزی می شود! 

این نوشته امروز  مرا در سایت فضول محله بخوانید: