‏نمایش پست‌ها با برچسب رحیم تپه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب رحیم تپه. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۹۱

آیا می دانستید خود فرماندهان سپاه، به سرلشکر رحیم صفوی، «رحیم تپه!» می گویند...!؟

می دانید که رحیم صفوی، مدت ده سال فرمانده سپاه پاسداران بود و مطالب زیادی درباره نقش او در سرکوب آزادی خواهان ایرانی و یا  قاچاق کالا به ایران، وجود دارد. 
نکته بامزه اینجاست این شخص، یک شبه و بدون هیچ پیشینه نظامی، به عضویت سپاه درآمد، به محض ورود نیز به دلیل داشتن ریش(!) به مقام فرماندهی گردان رسید. 
در ابتدای جنگ که تازه سپاه شکل گرفته بود، افرادی بدون سابقه نظامی، مقام فرماندهی را می گرفتند. و اینگونه بوده که رحیم صفوی، به فرماندهی گروهی دویست نفره از سربازان خدمت اجباری  و داوطلبان در  استان اصفهان منصوب می شود و این اولین تجربه جنگی او بوده است.
این گردان در غرب کشور مستقر می شود،  درست در جایی که  عراقی ها در بالای یک بلندی موضع گرفته بودند، در حقیقت تعداد اندکی عراقی در بالای کوه حضور داشته اند و رحیم صفوی قصد تصرف آن موضع را می کند.
رحیم صفوی با حماقت مثال زدنی خود (!)، دستور می دهد که سربازان به سمت آن قله حرکت کنند و می گوید با دادن چند شهید، ما قله را فتح خواهیم کرد! غافل از اینکه چند سرباز عراقی با یک تیربار آن بالا نشسته بودند و هر جنبنده ای که به سمت قله حرکت می کرد را هدف قرار می دادند.
اولین و ساده ترین اصل در چنین شرایطی، حمله نکردن در طی روز است، چون در شب افرادی که در بالا هستند، دیدی ندارند و نمی توانند سربازان مهاجم را «درو» کنند.
اما افسوس! همانقدری که گوسفند  از هدایت هواپیمای اف چهارده اطلاع دارد، آقای رحیم صفوی نیز از مسایل نظامی آگاهی داشته است!
از دویست نفر سرباز آن گردان، تنها سردار رحیم صفوی و بی سیم چی  و چند نفر زخمی مراجعت می کنند...! از آن زمان به بعد، خود فرماندهان سپاه، به سردار  سرلشکر رحیم صفوی، صفت «رحیم تپه» داده اند...!!
این اتفاق درست در زمانی رخ می داد که نیروهای آموزش دیده و با تجربه ارتش، یا به جوخه مرگ سپرده می شدند یا اخراج می گشتند. 

این داستان شاهکار «رحیم تپه» را یکی از دوستان من   در زمان سربازی  از منبع موثقی شنیده بود، برای من مدتها پیش بازگو کرد و اخیرا از شخص مطلع دیگری نیز همین داستان را شندیم، لذا به نظر می رسد واقعیت داشته باشد.