‏نمایش پست‌ها با برچسب ملی بودن شورا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ملی بودن شورا. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، مهر ۲۰، ۱۳۹۱

مناظره کوروش راد با گمنامیان درباره «شورای ملی ایرانیان» (قسمت سوم)

پیش درآمد:

چندگاهی است که در وبسایتی موسوم به  «فراخوان ملی» بیانیه ای منتشر شده است که از تمام احزاب و کنشگران سیاسی برای تشکیل «شورای ملی ایرانیان» با هدف غایی برگزاری «انتخابات آزاد» در ایران دعوت به عمل آورده است. با توجه به بُروزِ حساسیتهای مختلف درباره چگونگی و کارکرد این شورا در میان اقشار سیاسی متفاوت پس از صدور این بیانیه، مناظره ای مابین کوروش راد، فعال سیاسی جمهوری خواه و لائیک، با  گمنامیان، از وبلاگنویسان مستقل و از امضاءکنندگان و مدافعان این منشور، در جریان است که با توافق طرفین به شیوه قسمت به قسمت منتشر می گردد.

____________________سوال آقای، کوروش راد :

"جناب گمنامیان عزیز ، ضمن تذکر این نکته که دیدگاههای من دراین گفتوگو  به عنوان جمهوریخواه لائیک کاملا شخصی است ،اجازه بدهید در خصوص  برداشت شما از مثال بنده در مورد کنگره ملی آفریقا و نلسون ماندلا و مفهوم  کاریزما دیدگاه شخصی ام را عنوان کنم . به باور من، هسته های اولیه جنبش های اجتماعی و رهایی خواهانه نظیر جنبش ضد آپارتاید آفریقای جنوبی از بطن مردم و لایه های زیرین جامعه جوانه می زنند و می رویند و اشخاصی نظیر ماندلاهاو موکاسلی جک ها(1)، از درون مبارزات مردم برخاسته و به پشتوانه سالها حضور درمتن و با بهره گیری از تجارب خود از میدان مبارزه و نه کاریزمای موروثی یا ذاتی اقدام به سازماندهی مبارزات در قالب بدیل رهایی خواهانه در برابر قدرت مسلط و سرکوب گرنموده اند ."

________________________پاسخ گمنامیان

ضمن سپاس از شما بابت ادامه بحث و پوزش از تاخیر کوتاه در پاسخ گویی.

چند نکته درباره مساله ای که مطرح فرمودید:

-          دیدگاه شما، دیدگاه منصفانه ای نیست، شما بر این باور هستید که این شورا، مشروعیت خود را از حضور رضا پهلوی می گیرد! خیر، چنین نیسـ، اگر به منشور پیشنهادی مراجعه کنید، ملاحظه می فرمایید که درب این شورا، به روی تمامی فعالین سیاسی ایرانی (به شرط اعتقاد به حقوق بشر و دمکراسی و سکولاریسم) باز است، لذا اعتبار این شورا، از آنجایی ناشی می گردد همه می توانند در آن مشارکت کنند.
-          همانگونه که یک نظام دمکراسی مشروعیتش را از این می گیرد که تمام اعضای جامعه، امکان و اجازه حضور و مشارکت در قدرت را دارند، این شورا نیز مشروعیتش را باز بودن درب آن اخذ می کند.
-          بر خلاف شما معتقد نیستم که برای فعالیت سیاسی، باید یک پشینه آزادی خواهانه داشت! اگر چنین باشد، پس با دایره بسته ای روبرو خواهیم شد که هیچ کسی نمی تواند وارد فاز مبارزه آزادی خواهانه شود، چون پیشینه آنرا ندارد! علی رغم اینکه شخصا یبش از یک دهه فقط فعالیت در عرصه روشنگری در فضای مجازی دارم، اما بر این اعتقادم که تک تک شهروندان، به صرف انسان بودن، مجاز به فعالیت سیاسی هستند.
-          نمی توان منکر شد که کاریزمای موروثی در جوامع سنتی (مانند ایران) نیز اثر گذار است، براستی چرا نباید از این امکان برای رسیده به دمکراسی سود جست؟! اگر کاریزمای مورثی درباره آقای رضا پهلوی وجود دارد، چرا نباید از کاریزمای موروثی (مثلا اعتبار رضا پهلوی) برای رساندن این کشور مصیبت زده به دمکراسی بهره جست؟!
-          درب این شورا بر روی تک تک نلسون ماندلاهای ایرانی باز است، چرا نباید انها به این شورا بپیوندند؟!

____________________سوال آقای، کوروش راد :

"اساسا هر بدیل رهایی خواهانه ای در متن جامعه و برآمده از مبارزات داخلیو در«پیوندی ارگانیک با مردم » شکل می گیرد و در پرتو این مکانیزم است که مردم به عنوان«عامل تغییر شرایطاجتماعی و سیاسی» به  تاکتیک های آن بدیل اعتماد می کنند و در پیشبرد برنامه های مبارزاتی نظیر نافرمانی مدنی مشارکت می کنند . در عرصه سیاست ورزی واقع گرایانه،هر آلترناتیو تشکیل شده«خارج ازمرزهای میدان مبارزه»و با رویکرد تصرف قدرت سیاسی یا در تقابل با قدرت سیاسی مسلط،فاقد پایگاه و مقبولیت اجتماعی است وبرای تحقق پروژه سیاسی خود در فقدان مقبولیت وعاملیت مردمی ،در نهایت یامتوسل به«قدرتهای خارجی» خواهد شد و یا در حالتی خوش بینانه دچار روزمرگی  می گردد. . بر همین اساس  انتشاریکمنشور برای تشکیل شورایی ملی  خارج از ایران و در فقدان خیزش مردمی با توجه به الگوریتم فوقبه منزله مهندسی معکوس بدیل سازی است  و تداعی گر فرضیه موسوم به چلبی سازی(2 )است ."

________________________پاسخ گمنامیان

چند نکته درباره مساله ای که مطرح فرمودید:

-          مجددا شما را ارجاع می دهم به منشور شورای ملی! آیا این شورای احتمالی، درب خود را به روی رهایی خواهان ایرانی بسته است!؟
-          متاسفانه شما به شکل عجیبی، منکر وجود آزادی خواهان (یا رهایی خواهان) در این شورا شده اید! باز به مساله قبلی باز می گردم، اعضای این شورای ملی هنوز مشخص نیسـت، هنوز مشخص نیست چه کسانی آنرا امضا می کنند!! شما چگونه می توانید قضاوت بفرمایید آیا این شورا، از متن جامعه است یا خیر!؟ آیا ارتباطی با مبارزات داخلی دارد یا نه؟!
-          تصدیق بفرمایید از  دو حالت خارج نیسـت، یا رهایی خواهانی خارج از ایران حضور دارند که بتوانند با حضور خود در این شورا، به آن مشروعیت ببخشند، یا نیستند!
بعید می دانم شما منکر وجود آزادی خواهان ایرانی در خارج از ایران باشید، و بر فرض محال، آزادی خواهان ایرانی در این شورا حضور ندارند، سوال من این است: «وقتی این شورا، درب خود را به روی آنها باز گذاشته است، اعضای کمیته موقت فراخوان ملی، حضور آنها را گرامی می دارند و خوش آمد می گویند، چرا نباید آنها در این کمیته شرکت کنند؟!»
-          شما در باره شورایی که تشکیل نشده، قضاوت می فرمایید و آنرا تشکیل شده خارج از مرزهای میدان مبارزه می دانید! هنوز اعضای کمیته موقت هماهنگی و فراخوان،  نمی دانند چه کسانی در این شورا عضو خواهند شد! جای بسی تعجب است که شما از آن اطلاع دارید و می توانید قضاوت کنید!
-          فرموده اید «فقدان خیزش مردمی!». کوروش عزیز، اگر جامعه ما به روزمرگی دچار شده و جنبش سبز به محاق رفت، به دلیل نبود یک رهبریت مستحکم و معتقد به دمکراسی بوده است. هدف از تشکیل شورای ملی، ایجاد چنین رهبریتی بر اساس اصول دمکراسی است.
باز تاکید می کنم، اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟! آیا اول باید خیزش مردمی شکل بگیرد و بعد شورا به وجود بیاید یا اینکه می توان با تشکیل یک شورای دمکراتیک، خیزش مردم ساماندهی کرد و جرقه آنرا به وجود آورد!؟
نمی توان تا ابد دست بر روی دست گذاشت و شاهد ویرانی هر چه بیشتر این کشور بود...!
-          چلبی جاسوس دوجانبه ای بوده که غم کشورش را نداشته است، حال تشبیه کردن شورایی ملی به چلبی، آن هم در حالی که این شورا هنوز شکل نگرفته است و اعضای آن مشخص نیست، بی انصافی محض می دانم!
-          تفاوت این شورا با چلبی سازی، این است که چلبی یک شخص وابسته به سازمان های اطاعاتی بود، مردم عراق در تصمیمات آن شخص اثرگذار نبود هاند، اما این شورا، شورایی ملی خواهد بود که تمامی ایرانیان آزادی خواه، می توانند در آن مشارکت کنند و در تصمیمات آن اثر گذار باشند!
-          تا کنون شما از من سوال کرده اید، اکنون من از شما سوال می کنم و توقع پاسخ دارم! برای اینکه این شورا، به سرنوشت چلبی دچار نشود،  از شما هموطن عزیز خواهش می کنم که در آن مشارکت کنید و جلوی چلبی شدن (!) آنرا بگیرید. منتظر پاسخ شما در این باره هستم!

