یکشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۹۳

خوب عزیز من، شما که می خواهی در ابعاد بین المللی آبرو ریزی کنی! لااقل دقت کن که دوباره کاری نشود...!

به یاد دارم در سال هشتاد و چهار، پس از اینکه اولین بار کاریکاتور محمد، در یکی از نشریات دانمارکی چاپ شد، بسیجی ها در تهران به سفارت دانمارک حمله کردند، تا اینجای کار که یک چیز کاملا طبیعی (!) رخ داده، ولی قسمت بامزه داستان آنجا است که بسیجی، آدرس را اشتباهی رفته بودند، و اول، به صورت اشتباهی به سفارت یکی از کشورهای آفریقایی حمله کرده بودند!! 

این خبر در میان هیاهوی خبری آن روزگار، گم شد و خلاصه با حمایت وزارت امور خارجه رژیم، آن سفارت آفریقایی نیز زیاد سر و صدا نکرد...، ولی این روزها، نگارنده به آن روزگار می اندیشد، وقتی که می بیند برخی از عزیزان، به صفحه فیسبوک افرادی که هم اسم داور بازی ایران و عراق بوده اند، حمله کرده اند و از خجالت طرف در آمده اند...!

خوب عزیز من، شما که می خواهی در ابعاد بین المللی آبرو ریزی کنی! لااقل دقت کن که دوباره کاری نشود...!




شنبه، دی ۲۷، ۱۳۹۳

آهای کسانی که عکس علی مطهری را ماه می بینید! او فرزند کسی است که این رژیم را تئوریزه کرده و باعث بدبختی امروز شما است!

این شرم آور است که شهروندان ایرانی، سی و پنج سال گول این بازی را بخورند، و به جای اینکه به تفکرات فرد نگاه کنند، گرفتار بازی تبلیغاتی اطراف آن شوند. سی و پنج سال پیش، مردم عکس خمینی را در ماه دیدند، و به جای اینکه به افکار خمینی نگاه کنند، گول انقلابیونی را خوردند که می گفتند او به شش زبان صحبت می کند! 

حال سی و پنج سال بعد، بعد از اینکه سه نسل از مردم ایران، توسط خمینی و اوباش اطرافش، آزار دیده و شکنجه گشته است، ما شاهد آن هستیم که برخی از شهروندان، باز گرفتار بازی مشابهی می شوند، گاه عکس میرحسین موسوی را ماه می بینند، و گاه عکس علی مطهری را!

این بازی رژیم دیگر قدیمی و حال به هم زن شده است، اما همچنان برخی از هموطنان ما، فریب این دغل بازی سران رزیم را می خورند! هر از گاهی، یکی از وابستگان مورد اعتماد رژیم، برای چند روز نقش منتقد رژیم را بر عهده می گیرد، و چهار انتقاد مضحک از سران رژیم می کند، و خود را مخالف رژیم جا می زند..!

این بازی کثیف، سالها است که تکرار می شود، و تا زمانی که بخشی از شهروندان، گرفتار این بازی شوند، ما از منجلاب جمهوری اسلامی خارج نخواهیم شد!

چند وقتی است که توپخانه اصلاح طلبان، وابسته به رژیم، سعی در بت سازی از علی مطهری دارد، و تلاش می کند از او یک قدیس بسازد..!

یادمان نرود، این علی مطهری، فرزند مرتضی مطهری است، همان آخوند ابلهی که این تئورسین رژیم جمهوری اسلامی است، و همان کسی که بیشترین سهم را در بدبختی مردم ایران در این روزگار دارد..!

شاید بگویید که علی مطهری مسوول کارهای پدرش نیست، صد البته که حرف شما درست است، اما وقتی می بینیم که علی مطهری، تمامی اعتبار سیاسی خودش را از پدر جنایتکارش می گیرد، و از طرف دیگر، افکار کاملا 
مشابهی دارد، نتیجه می گیریم که افکار و اعمال او نیز مشابه پدرش است..!

برای نمونه، برخی از گفتار و افکار علی مطهری در اینجا آورده می شود:

غربی‌ها فلسفه اعدام را نمی‌فهمند / غرب به سوی حیوانیت در حال حرکت است / غربی‌ها فلسفه قصاص و اعدام برای قاتلان و مرتکبان به زنای محصنه را نمی‌فهمند/مثلاً فلسفه قصاص یا حدودی که در اسلام وجود دارد، برای آن‌ها قابل فهم نیست/  مصاحبه علی مطهری با خبرگزاری مهر فروردین 93 
نوشته های دیروز:





شنبه، دی ۲۰، ۱۳۹۳

کور خوانده اید! مردم فرانسه یک شبه آزادی را به دست نیاورده اند که حالا یک شبه، با چهار عملیات تروریستی و یا آدم کشی شما، از دستش بدهند...!


ارزش هایی به مانند دمکراسی، سکولاریسم و آزادی بیان و اندیشه، یک شبه به دست نمی آیند. یک جامعه برای به دست آوردن آن باید هزینه گزافی بدهد، و حتی بعد از بدست آوردن آن نیز، شبانه روز، و دو چشمی، از آن حراست و پاسداری کند.

این ارزش ها، که بنیان دنیای مدرن و جدید را ساخته اند، تنها زمانی در جامعه پیاده می شوند که شهروندان، اولا قدر آنها را بدانند، دوما با آنها آشنا باشند.

مردم فرانسه، نسل ها است که برای رسیدن به این ارزش ها، خون داده و با تمام وجود هزینه کرده است، حال عده ای ابله، تصور می کنند که با چهار عملیات تروریستی، و کشتن روزنامه نگاران، مردم بزرگ فرانسه، این ارزش ها را به کناری  می گذارند..!

کلاه از سر بر می دارم، در مقابل ملتی که برای دفاع از روزنامه نگارش، سینه سپر می کند و به خیابان می آید..!

نوشته های دیروز: 




چهارشنبه، دی ۱۷، ۱۳۹۳

مساله کشتن دوازده روزنامه نگار نیست، بلکه لگدمال کردن کرامت انسانی تمامی انسان های کره زمین است..!

امروز نیز شاهد حمله تروریستی به چند روزنامه نگار فرانسوی بوده ایم. 

برپایه گزارش‌های منتشر شده، روز چهارشنبه، در حمله به دفتر هفته‌نامه شارلی ابدو در پاریس دست کم ۱۲نفر کشته شدند. دو نفر از کشته‌شدگان پلیس هستند. یکی از سردبیران و سه کارتونیست این هفته‌نامه در میان کشته‌ها هستند. این هفته‌نامه طنز سال ۲۰۱۱ پس از انتشار کاریکاتوری درباره پیامبر اسلام به آتش کشیده شده بود. یکی از توئیت‌های آخر این هفته‌نامه در مورد ابوبکر البغدادی، رهبر گروه «حکومت اسلامی» بود که پانزده دقیقه پیش از حمله به این هفته نامه منتشر شده بود. +

حمله جماعتی مسلح به افرادی بی دفاع، یک رخداد تاسف برانگیز است، اما وقتی این رخداد زانوی هر انسان آزاده ای را به لرزه در می آورد که در پشت ماجرا، به نکات ذیل بر می خوریم: 

الف) حمله این افراد خشونت طلب و بنیاد گرا، به افراد بی دفاع، به شکل یک رویه کاملا عادی در می آید و آنها بی هیچ شرمی، نه تنها مسوولیت چنین کار چندش آوری را بر عهده می گیرند، بلکه به آن نیز افتخار نیز می کنند.

ب) وقتی می بینیم که افراد قربانی، هیچ سلاحی جز قلم برای دفاع از خود نداشته اند..!

ج) وقتی می بینیم که تنها گناه این قربانیان، قلم زدن و نوشتن بوده است. و وقتی می بینیم در فرانسه، همین افراد تروریست می توانسته اند به شکل مشابه، به نوشتن مطلب روی آورند و آنها نیز روزنامه چاپ کنند، یعنی سلاح برابر داشته اند، ولی در عوض، به چنین خشونتی روی می آورند!

د) مساله، تنها کشته شدن دوازده روزناه نگار نیست، که آن هم یک فاجعه عظیم است، مساله و مشکل اینجاست که این جماعت، آنچنان بی رحم و شفقت شده اند که در جواب قلم زدن یک روزنامه نگار، با گلوله به او پاسخ می دهند...

ر) این جماعت که چشم و گوش خود را بسته، و مسلسل ها را می گشایند، از چه جنسی هستند!؟ تحت چه عقیده و چه تفکری، دست به چنین جنایاتی می زنند؟!

ی) و عمق فاجعه زمانی مشخص می شود که می بینیم، این افراد، از کشور اسلامی خود رانده شده اند، و به عنوان پناهنده به کشورهای اروپایی آمده اند. جامعه به آنها محبت کرده است، به آنها مسکن و پوشاک و خوراک و خدمات بهداشتی ارایه کرده است، و از هیچ چیزی به آنها دریغ نکرده است.

چگونه است که این جماعت، محبت های اینچنینی را می بینند، و بعد در جواب، دست به اسلحه می برند و گلوله به مغز افراد فرهیخته جامعه میزبان شلیک می کنند؟!

این واقعه، تنها کشته شدن دوازده انسان نیست، این فاجعه، بی حرمتی به کرامت انسانی است، بی حرمتی به تمامی انسان های ساکن در این کره خاکی است.

این فاجعه، فراتر از یک کشور است، این فاجعه مرزها را در می نوردد..، و چون موجی سهمگین، چون پتکی آهنگی، بر قلب و جان هر انسان آزاده ای فرو می آید...

توجه شما را به این فیلم مستند  با زیرنویس فارسی که برای سایت تد ترجمه کرده ام، جلب می نمایم، عنوان آن این است:
چگونه بسیجی و یا طالبان ساخته می شوند؟/سایت TED












شنبه، دی ۱۳، ۱۳۹۳

علی اندرزگو، هیجده شناسنامه داشت...!

این مصاحبه با اطرافیان و خانواده «علی اندرزگو» خیلی جالب است. این همان کسی است که خمینی گفته بود: «اگر ده نفر مثل او داشتم، دنیا را تا حالا به زیر سلطه اسلام برده بودم!» 

او در ترور منصور، نخست وزیر وقت، و یا بسیاری از عملیات های مسلحانه ای که به وقوع انقلاب منجر شد، نقش داشته است. 

درباره ارتباط سران موتلفه با معمر قدافی، حاکم دیوانه لیبی، سخن بسیار است، و متاسفانه جزو مواردی است که به آن در این چند ساله، پرداخته نشده است.

افرادی چون اندرزگو، مهدی عراقی، و یا عسگراولادی، نقش بسیاری در ترورهای خیابانی، بمب گذاری و دیگر رخدادهایی که به وقوع انقلاب و روی کار آمدن خمینی انجامید، بازی کرده اند. 

شاید اوج جنایت این افراد، در ماجرای سینما رکس آبادان، نمود یابد....(اینجا رابخوانید.

شخصی با نام «حجت الاسلام علیرضا افشار صفوی» که از نزدیکان اندرزگو بوده، با سایت رجان نیوز مصاحبه ای انجام داده، که خواندش خالی از لطف نیست، قسمت های مهم این مصاحبه به قرار زیر است: 

یک- اندرزگو مرد هزار چهره ای بوده است، که هیجده شناسنامه داشته است! 

دو- خمینی پول خرید خانه اندرزگو را داده است. 

سه-اندرزگو از ترکیه به داخل کشور، اسلحه قاچاق کرده، و نارنجک و کلت و ...، به مشهد برده است! سوالات زیر به ذهن متبادر می گردد: 

الف) چنین اعمالی، نیاز به پول های کلان داشته است، و با توجه به شواهد موجود، ایا گروه های موتلفه، از قذافی پول می گرفته اند؟ یا بازاریان مذهبی تهران، برای چنین اعمال خشونت آمیزی، همچون بمب گزاری، پول پرداخت می کرده اند!؟ 

ب) در آن زمان، سیستم امنیتی کشور چه غلطی می کرده که در اوج جنگ سرد، تروریست ها می توانسته اند از ترکیه، یعنی غرب کشور، به مشهد، یعنی شرق کشور(!)، کامیون اسلحه حمل کنند!!