‏نمایش پست‌ها با برچسب مبنا برای آزادی خواهی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مبنا برای آزادی خواهی. نمایش همه پست‌ها

جمعه، تیر ۰۹، ۱۳۹۱

برای برخی مبنای آزادی خواهی، کوبیدن رضا پهلوی است و برای برخی آزادی خواهی در حمله به منتقدین رضا پهلوی خلاصه می شود!

یاد بگیریم که حمله مغرضانه به رضا پهلوی، یا توهین به منتقدین او، از کسی نه آزادی خواه می سازد و نه دمکراسی طلب!

خلاصه و مفید، چند نکته را عرض می کنم:

یکم: دمکراسی طلبی و آزادی خواهی و مبارزه با رژیم، تعریف مشخصی دارد.
می توان با رژیم مبارزه کرد، اما این مبارزه، برای رسیدن به دمکراسی و آزادی نباشد. می توان مبارزه کرد، ام نتیجه کار، عبث و بیهوده باشد، همچنان که مجاهدین خلق، سالها با این رژیم مبارزه کرده اند، اما عملکرد آنها، هیچ کمکی به آزادی و دمکراسی در ایران نکرده است. یا مقال دیگر، گروه عبدالمالک ریگی است که آنها نیز با این رژیم مبارزه کرده اند. 
دوم: مبنای دمکراسی طلبی و آزادی خواهی، کوبیدن رضا پهلوی نیست. او هم دغدغه کشورش را دارد و خواستار یک حکومت دمکراتیک (چه پادشاهی پارلمانی و چه جمهوری) برای ایران است. 
برخی ممکن است با سلطنت مخالف باشند (چون خود من) اما مخالفتی با رضا پهلوی نداشته باشند، فعالیت های اخیر او،  چون شکایت از خامنه ای، یا تشکیل یک شورای ملی را قدر بدانند. 
اصولا دمکراسی طلبی، به معنای کوبیدن و حمله چشم بسته به رضا پهلوی نیست! 
خیلی سطحی نگری است که تصور کنیم اگر کسی به رضا پهلوی حمله نکرد، او دمکراسی طلب و آزادی خواه نیست! و اگر کسی به رضا پهلوی حمله کرد، الزاما او دمکراسی طلب است. 
کافیست نگاه کنید و ببیند اشخاصی چون دکتر نوری علا یا الاهه بقراط، به رضا پهلوی حمله نمی کنند و یا کافیست ببیند که کیهان شریعتمداری، بیش از همه  به رضا پهلوی حمله می کند! 
سوم: خطاب به شاه اللهی ها (!) نیز باید گفت که مبنای آزادی طلبی و دمکراسی طلبی (اگر به دنبال آزادی و دمکراسی هستید)، تعریف چشم بسته از رضا پهلوی نیست، مبنای مزدور رژیم بودن نیز انتقاد از رضا پهلوی نیست. 
زشت و زننده است که برخی به اسم دفاع از رضا پهلوی، در صدد حذف اندیشه مقابل برآیند، یا اینکه به جای بحث منطقی، به شخص منتقد، حمله کنند. 
در حقیقت دو دیدگاه غلط در اینجا وجود دارد، برخی تصور می کنند هر کسی که به رضا پهلوی حمله کرد و با او مخالفت شدید کرد، آزادی خواه و دمکراسی طلب است، در نقطه مقابل این اشخاص نیز کسانی هستند که هر گونه انتقادی از رضا پهلوی را دسیسه رژیم می دانند و معتقدند که اگر کسی از رضا پهلوی انتقاد کرد، الزما مزدور رژیم است!!

این دو گروه، مبنا و معیار آزادی خواهی و دمکراسی طلبی را حمله به رضا پهلوی می یابند! 

شناختی که من از رضا پهلوی پیدا کرده ام، این است که او نه خواستار تمجید و حمایت کور از خودش است، نه از اقدامات برخی در حمله به منتقدینش را تایید می کند.

مخالفین رضا پهلوی باید بدانند که می توان با برخی از گفته های رضا پهلوی مخالف بود، می توان مخالف پادشاهی پارلمانی (خواسته رضا پهلوی) بود، اما می توان دست در دست طرفداران او گذاشت و برای آزادی و دمکراسی در کشور تلاش کرد. 

حامیان تندور رضا پهلوی نیز باید بدانند که تنها خواسته رضا پهلوی، پادشاهی پارلمانی نیست، او خواستار حکومت دمکراتیک در ایران است، این خواسته در قالب جمهوری نیز می گنجد. اگر طرفداران رضا پهلوی، خود را حامی او می دانند، باید بدانند که او خواستار حذف یا توهین به مخالفینش نیست. به این افراد، دیدن این نوشته از رضا پهلوی را توصیه می کنم! 


مطالب دیگر امروز من: