فقط خوشحالیم، چشم بسته ایم، از خودمان شرم نمی کنیم، پرسش نمی
کنیم، «گرد مرده» بر رویمان ریخته اند...!
براستی، با چه رویی باید در صورت نسل آینده نگاه کنیم؟!
همانطوری که نسل قبل می بایست شرمنده نسل کنونی باشد، ما نیز
شرمنده نسل بعد خواهیم بود...!
بعد از بازپس گیری خرمشهر، جنگ را شش سال دیگر ادامه دادند، یک
میلیون کشته و زخمی، و نابودی کشور حاصل این جنگ بود...، و بعد خمینی، خبر مرگش، جام
زهر را سر کشید، و ما «خوشحال» شدیم!
هیچ وقت از خودمان، از رژیم ج.ا. و از یکدیگر نپرسیدیم، خوب جنگ
تمام شد، ولی چرا باید یک ابله به نام خمینی، هستی و نیستی ما را فدای شعار ابلهانه
خود، یعنی «راه قدس از کربلا» کند...!؟
چند نفر از ما فامیل های درجه یک و درجه دو خودمان را در این
جنگ از دست دادیم؟! هیج وقت جای آن عزیزان را خالی دیدیم!؟ هیچ وقت پرسیدیم چرا باید
پسر عمه یا عمو یا دایی من، آن جوان رعنا و مهربان، به جبهه برود و بعد در تابوت چوبی
به ما برگردد!؟
ده سالی گذشت و گند برنامه اتمی رژیم هم در آمد و مشخص شد که
آقایان، اینبار دنبال ساخت بمب اتمی هستند...! رژیمی که سنگسار می کند، یعنی حتی از
یک تکه سنگ، وحشیانه ترین استفاده را می کند، می خواست بمب اتم داشته باشد..!!
باز ما نشستیم، هیچ کاری نکردیم، و اینبار دنیای متمدن بود که
پا به میدان گذاشت، و تحریم ها را چون افعی به جان رژیم انداختند...! صد البته که بخش
عهده ای از زهر این افعی هفت سر، نثار جان مردم بیچاره ما شد، وگرنه طبق گزارش ها،
درآمد سپاه و سرداران کثیفش از کنار تحریم ها، افزایش نیز یافت...!
حال که رژیم به زانو درآمده، و به مانند سگی کتک خورده، با دمی
آویزان، مجبور به قبول تفاهم شده است، باز ما «خوشحالیم»...!
اینبار خوشحالیم که تحریم ها ممکن است تا چند سال دیگر برداشته
شود...!
باز هیچ کس نمی پرسد چرا باید کودکان مدارس ما به دلیل نبود بخاری
استاندارد بسوزند، ولی هزار میلیارد دلار از پول ما، صرف ساخت بمب اتم شود؟!
باز «خوشحالیم» ولی هیچ وقت نپرسیدیم چرا فلان هموطن و همسایه
ما، به دلیل نبود دارو باید بمیرد؟! چرا باید هموطن خارج نشین ما تحقیر شود؟!
باز خوشحالیم، باز به خیابان آمدیم و رقصیدیم...!
من خوشحالم که خطر جنگ رفع شده است، ولی از همین الان، خود در
مقابل نسل آتی شرمسار و خجالت زده حس می کنم...
براستی، چه بر سر ما آمده است؟!
گرد مرده نیز اینچنی آدمی را بی عار و فلج نمی کند...!
پی نوشت یک: هزینه این تحریم ده ساله را تا کنون بیش از هزار میلیارد دلار برآورد کرده اند، اگر این رقم را به جمعیت ایران تقسیم کنیم، می بینیم که برای هر زوج ایرانی، می شود یک ویلای مدرن ساخت...!
پی نوشت دو: ما سابقه خوشحالی بسیار داریم! زمانی که بختیار نیز از ایران رفت و رژیم جنایکتار اسلامی متولد شد، باز ما «خوشحال» بودیم...!!
نوشته دیروزم در اینباره:
