شنبه، فروردین ۰۹، ۱۳۹۳

یک رسم بی ضرر و زیبا چون سبزه گره زدن، خرافه است، اما کلاس های جن گیری غیب گوی خامنه ای مقدس وعلمی است!

یادم است زمانی از یک دختر لهستانی پرسیدم که زیباترین رسم کشور شما چیست؟ خندید و گفت: عشاق بر روی پل قدیمی تامسکی می روند، و روی یک قفل اسم خودشان را می نویسند، و آن قفل را به دیواره پل می زنند، و کلید آنرا به رودخانه اردا پرت می کنند.

آن زمان هنوز به آن کشور سفر نکرده بودم، ولی اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد این بود: چه فرهنگ غنی دارند اینها، عشق و دوست داشتن را اینگونه پاس می دارند. در حقیقت این قفل و کلید، تمثیلی است از دوست داشتن این زوج، و نشان از عشق آنها است. منظورشان این است که عشق انها پایدار است.

رسم های قدیمی و بی ضرر اینچنینی، بخشی از فرهنگ یک جامعه است و باید پاس داشته شود. قفل های عشق، در بسیاری از کشورهای دنیا مرسوم است، بر روی رودخانه سن در پاریس، یا شهر کلن آلمان و ده ها شهر بزرگ دیگر دنیا، می توان آنرا دید. هیچ کسی نیز نیامده و بگوید این رسم ها، خرافه هستند...!!


اصلی ترین داشته هر جامعه ای، فرهنگ مشترک آن جامعه است. مرزهای آن کشور، یک خطوط مجازی است، و تنها عاملی که باعث می شود یک جامعه همچنان متحد و پا بر جا باقی بماند، فرهنگ آن جامعه است.

کشورهای متمدن و پیشرفته، هزینه های گزافی را خرج پاسداشت و حفظ رسوم و فرهنگ های اینچنینی می کنند و کشورهای که فاقد پیشینه هستند، برای اینجا چنین رسومی، به هر شیوه ای متوسل می شوند.

مثلا کشور کوچک و جدیددالتاسیس امارات متحده عربی،  فاقد رسوم اینچنینی هستند، برای ایجاد آن به هر وسیله ای متوسل می شوند. یادم است یکبار که برای مسافرت به دبی رفته بودم، دیدم که مراسم پر زرق و برقی به عنوان رقص محلی برگزار کرده اند، و چون نمی خواستند دختران اماراتی در جلوی مردان نامحرم(!) برقصند، از دختران فیلیپینی برای انجام این رقص استفاده کرده بودند!

آقای احمد خاتمی، امام جمعه تهران، گفته است که سبزه گره زدن، خرافات است و در شان مردم ایران نیست!

حال سوال اینجاست، چگونه است که سران این رژیم جنایتکار، برای نابودی فرهنگ و هنر مردم ایران، دست به هر کاری می زنند و به هر وسیله ای، برای تحقیر و نابودی این فرهنگ متوسل می شوند؟!

شاید رفتار سران این رژیم با فرهنگ ایران، بهترین دلیل باشد تا بتوان نشان داد که آنها با کشور و مردم ایران، سر جنگ دارند...!

ایشان سبزه گره زدن را، یک سنت زیبا و قشنگ اینچنینی را خرافات می داند، اما همزمان رهبر رژیم، کلاس های جن گیری(!) برگزار می کند...! و آن خرافه محسوب نمی شود و حتی مقدس نیز دانسته می شود!

این هم منبع، برای اینکه ببنید رهبر انقلاب کلاس های جن گیری برگزار می کند: به گزارش سایت های خبری :
"سایت رجانیوز خبر داد كه رهبر انقلاب، در دوره جدید برگزاری دروس خارج فقه موضوع كهانت (غیب گویی) سر فصل تدریس خود انتخاب كرده اندبا شروع سال تحصیلی حوزه های علمیه سراسر كشور از صبح امروز برنامه درس خارج فقه آیت الله خامنه ای در حسینیه امام خمینی (ره) آغاز شد.ایشان در دوره جدید برگزاری دروس خارج فقه، موضوع كهانت(غیب گویی) را به عنوان سرفصل تدریس خود انتخاب كرده اند."

از نظر اسلام، غیب گویی (که آنرا کهانت می خوانند) ، ممکن است و فرد از چند طریق می تواند به قدرت غیب گویی دست یافت که بعضی از این روش ها، خیلی خنده دار هستند: یک روش برای غیب گویی مخدوم و روش دیگر شقاوه است! مخدوم شدن (یعنی در خدمت اجنه در امدن!) و دیگر شقاوه ( یعنی از طریق دست زدن به شقاوت و بی رحمی!)




جمعه، فروردین ۰۸، ۱۳۹۳

کرامت انسانی: هر انسانی از ارزش ذاتی برخوردار است، و باید محترم شمرده شود.

کرامت انسانی چیست؟ روح اعلامیه جهانی حقوق بشر، بر محترم شمردن انسان تاکید دارد.

برخی از مفاهیم و قوانین، به همراه هر انسانی زاده می شوند، نیاز به تفسیر و یا قانون گذاری ندارند. همانطوری که برای حق نفس کشیدن یک نوزاد، نیازی به قانون گذاری نیست، برای اعطای حقوقی چون برابری، آزادی بیان و اندیشه و یا کرامت انسانی آن نوزاد، نیازی به قانون گذاری نیست!

هر انسانی باید از احترام و کرامتی برخوردار شود که شایسته همه انسان ها است، و همه انسان ها از این کرامت، باید به صورت مساوی بهره مند گردند.





















نوشته های پیشین: 


سه‌شنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۹۳

هموطنی که برای یک سرباز اینچنین بغض کرده ای، بدان که صدها هزار سرباز قربانی این رژیم شده اند، و همچنان در خطر هستند!

گروهک تروریستی در شرق ایران، چند سرباز را به گروگان می گیرد، و یکی از آنها را قربانی کرده است؛ و در فضای مجازی، شاهد ابراز تاسف و نگرانی بسیاری از شهروندان ایرانی هستیم.

ضمن ابراز تاسف از بابت مرگ این هموطن، باید اندکی دورنگری کرد، و عمیق تر به این ماجرا پرداخت.

هر چند کشته شدن حتی یک سرباز وطن نیز زجرآور و دل شکننده است، و اشک به چشم آدمی می آورد، اما باید به یاد داشته باشیم که در سایه همین رژیم جنایتکار، صدها هزار سرباز ایرانی کشته شدند.

به یاد بیاوریم که در زمان جنگ ایران و عراق، و بعد از بازپس گیری خرمشهر، عراق حاضر به پرداخت خسارت و عقب نشینی بود، اما خمینی گفت راه قدس از کربلا می گذرد، و فکر میکرد می تواند مانند خلفا، به تمامی کشورهای اسلامی حکومت کند، و اینچنین شد جنگ شش سال دیگر نیز طول کشید، و حاصل آن یک میلیون کشته و زخمی بود. (خواندن این نوشته را توصیه می کنم: من یکی که به امثال سردار مهدی باکری (کشته شده در جنگ)، هیچ چیزی بدهکار نیستم، کلی هم از او طلبکارم!)

بماند که در ادامه این جنگ، جنایتکارانی چون رفسنجانی که درآمد کلانی از رشوه ها و کمیسیون های خرید اسلحه نصیبشان می شد، نقش مهمی ایفا کردند. (خواندن این نوشته را توصیه می کنم: پژوهشی بر عملیات کربلای پنج/ هموطنم، این تصویر روباه بنفش است، هنگام صدور دستور قتل عام شصت و پنج هزار نفر ایرانی)

کمتر ایرانی می توان دید که یکی از اقوام درجه یک یا دو  او، در آن جنگ خانمانسوز لعنتی کشته نشده باشد.

حال نکته آزار دهنده دیگری را یادآوری کنم، به یاد داشته باشیم که خطر جنگ، همچنان در بغل گوش ما است، این رژیم با ادامه برنامه اتمی خود، ممکن است که باز آتش جنگ دیگری را شعله ور سازد و سرنوشتی چون سوریه را برای ما رقم بزند.

و باز نکته دیگری را به یاد بیاوریم، در سایه مدیریت غلطی که سران این رژیم بر این کشور دارند، سالیانه بیش از یکصدهزار نفر تنها به دلیل آلودگی هوا و تصادفات جاده ای می میرند...! چون تنها سران این رژیم، عرضه و توان اداره و مدیریت مثلا جاده ها را ندارند.

