دوشنبه، دی ۰۹، ۱۳۹۲

روحانی، آزادی خواهان ایرانی را مزدور خواند! هموطنی که رای دادی، راهت را مشخص کن، یا با آزادی خواهان هستی یا با رژیم!

حسن روحانی، دکترای تقلبی، با وقاحت و بی شرمی تمام، آزادی خواهان ایرانی که بعد از انتخابات نمایشی و تقلبی، به خیابان آمده بودند را مزدور بیگانه خوانده است.

رادیو فردا گزارش کرده است:

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در مورد راهپیمایی روز ۹ دی گفته است، ﻣﺮدم در آن روز ﺑﺮای ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﺟﻨﺎﺣﯽ ﺧﺎص ﺑﻪ ﻣﯿﺪان ﻧﯿﺎﻣﺪﻧﺪ، بلکه ﭼﻮن اﺣﺴﺎس ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ ﺑﻪ ﻓﺮھﻨﮓ ﻋﺎﺷﻮرا اھﺎﻧﺖ ﺷﺪه و بیگانان قصد دخالت در حوزه های اخلاقی و اعتقادی آنها را دارند، و برای حمایت از انقلاب و رهبری در آن اجتماع شرکت کردند.
برای آن دست آدم های کلاش و دو رویی که تلاش می کنند حرف روحانی را عوض کنند و مدعی شوند که روحانی چنین نگفته است، ذکر این نکته ضروری است که روحانی به صراحت گفته است: «بیگانگان قصد دخالت در حوزه های اخلاقی آنها را دارند» و طبیعی است که وقتی تظاهرکنندگان  و آزادی خواهان ایرانی را بیگانه و یا آلت دست بیگانه می خواند، به صورت غیر مستقیم به آنها صفت مزدوری می دهد! 

بسیاری از هموطنان ایرانی، تنها از سر ناچاری و به دلیل وجود گزینه بد و بدتر، و به منظور نشان دادن مخالفت خود با خامنه ای، در انتخابات نمایشی شرکت کردند و به روحانی نیز رای دادند.

هر چند شرکت در انتخابات، یک اشتباه مهلک بود و تنها نتیجه اش، خرید مشروعیت برای رژیم جنایتکار آخوندی بود، اما اکنون این رای دادن، وارد مرحله جدیدی شده است.

با توهین مستقیم حسن روحانی به جانباختگان راه آزادی میهن، کسانی که به او رای داده اند، باید تکلیف خود را مشخص کنند؛ یا باید در مسیر روحانی و رژیم خونخوار ایران باشد، یا اینکه هم مسیر آزادی خواهان ایرانی باشند.

بعد از این توهینی که روحانی به آزادی خواهان ایرانی کرده است، حمایت مجدد از او، به معنای بی حرمتی به تمامی جنبش آزادی خواهی ایران است.

توهین حسن روحانی، یک واقعه مهم است، به یاد بیاورید که چطور اصلاح طلبان از حسن روحانی حمایت کرده اند، و چگونه حسن روحانی به آزادی خواهان ایرانی بی حرمتی کرده؛ و در جمع بندی، می توان دید که چگونه اصلاح طلبان، دشمن جنبش آزادی خواهی ایران هستند.


چند نوشته اخیر این وبلاگ: 

یکشنبه، دی ۰۸، ۱۳۹۲

حاشیه دستور روحانی برای مبارزه با فساد!/ هر هشت سال، یک دزد جدید می آید و فریاد «دزد را بگیرید» سر می دهد؟!

در اخبار آمده بود که حسن روحانی، دزد کلید دار، دستوری ویژه برای مبارزه با فساد مالی را صادر کرده  است!

شورای امنیت ملی، یکی از مراکز اصلی رانت خواری بوده است، و خود روحانی، به عنوان یکی از کسانی که مدتها در آنجا کار می کرده، آلوده به صد فساد است! اصولا، این یک واقعیت است؛ کسی که از ابتدای شکل گیری این نظام جنایت و غارت، مسئول و نماینده مجلس بوده است، به صد جور فساد آلوده است! حال چنین شخصی، دستور به مبارزه با فساد می دهد...!

چه بر سر ما آمده است؟!

ما را چه شده است؟!

هر هشت سال، یک دزد جدید می آید، و مدعی مبارزه با فساد مالی دزد قبلی است؟! این دیگر حافظه تاریخی نیست، همین هشت سال پیش بود که احمدی نژآد، با شعار مبارزه با فساد رییس جمهور شد! قابلمه غذایش را از خانه می آورد که مبادا از اموال بیت المال غذا بخورد؛ اما دیدیم که سرآمد همه دزدها بود.

حال یک دزد دیگر از راه آمده، و مدعی مبارزه با دزد قبلی است؟!

این دیگر نیازی به حافظه تاریخی ندارد، همین هشت سال قبل بود...!

نوشته دیگر امروز این وبلاگ:


چند نوشته اخیر این وبلاگ: 

نبود فرهنگ پرسشگری، ایران را به شوره زاری برای رشد دمکراسی تبدیل می کند...!

چالش، پژوهش و پرسشگری، سنگ بنای دمکراسی:  
به چالش کشیدن گفته  ها و نظرات دیگران، سنگ بنای دمکراسی را رقم می زند، چه آنکه باعث می شود سره از ناسره تمیز داده شده و مشخص شود که کدام سخن درست و کدام سخن نادرست است.
پر بیراه نیست اگر بگوییم که وجه تمایز دمکراسی، ایجاد فضای لازم برای نقد سخن دیگران است، تا بهترین سخن مشخص شود و بهترین تصمیم گرفته شود.
آزادی بیان به خودی خود، ارزش خاصی ندارد، زمانی این آزادی ارزش پیدا می کند که نخست قدر دانسته شود، و سپس از آن استفاده بهینه شود.
رای گیری و انتخابات، مظهر دمکراسی است، اما اگر افراد و سخن آنها به چالش کشیده نشوند، و نقد نشوند، انتخاب مردم، انتخاب آگاهانه و درستی نخواهد بود، و اصولا ارزش رای آنها و کل مراسم رای گیری به زیر سوال رفته است! نمونه اخیر آن انتخابات مصر است.
از آن گذشته، برای پاسداشت دمکراسی، لازم است که شهروندان و رای دهندگان، اتفاقات روز را به دقت زیر نظر بگیرند، و هر رخدادی را به چالش بکشند، و اجازه ندهند که منتخبین مردم، از رای آنها و وکالتی که بر دوش گرفته اند، سو استفاده کنند.
دمکراسی را باید به اتومبیلی گران قیمت و بسیار کارآود تشبیه کرد، و این اتومبیل، تنها به شرط  اینکه به صورت روزانه مورد تعمیر، بهسازی قرار گیرد، کارآمد است و می شود با آن مسافرت کرد،  و اگر به آن اتومبیل رسیدگی نشود، از کارایی ساقط می گردد.
نسبت این پرسشگری و چالش کشیدن رخدادها های روزمره و نظرات سیاستمداران به دمکراسی، به مانند تعمیر و بهسازی، به آن اتومبیل گرانقیمت و کارآمد است.
اگر مشارکت مردم در دمکراسی تنها به رای دادن کورکورانه ختم شود، دمکراسی (که یک نظام کارآمد است)، از کارایی ساقط خواهد شد.
بارها به این نکته اشاره شده است که بدون مشارکت فعالانه مردم در عرصه انتخابات و پس از آن، دمکراسی معنایی نخواهد داشت، تا زمانی که مردم، نامزدهای انتخابات و نظرات آنها را به چالش نکشند و به شکل عمیقی مورد پرسش گری قرار ندهند، و از طرفی، با تیزبینی، اتفاقات روزمره را مورد بررسی و تردید قرار ندهند، دمکراسی شکل نخواهد گرفت و کارآمدی لازمه را نخواهد داشت.
به یاد داشته باشیم، اکثر سیاستمداران، آدم های فاسدی هستند (!) و اصولا سیاستمداران به شدت مستعد سواستفاده از قدرت هستند، تنها عامل بازدارنده، حضور مردم در عرصه است. مثلا اگر سیاستمداران رای بیاورند و ببیند که  دیگر بر قدرت آنها نظارتی نیست، احتمال زیادی وجود دارد که از قدرت خود سو استفاده کنند! اما اگر همین سیاستمداران ببیند که در صورت سو استفاده از قدرت، با واکنش جدی مردم روبرو خواهند شد و مردم در عرصه حضور دارند، دیگر جرات سو استفاده را نخواهند یافت.

فرهنگ ایرانی و بستر دمکراسی:
فرهنگ ایرانی، فرهنگی «ناپرسا» است، و شوربختانه در این فرهنگ، پرسشگری و چالش گفته های دیگران، جایگاه لازمه را ندارد.
شاید مظهر این «نبود پرسشگری» را باید در در سیستم آموزشی کنونی ایران یافت، چه آنکه تا پایان دوره دوازده ساله دبیرستان، دانش آموزان ایرانی، هیچ تولید فکری ندارند و تنها به از بر کردن (حفظ کردن) و یادگیری مطالب ارایه شده اکتفا می کنند. اگر بخواهیم با قاطعیت بگوییم، تنها تولید فکری دانش آموزان ایرانی در این دوره طولانی دوازده ساله، به زنگ های انشا خلاصه می شود!
یعنی جز انشاهای تکراری، دانش آموزان ایرانی، هیچ پژوهش انجام نمی دهند و خودشان هیچ محصولی را تولید نمی کنند. 
این روند غلط حتی در دانشگاه ها نیز ادامه می یابد،  و گزافه نیست اگر ادعا کنیم حتی تا مقطع لیسانس نیز، ما شاهد این روند غلط هستیم و دانشجویان ما، حتی با روند تحقیق و یا تفکر انتقادی، آشنا نیستند...!
اگر از چند دانشگاه خوب کشور صرف نظر کنیم، و به دانشگاه های معمولی ایرانی سری بزنیم، می توانیم ببینیم که حتی پایان نامه دانشجویان فوق لیسانس بسیاری از دانشجویان، ملغمه ای از ترجمه چند مقاله خارجی است و خود دانشجو، به خودی خود، هیچ کار پژوهشی انجام نداده است، و تنها در مقطع دکتری است که می بینیم پایان نامه ها، اندکی شکل پژوهشی به خود می گیرد.
اگر به سیستم آموزشی کشورهای غربی و یا ژاپن نگاهی بیاندازیم، شگفت زده می شویم، چه آنکه می بینیم دانش آموزان با  نگرش پژوهشی از سنین بسیار پایین آشنا می شوند.

دیدگاه انتقادی و جایگاه آن در فرهنگ ایرانی:
در این نوشته، به تفضیل درباره دیدگاه انتقادی توضیح داده ام.
به صورت خلاصه، دیدگاه انتقادی یعنی روشی منطقی برای ارزیابی و جمع آوری اطلاعات. یک انسان با اندیشه انتقادی، هر ادعای را براحتی نمی پذیرد، هنگامی که با یک ادعای جدید مواجه شد، ابتدا به دنبال علت های آن می گردد، سپس وارد مرحله حدس زدن و یافتن بنیادهای ادعای مطرح شده می گردد.
این روش اندیشیدن، در فرهنگ ایرانی، جایگاه شایسته خود را ندارد. علت نیز آن است که اگر حاکمان مذهبی و یا ملایان این دیدگاه را به کودکان بیاموزند، آن کودک دیگر حاضر به پذیریش خرافه های دینی آنها نخواهد بود.

نقش دین:
پر بیراه نیست اگر ادعا کنیم که دین اسلام در ایجاد این وضع اسفناک، نقش قابل توجهی داشته است. چالشگری و پرسیدن، یک تابو در تمامی ادیان است، بماند که دین اسلام، تندترین برخورد را با افراد پرسشگر می کند. شاید بهترین مثال، وجود مجازات مرگ برای کسانی باشد که دین خود را عوض می کنند و یا به راستگویی پیامبر اسلام، شک می کنند! (توضیح درباره ارتداد)
در فرهنگ اسلامی، پرسشگری یک «تبو» است، و پژوهش زشت انگاشته می شود، چه آنکه دکانداران دین، خوب می دانند که پژوهش برای دین به مانند سم است، و اگر شهروندان شروع به پژوهش کنند، گروه گروه از دین خارج می شوند و آن دین، با انقراض روبرو می شود.

چرا فرهنگ ایرانی، مستعد رشد فرقه ها است؟!
فرهنگ ایرانی، به شدت مستعد رشد فرقه ها است، چه آنکه بیعت کورکورانه، و دنباله روی چشم بسته، سنگ بنای فرقه ها را به وجود می آورد.
اصولا تا زمانی که افراد، حاضر نشوند کورکورانه به دنبال یک شخص حرکت کنند، و چشم بسته به اطاعت از او بپردازند، و به خود اجازه ندهند که او را به چالش بکشند، فرقه ها شکل نخواهند گرفت.
اینگونه است که می بینیم در فرهنگ ایرانی، به شدت امکان رشد فرقه ها وجود دارد، و می توانیم ببینم که چگونه فرقه هایی مانند مجاهدین خلق شکل می گیرند و به حیات خود ادامه می دهند.
در این میان، وجود فرقه های جدیدالتاسیس، خطر گسترده ای را برای جامعه ایرانی رقم می زند. افرادی مانند م. ایلیاد، و یا فرقه های دیگری که هر کدام بین چند صد تا چند هزار نفر پیرو دارند، و خطر گسترده ای را برای آینده جامعه ایرانی به همراه دارد.

خاتمه:

روش برون رفت از این معضل، نخست تغییر سیستم آموزشی، و سپس تلاش برای روشنگری در میان اقشار مختلف جامعه است. 

حل این مشکل، نیاز به زحمت بسیار دارد، یک کار فرهنگی دراز مدت است و باری است که بر دوش نسل جوان ایرانی قرار دارد.
Alice Wellington Rollins: "The test of a good teacher is not how many questions he can ask his pupils that they will answer readily, but how many questions he inspires them to ask him which he finds it hard to answer." 

چند نوشته اخیر این وبلاگ:

جمعه، دی ۰۶، ۱۳۹۲

برای اینکه بدانید در اعماق مغز خامنه ای چه می گذرد، این حدیث را بخوانید!

در ایام نوجوانی، یک همکلاسی داشتم که پدرش یکی از روحانیون مشهور بود و کلا از خانواده بسیار مذهبی بر می خواست.
بر حسب اتفاق، او را در حال انجام عملی یافتم که از نظر مذهبی، گناه بزرگی محسوب می شد(آنهم از دید نوجوانان)، و چون از او پرسیدم که چگونه ممکن است او به عنوان یک فرد مذهبی، به چنین گناهی دست یازد، او در پاسخ گفت: «بعد از هر گناه، من فلان حدیث را چهل بار می خوانم، و گناهم پاک می شود..!»
این اتفاق، یکی از اولین جرقه هایی بود که در ذهن من زده شد، تا به حقانیت دین اسلام شک کنم، و با دیده راستی آزمایی به آن بنگرم!
براستی، چگونه ممکن است یک فرد مذهبی، به هر گناهی دست بزند!؟
شاید این سوال بارها در ذهن شما جرقه زده باشد، چگونه است که آخوندهایی مانند خامنه ای یا دیگر روحانیون حاکم بر رژیم، اینچنین جنایت می کنند، و خون مردم را می ریزند؟!
خصوصا  وقتی می بینیم، بسیاری از این جنایت ها، مثلا دستور به تجاوز به زندانیان سیاسی در کهریزک، حتی با دستورات اسلامی نیز در تناقض است و گناه بزرگی محسوب می شود!
یا مثلا، چگونه است که برخی از افراد مذهبی و حاضر در رژیم، به هر جنایتی دست می زنند، اما حتما برای نماز جمعه حاضر می شوند؟!
برای یافتن پاسخ، باید دنیا را از دریچه چشم خامنه ای و دیگر حاکمان این رژیم اسلامی دید.
همانطوری که می دانید، حدیث های پیامبر، نزد مسلمانان بسیار معتبر است، و دست کمی از خود قران ندارد.
در این حدیث، می بینیم که چنین افرادی، تصور می کنند تنها با زدن عطر، و شرکت در مراسم نماز جمعه، تمامی گناهانی که در هفته گذشته انجام داده اند، بخشیده می شود! حدیث را بخوانید:
سلمان فارسي رضى الله تعالى عنه روايت مي كند كه نبي اكرم صلى الله و عليه و سلم فرمودند: «هركس، روز جمعه غسل كند و حتي المقدور، خود را پاكيزه نمايد و از روغن يا مواد خوشبويي كه در اختيار دارد، استفاده كند. سپس، براي نماز جمعه برود و در مسجد نيز از روي شانه هاي مردم، عبور نكند و آنچه برايش مقدّر شده است، نماز بخواند و با دقت و رعايت سكوت، به خطبه امام، گوش فرا دهد، تمام گناهانش از جمعه قبل تا اين جمعه، بخشيده خواهند شد».(بخارى:883)