____________________سوال آقای، کوروش راد :

"در مورداستقلال طراحان منشور شورا از آقای پهلوی بر خلاف نظر شما، ایشان در مصاحبه ای با شهرام همایون(3)، این شورا با متعلق به خود دانستهو از این رو انکار نقش محوری آقای پهلوی در طراحی منشور این شورا ، تنها دست کم گرفتن مخاطب و افکار عمومی است .جنابعالیکه استناد به مواضع آقای پهلوی در نشریه فوکوس آنلاین که پس از گذشت بیش از سه ماه ، تحریف آن اثبات  نشده را بی اخلاقی می نامید،در این صورت استفاده از نام و اعتبار جبهه ملی در میان امضا کنندگان منشور را که توسط جبهه ملی قویا تکذیب شده (4)چه می نامید ؟ البته به نظر بنده ایشان و هر کنشگر سیاسی دیگر حق دارند برای کسب قدرت سیاسی و ایفای نقش در آینده سیاسی ایران با اتکا بر رای مردمو سازماندهی هوادارانشان کوشش کنند . اما ایجاد یک تشکل ازموضعرهبریآپوزیسیونتحت عنوان شورای ملی ایران و اظهاراتی نظیر خائن خواندن هر آنکس که به این شورا ملحق نشود و اینکه تحقق دموکراسی در ایران تنها از مسیر این شورا عبور می کند،گفتمانی توتالیتری و سرکوبگر و فاقد المانهای بنیادین اخلاقی و دموکراتیکاست ."

________________________پاسخ گمنامیان

-          تخصص شما دوست عزیزم، شگفت زده کردن من است! شما می فرمایید مصاحبه رضا پهلوی با شهرام همایون! در حالی که این ویدیو، شخصی به نام پیرنیا، قطعات بریده ای از سخنان رضا پهلوی را پخش می کند و بر روی آن نظرات خود را بیان می کند! تصور می کنم اخلاقی این باشد که به ویدیو اصلی رضا پهلوی (که ادیت نشده) رجوع بفرمایید و به آن استناد کنید.  
-          نقد حرفه ای بر این نحو است که هنگام نقل کردن یک متن از روی یک ویدیو یا فایل صوتی، ساعت و دقیقه ای که سخن  مورد نظر شما بر زبان رانده شده را بیان بفرمایید، اشاره کور به یک ویدیو طولانی، کمی عجیب است، خصوصا اینکه من در این ویدیو، نتوانستم چنین سخنانی که شما از آقای رضا پهلوی نقل کرده اید، بیابم!!!
-          پس از دیدن این ویدیو، تنها چیزهایی که من در سخنان رضا پهلوی یافتم، چنین بوده است:
"...مبنای کار ایجاد یک هسته مرکزی است که هدفمند است، هدفش تشکیل شورای ملی برای برگزاری انتخابات آزاد در کشورمان است، اساس این شورا بر این است، چون هیچ تشکلی در داخل کشور نمی تواند شکل بگیرد و با رژیم درگیر شود،  یک سکوی اولیه برای رسیدن به هدف انتخابات آزاد در خارج از کشور باید ایجاد کرد، در یک جا باید تمامی مسایل مبارزاتی  متمرکز گشته، بحث صورت گیرد و تقسیم کار صورت گیرد. مبنای ایجاد چنین هسته ای، اتحاد گروه های سیاسی است که به یک باور های مشترکی چون دمکراسی و سکولاریسم، و دست همکاری می دهند، و رسالتی که از چنین شورایی که من دنبال به وجود اوردنش بوده ام یا حمایت کرده ام یا سفارش  به تشکیل آن کرده ام این بوده که هدفش تنها رسیده به انتخابات آزاد باشد و آن زمانی که این حق برگزاری انتخابات آزاد به وجود آورده شود، پایان کار این شورا خواهد بود و کار را به دست مردم واگذار می گردد، هدف تنها ایجاد یک بدیل در مقابل جمهوری اسلامی است..."

