‏نمایش پست‌ها با برچسب کیهان شریعتمداری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کیهان شریعتمداری. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، تیر ۰۲، ۱۳۹۲

این رفتار کیهان شریعتمداری است، اگر به جای نقد منطقی نظر مخالف، به خود گوینده حمله شخصی کنیم...!

اینکه شخصی را به دلیل داشتن عقیده مخالف، مورد هجوم قرار دهیم، به او انگ بچسبانیم، خود نوعی استبداد است...!

اولین اصل دمکراسی این است که ما نباید خود را مرکز عالم بدانیم، نباید تصور کنیم که هر چه ما می گوییم درست است. می توانیم با اشخاص دیگر، اختلاف نظر داشته باشیم، اما به شخصیت او حمله نکنیم...!

برای مستبد بودن، نیازی نیست حتما در پست ریاست جمهوری، شاهی یا ولایت فقیه نشسته باشید، همینکه به جای نقد افکار یک انسان، تلاش می کنید شخصیت او را لگد مال کنید، خود یک نوع استبداد است، و نشان دهنده وجود تفکری استبدادی است.

استبداد، به معنای خودرایی است، به معنای این است که سعی در شکست پای کسی کنیم که در مقابل ما ایستاده است. به معنای این است که به جای نقد نظر او، به شخصیت او حمله می کنیم...!

نیازی نیست مانند شعبان جعفری چماق به دست بگیریم، یا مانند ده نمکی سوار بر موتور، زنجیر در هوا بچرخانیم، برای مستبد بودن، کافیست تلاش کنیم شخصیت افرادی که با ما هم نظر نیستند را لگدمال کنیم. 

نیازی نیست مدیرمسول کیهان شریعتمداری باشی، تا فرد مستبدی شوی، همینکه به جای نقد کلام، به تخریب شخصیت مشغول می شوی، همینقدر که اخلاقیات را زیر پا می گذاری و دروغی که مطمین نیستی را می نویسی، به معنای تفکر استبدادی است.

تفکر استبدادی، یعنی سو استفاده از قدرت، برای آزار دیگران! نیازی نیست حتما فرمانده بسیج باشی تا بتوانی دیگران را آزار بدهی، می توانی یک وبلاگ نویس باشی، می توانی با کیبرد و قلم خودت، بیش از هر چماقی دیگران را آزار دهی!

استبداد و دیکتاتوری، سو استفاده از قدرت و اختیارات است، هنگامی که برای تخریب شخصیت یک نفر، به سو استفاده از قلم و کیبرد روی می آوریم، قدم در راه بی بازگشت دیکتاتوری گذاشته ایم. 

اخلاق زننده ای مانند انگ چسباندن به منتقدین، مانند رفتار مراجع تقلید و فرمان آدم کشی آنها است. چه آنکه آنها نیز در جواب یک انتقاد ساده و منطقی از دین، از تمام توان خود برای حمله بهره می گیرند و دستور به کشتن مخالف می دهند. ترور شخصیت یک نفر، به جای نقد نظر او، از جنس رفتار مراجع تقلید است..! آنها نیز از کشنده ترین سلاح خود، که همانا رسانه آنها است، برای انگ چسباندن  و ترور شخصیت دیگران استفاده می کنند...!

داشتن دیدگاه انتقادی، پایه و اساس روشنفکری و پیشرفت جامعه است. اما این فرهنگ عدم تحمل منتقدین، عامل بدبختی در جامعه ما است، چه آنکه وقتی منتقد امنیت نداشته باشد تا به وظیفه خود عمل کند، دیدگاه انتقادی از جامعه رخ بر می بندد و ساده ترین بنیان درست اندیشدی در جامعه از بین می رود.
نوشته دیگر امروز این وبلاگ: 


 نوشته های روزهای گذشته این وبلاگ:



! 









دوشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۹۲

آزادی خواهی به معنای لگدمال کردن تلاش های آزادی خواهانه دیگران نیست، بلکه چنین اعمالی، هم مسیر با کیهان شریعتمداری است!

دوست عزیز وبلاگ نویس من، ای کاش کمی ادبیات نوشته های خودت را با کیهان شریعتمداری مقایسه می کردی، بدون شک شباهت بسیاری وجود دارد...! امیداورم این شباهت تو را اندکی به فکر وادارد...!

همانطوری که می دانید، شورای ملی  ایران تشکیل شده است و در اولین قدم، نامه ای به خامنه ای ارسال کرده و ضمن اعلام رسمی تشکیل شورا، خواستار انتخابات آزاد در ایران شده است.البته که این کار، شیوه ای کاملا مرسوم در فعالیت های سیاسی است.

اما چیزی که دل مرا به درد آورد، رفتار یکی از دوستان عزیز وبلاگ نویسم بود که مدعی آزادی خواهی است. او نوشته بود:

" اولین اقدام مهم و سرنوشت ساز شورای سلطنت طلبان: انتشار نامه سرگشاده به علی هندی کم!!:)) بعد از کلی دبدبه و کبکبه و تشکیل شورای شاهانه، حضرات خیلی شیک به پای سد علی گدا افتاده اند که تو رو خدا انتخابات آزاد بزار، رژیمت را سرنگون کن، خودت هم برو کنار!! مرغ پخته هم به خنده می افتد با خواندن این مثلا نامه!خواندن این نامه را جهت تفریح و تفنن توصیه میکنم!! "
اول از همه، باید به این دوست عزیزم یادآور شوم که  شما از ساده ترین فعالیت های سیاسی رسمی، بی خبر هستید، ارسال نامه به خامنه ای، اولین قدم است و یک شیوه کاملا مرسوم است، من به عدم اطلاع شما از روند فعالیت های سیاسی، نمی خندم! بلکه اشک به چشم من می آید که مردم ایران در اوج بدبختی و فلاکت هستند، اما وبلاگ نویسی که تصور می کند آزادی خواه است، تصور می کند نابود کردن حاصل زحمات دیگر آزادی خواهان، خیلی هنر مهمی است...!

بدون شک، علت سر کار ماندن رژیم خامنه ای، وجود اشخاصی است که خود را آزادی خواه می دانند، اما تلاش دیگران را برای آزادی کشور، تحقیر می کنند و سعی می کنند آنرا بی ارزش جلوه دهند...!

شورای ملی علی رغم حمله های عجیب و غریب این افراد تشکیل شده، درب شورا قبلا بر روی آنها باز بوده که بپیوندند، انتخابات آزادانه بوده، و زیر نظر گروهی حقوق دان بین المللی برگزار شده است، اکنون نیز درب شورا بر روی آنها باز است که به شورای ملی بپیوندند، اما خودشان به خواست خود، به جای مشارکت در این تلاش، ترجیح داده اند در کناری به نظاره نشسته و به جای تلاش برای آزادی، به این شورا حمله کنند...!

زشت و زننده است که شما، تلاش و تقاضا برای برگزاری انتخابات آزاد در ایران را با چنین کلامات زشتی بی ارزش می کنید...!

این شورای ملی و اعضای آن، با نهایت شفافیت، به منظور هدف مشخصی گرد هم آمده اند، هدفش آنها  نیز برگزاری انتخابات آزاد در ایران اسـت، تحقیر آنان، کم مهری و بی انصافی در حق هموطنانی است که در داخل کشور، اسیر این رژیم خونخوار هستند...! امیدوارم شما بعدا پیش وجدان خود شرمنده نباشید..!!

پی نوشت: به منظور حرمت نهادن به آزادی بیان، هر چند اسمی از این دوست وبلاگ نویس آورده نشده است، اما ایشان می توانند جوابیه خود را برای من بفرستند تا همین جا منتشر گردد. (هر چند ایشان کامنت های مرا در وبلاگ خودشان حذف می کنند!)