این قدرت نیست که فساد می آورد، بلکه ترس است که باعث فساد می شود. ترس از دست دادن قدرت!
بانوی صلح و دمکراسی، کسی که اکنون سمبل دمکراسی برای دنیا شده است، در اسلو حاضر شد تا جایزه صلح نوبل را دریافت کند. دریافت جایزه نوبل صلح، با یک چهارم قرن تاخیر، اتفاقی بی نظیر در تاریخ جایزه نوبل است.
آنگ سان سوچی در سال 1988، شوهر و دو کودکش را در انگلیس ترک کرد تا برای بازدید از مادر بیمارش به برمه برود، مسافرتی که بازگشتش، قریب بیست و پنج سال طول کشید...!
آنگ سان سوچی ، جایزه صلح نوبل را در سال 1991 دریافت کرد، اما قادر به دریافت آن نبود، چون در بازداشت خانگی به سر می برد. او می توانست کشورش را ترک کند، اما می دانست که اگر گشور را ترک کند، دیگر اجازه بازگشت را به او نخواهند داد. بانوی صلح، علی رغم مرگ شوهرش در غربت یا مراسم جایزه نوبل، حاضر نشد کشور را ترک کند.
او را در کشورش "دو سو" می خوانند، چون پیشوند"دو"، بار احترامی فراوانی دارد. "دو سو" را قلب مقاومت مدنی و صلح آمیز برای رسیدن به دمکراسی در برمه می دانند.
نکات اصلی سخنرانی او در هنگام دریافت جایزه، به قرار زیر است:
- در زمانی که خبر اعطای جایزه صلح را شنیده بوده است، آنرا کاملا واقعی احساس نمی کرده است، چه آنکه خودش را در عالم واقعیت نمی دیده است. در دورانی که او در خانه اش زندانی بوده است، احساس می کرده که دیگر بخشی از این دنیا نیست.
- خانه ای بود(که من در آن زندانی بودم) و آن خانه، دنیایی بود که من در ان زندگی می کردم. و همانطور دنیایی دیگری برای زندانیان وجود داشت، زندانیانی که آزاد نبودند، اما حداقل در همان زندان، یک جامعه کوچک را تشکیل می دادند. دنیایی سومی نیز بود، دنیایی که واقعا آزاد بود. هر کدام از اینها، دنیایی متفاوت است.
- جایزه صلح نوبل، مرا به دنیایی واقعی دیگر انسان ها بازگرداند، و احساس واقعی بودن را به من داد. نکته مهم این است که این جایزه، توجه دنیا را به مبارزات دمکراسی خواهانه و مطالبه حقوق بشر در کشور، جلب کرد. زمانی که کمیته جایزه نوبل، مرا به عنوان برنده انتخاب کرد، یاداوری برمه فراموش شده به دنیا بود. برمه ای که بخشی از دنیا است. جایزه صلح نوبل، دری را به قلب من باز کرد.
- هرکجا رنج و ناراحتی انسانها نادیده گرفته شود، بذر مناقشه کاشته خواهد شد زیرا رنج، کرامت انسانی افراد را کاهش می دهد و آنها را به خشم می آورد.
- زمانی که من به جنبش دمکراسی خواهی برمه پیوستم، هیچگاه تصور نمی کردم جایزه ای برای این کار باشد، پاداشی که ما تصورش را داشته ایم، جامعه ای آزاد، عادلانه و امن برای همه است، جامعه ای که شهروندان، بتوانند قابلیت های خود را به توانایی تبدیل کنند.
- وجود حتی یک زندانی عقیدتی و سیاسی هم زیاد و غیر قابل قبول است.
- اگر از من سوال شود چرا برای دمکراسی در برمه می جنگم، پاسخم این است که من اعتقاد دارم برای تضمین حقوق بشر، روش دمکراسی و ارگان های دمکراتیک، لازم هستند.
آنگ سان سوچی کیست؟
آنگ سان سو چی ، متولد 19 جون 1945، یک آزادی خواه برمه ای است ، پدر او یک نظامی خوش نامه ای برمه ای در جنگ دوم جهانی است، او فارغ التحصیل فلسفه و سیاست و اقتصاد از دانشگاه آکسفورد است و مادر دو فرزند است.
او در انتخابات 1990 59 درصد آرا را به دست آورد و حزب اتحادیه ملی دموکراسی (National League for Democracy)به رهبری او 392 کرسی از 492 کرسی انتخابات را به دست آوردند ، اما نظامیان ، نتیجه انتخابات را قبول نکرد آنگ سان سو چی را تحت بازداشت خانگی قرار دادند.
در هشتم اگوست 1988 یک راهپیمایی بعد از مرگ (نی وین) دیکتاتور وقت، مردم برمه برای دموکراسی راهپیمایی کردند که به نحو خشنی از سوی نظامیان سرکوب شد و به قیام 8-8-88 شهره است(تاریخ عددی آن روز)، در 26 آگوست همان سال، آنگ سان سو چی اتحادیه برای دموکراسی را پایه گذاشت و خودش به دبیر کلی آن منصوب شد. او از تاریخ 20 جولای 1989 به حبس خانگی محکوم شد.
او می گوید سیاستمداران آدم های عجیبی هستند، آنها آخرین کسانی هستند که می فهمند مردمشان چه می خواهند !
دولت نظامی برمه، بیش از سه هزار روستا را در شرق برمه تخریب کرده، یک و نیم میلیون نفر را آوره کرده است و بیش از هر کشور دیگری در دنیا، کودکان را مجبور به سربازی در ارتش کرده است. کشوری که امکان تبدیل به یکی از کشورهای ثروتمند را دارد، در اثر نبود دموکراسی ، به یکی از عقب افتاده و فقیرترین کشورهای دنیا تبدیل شده است.
در سال 1990 نظامیان برمه، برای انتخابات ملی از همه دعوت به عمل آوردند که حزب اتحاد برای دموکراسی(NLD) به رهبری آنگ سان سو چی ، بیش از هشتاد درصد از کرسی های پارلمان را در اختیار گرفت و به صورت پیشفرض، آن سان سوچی به نخست وزیری می رسید،اما نظامیان نتیجه انتخابات را باطل اعلام کرده و حاضر به واگذاری قدرت نشدند.
آبشخور فکری اتحادیه او از دیدگاه ماهتما گاندی بزرگ و آیین بودایی نشات می گیرد که هر دو بر عدم خشونت تاکید می کنند. شعار سیاسی او «اتحاد، نظم و عشق است» که از آیین بودایی گرفته شده است.
او جوایز متعددی به دست آورده است، از نوبل صلح 1991 و جایزه حقوق بشر رافتو در سال 1990 و همینطور جایزه ملی هند، با نام جواهرنعل نهرو، در سال 1992.
پی نوشت:
به یاد مراسم اعطا جایزه صلح نوبل به شیرین عبادی افتام و هنرمندی کامکارها در آن مراسم.