 
ـ عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِيِّ رضى الله تعالى عنه قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ كريم صلى الله و عليه و سلم: «لا يَغْتَسِلُ رَجُلٌ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَيَتَطَهَّرُ مَا اسْتَطَاعَ مِنْ طُهْرٍ وَيَدَّهِنُ مِنْ دُهْنِهِ، أَوْ يَمَسُّ مِنْ طِيبِ بَيْتِهِ ثُمَّ يَخْرُجُ فَلا يُفَرِّقُ بَيْنَ اثْنَيْنِ، ثُمَّ يُصَلِّي مَا كُتِبَ لَهُ، ثُمَّ يُنْصِتُ إِذَا تَكَلَّمَ الإِمَامُ، إِلا غُفِرَ لَهُ مَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجُمُعَةِ الأُخْرَى». (بخارى:883)
این حدیث معتبر، تنها یک نمونه است، ده ها نمونه از احادیث اینچنینی وجود دارد، احادیثی که هر کدام به تنهایی، می تواند توجیه گر صدها جنایت باشد...! 
نکته وحشتناک ماجرا اینجاست، که تعالیم دینی می تواند باعث شود این اشخاص، دیگر عذاب وجدانی نداشته باشند! مثلا هنگام شکنجه دادن یک زندانی سیاسی، دیگر حتی عذاب وجدان هم جلوی اعمال آنها را نمی گیرد، چه آنکه از یک طرف، تصور می کنند باید دستورات الله را انجام دهند، و عذاب وجدانی ندارند، از طرف دیگر، حتی همان دستورات الله را نیز می توانند زیر پا بگذارند...!

 نوشته دیگر امروز:

آقای اصلاح طلب! این سو استفاده از اعلامیه حقوق بشر است، اگر موسوی را از این حقوق بهره مند بدانید، اما پیمان عارفی را نه! 

خواندن این نوشته را نیز توصیه می کنم:
 پژوهشی بر عملیات کربلای پنج/ هموطنم، این تصویر روباه بنفش است، هنگام صدور دستور قتل عام شصت و پنج هزار نفر ایرانی! 

نوشته های چند روز اخیر این وبلاگ: 
/---------آهای ملتی که برای سخنرانی و تصویب نظر روحانی در سازمان ملل، بندری می رقصید...! بعدا نگویید کاش دستم شکسته بود...!
/-----------/
هشدار!/ هموطن جداشده از اسلام! آتئیست عزیز! مراقب باش که مانند سران رژیم اسلامی رفتار نکنی...!

/----------/رژیم، موفق به صدور انقلاب اسلامی نشده، لذا فساد اسلامی را به کشورهای منطقه صادر می کند...!

/-------چگونه می توان برای لغو اعدام تلاش کرد، وقتی که قصاص و آدم کشی، جزو جداناشدنی اسلام است و هنوز برای تکریم اسلام تلاش می کنند؟!


/-----------/در ستایش فعالان سیاسی پناهنده: هموطنان آزاده ای که تن عزیز خود را شمع آجین کرده اند برای آینده ایران!

/-------/نقش ماندلا در جهانی شدن ubuntu/من هستم به خاطر تو/ انسانیت، وظیفه و بدهی هر کسی به دیگری است / ویدیو و توضیح
/---/داستان کوتاه: معجزه امامزاده اکبر، و تخلیه بار کمپرسی..!




پنجشنبه، دی ۰۵، ۱۳۹۲

نقدی بر مقاله فاضل میبدی، با عنوان «اسلام، حقوق بشر و حق شهروندی»/ گره زدن حزب نازی به فعالان صلح!

محمد تقی فاضل میبدی، روحانی نزدیک به اصلاح طلبان، مقاله ای منتشر کرده و در آن تلاش  داشته تا اسلام و حقوق بشر را به هم گره بزند. اصل مقاله فوق را می توانید در این پیوند ملاحظه بفرمایید. او تلاش داشته تا به نتیجه زیر دست یابد:
«اما این دو مقوله (دین و حقوق بشر) هیچ تباین و تضادی با هم ندارند و وجه اشتراک آنها در برخی موارد مشهود و معلوم است» 
در اینجا، نکات اساسی آن مقاله ذکر شده و نقدی که بر آن وارد است، بیان می شود.
________________________________
در ابتدا و بنیان  مقاله خود، ایشان به غلط، علت تناقض اسلام و حقوق بشر را چنین بیان کرده اند:
"هستند کسانی که «حقوق بشر» و «حقوق شهروندی» را در کنار اسلام بر نمی تابند، با این استدلال که حقوق بشر مولود فلسفه های بشری و از دستاورد دنیای مدرن است و دین مقوله ای وحیانی و خارج از عرصه عقول بشر قرار دارد؛ آنان می گویند چرا باید دین خداوند را با یافته های فکر بشر در آمیزیم و تکلیف انسان در برابر خداوند را به پای حقوق بشر قربانی کنیم؟ بنابراین ناسازگاری دین با حقوق بشر و حقوق شهروندی عیان تر از این است که در تلاش سازگاری آنان بکوشیم."
لازم به ذکر است که علت تنافض اسلام و حقوق بشر، نکته ذکر شده نیست و ایشان یک واقعیت مهم و جدی را نادیده گرفته اند.
علت تناقض اسلام و حقوق بشر، منشا هر کدام نیست، بلکه مشکل اساسی، اصل دین اسلام است که با اصول بنیادین حقوق بشر، در تناقض است.
اصولا نگاه اعلامیه جهانی حقوق بشر به انسان، با نگاهی که دین اسلام به انسان دارد، به شدت با هم تناقض دارد. در اعلامیه جهانی حقوق بشر، انسان و کرامت انسانی او، در مرکز همه چیز قرار دارد، و تمامی تلاش صورت می گیرد تا انسان بتواند بهترین زندگی را داشته باشد.  اعلامیه جهانی حقوق بشر، بر مسایلی چون آزادی اندیشه و بیان، و یا حرمت زندگی انسان ها تاکید می ورزد.
اما دین اسلام، نگاه متفاوتی دارد، در دین اسلام،  اصولا آزادی اندیشه معنا ندارد، و اگر کسی مثلا بخواهد دین خود را عوض کند، کشته می شود (منبع)، یا آزادی بیان معنایی ندارد، و مثلا اگر به اسلام و یا الله انتقاد کند، باز نیز باید کشته شود، (منبع)؛ آزادی فردی معنا ندارد، اگر دو انسان، از روی رضایت رابطه جنسی داشته باشند، با مجازات سنگسار روبرو می شوند...! (منبع)
 آقای میبدی در ادامه نوشته اند:
" انصاف این است که اگر کسی اسلام را در ظرف زمان و با دیده تحقیق بنگرد و عقل و اجتهاد را، که به قول اقبال لاهوری «موتور محرکه » شریعت است،مبنای تفقه در دین بداند،اصل حقوق بشر و حقوق شهروندی را در راستای اهداف انبیا می داند."
این نکته عجیبی است، که ایشان تلاش دارد از دستورات شکنجه، آدم کشی و قتل، اصول حقوق بشر و حقوق شهروندی را استخراج کند! 
وقتی اسلام به صراحت دستور به کشتن مخالفین، اعدام، سنگسار، یا بریدن دست می دهد، چگونه می توان از آنها حقوق شهروندی را استخراج کرد؟!
به عنوان مثال، تناقض های اسلام و حقوق بشر، زمانی مشخص می شود که آنها را کنار یکدیگر می گذاریم:
برابری همه انسانها با هم:
نظر اعلامیه جهانی حقوق بشر در باره آزادی و برابری همه انسانها ، ماده یک :
تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و با هم برابرند./ ماده دو :هر کسی میتواند بدون تمایز از حیث نژاد، جنس مذهب و عقیده سیاسی از مفاد این اعلامیه بهره مند گردد. / ماده سه : هر کس حق زندگی آزاد و امنیت شخصی دارد/ ماده چهار : احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت/
نظر قرآن : قران برده داری را به رسمیت می شناسد و از نظر قران زن و مرد نیز برابر نیستند
قران : سوره نحل آیه 75: خدا برده زر خريدی را مثل می زند که هيچ قدرتی ندارد، و کسی را که از، جانب خويش رزق نيکويش داده ايم و در نهان و آشکارا انفاق می کند آيااين دو برابرند؟
در این آیه و بسیاری آیه های دیگر مانند 28 روم یا 29 معراج یا 25 مومنون یا 24نسا، قران به صراحت برده داری را مورد تایید قرار می دهد و آنرا به رسمیت می شناسد.
در اسلام زن و مرد برابر نیستند : آیه 282 سوره بقره: ..... اگر مدیون سفیه و فقیر است و صلاحیت امضا ندارد ولی او به عدل و درستی امضا کند و دو تن از مردان را به گواه آرید و اگر دو مرد نیابید یک تن مرد و دو زن هر که را طرفین راضی شوند گواه گیرند..(یک مرد ارزشش برابر دو زن است!)
آیه 11 سوره نساء:حکم خدا در حق فرزندان شما این است که پسران دو برابر دختران ارث برند
یه 34 سوره نسا : مردان را بر زنان حق تسلط و نگهبانی است به واسطه آن برتری که خدا بعضی را بر بعضی مقرر داشته است.
ممنوعیت شکنجه
اعلامیه جهانی حقوق بشر : ماده پنج :احدي را نميتوان تحت شکنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد که ظالمانه و يا برخلاف انسانيت و شئون بشري يا موهن باشد
قران : قران شکنجه را برای انسان در جهنم وعده می دهد و شکنجه را به رسمیت می شناسد :
نسا -56 :بزودى آنها را در آتشى وارد مى‏كنيم كه هرگاه پوستهاى تنشان (در آن) بريان گردد (و بسوزد)، پوستهاى ديگرى به جاى آن قرار مى‏دهيم، تا كيفر (الهى) را بچشند
حج 19-21یا لباسهايى از آتش براى آنها بريده شده، و مايع سوزان و جوشان بر سرشان ريخته مى‏شود؛ آنچنان كه هم درونشان با آن آب مى‏شود، و هم پوستهايشان، و براى آنان گرزهايى از آهن (سوزان) است
سوره محمد آيه 4 :چون با کافران روبرو شديد، گردنشان را بزنید. و چون آنها را سخت فرو فکنديد، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد. آنگاه يا به منت آزاد کنيد یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پايان آيد.
سوره الانفال آیه :12 :و آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان وحی کرد: من با شمایم. شما مومنان را به پایداری وادارید. من در دلهای کافران بیم خواهم افکند. بر گردنهایشان بزنید و انگشتانشان را قطع کنید.
سوره توبه آیه 123:ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند
غیر از این مواردی از شکنجه با تایید پیامبر اسلام در تاریخ موجود است.
تساوی رابطه زن و مرد
نظر اعلامیه جهانی حقوق بشر ماده شانزده: زن و شوهر در در کلیه امورمربوط به زناشویی برابر و مساوی هستند / ازدواج باید با رضایت کامل زن و مرد باشد
قران زن و مرد را برابر نمی داند ، برای زن در همه موارد حقوق کمتری قایل است.
آیه 227 سوره بقره: ......زنان را بر شوهران حقوق مشروعی است چنانچه شوهران بر زنان لیکن مردان را بر زنان فزونی و برتری است.....
آیه 3 سوره نساء: اگر بترسید که مبادا درباره یتیمان مراعات عدل وداد کنید پس آن کس از زنان را به نکاح خود آرید که شما را نیکو و مناسب با عدالت است.دو یا سه یا چهار (هر مردی می تواند چهار زن داشته باشد!)
سوره (بقره) آيه223: زنان شما كشتزار شمايند. هر زمان و به هر طريق كه خواستيد به كشتزار خود نزديك شويد.
رضایت کامل زن و مرد از نظر قرآن : سوره نسا آیه4 2 : وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ترجمه : و نيز زنان شوهر دار بر شما حرام شده اند ، مگر آنها که به تصرف شما، درآمده باشند. (در این آیه به صراحت قران مجاز می دارد که به زنانی که تحت مالکیت شما درآمده اند، تجاوز کنید. چگونه یک زن به مالکیت یک مرد دیگر در می آید؟ بله ، با حمله نظامی! )
 حق آزادی انتخاب مذهب یا تغییر مذهب یا آزادی اندیشه و بیان
اعلامیه جهانی حقوق بشر : حق انتخاب مذهب و یا تغییر مذهب : هر کس حق دارد از آزادی فکر و وجدان و مذهب بهرمند شود، این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و اجرای مراسم دینی است. / هر کسی حق آزادی عقیده و بیان را دارد /
تغییر دین در اسلام : بی نیاز از توضیح است که در اسلام و قرآن مجازات مرتد مرگ است و هیچ مسلمانی حق تغییر دینش را ندارد.
آزادی بیان و عقیده در اسلام : در قرآن و اسلام حق آزادی بیان به هیچ وجه شناخته شده نیست و اگر کسی بخواهد بحث منطقی در باره نقص قرآن یا رفتارهای پیامبر اسلام انجام دهد، سزایش مرگ است!
مردم سالاری و اداره جامعه توسط خود مردم
اعلامیه جهانی حقوق بشر ، ماده 21: هر کسی حق دارد در اداره امور کشور خود مستقیما یا وساطت نماینده که آزادانه انتخاب شده ، مشارکت جوید.
 تفاوت ماده فوق با نظر قرآن : این ماده اعلامیه جهانی حقوق بشر، به صراحت پایه گذار دموکراسی و مردم سالاری است، در حالیکه در قرآن به صراحت حق کنترل جامعه به خدا و رسول خدا و ولی معرفی شده از جانب خدا واگذار شده است. به دیگر سخن، قرآن مخالف دموکراسی است.
 در این نوشته، به تفاوت های دین اسلام با اعلامیه جهانی حقوق بشر پرداخته شده است.
 در ادامه، آقای میبدی، به وجود عدالت و ... چند چیز دیگر در قران متوسل شده اند و تلاش کرده اند که بگویند چون در دین این موارد ذکر شده، پس اسلام تناقضی با حقوق بشر ندارد!
ایشان نوشته اند:
 "اما این دو مقوله از هم جدا، هیچ تباین و تضادی با هم ندارند و وجه اشتراک آنها در برخی موارد مشهود و معلوم است؛ از جمله:۱)‌ عدالت: یکی از مبانی مبعوث گشتن پیامبران الهی تحقق عدالت در میان ادیان است. قرآن به دفعات در آیات متعدد بر عدالت و قسط انگشت تأیید نهاده است و مفهوم برابر آن یعنی ظلم و بی عدالتی را علت اصلی سقوط جوامع، تمدن ها و حاکمان دانسته است. به آن میزان که ظلم در تعالیم دینی منفور است، کفر به آن میزان لباس نفرت بر تن ندارد.....۲) ‌اصل کرامت انسان: این که هر انسانی دارای کرامت ذاتی است، هم از آموزه های قرآن است،[ لقد کرمنا بنی آدم] هم سخنی است که در مقدمه حقوق بشر آمده است. نخستین گام اثبات کرامت آدمی،‌ اجتناب از بندگی و سر سپردگی و تعلق، و مداهنه قدرتها و حاکمان زمان و تنها سر سپردگی به بندگی خداوند است... /برائت:از مهمترین اصل وآموزه های اسلامی ،که در جهت حفظ حقوق شهروندی در قانون اساسی آمده است ، اصل برائت از جرم است . "
نکات ذیل قابل توجه است:
-          در اسلام، عدالتی وجود ندارد، کافی است توجه کنیم که  زنان،  با مردان برابر نیستند! یا افراد غیر مسلمان، برابر با مسلمانان محسوب نمی شوند. طبق دستورات اسلامی، افراد غیر مسلمان نجس هستند، و اصولا افراد کافر را باید کشت! این کجایش عدالت است؟!
-          کرامت انسان ها نیز در اسلام و قران، به شکل آشکاری زیر پا گذاشته می شود. مثلا در آیه بیست و نه توبه، به صراحت گفته می شود که افراد غیر مسلمان، یا باید پول زور به مسلمانان بدهند، یا باید به بردگی کشیده شوند، یا کشته شوند. یا در آیه سی و چهار سوره نسا، به مردان اجازه می دهد که زنان را کتک بزنند...!
وقتی به صراحت در قران، دستور به کتک زدن زنان، یا برده داری و یا کشتن و آزار غیر مسلمین داده می شود، چگونه می توان مدعی شد که کرامت انسانی در نظر گرفته شده است؟!
-           در اسلام، برائت نیز وجود ندارد! برائت یعنی که هر انسانی، تا زمان برگزاری دادگاه منصفانه، بیگناه محسوب گردد.
حال سوال اینجاست، مگر نه آنکه افراد غیر مسلمان، به صورت پیش فرض مورد آزار مسلمین قرار می گیرند؟! این خود در تناقض آشکار با برائت است...!
 نوشته دیگر امروز: 
آقای اصلاح طلب! این سو استفاده از اعلامیه حقوق بشر است، اگر موسوی را از این حقوق بهره مند بدانید، اما پیمان عارفی را نه! 

خواندن این نوشته را نیز توصیه می کنم:
 پژوهشی بر عملیات کربلای پنج/ هموطنم، این تصویر روباه بنفش است، هنگام صدور دستور قتل عام شصت و پنج هزار نفر ایرانی! 

نوشته های چند روز اخیر این وبلاگ: 
/---------آهای ملتی که برای سخنرانی و تصویب نظر روحانی در سازمان ملل، بندری می رقصید...! بعدا نگویید کاش دستم شکسته بود...!
/-----------/
هشدار!/ هموطن جداشده از اسلام! آتئیست عزیز! مراقب باش که مانند سران رژیم اسلامی رفتار نکنی...!

/----------/رژیم، موفق به صدور انقلاب اسلامی نشده، لذا فساد اسلامی را به کشورهای منطقه صادر می کند...!

/-------چگونه می توان برای لغو اعدام تلاش کرد، وقتی که قصاص و آدم کشی، جزو جداناشدنی اسلام است و هنوز برای تکریم اسلام تلاش می کنند؟!


/-----------/در ستایش فعالان سیاسی پناهنده: هموطنان آزاده ای که تن عزیز خود را شمع آجین کرده اند برای آینده ایران!

/-------/نقش ماندلا در جهانی شدن ubuntu/من هستم به خاطر تو/ انسانیت، وظیفه و بدهی هر کسی به دیگری است / ویدیو و توضیح
/---/داستان کوتاه: معجزه امامزاده اکبر، و تخلیه بار کمپرسی..!