کشته شدن این سرباز، دل آدمی را خون می کند، خصوصا که گویا تازه پدر شده بوده و هنوز آن طفل، نام برایش انتخاب نشده است؛ اما نباید فراموش کنیم که خطر و آسیبی که این رژیم به ما وارد می کند، ابعاد بسیار وحشتناکتری دارد....!

وای بر ما، وای بر ما که به این اعداد وحشتناک، خو گرفته ایم..!

پی نوشت: در باره کشته شدن این سرباز وطن، توجه به این نکات ضروری است:

یک- مهمترین عامل تشکیل و رشد این گروهک های تروریستی، ظلم این رژیم بر مردم ساکن استان های مرزی، و فقر حاکم بر آن مناطق است. دو- صد البته که این رژیم همه شهروندان این کشور را آزار می دهد و قربانی می کند، اما ظلمی که بر مردم استان های مرزی روا داشته، بسیار گسترده تر است.
 سه- عدم آزادی انجام مناسک مذهبی و سرکوب مردم استان های مرزی، که بعضا سنی مذهب هستند، نیز مزید بر علت شده است.


تنها روش از بین بردن این گروه های تروریستی، رفتار  انسانی با شهروندان  استان های مرزنشین، و اجرای مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر است.



چند  نوشته اخیر این وبلاگ
سخنرانی غیر منتظره ادوارد اسنودن در کنفرانس تد 2014: نیازی نیست حریم خصوصی خود را ببازیم تا امنیت داشته باشیم...! 

نوشته های پیشین: 


یکشنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۹۳

سخنرانی غیر منتظره ادوارد اسنودن در کنفرانس تد 2014: نیازی نیست حریم خصوصی خود را ببازیم تا امنیت داشته باشیم...!

نیازی نیست حریم خصوصی خود را ببازیم تا امنیت داشته باشیم...! 


بعد از حضور اسنودن در تد، ریک لدجت، معاون اجرایی مرکز امنیت آمریکا، در کنفرانس تد حاضر شد و برای اولین بار، به اظهار نظر پرداخت.، 



چند  نوشته اخیر این وبلاگ
نوشته های پیشین: 


جمعه، فروردین ۰۱، ۱۳۹۳

آقای خامنه ای! کام همگان باد روا، کام شما نه‌ / ایام همه خرم و ایام شما نه‌!




نوروزانه. سروده دکتر اسماعیل خوئی: (صفحه فیسبوک اسماعیل خوئی)
کام همگان باد روا، کام شما نه‌ / ایام همه خرم و ایام شما نه‌
زان گونه عبوسید که گویی می نوروز / در جام همه ریزد و در جام شما نه
وان گونه شب اندوده که با صبح بهاری / شا م همگان می‌ گذرد، شا م شما نه‌‌
و انگار که خورشید بهارانهٔ ایران / بر بام همه تابد و بر بام شما نه
ای مرگ پرستان، بپژوهیدم و دیدم / هر دین بخدا ر‌ه برد، اسلام شما نه
قهقاه بهاران بسوی خلق به شاد باش / پیغام خدا آرد و پیغام شما نه‌
ای جزٔ دگر آزاری انعام شمایان / مایان همه را عیدی و انعام شما نه
از عشق و جمالید چنان دور که گو یی / مام همگان زن بود و مام شما نه‌
وان سان چه غرامد دلتان کز تف دانش / خام همگان پخته شود، خام شما نه‌
وین زلزله کز علم در ارکان خرافه است / خواب همه آشوبد و آرام شما نه
وین صاعقه در پردهٔ اوهام جهانی / زد آتش و در پردهٔ اوهام شما نه‌
و آنگه ز دوای خرد و عاطفه، درمان / سر سام جهان دارد و سر سام شما نه‌
سنجیدم و دیدم که نشانی ز تکامل / احکام نرون دارد و احکام شما نه‌
و اندر حق فرهنگ هنر پرور ایران / اکرام عمر دیدم و اکرام شما نه‌
وین قافلهٔ پیشرو دانش و فرهنگ / از گام همه برخورد، از گام شما نه
وین مام طبیعت به فر آوردن انسان / وام هجرش هست، ولی وام شما نه
ای معنی‌ آ مال شما را نه‌ جزٔ آ لام / کام همگان باد روا ، کام شما نه‌

ای دین شما دین الم زان که به تسبیح / جزٔ نیم پسایند، الف لام شما نه‌
وی جزٔ الم، البته الم تا دگران راست / سر چشمهٔ انگیزش و الهام شما نه‌
شادی گوهر ماست که ما جان بهاریم / ای ملت گریه به جزٔ انعام شما نه‌
ما هم چو گل از خندهٔ خود سر بدر آریم / بر کام خدا، نه از قبل کام شما نه
وینگونه در این عید روان آهوی امید / رام همهٔ ماست، ولی رام شما نه‌
ای عام شما در بدی و صفتی خاص / وی خاص شما نیک تر از عام شما نه‌
پوشید عبا زیرا پوشاک بشر را / اندام همه زیبد و اندام شما نه‌
ای مردم ما را بجز اندیشه و دانش / بیرون شدی از مهلکهٔ دام شما نه‌
بس مدرسه هر سوی به سر تا سر ایران / وا باد ولی مکتب اوهام شما نه
بادا که ببازار جهان دکهٔ هر دین / وا ماند و دکانک اصنام شما نه‌‌
ای تا به سیاست کسی‌ اعدام نگردد / تدبیر سیاسی بجز اعدام شما نه‌
گر بخشش خصمان خدا خواهم از خلق / نام همه شان میبرم و نام شما نه‌
یعنی‌ که سر انجام همه نیکو / خواهم به سر انجام و سر انجام شما نه‌
ای از پس خون دلمان نوشی جزٔ مرگ / از بهر دل خون دل آشام شما نه‌
بادا که بنا‌ می‌ زد فردای رها یی / فرجام همه باشد و فرجام شما نه

چند  نوشته اخیر این وبلاگ
نوشته های پیشین: 


چهارشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۹۲

شادی حق هر انسانی است، و جشن همگانی، حق یک جامعه!/سرکوب چهارشنبه سوری، باعث شده به جای شادی، شاهد انفجار نارنجک باشیم!

شادی جرم نیست،چرا باید شادی جرم تلقی شود؟ شادی حق هر ملتی است، چرا بقیه کشورها کارناوال و مراسم شادی جمعی دارند، ما نداریم؟

در بسیاری از کشورهای دنیا، یک روز، هفته یا ماه از سال را به جشن و شادی می پردازند، مثلا  کارناوال ریو، از سال سیصد سال قبل به وجود آمده، و مردم برزیل، فارغ از همه غم ها، برای مدتی به شادی می پردازند. این کارناوال، تبدیل به یک تبلیغ برای فرهنگ آن جامعه شده است.

نکته مهم اینجاست، کارناوال و مراسم های شادی، به تلطیف فضای جامعه، و کم شدن خشونت منجر می شود.
نگاهی به رخدادهای هر سال چهارشنبه سوری بپرداریم، می بینیم که این مراسم شادی، جای خود را به واکنش هایی چون ترقه بازی و انفجار نارنجک داده است.

در اینجا نیز رژیم ایران، در نهایت هنرمندی، آثار منفی عجیبی به جا گذارده است.

مراسمی که در آن باید شادی، رقص، جشن و دوست داشتن، سر خط تمامی خبرها را به خود اختصاص دهد، تبدیل به مراسمی برای انفجار نارنجک و ترقه شده است...!

زمانی که جشن و شادی آزاد نیست، طبیعی است که نوجوانان و جوانان، انرژی خود را به روش دیگری تخلیه می کنند!

یکی از مجلات، با اشاره به تغییر فرهنگ رفتارهای جنسیتی مردم تهران، نوشته بود که این روزها، لندن در مقابل تهران، شهر محافظه کاری است!

به عبارت دیگر، رژیم ایران با ایجاد محدودیت های آنچنانی بر روی روابط معمولی و انسانی بین دو جنس مخالف، باعث شده که این روابط، از شکل طبیعی خارج شود!

اتفاق مشابهی درباره جشن های آخر سال ایران رخ داده است، جشن چهارشنبه سوری، بخشی از فرهنگ این مردم است، و رژیم تلاش دارد که آنرا محدود و سرکوب کند، طبیعی است که مردم ایران، به هر شکلی سعی در زنده نگاه داشتن آن کنند.

مهمترین عاملی که باعث ایجاد یکپارچگی در یک جامعه می شود، مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه داشتن یک فرهنگ مشترک است.

این فرهنگ مشترک، یک سرمایه عظیم است، سرمایه ای است که ارزشش از نفت و گاز بیشتر است.این میراث با ارزش؛ تنها متعلق به نسل کنونی نیست، بلکه متعلق به نسل های آینده نیز هست، و ما موظف به پاسداری از آن هستیم .

چهارشنبه سوری، به عنوان یکی از مهمترین جشن های ملی ما ایرانیان، به شکل عجیبی محدود شده و سرکوب می شود، و این نشان می دهد که نگرش فکری سران رژیم به فرهنگ این کشور چیست؟!

در همه جای دنیا، دولت ها تمامی تلاش خود را می کنند که فرهنگ و میراث های فرهنگی را پاس بدارند، اما سران رژیم، به شکل شگفت انگیزی، تلاش می کنند که آنرا سرکوب کنند.

در حقیقت، محدودیت های عجیب و غریب برای چهارشنبه سوری، گواه این امر است که دیکتاتور حاکم بر ایران، اصولا با فرهنگ مردم سر جنگ دارد، همانطوری که مثلا زمان حمله چنگیز به ایران، شاهد محدودیت ها برای فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی بوده ایم، اکنون نیز همین اتفاق افتاده است.

پر بیراه نیست اگر بگوییم جماعت حاکم بر ایران، دست کمی از چنگیز و چنگیزیان ندارند...!
نمونه این بی حرمتی ها را در نظرات سران رژیم می بینیم، چرا که آنها بدون هیچ شرمی به آداب و رسوم ایرانیان بی احترامی می کنند.

·         مطهری از قبل انقلاب، این رسوم را احمقانه خواند، (با پوزش از تکرار این عبارت شرم آور)
·         خامنه ای:  مراسم چهارشنبه سوری مستلزم فساد و ضرر است.
·         احمد خامتی: مراسم چهارشنبه سوری در شان مردم ایران نیست.
·         جوادی آملی: چهارشنبه سوری خلاف عقل و شرع است
·         مکارم شیرازی: مراسم چهارشنبه سوری یک سنت خرافی است

در حقیقت، محدودیت چهارشنبه سوری، نشان از سرکوب فرهنگ مردم ایران است


انفجار یک خودرو حامل ترقه و نارنجک
 دو نوشته اخیر این وبلاگ
نوشته های پیشین: 



شنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۹۲

بعد از دبی، نوبت عمان است/ سیاست کثیف رژیم برای وابسته کردن ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس: احداث پل بین ایران و عمان!

در اخبار آمده بود که در حاشیه سفر حسن روحانی به عمان، مقامات عمان اعلام کرده اند که به زودی توافق برای احداث پل بین ایران و عمان بر روی خلیج فارس، امضا خواهد شد(منبع).

بمانند دیگر طرح ها و اعمال سران این رژیم، این طرح نیز در جهت خلاف منافع ملی ایران است، و این جماعت  غارتگر، تنها در به یغما بردن ایران هستند. 

شاید در نگاه اول، این طرح نیز به مانند هر پروژه اقتصادی دیگری، مثبت ارزیابی شود، اما وقت که چنین طرحی را در پیش زمینه آن مورد بررسی قرار می دهیم، می بینیم که چه اهداف پلیدی در پشت پرده وجود دارد!

اجازه بدهید دو مثال ساده ارایه نمایم. 

مثال اول، پروژه توسعه فرودگاه دبی با پروژه امام

 (ناچارم از اسم این جنایتکار استفاده کنم، چه به هر حال اسم فرودگاه است دیگر!): 

ایران دقیقا در میانه گذر هواپیماها از اروپا به آسیای شرقی، چین و ژاپن و کره، قرار دارد. همانطوری که می دانید، هواپیماها هنگام عبور از خاک یک کشور، مبلغی را به عنوان حق استفاده از فضای هوایی آن کشور باید پرداخت کنند.

در نتیجه، بهترین مسیر ایران است. و این مسیر کوتاه، که طول پرواز را گاه تا دو ساعت کم می کند، به ایران این شانس را می دهد تا مبلغ کلانی درآمد سالیانه داشته باشد(منبع: ایندیا تایمز). 

در زمان شاه، طرح بسیار عظیم و جامعی برای ساخت فرودگاهی در نزدیکی تهران به تصویب رسید، و اصولا پیشنهاد اولیه این طرح، از طرف سازمان بین المللی هوانوردی  بود، و بودجه ای برابر با یک میلیارد دلار برای ساخت این طرح بلند پروازانه، در نظر گرفته شد. 

از نظر اقتصادی، اگر این طرح به انجام رسیده بود، می توانست تا سالی ده میلیارد دلار، برای کشور ایران سود اقتصادی به همراه داشته باشد، چون غیر از اینکه تمامی خطوط هوایی دنیا، از کریدور هوایی ایران رد می شدند و مبلغ کلانی تعرفه پرداخت می کردند، از طرف دیگر، این فرودگاه، به قطب حمل و نقل (هاب) تبدیل می شد، و مثلا هواپیماها برای سوخت گیری، می توانستد در ایران فرود آیند، و ایران با توجه به نفت خیز بودن، سود کلانی از فروش سوخت پیدا می کرد، و از نظرهای دیگر نیز، سود بسیاری برای ایران به همراه داشت. 

اما بعد از انقلاب، این طرح متوقف شد، و کشور کوچک امارات، با خانواده رفسنجانی وارد معامله شد، رفسنجانی طرح ساخت این فرودگاه را به تعویق انداخت، و شهر کوچک دبی، موفق شد با ساخت فرودگاه عظیم دبی، در قالب هاب منطقه، وارد عمل شود و همانطوری که می بینید، بسیاری از خطوط هوایی دنیا، این فرودگاه استفاده می کنند. این در حالی است که خطوط هوایی، باید راه خود را دور کنند، گاه تا دو ساعت اضافه پرواز کنند، و به جای فرودگاه امام، به فرودگاه دبی بروند! 

هر چند فاز اول فرودگاه امام راه افتاده است، اما دست های پنهان سپاه، و آن دسته از سران رژیم که از خاندان سلطنتی امارات پول می گیرند، در پشت پرده جلوی تکمیل، و اداره درست این فرودگاه را گرفته است، تا مبادا این فرودگاه، به رقیب فرودگاه دبی تبدیل شود

مثال دوم: کریدور شمال-جنوب و طرح توسعه بنادر ایران: 

همانطوری که می دانید سالها قبل، بین ایران و هند و روسیه، طرح  بین المللی به نام کریدور شمال-جنوب تصویب شد، که بر اساس آن، کالا به راحتی از ایران به کشورهای آسیای مرکزی و روسیه، حمل می شد و این کشورها، به آب های گرم بین المللی، از طریق ایران راه پیدا می کردند. 

بر اساس این طرح، ایران می بایست بنادر خود را توسعه می داد، و بعد سیستم حمل نقل ریلی خود را نیز گسترش می داد تا بتواند حجم عظیمی از کالا را از طریق بنادر جنوبی خود ابتدا تحویل بگیرد، و بعد با قطار به شمال ایران حمل کرده، و در بنادر دریای مازنداران، آنها را به کشورهای شمالی، تحویل دهد. 

پژوهش های اقتصادی نشان می دهد که اگر ایران حدود دو میلیارد دلار در ساخت بنادر و راه آهن خود سرمایه گذاری می کرد، می توانست سالیانه بین دو تا چهار میلیارد دلار، درآمد خالص داشته باشد، اما باز این دبی بود که با ساخت بندر جبل علی، موفق شد به هاب منطقه تبدیل شود. 

نکته خنده دار ماجرا اینجاست، بسیاری از کشتی های باربری، کالای خود را به دبی می برند، آنجا تخلیه می کنند تا توسط کشتی های کوچکتر، به ایران حمل شود، و باز دبی است که مبلغ کلانی را به جیب می زند...!!

تکرار همین سیاست کثیف: اینبار نوبت عمان است که ایران را سرکیسه کند...! 

حال باید پرسید، چرا باید چنین سرمایه گذاری کلانی، برای ایجاد پل بین ایران و یک کشور  حاشیه خلیج فارس صورت پذیرد؟ کشوری که نه ثبات اقتصادی و نه ثبات سیاسی دارد؟ کشوری که فاقد بازار مصرف قابل توجه و همینطور صنعت است؟! 

چرا باید سرمایه مردم ایران، به جای ساخت بنادر در مرزهای ایران، ساخت ایجاد پل شود!؟ چرا باید بار و کالای تجاری، اول به دبی، بعد به عمان برود، و بعد به ایران بیاید؟! آیا بهتر نیست آن کالا به صورت مستقیم، وارد ایران شود؟! 



نوشته های پیشین: