چهارشنبه، فروردین ۲۷، ۱۳۹۳

آیا خانواده و یا اقوام قربانی، حق دارند که در مورد مجازات مجرم به قتل، تصمیم بگیرند؟!

قانون قصاص، قانونی اسلامی است، که ریشه آن بسیار قدیمی تر از ادیان است، مثلا در قوانین حمورابی می توان این قانون را دید، و صد البته که محمد پیامبر، مانند بسیاری چیزهای دیگر، این قانون را از روی آیین یهودیان کپی کرده است. 

مهمترین نکته ای که درباره قانون قصاص به چشم می خورد، نگاه «کالا گونه» این قانون به انسان ها است. البته جای تعجب هم ندارد، زمان  تکمیل و تدوین این قانون، انسان ها به شکل قبلیه ای زندگی می کردند. در آن دوران، مرگ یک انسان، تنها از این دلیل بد بود که قدرت قبیله را کم می کرد! و می توانست باعث ایجاد تنش بین قبیله قربانی و قبیله متهم شود!

از این رو، برای اینکه آتش انتقام قبلیه قربانی خاموش شود، دستور می دادند که فرد مجرم، کشته شود.

اما در دنیای مدرن اینگونه به جرم نگاه نمی کنند، و در اصولا مبنای تمامی استدلال ها بر این است که هر انسانی به خودی خود با ارزش است، و اینکه جرمی صورت گیرد و یک انسان کشته شود، یک فاجعه قلمداد می شود.

اما رخدادن این فاجعه، دلیل نمی شود که حکومت و دادگاه، خود به جرم مشابهی دست بزنند و یک انسان را بکشند!

در زمان تکوین قانون قصاص، پدر فرزند، صاحب آن فرزند محسوب می شد، و مثلا اگر کسی فرزند شخصی را می کشد، آن شخص می توانست از مجازات قاتل صرف نظر کند! یا اگر پدری، قتل مرتکب می شد و فرزند خود را می کشد، مجازات نمی شد!

اما در دنیای مدرن، به انسان ها به شکل کالا نگاه نمی کنند، و پدر یا مادر، صاحب فرزند قلمداد نمی شوند! اگر قتلی صورت گیرد، حتی اگر پدر و یا مادر فرزند رضایت دهند، باز دادستانی و قانون موظف است فرد مجرم را به دادگاه ببرد.

رضایت و عدم رضایت پدر و مادر قربانی نیز، در محاسبات دادگاه چندان جایگاهی ندارد، و حتی اگر پدر و مادری رضایت دهند، باز قاتل باید به زندان برود.

اگر پدر یک کودک، فرزند خودش را کشت، دادگاه همان برخوردی را با او می کند که اگر قاتل، یک فرد غریبه می بود! یعنی  در این نگاه مدرن، پدر کودک، صاحب کودک محسوب نمی شود.

اصولا این احمقانه است که وقتی یک جرم و یا دعوا رخ داده، و یک انسان کشته شده است، بخواهیم جان طرف مقابل دعوا را در اختیار طرف دیگر (خانواده قربانی) بگذاریم، چون طبیعا خانواده قربانی، در اوج عصبانیت هستند!

دبستانی را در نظر بگیرید که در آن دو کودک دعوا میکنند و یکی از آنها، با مشت دماغ دیگری را به خون می اندازد، حال چقدر احمقانه است اگر  معلم کلاس،  کودک خاطی را روی زمین بخواباند، و به کودکی که هنوز درد دارد و از دماغش خون می چکد، بگوید می توانی کودک خاطی را کتک بزنی؟!

این روش برخورد؛ حتی برای اداره یک دبستان نیز احمقانه جلوه می کند، تا چه برسد به اداره یک جامعه!

پی نوشت: اگر سطح جرم را در جوامعی که قانون قصاص را اجرا می کنند، با جوامعی که اجرا نمی کنند مقایسه کنیم، می بینیم که قانون قصاص، تنها باعث گسترش خشونت، و افزایش جرم می شود. 











هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نکاتی که هنگام استفاده از بخش کامنتها بهتر است به آن دقت فرمایید:
**١_ بنا به اعتقاد راسخ و بی چون و چرای من به آزادی بیان ، کامنت های شما مستقیما منتشر می شود. ** ٢_لطفا هنگام گذاشتن کامنت، یک اسم برای خودتان در نظر بگیرید تا دیگران و نویسنده وبلاگ راحتر بتوانند به شما پاسخ دهند. ** ٣_تمام کامنت ها را بدقت می خوانم و تنها در جایی که واقعا لازم باشد ، در بحث ها دخالت می کنم، چون من تریبون خودم را داشته ام و حرفم را زده ام ، باید اجازه دهم بقیه حرفشان را بزنند. ** ٤_تنها کامنت های ترولرها و کامنت هایی که شامل لینک های غیر معتبر ، مانند سایت های آلوده به بد افزار هستند،برای امنیت خواننده های وبلاگ ، حذف می شوند. ** ٥_در سمت چپ جعبه ای که در آن نظر خود را می نویسید، شما عبارت (اشتراک ایمیل) را می بینید، درصورتی که ایمیل خود را در آنجا وارد کنید، کامنت های جدید را با ایمیل، دریافت خواهید نمود. ** ٦_شما حتی در فحش دادن به نویسنده وبلاگ هم آزاد هستید! حتی به بهانه توهین به خودم نیز کامنتی را حذف نمی کنم، من جانم را می دهم که تو حرفت را بزنی، اما خواهش میکنم به جای فحش دادن، به موضوع نوشته بپردازید.