شنبه، خرداد ۱۰، ۱۳۹۳

مدیریت آخوندی: اقتصاد را نابود می کنند تا تاسیسات غنی سازی بنا کنند؛ حال تاسیسات رقیق سازی بنا می کنند تا محصول آنرا رقیق کنند!


در اخبار آمده است که دیپلمات های خارجی گفته اند ساخت تاسیسات رقیق سازی رو به پایان است...!

کارشناسان اقتصادی خسارت ناشی از تحریم های بین المللی را بین هفتصد تا یک هزار میلیارد دلار برآورد کرده اند! این هزینه گزاف برابر با ساخت یک خانه برای هر ایرانی است...!

این هزینه گزاف توسط رژیم ایران برای ساخت چند تاسیسات غنی سازی اورانیوم ساخته شده است، تا نزدیک به یکصد کیلو اورانیوم به اندازه بیست درصد، غنی شود.

حال، در کنار همان تاسیسات «غنی سازی»، مشغول ساخت تاسیسات «رقیق سازی» هستند!!!  

به عبارت دیگر، یک کشور را بر باد می دهند، تا صد کیلو اورانیم را غنی کنند، حال دارند هزینه می کنند، تا تاسیسات رقیق سازی را بسازند...!


اگر یک بز (!) را به سمت رهبر و رییس جمهور ایران محسوب می کردند، ما روزگار بهتری می داشتیم...!! 


----نوشته دیگر امروز: 

سه‌شنبه، خرداد ۰۶، ۱۳۹۳

خیر سردار! بیوتروریسم «دژمن» سرطان را افزایش نداده؛ بلکه آن «بیوآخوندیسم» است که سونامی سرطان در ایران ایجاد کرده است!

در ایران سونامی سرطان راه افتاده و عجیب این است که رژیم صدایش را در نمی آورد، دلیل آن نیز مشخص است، عامل این سونامی سرطان، مدیریت غلط و احمقانه سران رژیم است.

در بخش های متفاوت، ما شاهد مدریت غلط رژیم و بازی با جان مردم ایران هستیم، ساده ترین مثال آن، آلودگی هوای تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران است که سالیانه فقط در تهران، جان پنجاه هزار هموطن ما را می گیرد.

حال رژیم ایران، بازی جدیدی راه انداخته و مدعی است که سونامی سرطان، ناشی از عملیات تروریستی دشمن (لابد اسراییل و آمریکا و بریتانیا) است.

در اخبار آمده است که رییس سازمان پدآفند غیرعامل رژیم  مدعی شده که «بیوتروریسم» در بخش کشاورزی عامل افزایش ۳۵ درصدی سرطان در ایران است؛ او گفته: «بی دقتی» در واردات گندم، کودهای شیمیایی و سموم عامل اصلی افزایش سرطان در کشور است. وی افزوده «در حال حاضر دشمن با به کارگیری شیوه های نوین در بخش های مختلف از جمله بخش کشاورزی حملات بیوتروریسم است.»

قبلا مقاله ای نوشته بودم که چگونه مدیریت احمقانه رژیم برای خودکفایی در تولید گندم، باعث شد که نه تنها در تولید گندم خودکفا نشویم، بلکه آب کشور نیز به شدت آلوده شود و در سالهای آتی، شاید مجبور شویم آب نوشیدنی وارد کنیم!

در اینجا، بخش هایی از آن نوشته را تقدیم می کنم:

        داستان غم انگیز خودکفایی در تولید گندم و بر باد دادن محیط زیست ایران!

-         همه می دانیم که در گذشته دور و در اواخر عهد منحوس قاجار و اویل سلسله پهلوی، در  فرهنگ مردم ایران، نان و باطبع آن گندم، موضوع مهمی بوده است، چون بسیاری از غذاها با نان خورده می شد و اصولا به تنهایی خود نان، پارامتر وضع اقتصادی کشور به حساب می آمده است.

-         با روی کار آمدن خمینی، یکی از نکاتی که او بسیار بر آن تکیه می کرد، واردات گندم از آمریکا بود، غافل از اینکه اصولا زمانه عوض شده و دیگر قیمت نان پارامتر آنچنان مهمی در زندگی مردم نیست.

-         رژیم جمهوری اسلامی از همان اویل تلاش کرد که کشور را از واردات گندم بی نیاز سازد، و بدین منظور امتیازات و تشویق های بسیار برای کشاورزانی که به کشت گندم می پرداختند، در نظر گرفت.

  این کار بسیار ابلهانه بود، به چند دلیل:
                                                                   
-         مقرون به صرفه نیست / اصولا ایران کشوری گرمسیری و با منابع آبی محدود است، کشت گندم در بسیاری از نقاطی که به دلیل فشار و حمایت دولت کشاورزان مجبور به آن می شدند، کار اشتباهی است، چه آنکه به دلیل کمبود آب در بسیاری از مناطق کشاورزی، تولید گندم در سطح پایینی قرار داشت ، به عبارت دیگر ، تولید گندم  مقرون به صرفه نیست.

-         کشاورزان به جای جو ، گندم تولید می کند، چون برای جو کمبود داریم،  حالا جو وارد می کنیم! / در بسیاری از نقاط کشور، به صورت سنتی جو کشت می شده است که مقدار آبی که نیاز دارد کمتر از گندم است و با آب و هوای ایران نیز کاملا سازگار است، اما بنا به فشار وزارت کشاورزی ،کشاورزان مجبور به کشت گندم می شوند. نکته بامزه اینجاست که ایران قبل از انقلاب وارد کننده جو به این حجم وسیع نبوده است، اما بعد از انقلاب ، ناچار به واردات جو شده ایم! خنده دار اینجاست که همان شرکت هایی که قبل از انقلاب به ما گندم می فروختند، اکنون به فروش جو می پردازند.

-         آلوده شدن منابع آبی ایران و مسموم بودن گندم مصرفی! / به دلیل وجود پتروشیمی های متعدد و ارزان بودن کودی که در اختیار وزارت کشاورزی قرار می گرفت، رژیم با حماقت تمام و بدون در نظر گرفتن اثرات جانبی ، به توزیع گسترده و بی رویه کودهای شیمیایی اقدام کرد که اثرات بسیار سو زیر را به جا گذاشت:

   الف-کودهای شیمیایی اگر از مقدار مجاز بیشتر به گیاه داده شود، در محصول اثر بسیار سو می گذارند. یعنی محصول به نوعی مسموم به مواد شیمیایی می شود. گندم حاصل از این روش مسموم است. برخی از کودهای شیمیایی زمانی که از حد مجاز بیشتر مصرف شوند، سرطان زا هستند. متاسفانه هیچ ارگان نظارتی نیز برای بررسی سلامت گندم تولید شده وجود نداشت.

یک مثال از این کودهای شیمیایی، کودهایی است که در عرف، «کود نیترات» خوانده می شود. در صورتی که انسان بیش از اندازه استاندارد از آن استفاده کند باعث سرطان در انسان می شود. (لینک به سایت محیط زیست آمریکا)

ب-  آب بارانی که از طریق زمین های کشاورزی وارد سفره های زیرزمینی می شود، باعث آلوده شدن سفره های زیرزمینی آب شده است. اصولا چون این زمین ها نیز به شدت آلوده است، با بارش باران در سالهای بعد، باز نیز آب آلوده به سفره های زیرزمینی اضافه می شود. به این روش ، ما نه تنها در تولید گندم سالم خودکفا نشده ایم، بلکه منابع آبی ما نیز آلوده شده است. گفته می شود در بسیاری از شهرها دیگر منابع آبی زیرزمینی که تامین کننده آب شرب است، دیگر قابل خوردن نیست و اگر حکومتی مردمی بر سر کار بیاید، باید از مردم بخواهد آب بطری مصرف کنند.

-         عمده کودهای شیمیایی که مصرف می شده، کودهای نیترات  و اوره بوده است ، می دانیم که هر دوی این مواد سرطان زا و کشنده هستند.

-         خیلی ساده است، شاید در آینده مجبور شویم آب را نیز وارد کنیم !!

-         باعث سرطان شده است! / گزارش های پزشکی نشان می دهد که در برخی از
مناطق ایران، نرخ سرطان ، بیداد می کند و بسیار فراتر از آمار و متوسط جهانی است. بدون در نظر رفتن این نکته که زندگی بسیاری از هموطنان ما توسط سرطان نابود می شود، فقط محاسبه هزینه درمان افراد سرطانی ، نشان می دهد که چه فاجعه اقتصادی رخ داده است.

-         درصدی از نان تولیدی خوراک دام می شده است! /  بدلیل سیستم توزیع نامناسب نان در ایران در این سی ساله، می دیدیم که در بسیاری از مناطق به  دلیل ارزان بودن قیمت نان، بسیاری از دامداران از نان (چه نان خشک و چه نان تازه) برای تغذیه دام و طیور خود استفاده می کرده اند! یعنی کشور عزیز ما، محیط زیست را نابود می کرده، نان مسوم به مردم می داده است تا گندم کاشته شود و نان تولیدی به مصرف دامداری ها برسد! خوب ، آقایان عقل کل ، همان اول که کشاورزان بدون هیچ مشکلی جو می کاشتند! چه نیازی به این همه هزینه و خسارت بوده است؟

-         یک کلام ، در تولید گندم که خود کفا نشدیم هیچ، بلکه باید آب را نیز وارد کنیم! این است مدیریت الله اکبر در رژیم جمهوری اسلامی و البته اگر کسی نیز اعتراض کند، جوابش به مانند ندا و سهراب، گلوله است و مرگ!
این تصویر همان بشکه ای است که گفته عامل سرطان، بیوتروریسم است!  

----نوشته دیگر امروز: 

دوشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۹۳

فتوای مرجع تقلید: مرد نمی تواند زنش را مجبور به پوشش حجاب کند، اما می تواند او را زندانی کند تا او مجبور به قبول حجاب شود!

در این فتوا، می توان دید که چگونه در اسلام، به زن به شکل یک کالا نگریسته می شود، و مرد اجازه می یابد همسرش را زندانی کند..! 

پرسش: آیا مرد اجازه دارد که حجاب را به همسر خود تحمیل کند؟پاسخ: مرد نمی‌تواند همسر خود را مجبور کند به رعایت کردن حجاب ولی می‌تواند او را از بیرون رفتن منع کند حتی با حجاب. پس می‌تواند شرط کند که اگر حجاب کامل پوشید حق دارد خارج شود. منبع: سایت آیت‌الله سیستانی

منع کردن زن از خروج از خانه، به معنای این است که در اسلام، این اجازه به شوهر داده شده تا علاوه بر کتک زدن زنان، او را در خانه زندانی کند تا او مجبور به قبول پوشش حجاب شود...!! 

در حقیقت، از نظر اسلام، زن یک کالا است که متعلق به مرد است، و مرد می تواند همانطوری که یخچالش را گوشه آشپزخانه نگه می دارد، زن را نیز در خانه اش حبس کند، و بدون هیچ حکم دادگاهی می تواد به هر مدتی که خواست، همسرش را زندانی کند...!! 

حال ماله کشان اسلامی، ماله به دست می گیرند و استدلال می کنند که این آیت الله قوانین اسلامی را درست نفهمیده است و آنها می دانند و اسلام دین انسانیت و برابری بین زن و مرد است..!! 

----نوشته دیگر امروز: 

یکشنبه، خرداد ۰۴، ۱۳۹۳

بالاترین مقام نظامی رژیم اسلامی ، واقعا نمی توانند تنبانش را بالا بکشد..! (سند تصویری پیوست می باشد!)

یکی از مولفه های هر ارتشی، نظم در آن است. و شاید بهترین جایی که نظم را بتوان ملاحظه کرد، لباس و یونیفرم افراد نظامی و ارتشی باشد.

در عکس زیر، سردار فیروزآبادی، که فرمانده ستاد نیروهای مسلح است، و در حقیقت، فرماندهان سپاه، ارتش و نیروی انتظامی، زیر نظر ایشان کار می کنند را ملاحظه می کنید. 

همانطوری که می بینید، بالاترین مقام نظامی این رژیم، حتی نمی تواند شلوار مبارکش را بالا بکشد، و آنرا درست ببندد..! 

----نوشته دیگر امروز: 








حکومتی که با یک بوسه و یا هزار چیز دیگر به لرزه می افتد..! و چه شرم آور که مردم ایران هنوز موفق به سرنگونیش نشده اند!

حتما حواشی و جنجالی که از رد و بدل شدن بوسه بین یک پیرمرد نود ساله (!) و لیلا حاتمی را دیده اید. خلاصه ماجرا آن است که یک پیرمرد نود ساله، در حاشیه مراسم سینمای کن، لیلا حاتمی را بوسیده است، و گروهی از سران حکومت، خواستار شلاق زدن به لیلا حاتمی شده اند...!

در اینجا، چند نکته به ذهن آدمی خطور می کند:

الف- این معترضین به بوسه، زمانی که فرمانده نیروی انتظامی، با چهار زن عریان به دام افتاد، کدام قبری بودند و چه غلطی می کردند؟!

ب- این مقامات رژیم، وقتی که در زندان کهریزیک، به معترضین به انتخابات تقلبی، تجاوز می شد، کدام قبری بودند و چه غلطی می کردند؟!
براستی، کدام بدتر است؟ تجاوز یا یک بوسه!؟

اما نکته اصلی چیز دیگری است، این رژیم پر از تناقض، بر روی آب بنا شده و بسیار لرزان است. براستی، کدام حکومت است که به دلیل بوسه یک پیرمرد نود ساله، اینچنین به لرزه درآید؟!

کدام حکومت است که با تایپ چند کلمه توسط یک وبلاگ نویس، اینچنین وحشت زده می شود و او را زیر شکنجه می کشد؟!

کدام حکومت است که با نمایان شدن چند نخ مو، اینچنین به لرزه در آید؟!

هیچ حکومتی چون رژیم اسلامی، لرزان نیست، بماند که بیش از همه، سران رژیم به این بی بنیانی واقف هستند و از آن وحشت دارند.

شرم آور اینجاست که ایرانیان، هنوز موفق نشده اند این رژیم لرزان را سرنگون کنند، و حاکمیت کشور را در دستان خود بگیرند..!

حدیث نقوی روز: 

امام نقی: «به خدا قسم که استحکام رژیم ابوچلاق، از وضوی بعد از خوردن لوبیا نیز کمتر است..!»

منبع: سیره النقی/ نوشته ابن قنبل/
بخش: روبوسی لیلا حاتمی و یک پیرمرد نود ساله و واکنش سران رژیم به آن! /
بخش: خطرات و تهدیدهای امنیتی  حکومت اسلامی و دین اسلام...! 

-----نوشته دیگر امروز: 








شنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۹۳

نکاتی از اختلاس سه هزار میلیارد تومانی که کمتر به آن توجه شده است...!


یک- ارزش اختلاس، بسیار بیشتر از سه هزار میلیارد است، ارزش آن بر اساس قیمت دلار، بیش از ده هزار میلیارد تومان است...!

دو- در تصادفات جاده ای کشور، سالیانه بیش از سی هزار نفر کشته می شوند، اگر این مبلغ فوق به صورت صحیح در این بخش هزینه شود، آمار تصادفات جاده ای به کمتر از ده هزار نفر می رسد..!

سه- نفر اصلی این اختلاس، شخصی به نام محمد جهرمی است. ایشان داماد ناطق نوری هستند، و به دلیل حضور ناطق نوری به عنوان رییس دفتر بازرسی رهبر، و همینطور ارتباط نزدیک محمد جهرمی با مجتبی خامنه ای، کسی جرات نکرده سراغ محمد جهرمی برود. اما مه آفرید خسروی، فورا اعدام می شود...!! (لینک منبع)

چهار- برنامه هسته ای رژیم، بیش از سیصد برابر این اختلاس، به اقتصاد کشور ضرر وارد کرده است!!

پنج- رژیم ایران معادل همین مبلغ اختلاس، سالیانه به گروه تروریستی حزب الله لبنان، کمک مالی می کند...!!

پنج- مجتبی خامنه ای، یکی از میدان های عظیم نفتی ایران را به قیمت بسیار بسیار نازلی به یک شرکت چینی واگذار کرده است. ضرر آن معامله یکصد برابر این اختلاس است...! (منبع)

شش- ضرر مدیریت غلط رژیم بر ایران، چهار هزار برابر بیش از این اختلاس است (می توانید خودتان در این لینک، حاصل محاسبه را ببینید).

هفت-  البته این اختلاس، سود زیادی برای ایران نیز داشت. یکی از این افراد دزد که رییس کل بانک ملی بود،  به کانادا فرار کرد، و  رژیم ایران، تلاش کرد که او را از طریق اینترپل به ایران بازگرداند. آقای خاوری وارد معامله با مقامات کانادا شد، و در قبال اینکه او را به ایران تحویل ندهند،  اطلاعات مهمی چون نحوه پول شویی مقامات رژیم ایران را به مقامات کانادایی لو داد...!  ( این نوشته را بخوانید)

در خاتمه، نکته با مزه اینجاست: 
تمایم سران رژیم دزد هستند، و حتی به صورت استثنا، نمی توان کسی را در این رژیم یافت که دزد نباشد...! برخی مانند هاشمی رفسنجانی، زرنگ هستند و بعد از سی سال دزدی، کسی جرات نمی کند سراغشان برود، و یا حتی آنها را افشا کند، اما برخی مانند مه آفرید خسروی، زود دستش رو می شود و پای چوبه دار می رود..!! 









آقای حسن روحانی، آیا شادی حق مادرانی که فرزندانشان حلق آویز شده اند نیز هست؟!/ چرا بیانه شیخ بنفش فارسی نیست؟!

عجب بازی کثیف و مضحکی این رژیم راه انداخته است. یک دسته از سران رژیم، چند جوان کم سن و سال را به دلیل انتشار یک کلیپ رقص، دستگیر می کنند، و بعد حسن روحانی، رییس جمهور منتخب خامنه ای با پر رویی توئیت منتشر می کند که: «شادی حق مردم است ما نباید در مورد رفتارهایی که باعث خوشی می‌شود سخت‌گیرانه برخورد کنیم»

از آن طرف، طرفداران حسن روحانی، موج تبلیغاتی راه می اندازد تا از حسن روحانی، یک قهرمان بسازد و اینکه مثلا گفته شادی حق مردم است، را یک اتفاق بزرگ نشان دهند...!!
حال باید روباه بنفش پرسید، آیا شادی حق مادران نیز هست؟ آیا مادران این جامعه مصیبت زده نیز «مردم» محسوب می شوند؟! آیا مادری که شاهد حلق آویز کردن جگر گوشه اش است،  هیچگاه روی شادی خواهد دید؟!

ببخشید، فراموش کرده بودم که روباه بنفش، زنان را «نصفه» محسوب می کند، و از نظر او و دیگر سران رژیم، ارزش زن نصف مرد است...، پس لابد از نظر او، زنان اصلا جزو مردم به حساب نمی آیند...!!

تمامی بازی روباه بنفش، ساختن یک چهره لطیف از این رژیم جنایتکار، نزد غربی ها است، به همین علت هم او به زبان انگلیسی تویئتر خودش را منتشر می کن...!

باید از او و طرفداران اسهالات ( ببخشید، اصلاحات درست است؛ اشتباه تایپی بود)، پرسید که اگر حسن روحانی واقعا به حرف خودش معتقد است، چرا دفتر رییس جمهور، بیانیه رسمی به زبان فارسی نمی دهد؟!

جواب مشخص است، حسن روحانی و دیگر سران این رژیم، تنها در پی بازی با افکار عمومی دنیا و افکار عمومی مردم داخل کشور هستند...!

حسن روحانی، نقش مستقیمی در ادامه جنگ داشته است، تنها در عملیات مضحک کربلای پنج، شصت و پنج هزار جوان ایرانی سلاخی شدند، آنهم برای اینکه ملایان، می گفتند راه قدس از کربلا می گذرد و برای اینکه بتوانند قدس را آزاد کنند، می خواستند اول عراق را تسخیر کنند..! (این نوشته را بخوانید

باید از حسن روحانی پرسید، آیا مادر این شصت و پنج هزار جوان سلاخی شد، حق و بهره ای از شادی داشته اند؟!

تصویر رفسنجانی و معاون او (حسن روحانی) هنگام صدور فرمان آغاز عملیات کربلای پنج


نزدیک سی سال از آن فاجعه کربلای پنج گذشته است، باید از حسن روحانی پرسید، آیا فکر می کنی این مادران فلک زده،  هیچگاه در این سی ساله، رنگ شادی را دیده اند؟!

دروغگویی و وقاحت و بی شرمی، عصاره خون سران این رژیم است، خواه چه اصلاح طلب باشند، و چه محافظه کارانی چون خامنه ای...!

سی و پنج سال است که کشور ما را به یغما می برند، جوانان را می کشند، شکنجه می کنند، میلیونها ایرانی را تحقیر می کنند و در فقر نگه داشته اند، بعد به زبان انگلیسی توئیت می کنند که شادی حق مردم است...!!

 این نوشته خورشیدنشان عزیز را نیز بخوانید: حقه بازی! در باب حساب توئیتر حسن روحانی و شرکا....








سه‌شنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۹۳

مرز آزادی بیان/ آیا سران رژیم که با بی شرمی، تجاوز به زنان را تشویق می کنند، از حق آزادی بیان خود استفاده می کنند؟

حق آزادی بیان، یکی از اساسی ترین حقوق بشر است، و تنها یک مرز دارد، و مرز آن نیز تا جایی است که حقوق انسانی دیگران را زیر پا نگذاریم.

به عنوان مثال، یک نفر نمی تواند در حمام یک خانم دوربین کار بگذارد، آن عکس را منتشر کند، و بعد بگوید از حق آزادی بیان خودم استفاده کرده ام! چه آنکه او با این عملش، حقوق انسانی یک نفر دیگر را زیر پا گذارده است.

یکی از اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر به صراحت می گوید که از هیچ بند اعلامیه جهانی حقوق بشر، نمی توان برای زیر پا نهادن دیگر بندهای اعلامیه، سو استفاده کرد.

به همین دلیل ساده، نمی توان از حق آزادی بیان، برای نابودی زندگی شخصی دیگران یا به خطر انداختن جان آنها استفاده نمود...!

در رسانه ها، یکی از وابستگان رژیم با بی شرمی گفته که اگر زنی بی حجاب است، پس حق مردان است که او را مورد تجاوز قرار دهند..! رادیو کوچه نقل کرده است: 
«هادی شریفی: تجاوز به زن بی حجاب، حق مرد است»

یا مثلا در جریان تجاوز به زنان در خمینی شهر، دیدیم که  فرمانده پلیس با بی شرمی می گفت که زنان بی حجاب بوده اند...!

حال سوال اینجاست، آیا این وابسته رژیم، صرفا از حق آزادی بیان خود استفاده کرده است؟!

پاسخ منفی است...!

او با ترویج خشونت و تجاوز علیه زنان، در رخدادن آن شریک است.

اجازه بدهید از منظر دیگری به این موضوع نگاه کنیم. طبق یک  اصل حقوقی شناخته شده، هیچ کسی مسئول اعمال شخص دیگری نیست، مگر آنکه آن شخص دیگر، به نمایندگی از شخص اول کاری را انجام داده باشد، یا شخص اول، بر روی او کنترل داشته باشد.

مثلا اگر آقای الف، یک کارمند دارد که هر چه او بگوید، انجام می دهد، آنگه اگر آقای الف بگوید که برو و فلان شخص را به قتل برسان، آنگاه خود دستور دهنده نیز در جرم رخ داده شریک است.

حال این اصل ساده حقوقی، در همین موضوع بحث ما نیز صادق است.

وقتی کسی در مقام آیت الله، رییس پلیس یا روزنامه نگار حاضر می شود، و بعضی از مردم ممکن است به حرف های او عمل کنند، در اینصورت، او بر روی آن دسته از شنوندگانی که از او پیروی می کنند، کنترل دارد، و در نتیجه مسئول اعمال آن شنودگان خود نیز خواهد بود.

به عنوان مثال،  وقتی او  می گوید تجاوز به زنان بد حجال، حق مردان است، او به صورت غیر مستقیم، دستور به تجاوز به آن زنان را صادر کرده است، و شرایطی را به وجود آورده که آن زنان، مورد تجاوز قرار بگیرند...!

اینگونه است که این شخص، خود به اندازه آن فرد متجاوز، مسئولیت دارد و مجرم است...! در حقیقت، این آیت الله، خود یک  متجاوز است...!

در اینجا، به عنوان مثال، صحبت های یکی از نمایندگان مجلس خبرگان را قرار می دهم، که به صراحت از تجاوز به زنان شوهردار سخن می گوید و معتقد است که حق آخوند و پاسدار است که به زنان شوهردار طاغوتی، تجاوز کنند...!! 
نوشته های پیشین






دوشنبه، اردیبهشت ۲۹، ۱۳۹۳

افشای ایمیل های شخصی حسن روحانی، رییس جمهور رژیم اسلامی! / تصویر ایمیل ها



 
نوشته های پیشین