-          شخصا در متن فوق، جایی ندیده ام که رضا پهلوی شورا را متعلق به خودش بداند! باز تاکید می کنم که این شورا تشکیل نشده که حالا کسی مالک آن باشد یا نباشد...!
-          رضا پهلوی می گوید بدنبال تشکیل چنین شورایی بوده، از آن حمایت کرده و یا درباره آن مشاوره داده است. سالها است که فعالین سیاسی ایران دوست، آرزوی چنین شورایی را داشته ان! چیز جدیدی نیست!
-          کسی منکر نقش، حمایت و مشاوره آقای رضا پهلوی در این کمیته موقت نبوده و نیست، آقای پهلوی ده ها گروه سیاسی و اشخاص سرشناس ایرانی،  بارها به این کمیته موقت مشاوره داده اند و یا حمایت کرده اند.
-          درباره حضور جبهه ملی در میان امضا کنندگان، لازم به ذکر است که نام " سازمان جوانان جبهه ملی خارج از کشور" به عنوان یکی از سازمان های سیاسی امضا کننده در سایت فراخوان ملی ذکر گردیده است.
درباره لینکی که شما درباره بیانیه جبهه ملی ارایه کرده اید، نکات ذیل را خاطر نشان می کنم که:
ادیب برومند رییس هیات رهبری جبهه ملی ایران در مورد سازمان های جبهه ملی ایران در خارج از کشور، نظر رسمی جبهه ملی را به این شرح بیان می دارد :
"جبهه ملی ایران خود در خارج از کشور هیچ تشکیلاتی ندارد، ولی هواداران جبهه در کشورهای مختلف به تشکیل سازمان هایی به نام جبهه ملی دست زده اند که چون ما در تهران هیچ گونه وسیله ای برای شناسایی و کنترل سازمانی آنان نداریم، نمی توانیم رابطه تشکیلاتی با آنها برقرار کنیم. "

-          اصولا چندیدن تشکل در خارج از کشور به نام جبهه ملی فعالیت می کنند. طبیعی است که هیچ کدام از آنها نمی تواند از نظر گروه دیگری اظهار نظر کند(!).
-          سایت " سازمان جوانان جبهه ملی خارج از کشور" که در سایت فراخوان ملی نام آنها ذکر شده، به شرح ذیل است: http://www.javanane-melli.de/findex.html
 شما می توانید با آنها تماس بگیرید، و ببینید که انها این فراخوان را امضا کرده اند یا خیر! چرا درباره عضویت یا عدم عضویت آنها، با بیانیه سازمان دیگری استناد می کنید؟! جبهه ملی آمریکا حتی نمی تواند به صورت صد درصد از جانب درباره جببه ملی اروپا اظهار نظر کند و آنها نظرات متفاوتی با هم دارند!
-          درباره مصاحبه مجله فکوس با رضا پهلوی نیز، باز نظر قبلی خودم را تکرار می کنم، مطالبی که در آن نشریه از طرف رضا پهلوی منتشر شده، با دیگر گفته های رضا پهلوی در تناقض است، هیچ مصاحبه دیگری نمی یابید که رضا پهلوی چنین مطالبی را مطرح کرده باشد! از طرفی نیز علیه آن نشریه، شکایت حقوقی در جریان است، استفاده از مطالبی که تکذیب شده و کار به دادگاه کشیده، اصولا در یک بحث منطقی جایی ندارد!
-          حملات اینچنینی به شورایی که تشکیل نشده، مانند استناد به مطالب نشریه ای که تکذیب شده، اتهام ارتباط با بیگانه (در حالی که درب شورا بروی همه باز است) و یا نقل مطالبی که مطرح نشده (مانند ویدیو فوق)، کمی مرا شگفته زده کرده است!
____________________سوال آقای، کوروش راد :

"تا آنجا که بنده از مواضعخانواده جمهوریخواهان دموکرات مطلع هستم ، رویکرد ایجابی آنها همواره پشتیبانی از خیزشهای مردم داخل ایران نظیر جنبش سبز و جنبشهای کارگری و زنان و نهادهای حقوق بشری و رساندن صدای دموکراسی خواهی مردم به جوامع غربی برای ممانعت از طالبانیزه کردن چهره جامعه ایران توسط لابیهای جنگ طلب بوده وضمن مخالفت با ساختار قانون اساسی و نظام غیر دموکراتیک جمهوری اسلامی ، پروژه گذار مسالمت آمیز به دموکراسی ازمسیر راه سومی غیر ازگفتمان اصلاح طلبی و دخالت نظامی غرب  با اتکا به خیزش درون را دنبال می کنند و در این مسیر،بهبسط گفتمان جمهوریخواهی سکولاردر داخل ایرانمتکی هستند ."

________________________پاسخ گمنامیان

من نیز به سیاست های فوق، بشدت اعتقاد دارم که  هیچ منافاتی با منشور شورای ملی ایران ندارد.
تنها نکته اینجاست، دیواری از بی اعتمادی وجود دارد، که باید آن برداشته شود، حداقل به حرمت شرایط وخیم مردم داخل کشور، بایسته و شایسته است که برای رسیدن به دمکراسی، با سیاست تحمل و درک متقابل حرکت کنیم و از پیش قضاوت بپرهیزیم.

کورش گرامی،

تا کنون شما سوال پرسیده اید، اجازه دهید من در اینجا از شما سوالی بپرسم:

"مهمترین انتقاد دوستانی مانند شما به این فراخوان، حمایت افرادی از این شورا است که طرفدار نظام پادشاهی پارلمانی هستند که این شائبه را ذهن شما ایجاد کرده که شورای ملی، به شورایی طرفدار نظام پادشاهی تبدیل می گردد.

ابتدا لازم به یادآوری است که اصولا این شورا حق ندارد درباره نوع حکومت در آینده تصمیم بگیرد، این تصمیم گیری باید بر عهده مردم ایران باشد و مردم ایران حق دارند تصمیم بگیرند چه نوع نظام دمکراتیکی را برگزینند. (مطلب مرتبط)

حال سوال من این است، بهتر نیست به جای حمله هایی عجیب (نمونه های بالا)، نیروی خود را صرف حضور در این شوراو  کنید، تعداد جمهوری خواهان حاضر در آن را افزایش دهید تا طرفداران جمهوری در آن قدرت بیشتری گیرند؟! فراموش نکنید که «راه مبارزه دمکراتیک»،  حضور در این شورا است، وگرنه تصور نمی کنم تخریب شورایی که قصدش تلاش برای برگزاری انتخابات آزاد در اینرا است، خدمت محسوب گردد...! "

به امید ایرانی آزاد.

3.     http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=rQXrwtK9Ekw



/--------------------نوشته دیگر اخیر این وبلاگ: 



یکشنبه، مهر ۰۲، ۱۳۹۱

مناظره کوروش راد با گمنامیان درباره «شورای ملی ایرانیان» (قسمت دوم)



پیش درآمد:
چندگاهی است که در وبسایتی موسوم به  «فراخوان ملی» بیانیه ای منتشر شده است که از تمام احزاب و کنشگران سیاسی برای تشکیل «شورای ملی ایرانیان» با هدف غایی برگزاری «انتخابات آزاد» در ایران دعوت به عمل آورده است. با توجه به بُروزِ حساسیتهای مختلف درباره چگونگی و کارکرد این شورا در میان اقشار سیاسی متفاوت پس از صدور این بیانیه، مناظره ای مابین کوروش راد، فعال سیاسی جمهوری خواه و لائیک، با گمنام گمنامیان، دبیر کانون وبلاگنویسان مستقل و از امضاءکنندگان و مدافعان این منشور، در جریان است که با توافق طرفین به شیوه قسمت به قسمت منتشر می گردد.


____________________سوال آقای، کوروش راد :
در ابتدا خدمت شما عرض کنم من هیچ مشکل خاصی در راهبرد محوری فراخوان ‹‹تحقق انتخابات آزاد ››و همچنین ‹‹مفاد منشور››مشاهده نکردم . اما در خصوص منبع مشروعیت سیاسی شورای ملی که اشاره کردید تنها ازمفاد منشور تامین می شود ˛ با شما موافق نیستم . برای مثال ˛میتوانبه کنگره ملی آفریقا اشاره کرد که منبع اعتبارش حضور شخصیتی نظیر نلسون ماندلابود و نه صرفا اساسنامه اش .در نگاه اول این فراخوان به منظور تشکیل شورایی فراگیراست که می خواهد نماینده مردم ایران برای تحقق انتخابات آزاد باشد . شما به درستی صحبت از عدم اعتماد مردم به یک گروه یا شخص خاص کردید . در غیاب احزاب با سابقه و دارای خط مشی سیاسی مشخص نظیر جبهه ملی یا جبهه جمهوریخواهان دموکرات و لائیک که پس از دو هفته از صدور فراخوان به آن نپیوسته اند چطور می توان اعتماد اکثریت مردم با گرایشات سیاسی متفاوت را به شورایی جلب کرد که آقای رضا پهلوی تنها چهره سرشناس آن شورا است. آیا ادامه این روند موجب تقویت شائبه هژمونی طیف سلطنت طلب در شورای آینده نخواهد شد ؟ در خصوص عدم مشارکت احزاب و چهره های شاخص جمهوریخواه در این فراخوان ˛ نظر شخصی ام را به صراحت عنوان می کنم . با خاموشی خیزش مردمی سال 88 و متعاقب آن افزایش خطر حمله نظامی به ایران ˛ فعالیتهای تبلیغاتی سلطنت طلبان و در راس آنها آقای رضا پهلوی افزایش یافت و در کنار آن برگزاری کنفرانسهایی با منابع مالی مبهم نظیر استکهلم و بروکسل و حضور چهره سرشناس نئوکانها [1] امانوئل اتولنگی [2] در این کنفرانسها فرضیه چلبیسم و آلترناتیوسازی و تشکیل دولت در تبعید را در محافل جمهوریخواه مخالف حمله نظامی تقویت کرد . مواضع آقای پهلوی در نشریه فوکوس آنلاین در خصوص استقبال مردم ایران از مهاجمان خارجی[3] مهر تائیدی زد بر تمام آن فرضیات و بنابراین مشارکت احزابجمهوریخواهدر فراخوانی که استراتژی محوریش تحقق انتخابات آزاد است اما تاکتیکهایش برای برگزاری انتخابات آزاد  در فقدان ‹‹خیزش مردمی ››مشخص نیست ˛ را ناممکن ساخت.

