‏نمایش پست‌ها با برچسب قذافی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب قذافی. نمایش همه پست‌ها

سه‌شنبه، تیر ۰۴، ۱۳۹۲

سند دروغگویی / تفاوت عوضعلی کردان و حسن روحانی در چیست؟!

یک- خودنویس گزارش مفصلی دارد مبنی بر اینکه چگونه روحانی در مورد مدرک دکتری خود، به دروغ متوسل شده است.

الف) نکته اینجاست که ایشان از سال 1358، خود را دارای مدرک دکتری اعلام کرده است! اما طبق بیانیه دانشگاه، ایشان در سال 1372 مدرک دکتری خود را گرفته است. یعنی در این مورد خاص، به صورت مستند می توان گفت که او دروغ گفته است!!

ب)نکته بامزه اینجاست که مرکز تحقیقات استراتژیک، بعد از اینکه درباره مدرک ایشان پیگیری شده، نام دانشگاه ایشان را عوض کرده است!! سوال اینجاست، آیا ایشان قبلش نمی دانسته مدرک ایشان از کدام دانشگاه بوده است!؟ 

ج) نکته بامزه دیگر اینجاست که هر چه روزنامه تلگراف تلاش کرده که نسخه ای از تز دکتری ایشان را به دست آورد، دانشگاه آنرا نداشته است...!!

(گزارش کامل در مورد نکات فوق را در خودنویس بخوانید)

دو- بین سران رژیم، عادت زشت و زننده ای است که به راحتی، مدرک جعل می کنند و دروغ می گویند. یکی از ایرادات جامعه ایرانی، اهمیت فراوان دادن به مدرک است، و این یک واقعیت است.

به همین دلیل است که فرماندهان سپاه، بعد از اتمام جنگ، همه به صورت فله ای و کیلیویی (!)، از دانشگاه های داخل، مدرک لیسانس و فوق لیسانس گرفته اند.

در این میان، بخشی از این کلاش ها، به روش بهتری متوسل شده و با ثبت نام در دانشگاه های خارج، تلاش کرده اند که مدرک بخرند.

سه- بر کشور بریتانیا، شرایط خاصی حاکم است. اجازه بدهید برای شما مثالی بزنم، مثلا در گذرنامه، اصولا هنگام خروج شهروندان و یا توریست ها، کسی چک نمی کند که چه کسی از کشور خارج می شود، شما موقع خروج، کارت پرواز را می گیری و به هر کشوری که می خواهی می روید!  اگر کسی در سطح شهر خلافی بکند و پلیس ا را دستگیر کن، اصولا از کسی آی-دی و کارت شناسایی طلب نمی کند، این شما هستید که باید اسم خودتان را بگویید!

این نوع رفتار، در تمامی عرصه ها وجود دارد و شاید به سیستم خاص انگلیسی باز می گردد. در این میان، دانشگاه ها نیز، رفتار مشابهی دارند. یعنی مسولین دانشگاه، نمی توانند باور کنند که کسی بیایید و یک پول کلان به عنوان شهریه بدهد، بعد از کلاس های دانشگاه استفاده نکند!

به همین دلیل، به مانند ایران، حضور و غیاب معنایی ندارد. یعنی اصلا چیز عجیبی نیست که دانشگاه، با دریافت پول کلام، روحانی را ثبت نام کند، بعد مسولین دانشگاه، چشمان خود را ببندند و اجازه دهند یکی از دوستان روحانی، از طرف او بیاید و تز خود را ارایه کند! شاید به همین علت است که گزارش های خبری می گوید هیچ کسی روحانی را در آن دانشگاه به خاطر ندارد(!!)

چهار- بماند که دانشگاه های انگلیسی، به پول دوستی (یا همان پولکی بودن!) شهره هستند. چند مثال ساده بزنم:

الف) مدرسه اقتصادی لندن، یا The London School of Economics and Political Science  ، در زمره بهترین دانشگاه های بریتانیا است.  ده ها برنده جایزه نوبل، در این دانشگاه درس خوانده اند، اما می بینیم که این موسسه  معتبر، در قبال دریافت پول از خانواده سلطنتی امارات، اسم بزرگترین سالن دانشگاه را سالن شیخ زاید می گذارد!

ب) نمونه دیگر آن، رابطه حضور مهدی هاشمی در دانشگاه آکسفورد است، که بعدها گزارش هایی مبنی بر اینکه عربستان سعودی، پول کلانی را به دانشگاه آکسفورد داده، منتشر شد!

ج) نمونه دیگر آن، فارغ التحصیلی پسر قذافی، دیکتاتور لیبی است، تحقیقات رسمی در مورد کمک مالی او به دانشگاه، صورت پذیرفته است! (منبع)

حال سوال نهایی خود را مطرح می کنم، براستی چه فرقی است بین عوضعلی کردان و حسن روحانی؟! 

پی نوشت: 
یک- خاک بر دانشگاهی که در قبال پول، اجازه می دهد یک جنایتکار به اسم روحانی، با دادن پولی که از مردم ایران دزیده، دانشجو بشود و بعد با یک رساله دکتری در مورد تطبیق قوانین تخلی در اسلام با قانون (!)، عنوان دکتری را به دست آورد...!!

دو- به صورت مشخص، این دانشگاه، در این مورد گند زده (!) و در آینده، اخبار بیشتری از این کثافت کاری، منتشر خواهد شد. 

منبع تصویر: وبلاگ محکستان
نوشته دیگر امروز این وبلاگ: 


 نوشته های روزهای گذشته این وبلاگ:



! 




شنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۹۱

خلاصه ترجمه ای از ویدیو/ حضور زنان در پارلمان و انتخابات کافی نیست، ارزش های زنانه نیز باید در قدرت حضور داشته باشند.

جایگاه زنان در هر جامعه ای، نشان از رشد آن جامعه است، نشان می دهد که تا چه حد ارزش هایی چون حقوق بشر در آن جامعه پاس داشته می شود و تا چه حد دمکراسی  در آن جامعه، رشد کرده است.

بدون حضور زنان در ساختار قدرت، نمی توان دمکراسی را تضمین کرد، چه آنکه اصولا مردان جامعه، به صورت ساختاری خشونت طلب هستند، اما زنان چنین نیستند. پر بی راه نیست اگر بگوییم که این مردان بوده اند که اکثر قریب به اتفاق جنگ ها را شروع کرده اند و همیشه در هر جنگی، این زنان و کودکان بوده اند که بیش از همه آسیب دیده اند.

بعد از سرنگونی قذافی، دیکتاتور بد نام لیبی، انقلابیون تلاش کردند که حضور زنان در قدرت تضمین شود، اما علی رغم حضور پر رنگ زنان در ساختار قدرت، همچنان شاهد خشونت در جامعه هستیم.

زهرا لانگی، یکی از فعالان اجتماعی لیبی،  در این سخنرانی جذاب، به مسایل اجتماعی لیبی می پردازد که خلاصه ای از ترجمه آنرا در اینجا می آورم. لطفا توجه کنید که این ترجمه تحت الفظی است و کلمه به کلمه ترجمه نشده و تنها نکات مهم اورده شده است.


-          انقلاب لیبی، با موجی که از تونس و مصر آغاز شده بود، ادامه یافت
-          بعد از شش ماه مبارزه و با دادن 50 هزار کشته، موفق شدند کشور را نجات دهند
-          چهل سال حکومت قذافی، نه تنها  زیر ساخت های اقتصادی بلکه زیر ساخت های اخلاقی جامعه را نیز نابود کرده بود و فرهنگ فساد را بر جا گذاشته است
-          بیش از دویست ارگان غیر دولتی در پایتخت و بیش از سیصد ارگان دیگر در تروپلی، در هنگام سقوط قذافی و بعد از سقوط دولت او تشکیل شد تا بلکه زیر ساخت های اجتماعی جامعه را باز سازی کنند..
-          بعد از سی و سه سال زندگی در غربت، مشتاقانه به لیبی بازگشتم و شروع به فعالیت های اجتماعی کردم و با تشکیل کارگاه های آموزشی، و به همراه زنانی مشتاق، گروهی را تشکیل دادیم به نام "گروه زنان لیبایی برای صلح"
-          هدف ما، تلاش برای استقرار صلح و همینطور احقاق حقوق زنان بوده است
-          بعد از قریب پنجاه سال، برای اولین بار بعد انتخابات برگزار شد و زنان، بیش از هیجده درصد از کرسی های مجلس را بدست آورده اند.
-          بعد از آن بود که هر روز ما شاهد یک خشونت بوده ایم، از بمب گذاری مجلس گرفته تا قتل سفیر آمریکا. و این ها بهانه ای داد به دست حکومت نظامی تا حقوق انسانی زندانیان  را نقض کنند و قانون را زیر پا بگذارند.
-          "عدم تحمل دیگران" و "نبود رواداری" و "انتقام" ، تبدیل به سمبل این انقلاب شد.
-          من در اینجا، از نتیجه خوب انتخابات سخن نمی گویم، من در اینجا برای شما از شکست خودمان و علل آن می گویم، چون در انتخاب غلطی را کردیم و درست برنامه ریزی نکردیم. آیا تناوت و تعدد نامزداها (وجود زنان و مردان)، صلح و آشتی ملی  را برای ما به همراه می آورد؟ نه! چنین نکرد!
-          چرا جامعه ما همچنان دچار تنش است و قطبی شده ، و توسط عده ای سیاستمدار خودخواه و سلطه جو (چه زن و چه مرد) اداره می شود؟
-          شاید چیزی که ما فراموش کرده ایم،  تنها حضور زنان در عرصه قدرت نیست، بلکه نبود ارزش های زنانه، دلسوزی و بخشش است. جامعه ما به یک گفتگوی ملی و اجماع عمومی بیش از یک انتخابات نیاز دارد. جامعه ما بیشتر به ارزش هایی که نماد زنان است نیاز دارد، تا به حضور زنان به صورت آماری و عددی در انتخابات.
-          ما باید رفتار بنا شده بر خشم را مهار کرده و آنرا جایگزین رفتاری بنا شده بر بخشش کنیم. ما باید مباحثات زنانه را رواج دهیم، بخشش را جایگیزین خشم و انتقام کنیم.
-          واژه رحیم، و بخشش از واژه "رحم" برگرفته شده است، واژه ای که معنای زهدان زن را نیز می دهد. در اینجا از شما دعوت می کنم که این ویدیو دیندنی از ایزابل آلنده را نیز ملاحظه فرمایید. در این ویدیو که چند سال پیش بر آن زیرنویس فارسی گذارده ام، این  نویسنده نامدار و برجسته، به نقش زنان در بهبود شرایط جامعه می پردازد:
     

نوشته ای از من در نشریه فضول محله: 

نوشته های دیروز این وبلاگ: