‏نمایش پست‌ها با برچسب قاضی مرتضوی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب قاضی مرتضوی. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، تیر ۰۶، ۱۳۹۲

آوخ که با این درد چه کنم؟!/هم میهنم! همین روحانی، سد خاتمی بود برای اصلاحات؛به امید کدام اصلاحات به او رای دادید؟!

زمانی که خاتمی رییس جمهور شد، افراد خامی چون نگارنده، به امید اصلاحات، با تمامی وجود تلاش کردیم تا او رای آورد. رای آوردن خاتمی، بار اولی بود که رفسنجانی، به اسم اصلاحات، ملتی را فریب می داد و یکی از نوچه های خود را از زیر عبایش، بیرون می کشید و رییس جمهور می کرد!

ضرب المثل معروفی است که می گوید:

"fool me once, shame on you; fool me twice, shame on me"

اگر یک بار مرا فریب دادی، شرم بر تو، اما اگر بار دوم مرا فریب دادی، شرم بر من که گول خورده ام!

حال حکایت ما ایرانیان است، بدون تعارف بگویم، اگر رفسنجانی بار اول ما را فریب داد و خاتمی را علم کرد، شرم بر او باد، اما چرا من و تو، برای بار دوم و سوم، ملعبه دست او شویم؟! چرا باید او بتواند بعد از شانزده سال، یکی دیگر از حواریون خود به نام حسن روحانی را به ما قالب کند و بر گرده ما سوار کند!؟

هم میهن عزیزم، یادت رفته که شانزده سال پیش، همین حسن روحانی و امثال او بودند که سد راه خاتمی برای اصلاحات بودند؟! حال به چه امیدی به روحانی رای دادی؟!

فاجعه وقتی عیان می شود که نکات ذیل در نظر گرفته شود:

یک- خاتمی خواستار اصلاحات اساسی نبود، حتی همان اصلاحاتی که خاتمی هم طلب می کرد، به درد آینده کشور نمی خورد و ما را به جایی نمی رساند!

ب- خاتمی بیست میلیون رای پشت سرش بود، از آن طرف، خامنه ای هنوز به اندازه الان قوی نبود!

ج- شرایط بین المللی طوری بود که هنوز رژیم ایران، اینچنین قدرت نیافته بود و مافیای خود را سرطان وار، گسترش نداده بود!

هم میهن عزیزم، حال به یاد آور که همین امثال روحانی، سد راه خاتمی بودند، همین آقای روحانی، بعد از فاجعه کوی دانشگاه، دانشجویان و مردم آزادی خواه  را اوباش خواند و آنها را به برخورد های وحشیانه و حیوانی تهدید می کرد...!

هم میهن عزیزم، به چه امیدی به روحانی رای دادی؟!

تصور می کنی می توانی با روحانی، به خواسته های خودت برسی!؟ اگر در طلب آزادی و دمکراسی و اعتلای حقوق بشر هستی، باید بدانی که روحانی، در نقش یک سرکوبگر، با قدرت تمامی برای سرکوب این خواسته های به حق پا به میدان می گذارد! پس چرا به او رای دادی؟!

آیا هر بار که خامنه ای خیمه شب بازی انتخاب بد و بدتر راه انداخت، من و تو باید شرکت کنیم و به سیرک انتخاباتی او رونق ببخشیم؟! قبلا بین خاتمی و ناطق نوری بود، حالا بین روحانی و جلیلی است! (باور کنی که ناطق نوری، صد شرف دارد به روحانی!!)

آیا دفعه دیگر، باید شاهد انتخابات بد و بدتر، بین مثلا فلاحیان و قاضی مرتضوی باشیم!؟

هموطن، آزادی و حقوق بشر و دمکراسی، گرفتنی است، و تا زمانی که من و تو، دست در دست هم برای رسیدن به آن تلاش نکنیم، اینان را به دست نخواهیم آورد...!

این تصویر حسن روحانی، با بابک زنجانی است که میلیاردها دلار از پول مردم ایران را دزدیده است! 


نوشته دیگر دیروز این وبلاگ: 



 نوشته های روزهای گذشته این وبلاگ:



! 



شنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۹۱

آنچنان جمهوری اسلامی برخی از کلمات (مثل قاضی) را بی حرمت کرده، که بعد از سرنگونی رژیم، نباید از این کلمات استفاده کرد...!/هفت تیر کشی یک قاضی

در تمام دنیا، یافتن قاضی جنایتکار، اتفاقی نادر است، اما در ایران، یافتن قاضی که جنایتکار نباشد، کار سختی است...!

صد البته در نظامی که احمدی نژاد بی سواد(که تصور می کند انگلیس یک جزیره در غرب آفریقا است)، مدعی استادی دانشگاه و مدرک دکتری می شود، یک هفت تیر کش هم باید سمت قضاوت را داشته باشد...!

در اخبار آمده بود که یکی از قاضی های رژیم، در پمپ بنزین اقدام به هفت تیر کشی (!) کرده و چون با برخی از حضار، اختلاف پیدا کرده است (لابد بر سر نوبت!)، به سمت مردم عادی تیر اندازی کرده است.

به گزارش منابع خبری:

" به گزارش این وب سایت به نقل از شاهدان عینی، حیدری فرد دادیار تعلیق شده در زمان دادستانی سعید مرتضوی که اکنون در سمت مشاور وی در ستاد قاچاق فعالیت می کند و اخیرا نیز به شدت به منتقدین وی تاخته و حتی رسانه ها را تهدید به برخورد کرده بود، در یک پمپ بنزین حاشیه اصفهان دست به سلاح شد و پس از شلیک گلوله سوار خودروی خارجی خود از صحنه خارج شد."

در تمام کشورهای متمدن دنیا، قاضی ها حرمت دارند، خیلی خیلی اتفاق نادری است که مثلا خبر دستگیری یک قاضی به دلیل اقدام مجرمانه و یا خلاف را بشنوید. اما در ایران، اینکه بشنویم یک قاقضی، انسان باشرفی است و حاضر نیست به جنایت دست بزند، اتفاقی نادر است...!

دلیل آن نیز ساده است، در ایران فیلترهای عجیب و غریبی بر نظام قضایی ایران حاکم است تا تنها افراد سرسپرده رژیم و افرادی که حاضر به دست زدن به هر جنایتی هستند، به سمت قضاوت برسند. اصولا انسانی که حاضر باشد قوانین احمقانه اسلامی را اجرا کند (مانند دست بریدن و کور کردن انسان ها)، انسان معقول و با شرفی نیست.

در این رژیم اسلامی، آنچنان حرمت مسند قضاوت و  اسم قاضی شکسته شده است که و آنچنان این کلمات(مانند قاضی) به ننگ آلوده شده است که بعد از سرنگونی این رژیم، باید به دنبال کلمات دیگری گشت و دیگر از اسم قاضی نباید استفاده کرد. 

پی نوشت: 
تا جایی که حافظه ام یاری می کند، ابتدای کار قاضی مرتضوی معروف، از آنجا بوده که در یزد، او یک بسیجی بوده  و در طی تجاوز به یک زن شوهر دار دستگیر می شود، اما به دلیل ارتباط خانوادگی نزدیک با آیت الله یزدی، نه تنها مجازات نمی شود، بلکه نردبان ترقی را نیز به سرعت طی می کند! صد البته که در این نظام سفله پرور، تنها افراد جنایتکار به این سرعت رشد می کنند.

تصویری از این قاضی(!) هفت تیر کش و جنایتکار