سه‌شنبه، مرداد ۰۶، ۱۳۹۴

شرایط «داعش» را در بیست سال دیگر پیش بینی نمایید..! (با توجه ویژه به روشنفکران دینی و اصلاح طلبان!).

سوال امتحان: تصور نمایید گروه داعش، بر کشور ثروتمند عراق مسلط شده است، کشور را به کنترل خود در آورده است. شرایط این کشور را ظرف سی و شش سال آینده حدس زده و تشریح نمایید.

پاسخ: سی سال بعد از اینکه داعش قدرت را به دست گرفت، بین دو گروه های اصلی داعش اختلاف می افتد. یک گروه قدرت را قبضه می کند و اجازه نمی دهد که گروه دیگر در دزدی شریک شود.

در اینجا است که گروه دوم تبدیل به اصلاح طلب می شود، و ادعا می کند که طرفدار اصلاحات و تغییر وضع است. خنده دار اینجاست که در میان سران گروه اصلاح طلب، کسانی مانند الخلخالی، الموسوی خویینی، المحتمشی و دیگر جانورانی حضور دارند که سابقه کشتار مردم عراق در پرونده آنها است.

در اینجا، دکتر السروش و دکتر المهاجرانی که قبلا در تعطیلی دانشگاه و تصفیه اساتید، و یا سانسور نقش مهمی بازی کرده اند، می شوند تئورسین های اصلاح طلبان داعش.


خنده دار تنها اینجاست که برخی از مردم عراق هم باور می کنند که این جانواران واقعا دنبال اصلاحات هستند...! 

بخش اول: دوره به قدرت رسیدن داعش
هنوز داعش قدرت را به شکل کاملی به دست نگرفته، که جمعی از مردم عراق عکس ابوبکر بغدادی را ماه می بینند، و حرف های عجیب و غریبی درباره او نقل می شود، مثلا گفته می شود چند زبان زنده و مردم دنیا را بلد است، با امام زمان، ببخشید، اشتباه تایپی بود، با امام عثمان در ارتباط است، و الی آخر.
در این مرحله یکی از نزدیکان  ابوبکر بغدادی، که ادعا می کند دکتر است، با نام «دکتر الحسن الروحانی»، به فرمانده داعش، لقب امام می دهد و از این دوره به بعد، او را امام ابوبکر بغدادی می خوانند.
در این دوره، سردمداران داعش، از جمله آقای «دکتر السروش»، نسبت به تعطیل کردن دانشگاه ها اقدام می کنند و تمامی دانشگاهیان را تصفیه می کنند.
یکی از نزدیکان امام البغدادی، با نام  حجت السلام الرفسنجانی، می شود همه کاره کشور. بعد به بهانه صدور داعش به دیگر کشورهای دنیا، با کشورهای منطقه جنگ می کنند، و بعد که می بییند در حال شکست خوردن هستند، جام زهر را سر می کشند.

دوره اخیر:

در این دوره، داعش تلاش می کند که بمب اتم بسازد، و تمامی منابع مالی کشور را صرف این کار می کند. دنیا که شاهد جفتک اندازی های داعش در قبل بوده، آنها را زیر تحریم می گذارد، و در این مرحله، آقای رهبر جدید داعش مجبور می شود جام زهر را سر بکشد.


جمعه، مرداد ۰۲، ۱۳۹۴

آقای اصغرزاده، اگر کثیف تر از صدام حسین نباشی، آدم بهتری نیز نیستی...!

آقای اصغرزاده، عمل احمقانه و شرم آور شما، برای حمله به سفارت یک کشور دیگر، و گروگانگیری و آدم ربایی دیپلمات هایی که مصونیت دیپلماتیک داشتند، باعث شد که ایران در صف دشمنان آمریکا قرار گیرد، و صدام جرات حمله به ایران را پیدا کند. 
------
آدم کثیفی مثل ابراهیم اصغرزاده، معصومه ابتکار و دیگر جانوران وحشی که به سفارت یک کشور خارجی حمله کردند، باید به جرم آدم ربایی در دادگاه محاکمه شوند. 
--------
گروگان گرفتن دیپلمات های بی دفاع یک کشور خارجی، اوج حماقت و بلاهت این افراد را نشان می دهد. 
-----------
آقای اصغرزاده، خون جوانانی که در جنگ کشته شدند، از دستان کثیف و پلید شما می ریزد! همانقدر که صدام در قتل و کشتن جوانان ایرانی در جنگ ایران و عراق نقش بازی کرد، تو و دیگر جانوران حمله کننده به سفارت آمریکا نیز نقش داشته اید...! 
--------
آقای اصغرزاده، اگر کثیف تر از صدام حسین نباشی، آدم بهتری نیز نیستی....

تصویر توییت این مردک را ملاحظه می فرمایید: 


پنجشنبه، تیر ۲۵، ۱۳۹۴

نه آقا جان، سوراخ دعا گم کرده ای..! اگر کسی لایق نوبل صلح باشد، سعید زینالی است که برای مبارزه با رژیم از جانش گذشت!

در یکی دو روز گذشته، رسانه های وابسته به اصلاح طلبان اخبار شاخداری را مبنی بر نامزدی ظریف و کری برای صلح نوبل منتشر کرده اند که تکذیب این ماجرا را در پی داشت. (در خودنویس بیشتر بخوانید).

در این میانه، دو نکته اساسی وجود دارد:

نکته اول - کسانی که فکر می کنند کری یا ظریف، برای دستیابی به این توافق کار خاصی کرده اند، بدانند که چنین نیست! این خواسته خامنه ای و رژیم ایران از یک طرف، و خواسته اوباما از طرف دیگر بود که منجر به این توافق شد، چون رژیم زیر فشار اقتصادی در حال له شدن بود، و از طرف دیگر، اوباما با «مهلت» کنگره روبرو بود.

اینکه تصور شود ظریف کار خاصی کرده است، احمقانه است، چون ظریف تنها خواسته های خامنه ای را انجام داده است! حال شما به جای تشکر از ظریف، بهتر است از آقای خامنه ای بپرسید: «ای جنایتکار بی شرم، چرا این هزینه اقتصادی گزاف را با این برنامه اتمی احمقانه ات، به مردم ایران تحمیل کرده ای؟!»

نکته دوم- در اینکه این رژیم خطری برای صلح جهانی است، هیچ شکی نیست.

اما اگر قرار باشد جایزه صلح نوبل را به کسی بدهند، آنرا باید به زنده یاد سعید زینالی بدهند..! این سعید زینالی و سعید زینالی های دیگری بوده اند که پشت رژیم را به لرزه در آورده اند، مشروعیتش را به زیر سوال برده اند، آنرا به چالش کشیده اند.

اگر کسی به صلح جهانی خدمتی کرده باشد، آن سعید زینالی و دیگر سعید زینالی ها هستند، آنها هستند که شایسته جایزه صلح و ستایشند، نه جواد ظریف به عنوان کسی که نماینده خامنه ای است...!

پی نوشت:

مردمی که عکس خمینی را در ماه می دیدند، حال دارند از  ظریف بت می سازند...! عزیز من، چشمت را باز کن، این فلاکتی که به آن دچاری، این منجلابی که در آن دست و پا می زنی، حاصل عملکرد ظریف، خامنه ای، خمینی و دیگر گوساله های حاکم بر این رژیم است...!!



چهارشنبه، تیر ۲۴، ۱۳۹۴

آهای ملت ایران...! رقص شادی توافق اتمی، شبیه رقص برخی در زمان انتخاب روحانی است...!

آهای ملت ایران...! 

همانطوری که با انتخاب حسن روحانی، چیزی عوض نشد و شرایط فرق نکرد، همانطور هم با این توافق، وضع اقتصادی، معیشتی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور عوض نمی شود...! 

مقداری پول آزاد می شود، که خوب طبق معمول خرج بشار اسد می شود تا بیشتر مردم بدبخت سوریه را بکشد...! 
آهای ملت ایران...! 

چشمتان را باز کنید، اگر امید و آرزوی عوض شدن اوضاع را دارید، خودتان باید دست به کار شوید...!






سه‌شنبه، تیر ۲۳، ۱۳۹۴

تحقیرمان کردند، هستی و نیستی ما را به باد داده اند، کشورمان را نابود کرده اند، و ما خوشحالیم...!

اپیزود اول:  جنگ را ادامه دادند و یک میلیون انسان را به کشتن دادند، هزار میلیارد دلار به اقتصاد کشور خسارت زدند، وقتی از ترس سقوط رژیم خودشان قطع نامه را پذیرفتند، مردم ایران خوشحال شدند.

ایپزود دوم:  برای ساخت بمب اتمی، اقتصاد کشور را نابود کردند، تحریم ها هزار میلیارد دلار دیگر به اقتصاد ایران ضربه زد، هزاران کودک خیابانی و ایذز گرفتن اکثر آنها، تنها مشتی از خروار است، حال که باز از ترس سقوط و حمله آمریکا، مجبور شده اند که به ذلت تن داده و شرایط غرب را بپذیرند، باز مردم ایران خوشحال هستند...!

من مشکلی با خوشحالی مردم ندارم، خوب است که خطر جنگ کمتر شده است، ولی ای کاش مردم بعد از آن خوشحالی ها، از خودشان بپرسند که چرا باید هستی و نیستی ما اینچنین فنا شود؟

ای کاش مردم از خودشان بپرسند، اپیزود بعدی چیست و بلایی که این رژیم جنایکتار در اپیزود بعدی می خواهد بر سرشان بیاورد، چه هست.

دوشنبه، تیر ۲۲، ۱۳۹۴

چگونه این رژیم موفق شده که حتی رابطه عاشقانه زن و مرد را نیز به یک فاجعه تبدیل کند؟!

تخصص رژیم جمهوری اسلامی به ابتذال کشاندن همه چیز است، از رابطه عاشقانه زن و مرد گرفته تا منابع آبی کشور...

امروز یک ساعتی وقت آزاد پیدا کردم و اخبار را کمی جستجو کردم، دو خبر توجه مرا جلب کرد، نخست اینکه هفت میلیون نفر از شهروندان ایرانی به آب لوله کشی دسترسی ندارند و از تانکر (!) آب می گیرند..، و سپس گزارشی مبنی بر سخت‌تر شدن امکان ثبت «طلاق توافقی» در ایران.
درباره دسترسی به آب لوله کشی که چیزی نمی نویسم، چون بی نیاز از توضیح است که چگونه مدیریت ناشایست و غلط رژیم، باعث این بحران شده است.

اما در مورد طلاق و رابطه زن و مرد، دوست دارم چند خطی بنویسم:

یک- تخصص این رژیم به گند کشیدن همه چیز است، این رژیم مثل توله سگی است که هنوز یاد نگرفته داخل خانه نباید ادرار کند، و خلاصه به همه چیز گند می زند..! از منابع آب کشور گرفته تا اعتبار و شان ایرانیان در سرتاسر دنیا، از خرابکاری در سوریه و لبنان گرفته تا جنگ داخلی در یمن! از نابودی آثار باستانی کشورمان گرفته تا نابودی جنگل ها!

دو- رابطه زن و مرد، رابطه ای زیبا و مبنی بر دوست داشتن است، حال این رژیم چطور موفق می شود که چنین رابطه زیبایی را به قهقرا بکشد، خود هنری است قابل توجه!

سه- برابر نداستن زنان  و تنزیل رابطه زناشویی به رابطه جنسی، باعث شکل گیری این فاجعه شده است. بر طبق نگاه سران رژیم، رابطه ازدواج چند ویژگی دارد: الف) زن شهروند درجه دو است، و در مقابل مرد جایگاه بسیار پایینی دارد. ب) زن در قبال مهریه، اندام جنسی خود را به مرد واگذار می کند. ج) در زندگی مشترک، اصولا زن از حقوق برابر برخوردار نیست، و حق اظهار نظر ندارد!

چهار- اینگونه است که رابطه انسانی و زیبای زن و شوهر، تبدیل به یک معامله زشت و کریه می شود، و جایگاه زن به عنوان یکی از طرفین رابطه، به جایگاه یک فروشنده تنزیل پیدا میکند، فروشنده ای که پس از دریافت پول و مهریه، دیگر اجازه سخن گفتن ندارد.

پنج- زنان ایرانی به علت اینکه از نظر قانونی هیچ حق و حقوقی ندارند، و در جایگاه بسیار نازلی واقع شده اند، ناچار هستند از مهریه به عنوان یک اهرم فشار استفاده کنند، و با مطالبه مهریه بالا، و بعد به اجرا گذاردن آن، تلاش می کنند تا برای خود جایگاهی را ایجاد کنند.

شش- در زندگی زناشویی، همیشه اختلاف وجود داشته و دارد، ولی وقتی یکی از طرفین به صورت پیش فرض در موقعیت بسیار ضعیفی قرار می گیرد، و طرف مقابل، همه امکانات و حقوق را در اختیار دارد، و هر جور که بخواهد می تواند به زن زور بگوید، طبیعی است که این بی عدالتی، در دراز مدت خود باعث پایه گذاری و شکل گیری بحران، عدم اعتماد و در نهایت طلاق می شود.

پر بیراه نیست اگر گفته شود حقوق نابرابر بین  زن و مرد، یکی از مهمترین عوامل طلاق است.  

اگر مانند کشورهای پیشرفته، زن و مرد مساوی قلمداد می شدند و بعد از ازدواج در همه چیز شریک باشند، و سخنی از مهریه و خرید و فروش بدن در میان نباشد، آنگاه شاهد بسیاری از اختلافات زن و شوهرها نخواهیم بود.

پی نوشت یک: این خلاصه ای کوتاه از مقاله ای طولانی است، که به بررسی رابطه زن و مرد در ایران پس از انقلاب پرداخته ام. قرار است در جای دیگری منتشر شود،  و طبیعی است که بعد از انتشار، آنرا در همین جا بازنشر خواهم کرد.  

پی نوشت دو: این تصویر، نشان می دهد که رابطه زن و مرد تا چه حد به ابتذال کشیده شده است، و اصولا نگاه بخشی از جامعه مردان، به زنان تا چه حد غیر انسانی و زننده است. از باز نشر آن متاسفم، ولی نمی توان چشم فروبست و خود را به ندیدن زد. 




شنبه، تیر ۲۰، ۱۳۹۴

آقای ظریف، تو ایرانی نیستی که بگویی ایرانی را تهدید نکن! کدام ایرانی به ایران چنین خیانت هایی کرده است؟

آقای ظریف، شما دغدغه ایران را نداری، اعمال تو و دیگر سران رژیم باعث نابودی منافع ملی ایران شده است، حال چگونه به خودت اجازه می دهی که بگویی ایرانی را تهدید نکن! مگر تو ایرانی هستی؟

کدام ایرانی را دیده ای که اینچنین به کشورش خیانت کند؟!

تو هیچ دلبستگی به ایران نداری، تلاشت برای استفاده از حس وطندوستی ایرانیان بیهوده و احمقانه است. تو و امثال تو این کشور را به یغما برده اید، آنرا تاراج کرده اید، مردم را یا آواره و یا در حبس کرده اید، شما را چه به وطن دوستی؟!

آقای ظریف، تو را حتی یک سوریه ای یا یک لبنانی نیز نمی دانم، چون حتی اگر دغدغه سوریه و لبنان هم داشتی، در جهت منافع مردم مستاصل آن کشور عمل می کردی، نه آنکه اعمالت باعث بیچارگی و فلاکت مردم سوریه شود.

صد البته که از جیب مردم ایران تهدید کردن کار راحتی است، هزینه رجز خواندن های تو و دیگر جنایتکاران رژیم را مردم ایران داده و می دهند، زمانی که پاسپورت ایرانی بی ارزش شده و مردم ایران در سرتا سر دنیا تحقیر می شوند، وقتی که به چشم تروریست به ما نگریسته می شود، وقتی که به دلیل تحریم ها و روابط خارجی، فقر کشور را فرا می گیرد، و چه بسیار زنانی که به تن فروشی و کودکان به کار اجباری مجبور می شوند، زمانی که دارو در کشور نیست، زمانی که میلیونها کودک ایرانی از سو تغذیه رنج می برند، ما هزینه رجز خوانی های احمقانه تو و  احمدی نژاد و خامنه ای را پرداخت می کنیم.


آقای ظریف، اسمی از ایران نیاور، برای رسیدن به بمب اتم و صدور انقلابتان، این کشور را به خرابه تبدیل کرده اید، تو را چه به استفاده از کلمه ایرانی؟! 


سه‌شنبه، تیر ۱۶، ۱۳۹۴

یعنی اعتماد به نفسی که سران رژیم دارند را اگر لاکپشت داشت، در مسابقات دو صد متر المپیک شرکت می کرد!

آقای خامنه ای، آقای روحانی، آقا جان، داعش انگشت کوچیکه شما هم نیست...! 
------------
رژیمی که در پرونده اش کشتار زندانیان در دهه شصت، ترور در داخل و خارج، رد شدن با ماشین از روی مردم، کشتار کردها، بمب گذاری در آمیا، و هزار جنایت دیگر را دارد، نرگس محمدی را به همکاری با داعش متهم می کند...!! 
----------
بعضی وقتها فکر می کنم که تعداد معدودی از  سران رژیم، واقعا افراد خوشفکری هستند، و به صورت برنامه ریزی شده، و کاملا هوشمندانه مشغول مبارزه با رژیم هستند (آنهم در حالی که مقام های مهم امنیتی را دارند). 

نمونه اش محکوم کردن نرگس محمدی به همکاری با داعش است. خوب، اگر هزار نفر از فعالان سیاسی خارج نشین با هم متحد می شدند، و یک سال تلاش می کردند، نمی توانستند چنین رژیم را مضحکه خاص و عام کنند! 

یعنی آن کسی که این اتهام را برای نرگس محمدی ساخته، دانسته یا نداسته، کل رژیم را به خنده آور ترین وجهی، به زیر سوال برده، و نشان داده کل اتهمات امنیتی که رژیم وارد می کند، تا چه حد ابلهانه، مضحک و بی پایه و اساس است. 


پنجشنبه، تیر ۰۴، ۱۳۹۴

آیا اعمال جنایت آمیز حماس، توجیه گر رفتار ارتش اسراییل است؟!

این ویدیو  را در صفحه فیسبوکم به اشتراک گذارده بودم (درباره حمله اسراییل به حماس و گزارش سازمان ملل در اینباره)، که یکی از دوستان عزیزم، به من خرده گرفت  ونوشته بود:

آقای پارسا یعنی شما معتقدید در پاسخ به سپرهای انسانی و موشک پرانی های تروریست ها از نوار غزه به اسرائیل، باید برای آنها نقل و نبات شلیک می شد؟ دقیقا در آن مدت، و قبل از آن، هفته ها حماس و جهاد اسلامی با پنهان شدن پشت سپر انسانی در بیمارستانها و مدارس و امکان عمومی، از آن نقاط به اسرائیل راکت شلیک می کردند و اسرائیل نیز طبق محاسبه آتش، همان نقاط را آتش برگردان می کرد و البته به مناطق مسکونی می خورد و البته که تلفات انسانی و کشته شدن انسانها و کودکان بد و مضموم است؛ اما عامل جنایت حماس هست و جاد اسلامی و حامیان آنها که دنیا را فریب دادند. اکنون شما دقیقا گزارش مبهم و خط دار سازمان ملل که اسرائیل را جنایتکار جنگی خوانده به اشتراک گذاشتید تا چه چیز را تحلیل کنید

در پاسخ به آن دوست عزیز، باید بگویم:

یک- من از جهاد اسلامی و حماس هیچ توقعی ندارم، چه آنکه نیش عقرب نه از ره کین است! اما از کشوری که دارای نظام سکولار و دمکراتیک است، توقع دارم مسوولانه رفتار کند.

دو- کیست که نداند حماس از بیمارستان و مسجد و مدرسه، به عنوان پایگاه پرتاب بمب استفاده می کند؟ کیست نداند آنها کودکان را سپر انسانی می کنند؟! اما آیا بربریت حماس، توجیه گر این می شود که ارتش اسراییل، هنگام استفاده از سلاح جنگی، تمامی تلاش خود را برای جلوگیری از آسیب به کودکان به کار نبندد؟!

سه- بین پسر عموهای اسراییلی و عرب، زخمی به قدمت تاریخ وجود دارد. حال شرایط بدتر شده، و ما شاهد شکل گیری یک چرخه معیوب هستیم، و اگر این رفتار تصحیح نشود،  و اگر اسراییل نیز در استفاده از قدرت، یاده روی کند، آنگاه می توان گفت که در اثر این چرخه معیوب، هر گاه یکی قدرت گرفته، پدر طرف مقابل را در آورده است! پس کی باید این «چرخه معیوب» متوقف شود؟!

چهار-رفتار جنایت آمیز حماس، توجیه گر اعمال ارتش اسراییل نیست! اصولا قیاس رفتار حماس و اسراییل، قیاس مع الفارق است، ما یک طرف یک گروه تروریستی داریم، طرف دیگر یک دولت مشروع است.

پنج- نگرانی من یک بعد دیگر هم دارد، وقتی یک زخم کهنه در این رابطه است، و وقتی در خاورمیانه قحطی رسانه های آزاد است، وقتی که شستشوی مغزی کودکان در کشورهای اسلامی، امری طبیعی است، آنگاه نهایت حماقت ارتش اسراییل است اگر با رفتار اینچنینی خود، بهانه به دست تندروها بدهد. در حقیقت، کشته شدن یک کودک توسط ارتش اسراییل، تامین سوخت برای آتش تنفری است که تندروهای اسلامی در صدد شعله ور ساختن آن هستند.

شش- هیچ شکی نیست که آتش این جنگ و تنفر، از سوی رژیم جمهوری اسلامی بر افروخته می شود، هیچ شکی نیست که باید با این رژیم مبارزه کرد، ولی در وقایع تاسف آور رخ داده، تنها رژیم جمهوری اسلامی و حماس مقصر نیست.

هفت- بله، مقصر اصلی در کشته شدن کودکان، حماس است که از آنها به عنوان سپر انسانی بهره می جوید، ولی این نافی مسوولیت ارتش اسراییل نیست، ارتش اسراییل مسوولانه عمل نکرده است، و بدتر از آن، سیستم پیشرفته قضایی اسراییل، از یافتن عوامل این سهل انگاری ناتوان بوده است.

هشت- بماند که از نظر من، دولت اسراییل تلاش لازم را برای دستیابی به صلح به خرج نداده است، بماند که بهترین راه مبارزه با حماس، آموزش افزایش رفاه اقتصادی است، چرا کشور ثروتمند اسراییل، از این مهم غفلت کرده است!؟

شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۹۴

آن ابلهی که می خواهد از قاسم سلیمانی قهرمان ملی بسازد، لیاقتش همان سواری دادن به خامنه ای است!

ای کسی که از قاسم سلیمانی بت می سازی، و او را قهرمان جنگی تصور می کنی، بزغاله عزیزم! این قاسم سلیمانی زندگی و جوانیت را تباه کرده است، کشورت به آستانه تجزیه و تباهی کشانیده است، کرامت انسانی تو را لگد مال کرده است، از طرف دیگر، باعث شده که نام ایران با کلمه زشت ترور گره بخورد، دویست هزار انسان را سوریه به دام مرگ کشانیده، آنگاه تو از او قهرمان می سازی؟!

قاسم سیلمانی همه داشته های تو را بر باد فنا داده، و حتی به این هم بسنده نکرده، نام کشورت را با تروریسم گره زده است، مسوولیت کشته شدن انسان ها را دیگر کشورها بر گرده ات نهاده، و تو بزغاله بنفش، می خواهی از او یک قهرمان بسازی؟!

خوب ابله، چشمت را باز کن، بدان و آگاه باش که قاسم سلیمانی این بلاها را بر سر تو و کشورت آورده است:

یک- این رژیم جنایت کار، هستی و نیستی شهروندان ایران را بر باد داده است، و تنها علت باقی ماندنش بر اریکه قدرت، با استفاده از سرکوب است. حال به یاد آور که ماشین سرکوب رژیم، همین سپاه و قاسم سلیمانی است...!

دو- به یاد داشته باشیم که اعمال قاسم سلیمانی، صد در صد در جهت خلاف منافع ملی ایران است.  گسترش خشونت در عراق، غزه، لبنان و دیگر کشورها، باعث نابودی منافع ملی کشور ما می شود، و تمامیت ارضی کشور ما را با خطر روبرو می سازد!

برای اینکه ضرر مستقیم اعمال قاسم سلیمانی را ببینیم، به یاد بیاوریم که چون این رژیم، یک رژیم تروریستی است و در صدد دست یابی به بمب اتم است، دولت های غربی تحریم های بین المللی به ایران اعمال کرده اند که صدها میلیاردها دلار به اقتصاد مردم ایران ضرر وارد کرده است. به یاد بیاوریم که در ایران، حتی دارو در دسترس بیماران نیست! این نتیجه اعمال قاسم سلیمانی است، لذا قهرمان خواندن او خیلی مضحک است!

 سه- نتیجه کار قاسم سلیمانی، تبدیل مردم ثروتمند ایران، به مردمی فقیر است! اگر ایران تبدیل به یک کشور دمکراتیک شود، یکی از مرفه ترین کشورهای منطقه خواهد بود، در حالی که اکنون، فقر در ایران بیداد می کند.
مردم ایران سالها است که برای رسیدن به دمکراسی تلاش می کنند، اما همین قاسم سلیمانی و دیگر جنایتکارانی که بر سپاه حکمرانی می کنند، با ترور و آدم کشی، و با سرکوب مردم در خیابان، جلوی دمکراسی در ایران را گرفته اند!

به یاد داشته باشیم که قاسم سلیمانی و سپاه قدس، در کشتن مخالفین در خارج از کشور، نقش داشته است. قهرمانان واقعی جامعه ایران، آن ازادی خواهان هستند..! احمقانه است که قاتل آن افراد آزادی خواه را قهرمان لقب دهید...!


خلاصه کلام: آن ابلهی که می خواهد از قاسم سلیمانی قهرمان بسازد، لیاقتش سواری دادن به خامنه ای و روحانی است..! 


جمعه، خرداد ۰۸، ۱۳۹۴

هموطن تورنتو نشین، بدهکاری! به خون های ریخته شده در دهه شصت، به یک میلیون کشته جنگ، به کرامت انسانی لگدشده ما!

هموطن تورنتو نشین، این عکس را به یادآور، به یاد آور که چگونه خواهر و بردار ما در تهران و رشت و شیراز و اصفهان و تبریز قد علم کردند، در حالی که می دانستند جان نازنین آنها در معرض خطر خواهد بود.

حال بدان و آگاه باش که مزدوران کثیف رژیم، می خواهند مراسم بزرگداشت خمینی را بر پا کنند...! بر اساس آزادی بیان، دولت کانادا نمی تواند جلوی این مراسم را بگیرد، مگر اینکه آنقدر جمعیت مخالف زیاد باشد که احساس کند امنیت مختل  شده است.

هموطن تورنتو نشین، من و تو آواره شدیم! به دلیل جنایات این رژیم و افکار پلید خمینی، ناچار شدیم ده هزار کیلومتر از کشورمان دور شویم، حال این رژیم می خواهد این افکار کثیف را به بغل گوش ما در تورنتو بیاورد.

هموطن تورنتو نشین، به خون ندا و سهراب مدیون هستی، شرکت در این مراسم جان تو را به خطر نمی اندازد، هیچ خطری برایت ندارد، و تنها به دنیا نشان می دهی که این افکار کثیف، نماینگر جامعه ایران نیست.

هموطنم تورنتو نشین من، تو هم مانند من به دلیل ایرانی بودم مورد بی مهری قرار گرفته ای، به یادآور که این بی مهری تنها به دلیل افکار کثیف خمینی بوده است، حال نوبت تو است تا به شیوه ای کاملا متمدانانه، به دنیا نشان دهی که لیاقت من و تو بیش از این است، به دنیا نشان بدهی که بین افکار خمینی و من و تو، فاصله بسیار است.

هموطنم، به یادآور که بنا به دستور مستقیم خمینی، هزاران انسان بی دفاع و زندانی، تنها به جرم اینکه عقیده ای متفاوت داشتند، به شیوه هیتلری، اعدام شدند.

هموطنم، به یادآور...، به یاد آور که در اثر تئوری ابلهانه خمینی برای حمله به اسراییل بود که جنگ ایران و عراق ادامه یافت، یاد بیاور که شعار خمینی این بود که راه قدس از کربلا می گذرد، و حاصل این نظریه احمقانه، کشته و زخمی شدن یک میلیون انسان بوده است.

هموطنم، کار به جایی رسیده که وزرا و نمایندگان پارلمان کانادا نیز به ایرانیان تورنتو نشین پیوسته اند، و در این تجمع شرکت خواهند کرد، وای بر ما اگر حضورمان کم رنگ باشد.



چهارشنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۹۴

نابودی اقتصاد ایران در سی و پنج سال گذشته، یکی از مهمترین عوامل برای خیزش مردمی و سرنگوی رژیم است.

تشبیه مساله اتمی و پرونده اتمی به یکدیگر توسط خامنه ای، نشان می دهد که نگرش این رژیم درباره مسایلی چون مساله حقوق بشر چیست.

رادیو فردا گزارش داده است:  

رهبر جمهوری اسلامی روز چهارشنبه در یک سخنرانی تاکید کرد که مسئله غرب و آمریکا با ایران به برنامه هسته‌ای ایران محدود نمی‌شود و به گفته او غیر از مسئله هسته‌ای «سریال‌های دیگری نظیر حقوق بشر» نیز در انتظار جمهوری اسلامی است.

تمامی شهروندان ایرانی می دانند که رژیم به نقض گسترده حقوق بشر در همه ابعادش دست می یازد، در نتیجه در این تنش، انتقادات غرب کاملا موجه و وارد است. 

حال باید پرسید، ایا انتقادات غربی ها به برنامه اتمی رژیم نیز به همین شکل صحیح است؟!

ده سال پیش، سال 2005، زمانی که هنوز برنامه اتمی به چنین معضلی تبدیل نشده بود، در جایی نوشته بودم که: «رژیم هیچگاه حاضر به کنار آمدن درباره برنامه اتمیش نمی شود، او خوب می داند که اگر درباره برنامه اتمی توافق کند، آنگاه فاز بعدی درگیری با غرب، نقض گسترده حقوق بشر در ایران است. خامنه ای خوب می داند که در درگیری برای برنامه اتمی، ممکن است عده ای ابله در داخل کشور از او حمایت کنند، ولی درباره مسایل نقض حقوق بشر، هیچگاه کسی طرف او را نمی گیرد.»


پیش بینی من درست بود، ولی اکنون فضا عوض شده، خامنه ای می داند که حتی در قضیه برنامه اتمیش نیز کسی از او حمایت نمی کند...! 

اگر به ابعاد کلان ماجرا نگاه کنیم، می بینیم که خامنه ای در موضع ضعف قرار دارد، و رژیم با یک بن بست مواجه است. 

رژیم خوب می داند که چه برنامه اتمی را ادامه بدهد و چه ادامه ندهد، اقتصاد ایران آنچنان بر باد فنا رفته که دیگر  تحت این رژیم هرگز بهبود نخواهد یافت.

در سی و پنج سال گذشته، صدمات جبران ناپذیری به اقتصاد ایران وارد شد، خسارت هزار میلیارد دلاری از ادامه جنگ، غارت و تاراج منابع و ثروت های ملی توسط سران رژیم، و در طی ده سال اخیر نیز به دلیل تحریم های بین المللی (ناشی از برنامه احمقانه اتمی)، اقتصاد کشور ایران هزار میلیارد دلار دیگر ضرر دیده است.

تنها در صورت تغییر این رژیم و روی کار آمدن نظام بازار آزاد است که می توان اقتصاد ایران را از نو ساخت.

حتی اگر تحریم ها نیز برداشته شود، بنیان های اقتصاد ایران نابود شده است و نبود تحریم ها، دیگر نمی تواند باعث تغییر قابل توجهی در اقتصاد کشور شود. رشد اقتصادی در سایه مدیریت صحیح و امنیت اقتصادی قابل تحقق است. دستیابی به این دو عامل مهم، در سایه رژیم جمهوری اسلامی غیر ممکن است. 

اصولا در سایه رژیمی که با بمب گذاری مخالفان خود را در دیگر کشورها ترور می کند، دست یابی به امنیت اقتصادی غیر ممکن است، و از طرف دیگر، جماعتی دزد و نادان که در راس مدیریتی این رژیم قرار دارند، هیچگاه اجازه رشد اقتصادی را نخواهند داد. 

در حقیقت،  فشار اقتصادی بر مردم ایران، به شکل یک عامل مهم برای خیزش وارد عمل خواهد گشت، و باعث سرنگونی این رژیم خواهد شد.

صد البته که آگهی نسل جوان با مفاهیمی چون حقوق بشر و دمکراسی نیز در این میانه، به عنوان عامل مهمی، نقش بازی خواهد کرد...، در سال 2015 نمی توان با قوانین بدوی و غیر انسانی بر نسلی که با اینترنت آشنا است، حکمرانی کرد..! 


شنبه، اردیبهشت ۲۶، ۱۳۹۴

قتل عام شهروندان تهرانی: آلودگی تهران در همه ابعادش: آب، هوا، امواج، زباله های بیمارستانی و صنعتی!


جان میلیونها شهروند تهرانی، بازیچه بی لیاقتی و فساد سران رژیم جمهوری اسلامی:

آلودگی شدید هوا: بر اساس گزارش نشریه هافینگتون پست، آلودگی هوای تهران، باعث مرگ هزاران شهروند تهرانی است.

آلودگی آب: آب تهران به شدت به نیترات آلوده شده است، و این باعث ایجاد گسترش سرطان شده است.
آلودگی امواج: برای ایجاد پارازیت، سپاه و دیگر ارگان های امنیتی، با ارسال امواج پارازیت، جان شهروندان را در معرض خطر جدی قرار داده اند، این پارازیت ها، باعث سرطان، سقط جنین، عقیم شدن و هزاران بیماری دیگر می شود.

وفور مواد مخدر: شنیده ها حکایت از دست داشتن سپاه در قاچاق مواد مخدر دارد، و دسترسی آسان به مواد مخدر، نبود برنامه مشخص برای مبارزه با این بلا، و دلایل دیگر باعث شده که نرخ اعتیاد، به شکل وحشتاکی افزایش یابد. قبلا فرمانده نیروی انتظامی گفته بود دسترسی به مواد مخدر (زمان لازم برای یافتن فروشند) کمتر از ده دقیقه است!

بیماری های روانی: جمع این آلودگی ها، پایین بودن استاندارد زندگی، فشار های اقتصادی و سرکوب رژیم، باعث شده که شهروندان ایرانی در معرض بیماری های متعدد روانی قرار گیرند، و متاسفانه هیچ سامانه ای برای رسیدگی و حمایت از شهروندان نیز وجود ندارد...!

فساد و بی لیاقتی سران رژیم، باعث شده که جان میلیونها شهروند تهرانی بازیچه حماقت ها و نادانی این افراد سفله شود. 


جمعه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۹۴

کریدور شمال-جنوب، نانی که سفره مردم ایران دزدیده می شود..!

این نوشته بنده در خودنویس منتشر گردیده است: 

کشورهای سرشار از منابع طبیعی زیاد هستند، به عنوان مثال، کشور کوچک امارات متحده عربی، که از نظر سرانه ثروت، کشور بسیار ثرومتندی محسوب می شود، با قریب چهار میلیون نفر جمعیت (تقریبا یک دو هزارم جمعیت کره زمین)،  بیش از شش درصد از ذخایر نفتی شناخته شده دنیا را در خود جای داده است.
منابع اکثر این کشورها، محدود به یک یا دو مورد خاص است. مثلا کشور مصر، به دلیل کانال سوئز، درآمد قابل توجهی دارد.  اما حکایت کشور ایران، چیز دیگری است. کشور ایران از بسیاری جهات، ثروتمند محسوب می شود، به عنوان مثال:
·        نفت (چهارمین دارنده نفت دنیا، با بیش از یکصد و پنجاه میلیارد بشکه نفت شناسایی شده).
·        گاز (دومین دارنده گاز دنیا، با بیش از چهل و نه هزار میلیارد متر مکعب گاز).
·        پانزدهمین دارنده معادن معدنی دنیا،
·        سنگ آهن (هشتمین  تولید کننده سنگ آهنگ دنیا با بیش از سی و سه میلیون تن تولید سالیانه)
·        مس ( نهمین دارنده مس دنیا با بیش از سی و دو میلیون تن ذخیره شناخته شده معدنی)
در مجموع، کشور ایران هفت برابر متوسط جهانی از معادن زیر زمینی برخوردار است (تنها از حیث منابع معدنی). یعنی هر ایرانی، به صورت پیش فرض، زمان به دنیا آمدن، هفت برابر ثروتمند تر از بقیه انسان های کره زمین است!
کشور ایران با توجه به طبیعیت زیبا و منحصر به فرد، و آثار باستانی بسیار، توان تبدیل شدن به یکی از مهمترین قطب های گردشگری دنیا را دارد.
ایران در چهارراه جهان قرار گرفته است و از جایگاه وِیژه ای برخوردار است.
خطوط هوایی دنیا، برای سفر از شرق به غرب، می بایست از کریدور هوایی ایران استفاده نمایند، و چنانچه یک فرودگاه خوب با امکانات به روز در ایران باشد، درآمد هنگفتی را برای کشور به همراه خواهد داشت، و ایران را تبدیل به «هاب» هوایی شرق و غرب خواهد کرد. برای اینکه یک دیدگاه کلی داشته باشید، کافیست به یادآورید که فرودگاه هیترو، سالیانه قریب ده میلیارد دلار به اقتصاد بریتانیا کمک می کند(منبع). 
کریدور شمال-جنوب:
مورد دیگری که موضوع این مقاله است، قرار گرفتن ایران در قلب خاورمیانه، و دسترسی آسان به کشورهای آسیانه میانه است. ایران تنها کشوری است که یک مرز آن به اقیانوس دسترسی دارد، و مرز دیگرش به کشورهای آسیانه میانه وصل می شود، بماند که این مسیر، کوتاه ترین مسیر نیز هست.
با استفاده از این مکان خاص است که ایران می تواند مسیر اصلی حمل کالا از اسیا به اروپا باشد، آگاهان اقتصادی، این مسیر را سی درصت ارزانتر، و چهل درصد (از نظر فاصله و زمان حمل) کوتاه تر می دانند.
در حقیقت، کالا از شرق دنیا می تواند به بندر چابهار در ایران (که به اقیانوس دسترسی دارد)، منتقل خواهد گشت، و از آنجا به وسیله قطار می بایست به آسیای میانه یا روسیه منتقل شود. برای نیل به این هدف، نیاز است که چند اقدام صورت گیرد:
·        امنیت اقتصادی باشد!
·        ایران با دنیا سر جنگ نداشته باشد! هم اکنون اکثر بیمه های دنیا، از ارایه خدمات بیمه به کالاهایی که از ایران رد می شود، سر باز می زنند!!
·        در صنعت ریلی ایران سرمایه گذاری شود، و چابهار به شمال ایران متصل شود.
·        بندر چابهار به شکل یک بندر بین المللی ساخته و مورد بهره برداری قرار گیرد.
ناگفته نماند که می بایست مقداری  سرمایه گذاری نیز در بهبود صنایع ریلی کشورهای آسیای میانه صورت پذیرد.
برای درک اهمیت کریدور شمال-جنوب، کافیست به یادآوریم که تجارت بین آسیا و اروپا بیش از پنج هزار و نهصد میلیارد دلار بوده است، و بخش حمل و نقل این تجارت، بالغ بر پانصد میلیارد دلار برآورد می شود.  و مشخص است که کشور ایران چه بازار عظیمی را از دست می دهد!
لازم به یادآوری است که دنیای آزاد، با وجود رژیمی که تهدید به بستن تنگه هرمز می کند، نمی توانند اعتماد کنند، و هیچگاه تجارت غرب و شرق را وابسته به چنین رژیمی نخواهند کرد.
براستی، کمک به گروه تروریستی حزب الله، چقدر ضرر دارد؟!
حال به یادآورید که ایران سالیانه بیش از یک میلیارد دلار به حزب الله لبنان کمک میکند، و این رقم در سی سال گذشته، بالغ بر ده ها میلیارد دلار شده است!
سوال اینجاست، آیا این ضرر، محدود به همین پولی است که از بودجه کشور ما به جیب تروریست های حزب الله رفته است؟!
پاسخ منفی است، این ضرر ابعاد بسیار گسترده تری را دارد.
یک نمونه آن، این است که ایران شانس بهره برداری از جایگاه ویژه جغرافیایی خود را از دست داده است، و نمی تواند از کریدور شمال-جنوب بهره ببرد، وحتی اگر در صنایع بندری و ریلی ایران نیز سرمایه گذاری شده بود، کشورهای آزاد دنیا، هیچگاه حاضر نمی شدند به ایران به عنوان مسیری امن اعتماد کنند، چه آنکه این رژیم به جای تن در دادن به قواعد و قوانین بین المللی، به زور و ترور متوسل می شود، و مثلا از گروه تروریستی حزب الله حمایت می کند و بودجه آنها را تامین می کند!
براستی، اگر این رقم هنگفتی که به جیب حزب الله لبنان رفته است،  در همین صنعت حمل و نقل، توسعه بنادر و حمل و نقل ریلی ایران سرمایه گذاری شده بود، ما الان چه درآمد هنگفتی می داشتیم؟! (در تصویر زیر، خط قرمز مسیر عبور کالا از ایران به آسیای میانه و روسیه را نشان می دهد، ولی هم اکنون از مسیر آبی رنگ استفاده می شود!)

ویدیو با زیرنویس فارسی: چرا زنان موفق، کله ای صاف دارند؟!