1.        روزنامه ژونال وال استرین
2.         پیوند به این نوشته در سایت بالاتربن
3.         نشریه اینترنتی ایران در جهان

________________________پاسخ گمنامیان
کورش گرامی، فرموده اید:
" در خصوص منبع مشروعیت سیاسی شورای ملی که اشاره کردید تنها ازمفاد منشور تامین می شود با شما موافق نیستم . برای مثال  می توان به کنگره ملی آفریقا اشاره کرد که منبع اعتبارش حضور شخصیتی نظیر نلسون ماندلا بود و نه صرفا اساسنامه اش"

1-      نلسون ماندلا، به دلیل رنگ پوست یا مدل موی خود، نلسون ماندلا نشد، بلکه به این دلیل نلسون ماندلا شد که بر اساس منشوری نا نوشته ولی  مشابه منشور فراخوان ملی، فعالیت آزادی خواهانه خود را آغاز کرد. در حقیقت، وجود منشور نانوشته مشابه این منشور، نقشی اساسی را تولد سیاسی نلسون ماندلا بازی کرد.
2-      نلسون ماندلا، کی نلسون ماندلا شد؟! زمانی برای آزادی و برابری، قد علم کرد و ایستاد. این منشور کمک می کند تا افراد، هم در مسیر درست قرار گیرند، هم ترغیب شوند به ایستادن. یعنی این شورا می تواند زمینه ساز شکل گیری نلسون ماندلاها باشد.
3-      در ایران فاقد شخصیت کاریزماتیکی و معتبری  هستیم که با قد علم کردن او، مردم به او اعتماد کنند، لذا نمی توان گفت چون چنین شخصیتی نداریم، نباید علیه ظلم و جور رژیم اسلامی مبارزه کنیم.
4-       مردم ایران آماده تلاش و مبارزه هستند، در تظاهرات خرداد سه سال پیش، سه و نیم ملیون ایرانی پا به خیابان گذاشتند، اما چون رهبریتی نبود، این پتانسیل عظیم، به بی راهه رفت.
5-      اگر بخواهیم بگوییم باید صبر کنیم تا یکی مثل نلسون ماندلا پیدا شود، پس بایدسالها منتظر باشیم تا یکی شبیه او یافت شود و بعد شورا تشکیل دهد!
6-      اصولا مردم ایران، به شخصیت های حقیقی، اعتماد نمی کنند، در سی سال گذشته، چندین بار با خیانت چنین شخصیت هایی روبرو شدند، بار اول خمینی بود که وعده آب و برق مجانی داد(!)، بار دوم خاتمی بود که دانشجویان را در کوی دانشگاه سلاخی کردند و از جایش تکان نخورد(علی رغم بیست میلیون رای) و بار سوم، میرحسین موسوی بود که سه و نیم میلیون ایرانی در خیابان بودند (یکی از بزرگترین تجمعات تاریخ ایران) و ایشان به جای استفاده از این پتانسیل مردم را به خانه فرستاد.
7-      اول مرغ بود یا تخم مرغ؟! سوال اینجاست، آیا باید صبر کنیم چنین شخصیت کاریزماتیکی (مثل نلسون ماندلا) در ایران یافت شود و بعد شورا را تشکیل دهیم، یا اینکه اول باید شورا را تشکیل دهیم تا بر اساس منشور آزادی خواهانه اش، جوانان ایرانی هر یک تبدیل به یک نلسون ماندلا شوند؟!
لذا با پوزش، بنده مخالف این هستم که ما باید منتظر علم شدن یک نلسون ماندلا باشیم، باید شورایی تشکیل شود که خود نقش رهبری را به عهده گیرد و خود زمینه ساز تولد نلسون ماندلاها شود.

کورش عزیز، فرموده اید:
"در نگاه اول این فراخوان به منظور تشکیل شورایی فراگیراست که می خواهد نماینده مردم ایران برای تحقق انتخابات آزاد باشد . شما صحبت از عدم اعتماد مردم به یک گروه یا شخص خاص کردید . در غیاب احزاب با سابقه و دارای خط مشی سیاسی مشخص نظیر جبهه ملی یا جبهه جمهوریخواهان دموکرات و لائیک که پس از دو هفته از صدور فراخوان به آن نپیوسته اند چطور می توان اعتماد اکثریت مردم با گرایشات سیاسی متفاوت را به شورایی جلب کرد که آقای رضا پهلوی تنها چهره سرشناس آن شورا است. آیا ادامه این روند موجب تقویت شائبه هژمونی طیف سلطنت طلب در شورای آینده نخواهد شد ؟"

1-      این فراخوان دو هفته است که منتشر شده و صد البته زمان برای  قضاوت درباره اینکه چه کسی به آن می پیوندد و چه کسی نمی پیوندد، کمی زود است!
2-      درباره جبهه ملی نیز، تا جایی که من می دانم، " سازمان جوانان جبهه ملی خارج از کشور" به این شورا پیوسته اند و در سایت  فراخوان ملی، ، نام آنها وجود دارد.
3-      اجازه دهید برای شما مثالی بزنم، در تمامی کشورهای پیشرفته، اگر شما فردی مجروج را کنار خیابان ببینید و مثلا او را به بیمارستان نرسانید، جرم مرتکب شده اید و مجازات سنگینی دارد.
حال توجه کنید که کشور ایران، در شرف نابودی و تجزیه است، آنوقت برخی از گروه های سیایس، از پیوستن به یک شورای ملی (که می تواند ایران را نجات دهد) سر باز می زنند. آیا این عمل، شبیه به عدم نجات آن مجروح نیست؟!
چه چیزی باعث می شود گروه سیاسی ایکس، از پیوستن به این شورا، طفره برود؟!
4-      من از شما سوال می کنم و خواستار پاسخ شفاف هستم، شما با جبهه جمهوریخواهان، ارتباط نزدیک و حسنه دارید، لطفا شما به من بگویید چه دلیلی برای نپیوستن آنها به این منشور و شورا، وجود دارد؟! کدام بند این منشور است که با موازین اخلاقی و سیاسی همگامان شما، همخوانی ندارد؟!
5-      اجازه دهید ما تعریف مشخصی را داشته باشیم، سلطنت طلب کدام است و پادشاهی پارلمانی کدام است؟
-          الف)  طرفداران سلطنت طلب، افرادی هستند که به دیکتاتوری شاه اعتقاد دارند و با دمکراسی، سر جنگ دارند. این اشخاص، انقلاب سال 57 را شورش می دانند(!) و یا معتقدند مردم ایران، لیاقت حکومت شاه را نداشته اند و باید چماق بالای سر آنها باشد.
-          ب) طرفداران پادشاهی پارلمانی، گروهی هستند که به دمکراسی  معتقدند، اعتقاد دارند که شاه نباید در امور ممکلت دخالت کند و صرفا یک نماد است. چنین افرادی، طالب دمکراسی هستند و می دانیم که چنین تفکری مثلا در بریتانیا یا سوئد، به دمکراسی بسیار پایداری ختم شده است.
از نظر من سلطنت طلبان در این شورا، جایی را ندارند، چه آنکه منشور این شورا، به صراحت به دمکراسی، حق حاکمیت مردم بر کشور ایران، ازادی بیان و آزادی اندیشه و همینطور اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعلامیه بین المجالس تاکید موکد می کند.
6-      البته که برخی از گروه ها و طرفداران پادشاهی، جزو اولین کسانی بوده اند که این منشور را امضا کرده اند، خود من به عنوان یکی از اولین امضا کنندگان، جمهوری خواه هستم،  هنوز هم گروه های جمهوری خواه، پاسخ روشنی (چه مثبت و چه منفی) نداده اند.
7-      اصولا این شورا و این منشور، درباره نوع حاکمیت در آینده ایران، نه نظری خواهد داشت و نه اجازه اظهار نظر دارد! بر اساس این منشور، نوع حاکمیت ، باید دمکراسی باشد، حالا چه جمهوری و یا چه پادشاهی پارلمانی.
8-      نگاشته اید "هژمونی سلطنت طلبان"، هموطن عزیزم، عرض کردم که سلطنت طلبان در این شورا، جایی را نخواهند داشت، طبیعتا در ایران آینده حق رای دارند، اما نظریات آنها در تقابل آشکارا با این منشور است و امکان به رای گذاشتن نخواهد یافت.
9-      اما واقعیت، حضور پر رنگتر طرفداران پادشاهی پارلمانی در قیاس با جمهوری خواهان تا این لحظه است، ما تنها شاهد حضور تعدادی از جمهوری خواهان منفرد بوده ایم  و صد البته که مسول این کم کاری نیز خود جمهوری خواهان هستند که هنوز همکاری خود را آغاز نکرده اند.
10-  قطعا از جمهوری خواهان برای مشارکت در این شورای ملی دعوت شده است، و صد البته که حضور آنها، باعث شادمانی همه خواهد بود.
11-  کمال بی انصافی جمهوری خواهان است که از مشارکت برای نجات ایران و تشکیل شورای ملی، سر باز زنند و بعد شورا را زیر "هژمونی سلطنت طلبان" بدانند.
آیا بهتر نیست گروه های جمهوری خواه نیز آستین بالا بزنند و به این شورا بپیوندند؟
کورش عزیز، ادامه داده اید که:
"در خصوص عدم مشارکت احزاب و چهره های شاخص جمهوریخواه در این فراخوان  نظر شخصیم را به صراحت عنوان می کنم . با خاموشی خیزش مردمی 88 و افزایش خطر حمله نظامی به ایران فعالیتهای تبلیغاتی سلطنت طلبان و در راس آنها آقای پهلوی افزایش یافت و برگزاری کنفرانسهایی با منابع مالی نامشخص نظیر استکهلم و بروکسل و حضور چهره سرشناس نئوکانها (1) امانوئل اتولنگی ( 2)  در این کنفرانسها  تئوری چلبیسم و آلترناتیوسازی و تشکیل دولت در تبعید را در محافل جمهوریخواه مخالف حمله نظامی تقویت کرد . مواضع آقای پهلوی در نشریه فوکوس آنلاین در خصوص استقبال مردم ایران از مهاجمان خارجی( 3) مهر تائیدی زد بر تمام آن فرضیات و بنابراین مشارکت در فراخوانی که شعار محوریش انتخابات آزاد است اما تاکتیکهایش برای برگزاری انتخابات آزاد  در فقدان خیزش مردمی مشخص نیست را برای احزاب جمهوریخواه ناممکن ساخت ."
1-      شخصا مسایل کنفرانس بروکسل و استکهلم را از نزدیک دنبال کرده ام، هیچ ربطی بین این دو کنفرانس با رضا پهلوی وجود ندارد. ضمنا، هیچ ارتباطی نیز بین این فرخوان ملی، با آن دو کنفرانس یاد شده وجود ندارد!
2-      آقای پهلوی صرفا یکی از حمایت کنندگان این فراخوان بوده است و نفد سیصدم امضا کنندگان است.
3-      اگر جمهوری خواهان نگران عملکرد آقای پهلوی هستند، چرا خود در شورا حاضر نمی شوند تا جلوی گمراهی این شورا و به بیراهه رفتنش را بگیرند؟!
4-      مطالبی که شما از نشریه فوکوس نقل کرده اید:
الف- رضا پهلوی رسما مطالبی را که نشریه فوکوس از او نقل کرده بود را تکذیب کرده است.
ب- در جریان هستم که بک شکایت حقوقی از طرف آقای پهلوی علیه نشریه فوق در جریان است.
ج- مطالب منتشر شده در نشریه فوکوس، در تناقض آشکار با صدها مصاحبه دیگر رضا پهلوی است! با توجه به اینکه رضا پهلوی مطالب فوکوس را تکذیب کرده است و حتی شکایت رسمی از آن نشریه آغاز گردیده است، استناد به گفته های آن نشریه، دور از اخلاق است و در یک بحث منطقی جایی ندارد.

5-      یکی از مهمترین بند های این منشور، مخالفت با حمله نظامی است. لذا چنین اتهامی به این شورای ملی، باعث شگفت زدگی اینجاب گردید!
 از شما عاجزانه خواهش می کنم متن منشور را ملاحظه بفرمایید!

6-      پاسخ به اشاره شما به "مشخص نبودن تاکیتیک های این شورای ملی برای برگزاری انتخابات آزاد در ایران":
الف_ پیشنویس منشور شورای ملی، که هم اکنون در دسترس شما عزیزان است، به صراحت اشعار می دارد که:
" راهی به دور از خشونت و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر ....برای گذار دموکراتیک از رژیم جمهوری اسلامی و برقراری حاکمیت ملت ایران"
ب_ لطفا توجه فرمایید، اصولا شورای ملی هنوز تشکیل نشده که بتواند درباره تاکتیک ها نظر بدهد. اجازه دهید شورا تشکیل بشود، بعد اظهار نظر طلب کنید.چیزی که در این مرحله مشخص است، تاکتیک مورد نظر "راهی به دور از خشونت" خواهد بود.
بماند که ای کاش دوستان جمهوری خواهی مانند شما، خود در این کارزار وارد عمل شوند، و با عضویت در شورا، نظرات خود را بگویند و نظرات دیگران را نقد کنند.
ج- بدون شک، اگر مردم ایران رهبری منسجمی داشته باشند، می توانند با استفاده از شیوه های متعدد مقاومت مدنی و بدون دست یازیدن به خشونت، شرایط انتخابات آزاد را فراهم نمایند.
د- از شما دوست گرامی، به عنوان یک جمهوری خواه خواهش می کنم با مشارکت در این شورا، خود شخصا در طراحی روش های بدون خشونت، مشارکت نمایید.
ر- به عنوان مثال نگارنده حدود سه سال پیش،  طرح «ترافیک سبز»  را برای مقاومت مدنی، ارایه کردم، اما به دلیل عدم حمایت از طرف اصلاح طلبان، عقیم شد.  اکنون نیز چندین طرح عملی، آماده کرده ام که به محض تشکیل شورای ملی، آنرا تقدیم کمیته مربوطه در  شورای ملی خواهم کرد.

در پایان این بخش، از شما سپاسگذاری می کنم و منتظر دریافت بخش بعدی مناظره هستم.

---------------نوشته های دو روز گذشته من: