الزما نباید ایران زندگی کرده باشی، نباید شبی را به عنوان
زندانی سیاسی در سیاهچال های رژیم به سر برده باشی؛ نباید شاهد نماز خواندن آقای
بازجو بوده باشی و بعد شلاق بخوری تا درک کنی که چقدر این رژیم اسلامی پلید و کثیف
است.
از دور نیز می توان با بررسی ابعاد چند نمونه، خوی جنایتکارانه و افکار پلید سردمداران رژیم اسلامی را به چشم دید.
این دو اتفاق، مثالهای خوبی هستند، یکی دسیسه در
پرواز هواپیمای مسافربری IR655 و دیگری آتش زدن سینما رکس آبادان.
نکته اینجاست که این دو اتفاق نشان می دهد که چطور
جان مردم ایران برای سردمداران رژیم، ارزشی ندارد و برای رسیدن به اهداف خود، از
کشتن ایرانیان هیچ ابایی ندارند.
یادمان بیایید که همین رژیم جنایتکار، از کودکان و
نوجوانان برای حضور در جبهه و پاک کردن میدان مین استفاده کرده است، یعنی ساده ترین
اصول اخلاقی را زیر پا می گذارد و با شستشوی مغزی چند کودک، آنها را چون گوشت
قربانی به میانه میدان مین می فرستد!
تصور کنید این رژیم جنایتکار، به بمب اتمی دست یابد،
بدون شک بی هیچ پروایی از آن بمب علیه مردم ایران استفاده خواهد کرد.
ابتدا به سقوط هواپیمای ایرباس
می پردازیم:
اخیرا یکی از نزدیکان سابق رهبر جمهوری اسلامی و
ناراضی کنونی، محمد نوریزاد، متنی منتشر کرده و نوشته اسـت:
"به محض شلیک آمریکایی ها و زدن هواپیمای مسافربری ما، داد و قال سرمی
دهیم که ای دنیا این آمریکایی های نامرد را ببینید که به هواپیمای مسافربری هم رحم
نمی کنند؟! اما دم برنمی آوریم که در سایه ی معکوس همان هواپیمای مسافربری جنگنده
های خود را مخفی کرده بودیم تا از رادار ناو آمریکایی فرار کنند و به او ضربه
بزنند."
در این میان چند نکته قابل توجه است:
-
ایران در آن زمان، (مانند این روزها!)، تهدید به بسته
تنگه هرمز، مین گزاری و ... می کرده است، چند روز قبل یک هواپیمای اف14 ایرانی، با
حالت جنگی به سمت ناوهای آمریکایی حرکت کرده بوده و در آن روزها، مقامات جمهوری
اسلامی بارها آمریکا را به حمله تهدید می کرده اند.
-
وقتی مقامات کشوری، به سفارتخانه یک کشور دیگر حمله
می کنند و ساده ترین اصول اخلاقی و عرف بین الملل را زیر پا می گذارند، دیگر حمله
نظامی با هواپیمای جنگی به یک کشتی جنگی که جای خود دارد!
به دیگر عبارت، مقامات جمهوری اسلامی با رفتار زننده خود، زمینه ساز بروز هر
گونه خشونتی بوده اند.
حال با کنار هم گذاشتن این چند نکته و سخنان اخیر نوری
زاده،به این نتیجه می رسیم که مقصر اصلی این اتفاق، دولت ایران بوده است.
صد البته که اعمال رژیم، توجیه گر جنایت فرمانده ناو
آمریکایی برای حمله به یک هواپیمای مسافربری نیست.
سیمنا رکس آبادن:
-
در جنایت سینما رکس آبادان
بین چهارصد تا ششصد نفر به طرز فجیعی سوختند. جمهوری اسلامی اجازه بررسی منصفانه
را نداند تا مشخص شود چه کسی این جنایت را مرتکب شد ولی با همین اطلاعات موجود نیز
می توان با تقریب خوبی گفت که دست چه کسانی پشت این جنایت بوده است و اصولا
اینگونه جنایات از دارو دسته حزب الله بر می آید. شواهد متعددی وجود دارد که دست
مهدی عراقی و خمینی پشت این جنایت کثیف وجود داشته و به صورت مشخص انقلابیون مذهبی
(گروه خمینی) از این جنایت نفع می برده اند.
-
آیت الله جمی و آیت الله
موسوی تبریزی (امام جمعه مسجد بهبانی های در قبل از انقلاب) متهم هستند از هییت
موتلفه مواد منفجره لازم برای آتش زدن سینما رکس آبادان دریافت کرده و در اختیار
حسین تکبعلی زاده و فرح الله بذر کار و یدالله و فلاح قرار داده اند. این مواد به
دستور هییت موتلفه و مدیر اجرایی آن زمان موتلفه (حاج مهدی عراقی) ، به جمی و
موسوی تبریزی داده شده بود.جمی و موسوی تبریزی نیز مواد منفجره را به گروه چهار
نفره تکبعلی زاده و بذرکارو یدالله و فلاح می دهند. این چهار نفر کسانی بودند که
در مجالس آموزش قرآن و جلسات عقیدتی آقای جمی شرکت می کردند
-
چرا روحانیون و هییت موتلفه
دستور به آتش زدن سینما رکس دادند ؟
جو آن روزگار آبادان با بقیه شهرهای کشور فرق می کرد . اولا"
به خاطر اینکه یکی از مراکز اصلی و شریان های اقتصادی کشور آبادان بود- به خاطر
تولید نفت و وجود پالایشگاه آبادان- ساواک و شهربانی آبادان بسیار قوی بود.
دوما" به خاطر اینکه عمده جمعیت شهر مهاجرینی بودند که تحصیل کرده خارج بودند
و با مسایل روز دنیا در ارتباط بودند ، به دنبال خمینی و دیگر گروه های سیاسی آن
زمان حرکت نمی کردند.از طرفی از همه جای دنیا مهندسین و افسران کشتی برای بارگیری
نفت به آبادان می آمدند و به عبارتی سطح فرهنگی آن روزگار آبادان بالاتر از آن بود
که پی خمینی و یا مجاهدین و یا مارکسیست ها راه بیفتند. و سوما" سطح درآمد
مردم عادی و مهاجرین متخصص ساکن آبادان خیلی بالا بود و در نتیجه کسی به دنبال
شعارهای دروغین آب و برق مجانی خمینی نمی رفت.
-
با توجه به نکات بالا و از
طرفی چون اکثریت مردم عادی آبادان خیلی پایبند به شیوه زندگی توصیه شده توسط
روحانیون نبودند و به نحو شادتری زندگی می کردند یا بهتر است ، روحانیون به شدت از
این موضوع دلخور بودند. به عبارتی آبادان آن روزگاه جزیره ثبات ایران بود و در
صورتی که آنجا ملتهب می شد و با توجه به اثری که شلوغی و هرج و مرج آنجا بر اقتصاد
ایران می گذاشت در مبارزه روحانیون خیلی موثر می بود.از طرفی ذهن کشورهای خارجی
نیز با توجه به اینکه آبادان مرکزی تولید نفت آن روزگاربود ، به شدت به عدم ثبات
رژیم پهلوی معطوف می شد
نکته اینجاست که مراجع تقلید سه گانه آن زمان (شریعتمداری و گلپیگانی
و نجفی)، چون می دانسته اند که این اتفاق ربطی به ساواک و شاه ندارد، این اقدام را محکوم نکردند و تنها
مجالس ختم برای قربانیان گرفتند، اما خمینی تنها کسی بود که شاه را متهم به این
جنایت کرد!
توضیحات بیشتر درباره فاجعه سینما رکس آبادان در این نوشته موجود است.
نوشته دیگر امروز من:
/-------------/در مذمت حکومت سفله پروری ...! / دیپلمات بچه باز، وزیر متقلب، سفیر جیب بر...!
/------------/تخطئه رضا پهلوی!/ادامه عمر رژیم، باعث خواهد شد خون هزاران سهراب دیگر بر زمین ریخته شود،چرا نباید از کمک خارجی ها برای رسیدن به دمکراسی استفاده کرد؟!
/-------------/در مذمت حکومت سفله پروری ...! / دیپلمات بچه باز، وزیر متقلب، سفیر جیب بر...!
/------------/تخطئه رضا پهلوی!/ادامه عمر رژیم، باعث خواهد شد خون هزاران سهراب دیگر بر زمین ریخته شود،چرا نباید از کمک خارجی ها برای رسیدن به دمکراسی استفاده کرد؟!
/-------------/نکاتی شایان ذکر درباره برنامه پرگار بی بی سی با عنوان «ذات اسلام»
نوشته های دیگر چند روز گذشته:
/--------------/این خصلت ج.ا. است که دیپلماتش در جلوی دوربین با دیگر دیپلمات های زن دست نمی دهد، اما در زیر آب دخترها را انگشت می کند!
نوشته های دیگر چند روز گذشته:
/--------------/این خصلت ج.ا. است که دیپلماتش در جلوی دوربین با دیگر دیپلمات های زن دست نمی دهد، اما در زیر آب دخترها را انگشت می کند!
