چهارشنبه، مهر ۱۲، ۱۳۹۱

حضور محسن رضایی در لندن،اتفاق جدیدی نیست،شایدخودش نبوده،اما شرکتهای اوکه بوده!هرجا نام او است،چهره گریان جمعی نیزهست!

بر اساس گزارش منابع خبری، گویا قرار است محسن رضایی در کانون توحید  لندن (که مرکزی وابسته به رژیم است)، سخنرانی کند، (منبع).

محسن رضایی در تاریخ سی ساله اخیر نقش مهمی را بازی کرده است، و هر جا اسم او وجود دارد، می توان چهره گریان جمعی از ایرانیان را دید.

در طی هفت سال جنگ، مدیریت احمقانه محسن رضایی بود که جان بسیاری از ایرانیان را گرفت، و از همه مهمتر، ترغیب  و تشویق های او بود که خمینی جنگ را مدت طولانی ادامه داد و کشور ایران را تبدیل به یک ویرانه کرد. 

شاید فعالیت دیگر او، قاچاق سیگار باشد، که باعث سرطان بسیاری از ایرانیان شده است. 

البته که محسن رضایی فعالیتش ابعاد بین المللی دارد، او کسی است که اسمش برای برخی در آن سر دنیا نیز مترادف مرگ است، او در آرژانتین و بین یهودیان خوب شناخته شده است، چون پلیس بین الملل حکم دستگیری او را به جرم حمله تروریستی و بمب گذاری در مرکز یهودیان، در دست دارد.

حال گویا آقای محسن رضایی، قصد دارند به اموال خود در لندن، سری بزنند و به همین دلیل، برنامه سخنرانی برای ایشان تدارک دیده شده است!

هر چند بعید است تروریستی چون محسن رضایی در لندن، بسیار بعید است ، چون به محض حضور در بریتانیا، دستگیر می شود و به دادگاه آرژانتین بابت بمب گذاری و کشتن انسان ها، تحویل داده می شود!

بسیار بعید است که محسن رضایی جرات کند به اروپا سفر کند، اما عجیب این است که برخی از افراد، از حضور محسن رضایی، تعجب می کنند.

محسن رضایی و دیگر جنایتکاران رژیم، سالها است که به اسم افراد دیگر، در اروپا و آمریکا، سرمایه گذاری های کلان دارند، دلیل آن نیز مشخص است، آنها به خوبی می دانند این رژیم هر لحظه ممکن است که نابود گردد، لذا پس انداز های (!) خود را در خارج از ایران، نگه داری می کنند.




این هم چند نوشته دیگر من در این چند روزه: 








محسن رضایی و پسرش، که در دبی به صورت مشکوکی خودکشی کرد و نکاتی از نقش او در قاچاق سیگار حضور داشت


سه‌شنبه، مهر ۱۱، ۱۳۹۱

خطر سونامی خشونت؟/حتی توسل به اندکی خشونت توسط آزادی خواهان،خیانت به نسل بعدی ودمکراسی است؛خشونت به مانند سرطان گسترش می یابد!

شاید اصلی ترین تفاوت مبارزات مردم ایران و سوریه  را باید عدم توسل به خشونت دانست. مخالفین دولت بشار اسد، عملا دست به اسلحه برده اند، اما مردم ایران در تظاهرات خود، چسب بر دهان زدند و با این کار، اعلام کردند که حتی حاضر به فریاد زدن هم نیستند، چه برسد به خشونت!

با توجه به وحشی گری های بشار اسد، شاید گفتنش سخت باشد، اما مخالفین بشار اسد نیز کم و بیش دست به خشونت زده اند، حقوق بشر را نقض کرده اند. کار به جایی رسیده که سازمان دیده بان حقوق بشر، آنها را به جنایت جنگی متهم کرده است (منبع: گاردین)

واقعیت این است که توسل جستن به خشونت، حتی به مقدار بسیار کم نیز، خیانت به آینده ایران، نسل بعدی و مردم زجر کشیده است.

به نکات ذیل توجه فرمایید:

-          شاید مهمترین مشخصه یک دیکتاتور، دست یازیدن او به خشونت باشد. دست زدن به خشونت برای حفظ منافع، در میان تمام دیکتاتورها، مشترک است، از صدام گرفته تا خمینی! 
نکته اینجاست، آیا باید بین آزادی خواهان ایرانی و جنایتکاری مانند خامنه ای، تفاوتی باشد یا نه!؟ اگر قرار است آزادی خواهان ایرانی مانند خامنه ای دست به خشونت بزنند، چه تفاوتی بین آنه است؟! 
-          هدف توجیه گر وسیله نیست، نمی توان گفت ما برای رسیدن به دمکراسی، می بایست چند آخوند یا بسیجی را بکشیم! اگر کسی برای رسیدن به دمکراسی، حاضر به ریختن خون یک انسان بشود، برای باقی ماندن در قدرت نیز، از ریختن خون دیگر انسان ها دریغ نخواهد داشت...! 
-          مهم، حرمت خون انسان است، این حرمت نباید شکسته شود...! 
-          وقتی که مدعیان آزادی، در حالتی که در مسند قدرت نیستند، ، دست به خشونت می زنند، وای به روزی که قدرت را به دست بگیرند، آنگاه حمام خون راه می اندازند!
نمونه واضح آن خمینی است، شاید خشونت هایی که خمینی و طرفدارانش مرتکب شده اند، به آتش زدن سینما رکس آبادان و یا چند عملیات محدود دیگر محدود گردد، اما دیدیم وقتی که قدرت به دست گرفتند، چه حمام خونی در ایران به پا کردند! 
-          دست یازیدن به خشونت، مانند بیماری سرطان است، حتی اگر ابعاد آن بسیار اندک باشد، اگر حتی ما به سر سوزنی خشونت مرتکب شویم، این خشونت چون سرطان گسترش می یابد و  در دراز مدت تمام ابعاد جامعه را در بر می گیرد.  
-          دست یازیدن به خشونت، بی حرمت کردن کرامت انسانی است، هیچ دلیلی نمی تواند توجیه گر بی حرمتی به مقام انسان باشد، خشونت در هر ابعادی، بی حرمتی آشکار به اعلامیه جهانی حقوق بشر (به عنوان ارزشمندترین دستاورد بشری) محسوب می گردد. 
-          هیچ کسی منکر خشونت و جنایات رژیم اسلامی نیست، اما حس انتقام و مقابله به مثل، بسیار احمقانه و بدوی است. اجازه دهید تصور کنیم که خامنه ای سرنگون گردیده است، آزار او و دست زدن به خشونت علیه او، یک نقض حقوق بشر است.
اینکه فلان ملا جنایت کرده است، باعث نمی شود او از حقوق انسانی خود محروم شود و کسی استدلال کند دیگر او انسان نیست، قوانین حقوق بشر نیز شامل حال او نمی شود. 
هیچ جنایتی باعث ساقط شدن انسان، از انسانیت خودش نمی شود.
نلسون ماندلای بزرگ، قریب سی سال زندانی شد و شکنجه دید، اما زمانی که قدرت را به دست گرفت، با شجاعت گفت: من نمی توانم فراموش کنم، اما می توانم ببخشم!


------- چند نوشته اخیر این وبلاگ:




دوشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۹۱

هر کسی که این ویدیو را از بسیجی دهن گشاد (تئورسین رژیم اسلامی) نبیند و از دنیا برود، به مرگ جاهلیت مرده است!

وضع اقتصادی ایران، بسیار شبیه عراق در زمان صدام حسین است، به عنوان مثال، تنها ظرف امروز،  ریال ایران، نه درصد ارزش خود را از دست داد!

اگر به آمار های بین المللی نگاه کنیم، با چند واقعیت خیلی تکان دهنده روبرو می شویم، کشور ایران یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا است، و از نظر منابع زیر زمینی، مردم ایران هفت برابر ثروتمندتر از متوسط دنیا هستند.

جایگاه ویژه جغرافیایی، و همینطور مردمی که سخت کوش هستند و وجود نیروی جوان قابل توجه، به کشور ما این قابلیت را داده است که توانایی تبدیل شدن به یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا را داشته باشد.

اما در سایه وجود حکومتی به نام ولایت فقیه، کشور ما تبدیل به خرابه  شده است.

براستی مغزهای متفکر و طرفداران این رژیم چه کسانی هستند؟!

در انتهای این نوشته، ویدیویی از بسیجی دهن گشاد را ملاحظه می کنید که مشغول اظهار فضل است!  بسیجی دهن گشاد را می شناسید، او چهره تلوزیونی حاضر در مراسم های نماز جمعه است.

در رژیمی که چنین موجود احمقی، اجازه داشته باشد لباس نظامی بپوشد، اسلحه بدست بگیرد و ندا و سهراب را بکشد؛ طبیعی است که وضع اقتصادی کشور و جایگاه بین المللی آن، به شکل کنونی در می آید...! 








متن سخنرانی حضرت بسیجی دهن گشاد، که یکی از دوستان در فرندفید زحمت ترجمه اش را کشیده است:
بسم الله رحمن الرحیم. شنوندگان و بینندگانِ عزیز سلام عرض میکنم.من از ایران پایتختِ تهران تماس میگیرم. و میخواهم برایتان سوالهایی که پیش آمده است و در رسانه های بیگانه، باعث تشویش اذهانِ عمومی و اقدام علیه امنیتِ کشورِ جمهوری اسلامیِ ایران میکنند، برایتان بیان کنم. (نفس میگیرد) چرا باید در کشورهای جوری.... و کشور جمهوری اسلامی ایران دانشگاه ها تفکیک جنسیتی قرار بگیرند. علت آن را بیان مینمایم. بینندگان و شنوندگان عزیز و ای دانش آموزان و ای دانشگایایان. عزیزان من. اگر خوب کنیــ... اگر خوب نگاه کنید، میبینید! کشوری که در آن جمهوریِ اسلامی میباشد و نامِ آن جمهوری اسلامی است. باید تمام جواحر و اعضای آن اسلامی باشد. ما باید اول پایه گاه ها را از مدارس شروع کنیم، و سپس به دانشگاه ها انجام بگیرد چرا باید دوتا جنس مخالف در یک جا واقع بگیرند و باعِــ... و تحصیل بکنند؟ این خیلی مهمه... کشور جمهوری اسلامی یک کشور اسلامی است. و نایب امامِ زمان در آن حکم فرماست و نگاه ... دارنده‌ی آن است. و پرچم دار آن حضرت آیت الله سیدعلی... خامنه ای میباشد. ما از اینجا به تمامِ شبکه های ماهواره ای و رسانه های بیگانه.. اعلام میکنیم. هرگز نخواهیم گذاشت، که دانشگاههای ایران و مدارسِ ایران، موردِ دستخوشِ نا آرامیها قرار بگیرد. آنها باید بین زن و مرد فرق ... بگذارند. وباید دو جنس مذکر و مونث باهم باید سوا بشه و تا ..ف.. بتوانیم...بیشتر آشنا به تدریس و آن قرار بگیریم. امیدوارم از این که سوالهایی که پیش میآید بتوانم به عنوان یک فعال سیاسی و فعال دانشجویی... به پاسخهای شما... بدهم. من منتظرم سوالهای شما میباشم. ان تنصرالله... ینصرکم و یثبت اقدامکم. و السلام و علیکم و رحمة اللهِ و برکاته

--------- چند نوشته اخیر این وبلاگ:



دلار سه هزار تومان! لطفا یکی تفاوت بانک مرکزی ایران و خانم اعظم‌السادات فراحی را برای آقای احمدی نژاد توضیح بدهد!

خانم اعظم‌السادات فراحی، همسر آقای احمدی نژاد است.




---------- چند نوشته اخیر این وبلاگ:



شنبه، مهر ۰۸، ۱۳۹۱

چرا خروج نام مجاهدین از سازمانهای تروریستی، یک فاجعه برای آزادی خواهان ایرانی است؟/ارتباط مجاهدین و عربستان سعودی؟!

در  اینکه مجاهدین یک فرقه تروریستی هستند و با روش های غیر انسانی، اعضای خود را مجبور به ادامه همکاری در فرقه خود می کنند، هیچ شکی نیست.

گزارش دیده بان حقوق بشر (یکی از مهمترین سازمان های بین المللی فعال در امر حقوق بشر) به صراحت به وجود شکنجه و زندان های انفرادی در کمپ اشرف، و یا کشتن اعضا تاکید می کند.(توضحیات بیشتر در اینجا). به یاد داشته باشیم که این گروه تروریستی، به جنایت علیه بشریت متهم است (منبع)

به دلیل فعالیت های تروریستی، از جمله کشتن آمریکایی ها در قبل از انقلاب در ایران، همکاری با صدام در سرکوب کردها و شیعیان عراق، و همینطور بد رفتاری با اعضا خود، دولت آمریکا این گروه را در لیست سازمان های تروریستی قرار داده بود.

اما در این چند سال اخیر، مجاهدین خلق با استفاده از دلارهای صدام (که بابت مزدوری دریافت می کردند)، اقدام به پرداخت پول به سیاستمداران آمریکایی کردند و با کثافت کاری، دولت آمریکا را مجبور کردند که لیست این مجاهدین را از لیست سازمان های تروریستی، خارج کند.

نظر مطبوعات بین المللی در اینباره:

"در حالی که روزنامه تایمز مالی اتخاذ تصمیم مبنی بر خارج ساختن نام مجاهدین خلق از لیست گروههای تروریستی را "نمونه روشن نفوذ پول و دلالی سیاسی در واشنگتن" خوانده و جایگاه کنونی مجاهدین خلق را مابین "گروه مزاحم و یا بی‌معنی و فاقد تاثیر" قرار داده، و در نوشته های رسانه های دیگر از آنها به عنوان "کمدی فاجعه بار" یاد شده،"

به نکات ذیل توجه بفرمایید:

-          حماقت آمریکایی:
اصولا چیزی وجود دارد به نام «حماقت آمریکایی!». علی رغم داشتن بیشترین توانایی (پول، قدرت نظامی و سیاسی) اما دولت آمریکا، در بسیاری از موارد، احمقانه ترین تصمیمات را گرفته است
-          لابی گری در آمریکا:
در آمریکا لابی گری قانونی است، یعنی دفاتری وجود دارند که با دریافت پول، به نمایندگی از شما بین نمایندگان مردم در مجلس حضور یافته و به تبلیغ نظر شما می پردازند.
-          لابی گری در زمانی که تروریست بودند:
گروه های تروریستی اجازه لابی کردن در آمریکا را ندارند، اصولا دریافت پول از آنها، به دلیل مشخص نبودن منبع پول، می تواند جرم پولشویی شناخته شود. اما درست در زمانی که مجاهدین در لیست تروریستی بودند، به صورت عجیبی به سیاستمداران آمریکایی پول های کلان می دادند تا در مجالس آنها برای چند دقیقه سخنرانی کند!
جالب اینجاست که دریافت چنین پول های کلانی (مثلا مبلغ یکصدو  شصت هزار دلار برای چند دقیقه سخنرانی توسط فرماندار ایالتی در آمریکا)، به تحقیق رسمی اف بی آی، درباره پولشویی سیاستمداران آمریکایی و دریافت پول از تروریست ها ختم شد! پیوند به منبع
-          مجاهدین پول های کلان با منبع نامعلوم دارند:
مجاهدین تنها گروه ایرانی هستند که پول های کلان دارند. منبع همه آنها مشخص نیست، اما می توان به پول هایی اشاره کرد که بابت مزدوری و خیانت به مردم ایران از صدام دریافت کرده اند، تا جرایم سازمان یافته ای چون قاچاق انسان و یا کلاه برداری های سازمان یافته در اروپا.
گزارش هایی وجود دارد که مجاهدین، به صورت ماهیانه مبالغ  میلیون دلاری، از صدام پول می گرفته اند. به یاد بیاوریم که زمان دستگیری مریم رجوی در فرانسه، مبلغ شش میلیون دلار به صورت نقد (!) از اتاق خواب او کشف شد و مطمینا با توجه به سن و سال خانم مریم رجوی، این پول حاصل استریپ کردن ایشان در کلاپ های پاریس نبوده است!
بنا به گزارش فاکس نیوز،مجاهدین برای سخنرانی سیاستمداران آمریکایی در جلسات خود، هر دقیقه بیست هزار دلار پرداخت می کرده اند!
-          مجاهدین نظر دولت آمریکا را خواهند خرید:
زمانی که مجاهدین در لیست تروریستی بودند، امکان لابی کردن نداشتند، اما اینچنین پول پرداخت کردند و نظر سیاستمداران احمق آمریکا را عوض کردند، وای به روزی که این گروه تروریستی، بتوانند قانوی فعالیت کنند..!
به نظر می رسد از این به بعد، مجاهدین تلاش می کنند نزد سیاستمداران احمق آمریکایی، خود را نماینده مردم ایران معرفی کنند!
-          نگرانی عربستان سعودی و شرکت های نفتی دنیا از استقرار دمکراسی به ایران:
نفع عربستان سعودی، وجود کشوری متزلزل و غیر دمکراتیک در ایران است.
عربستان سعودی تنها کشور منطقه است که بیش از همه، نگران استقرار دمکراسی در ایران است. عربستان سعودی،بزرگترین صادر کننده و دارنده نفت دنیا، کشوری است که به شیوه دروان ماقبل تاریخ (!) اداره می شود، هیچ نظارتی بر خاندان سعودی نیست، مبالغ کلان پول نفت به جیب آنها می ریزد و خوب می دانند اگر در ایران،دمکراسی حاکم شود، این نهضت مردم سالاری، به عربستان سعودی نیز منتقل می گردد. قطعا اولین نکته سیاست خارجی یک نظام دمکراتیک در ایران، نقض حقوق بشر و عدم وجود دمکراسی در عربستان است.
از طرفی نیز، اگر در عربستان دمکراسی برقرار باشد، شرکت های نفتی، اجازه غارت منابع نفتی کشورهای نفت خیر منطقه را نخواهند یافت.
لذا، شرکت های نفتی بزرگ دنیا و همینطور دولت عربستان سعودی، از استقرار دمکراسی در ایران، وحشت دارند.
-          نگرانی شرکت های اسلحه سازی دنیا از استقرار دمکراسی در ایران:
شرکت های اسلحه سازی، نقش مهمی را در تصمیم گیری ها بازی می کنند. شاید برخی بگویند ترنور آنچنانی وجود ندارد، اما چنین نیست:
الف)سلاح ها همه برای دولت آمریکا طراحی می شود. دولت آمریکا با خرید اولین محموله، هزینه طراحی را پرداخت می کند، خرید کشورهای خارجی، سود خالص برای کمپانی های اسلحه سازی است.
به) ارتباط گسترده کمپانی های اسلحه سازی با سیاستمداران آمریکایی. مثلا رییس هیئت مدیره مارتیک، همسر پاول است!
طبیعی است که مهترین خریدار اسلحه، عربستان و کشورهای نفت خیز منطقه هستند و صد البته که با استقرار دمکراسی، دیگر کشورهای منطقه دلیلی برای خرید اسلحه ندارند. 
-          ارتباط مجاهدین با عربستان سعودی:
منبع: اینجا: سخنان یکی از بلندپایه ترین اعضای جداشده از مجاهدین
گزارش هایی از ارتباط بین عربستان سعودی و مجاهدین وجود دارد. به نظر می رسد مجاهدین که تا کنون مزدوری صدام را می کردند، اکنون به مزدوری عربستان سعودی می پردازند.
-          خطر مجاهدین برای آزادی خواهان ایرانی:
خطر اصلی مجاهدین این  است که برای سیاستمداران نادان و احمق آمریکایی، خود را نماینده مردم ایران جا بزنند.
بدون شک، مردم ایران ترجیح می دهند که زیر یوغ رژیم آخوندی بمانند، اما اجازه ندهند مجاهدین خلق، به قدرت برسند. 
این گروه آنچنان نزد مردم ایران بد نام است و مورد تنفر واقع است که حضور آنها به عنوان یک گزینه، باعث می شود بسیاری از مردم ایران، در هنگام درگیری با رژیم، از شدت ترس قدرت گرفتن مجاهدین، اصولا در مبارزات و تظاهرات، حاضر نشوند.
ختم کلام اینکه از این به بعد، سیاستمداران احمق آمریکایی، مجاهدین را به عنوان بخشی از مردم ایران خواهند شناخت و این فرقه تروریستی، اجازه خواهد یافت تا بر تصمیم گیری های دولت آمریکا، اثرگذار باشد.

بدون شک، تا زمانی که مجاهدین خلق، اشتباهات خود، شامل مورد زیر را نپذیرند، و قبول نکنند اشتباه کرده اند و دیگر تکرار نمی کنند، نمی توان به آنها اعتماد کرد، جنایات و اشتباهاتی مانند:

-          همکاری و کمک به صدام حسین در جنگ ایران و عراق
-          آزار اعضای خود، شکنجه و کشتن آنها
-          مشارکت در بمب گذاری ها و دیگر اعمال تروریستی خود
-          مشارکت در سرکوب کردها در عراق
==============در این پیوند، نوشته های دیگر مرا درباره مجاهدین خلق بیابید. 

                                    
-------------نوشته های دو روز گذشته من:


جمعه، مهر ۰۷، ۱۳۹۱

امام هشتم وقتی زنده بود، نتوانست برای خودش کاری کند،حالا چه کار می تواند بکند که گرد و خاکش را به کله بچه های بیمار می مالید؟!


اینها خدام حرم امام هشتم شیعیان هستند که از کودکان سرطانی در بیمارستان ها دیدار کرده اند، همانطوری که می بینید، به سر و کله این کودکان نیز گرد و خاک قبر امام هشتم می مالند (چون مقدس است!!)، حال سوال من این است، این امام هشتم، زمانی که زنده بود و قادر به انجام کاری بود، خودش  انگور سمی خورد و مرد!  و نتوانست خودش را شفا بدهد!! (آن هم زمانی که زنده بود)،


حالا این آدم بعد از چند صد سال و در حالی که مرده است، چه غلطی می تواند بکند که گرد و خاک کثیف را به سر و کله کودکان بیماری می مالند؟! 

/--------------/نوشته دیگر امروز من: